روزیاتو/ اصطلاح خودشیفتگی (narcissism) اغلب اوقات شنیده می شود اما شناسایی یک فرد خودشیفته کار چندان ساده ای نیست. تعریف رسمی خودشیفته فردی است که اغلب اوقات احساس همدردی نداشته، خود را ذیحق دانسته و بسیار متکبر است و خود، علایق و خواسته هایش را بر هر کس و هر چیزی ارجح می داند. این رویه های شخصیتی می تواند تمام جنبه های زندگی آنان از مدیریت پول گرفته تا شغل و از همه مهم تر روابط عاطفی و شخصی افراد خودشیفته را تحت تاثیر قرار دهد.
۱- شناسایی خودشیفته‌ها در نگاه اول بسیار دشوار است زیرا این افراد بسیار کاریزماتیک هستند به همین دلیل باید مراقب احساس نزدیکی و علاقه جادویی به آن ها باشید
دلیل اینکه اکثر افراد از شناسایی افراد خودشیفته در اولین ملاقات و آشنایی با آن ها این است که این افراد بسیار کاریزماتیک، دارای اعتماد به نفس و جذاب هستند. در مراحل اولیه آشنایی خودشیفته ها از یک تکنیک عاشقانه به نام «بمباران عشقی» استفاده می کنند، یک تاکتیک سوء استفاده گرانه که در آن طرف مقابل از هر طرف با عشق، خدمت رسانی و کادو مواجه می شود تا فرد خودشیفته بتواند به هدف خود دست یابد.
دکتر رامانی دورواسولا که یک روانشناس بالینی شناخته شده است در این باره می گوید: «مسافرت ها، هدایا، تجربیات جذاب، تماس های مداوم یا اطلاعات بیش از حد و علاقه کلی شدید غیرعادی. یک رابطه خوشیفته‌مآبانه اغلب خیلی سریع پیش می رود و بعد از آن با سیکلی از کاهش ارزش طرف مقابل، کنار گذاشتن و فراز و نشیب ها ادامه می یابد». شاید یک جرقه عشقی غیرطبیعی با کسی در آن لحظه خوشایند جلوه کند اما باید آن را یک علامت خطر در رابطه عاشقانه در نظر گرفت. دورواسولا در این باره می گوید: «برای من شنیدن این که افراد یک ارتباط جادویی دارند اغلب اوقات یک نشانه خطر است مبنی بر این که این رابطه ممکن است به یک چیز سمی تبدیل شود».

۲- رفتار افراد خودشیفته بعد از این که تعهدتان به رابطه را نشان دادید تغییر می کند، کمتر به شما توجه کرده و بیشتر به خود توجه می کنند و رفتارشان ثبات ندارد
به سرعت پس از پایان دوره موسوم به «فاز ماه عسل» و پس از آنکه فرد خودشیفته شما را به رابطه متعهد دید، تغییری رخ می دهد. ممکن است علاقه شدید او به شما متوقف شود، دیگر خبری از هدایا نباشد و به جای آن ممکن است تغییراتی شدید در رفتار او ایجاد شود. به گفته دورواسولا «به محض اینکه فرد خودشیفته شما را متعلق به خود دانست- درست مانند رفتار یک بچه نسبت به عروسکش- به سرعت علاقه شان کاهش و کاهش خواهد یافت و سیکل کاهش ارزش شخصیتی رخ می دهد و بدنبال آن سمی بودن رابطه به طور رسمی آغاز می شود». در این شرایط آن ها کمتر به شما توجه کرده، هنگام حرف زدن شما یا دیگران حواسشان جای دیگری است و برنامه هایی که در دوران اولیه آشنایی و رابطه با شما داشتند رفته رفته از یاد می رود و تغییر می کند.
در این مرحله وقتی آن ها نتوانند به چیزی که می خواهند دست یابند و با مخالفت طرف مقابل مواجه شوند به سرعت عصبانی شده و به رابطه پایان می دهند. دورواسولا تصریح می کند: «دنبال این باشید که چطور یک خودشیفته ناامیدی و استرس را مدیریت می کند، چگونه با دیگران رفتار می کنند، چگونه در مورد دیگران صحبت می کنند، آیا هنگامی که شما یا دیگران صحبت می کنند به این صحبت ها توجه دارند، آیا در صورتی که نظری ناگهانی در مورد موضوعی داشته باشید آن ها آن را توهین تلقی کرده و از کوره در می روند، آیا فکر می کنند که بهتر از دیگران هستند، وقتی که همه چیز آنطور که آن ها می خواهند پیش نمی رود عصبانی می شود. آیا به سرعت عصبانی می شوند، آیا ثبات رفتاری نداشته و مرموز هستند؟».
۳- احساس می کنید دارید کنترل می شود انگار که نمی توانید بدون به خطر انداختن رابطه تان افکار خود را به زبان بیاورید
از آنجایی که افراد خودشیفته تنها نگران خود بوده و به خودشان اهمیت می دهند نیازهایشان را در اولویت قرار می دهند. این ممکن است بدان معنا باشد که هر چه بیشتر از رابطه شما بگذرد چنین موقعیت هایی را بیشتر تجربه خواهید کرد. فرد خودشیفته ممکن است بیش از پیش شما را از دوستانتان دور کند، برای بیرون رفتنتان از خانه محدودیت ایجاد کند و حتی از شما بخواهد طبق نظر او لباس بپوشید. هر گونه مخالفت شما با خواسته ها و نظرات او ممکن است به یک درگیری و بحث بزرگ تبدیل شود زیرا در ذهن آن ها خودشان و نظراتشان بر هر چیزی ارجحیت دارد. دورواسولا می گوید: «ممکن است خود را بیشتر و بیشتر تحت کنترل بیابید، خود را دور شده از چیزهایی که برایتان اهمیت دارد ببینید، از قبل نگران عواقب و نتایج ناخوشایند کارها و حرف هایتان باشید، همواره خود را در حال راه رفتن روی پوسته تخم مرغ بیابید، نشانه هایی که جملگی از رابطه با یک فرد خودشیفته خبر می دهند».
در اینگونه موارد اگر از رفتار نادرست و ناعادلانه طرف مقابل شکایت کنید، وی از ترفند فندک استفاده می کند، تاکتیکی سوء استفاده گرانه که در آن فرد خودشیفته باعث می شود طرف مقابل ادراک خود از واقعیت و حقیقت را مورد تشکیک قرار دهند و به اصطلاح به عقل و درک خود شک کند. آن ها ممکن است شما را به روایت یا به خاطرسپاری نادرست و غیرواقعی از یک درگیری یا حادثه متهم کنند، شما را به توهم متهم نموده و رفتارهای خود را به استرس و تروماهای دوران کودکی نسبت دهند.


۴- به خاطر رفتارهایشان بهانه می تراشید و از آن ها دفاع می کنید
اگر خود را در حال دفاع از رفتارهای سمی و سوء رفتارهای شریک زندگیتان یافتید به احتمال فراوان با یک خودشیفته زندگی می کنید. به باور دورواسولا، اگر به خود بگویید «بهتر می شود» یا رفتارهای نادرست طرف مقابل را به استرس و دوران سخت کودکی نسبت دهید یا به خود بگویید که منظور او از حرف های تند و رفتارهای نامناسب چیز دیگری بوده باید به این رابطه شک کنید. وی در این باره تصریح می کند: «این ها روابطی هستند که اغلب اوقات در آن ها خود را گیج و درمانده می بینید و اغلب بهانه می تراشید و برای ادامه رابطه دنبال بهانه و منطق های نادرست می گردید».
تمام رفتارها و تاکتیک های سوء استفاده گرانه طرف مقابل ممکن است باعث ایجاد احساس تهی بودن در فرد شده و به طور کلی خود را فراموش کرده و نادیده بگیرد. دورواسولا در این باره چنین اظهارنظر می کند: «ممکن است احساس گیجی کنید، پر از تشکیک به خود باشید، نگران بوده و خود را سرزنش کنید و دیگر حال و هواهای منفی مانند بی احساسی، افسردگی، حس درماندگی، ناتوانی، افزایش انزوای اجتماعی و حس شرمندگی».
رابطه با افراد خودشیفته معمولاً سمی است و بهترین گزینه برای طرف مقابل پایان دادن به چنین رابطه ای است
ممکن است طرف مقابل به شما قول دهد که بهتر شده و تغییر کند اما دورواسو توصیه می کند که در صورت مشاهده نشانه های فوق به رابطه خود با چنین افرادی پایان دهید:«بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که خود را آزاد کنید، به محض اینکه در روزها اول رابطه متوجه این پرچم های قرمز شدید، قبل از اینکه بیش از حد در این رابطه سرمایه گذاری کنید، از آن خارج شوید. رابطه با خودشیفته ها سمی است. تمام. آن ها با رفتارهای بی ارزش کننده و تحقیرآمیز، نادیده گرفتن، فریب، استفاده از تکنیک فندک، بی ثباتی و عدم صداقت شناخته می شود، شاید نه تمام آن ها اما بعضی از آن ها».