آخرین خبر/ بخشی از زندگی فاطمه نواب صفوی متولد 1329/02/22 در مستند "فاطمه" را در ویدئو می توانید ببینید. وی مصاحبه های بی نظیری با رهبران کرد، معمر قزافی و برخی چهره های سیاسی و نظامی در سالهای قبل پیروزی انقلاب و اوایل آن را در کارنامه خود دارد.

مریم کاظم زاده خبرنگار جنگ درباره فاطمه نواب می نویسد: «جوانان امروز بی شک، کمتر کسی را با شهامت و کارها و عکس های او میشناسند.
اواخر تابستان ٥٨ بود. درگیری کردستان ادامه داشت. من خبرنگار سرویس شهرستانهای روزنامه "انقلاب اسلامی" بودم. چند سفر به کردستان داشتم و با دکتر چمران آشنا شده بودم. 
بنا به شغلی که داشتم هر روز، روزنامه ها و خبرهای مهم را می دیدم. روزنامه "کیهان" خبرهای کردستانش ویژه بود. مصاحبه های اختصاصی از شخصیت های مطرح آن روزهای کردستان داشت. شخصیت هایى مثل جلال طالبانی و عزالدین حسینى. تمامشان را خبرنگار اعزامی روزنامه کیهان تهیه می کرد. 


همه خبرهایش صفحه اول و تیتر اول بودند.
نامش فاطمه نواب صفوی بود. او را ندیده بودم و نمی شناختم. اما هر بار بعد از خواندن خبرهایش، در من انگیزه فراوانی ایجاد می شد. همین انگیزه ها بود که باعث شد با قاسملو، رهبر حزب دمکرات کردستان، مصاحبه کنم و شیخ عزالدین حسینی، رهبر حزب کومله کردستان، را از نزدیک ببینم. هر چند بنا به دلایلی با او مصاحبه نکردم. 
بعد از شهادت دکتر چمران بود که او را دیدم. ابتدا در مراسم ها و بعد در ضیافت هاى شب نشینی که با خانم غاده جابر، همسر دکتر چمران، و چند تن از دخترهای جوان داشتیم بیشتر او را شناختم. 


وقتی غاده ما را به هم معرفی کرد، چند شبی از شهادت دکتر چمران نمی گذشت. در زیر زمین یکی از ساختمانهای نخست وزیری، محل اقامت دکتر چمران بودیم. زیرزمینی که چند اتاق مبله و آشپز خانه داشت. آنجا بود که فهمیدم او فرزند شهید بزرگوار مجتبی نواب صفوی است. شهید نواب صفوی برای مجاهدان انقلاب، قهرمان شناخته شده ای بود.
فاطمه نواب خنده رو و صمیمی بود و بسیار آرام صحبت می کرد. جثه قوی و محکمى داشت. غاده مى گفت که در جبهه های جنوب پا به پای دکتر چمران با دوربینش حضور داشته. او در عملیات بیت المقدس بر ترک موتور می نشست و از خطوط مقدم جبهه عکس می گرفت. عکس های عملیات فتح المبین و بیت المقدس او عکسهای تاریخی جنگ هستند. برایم از شبهایی تعریف می کرد که چطور با اسب از روستاهای صعب العبور کردستان می گذشتند تا به محل اقامت رهبران کرد برسند و با آنها مصاحبه کنند. 
شبی از او پرسیدم بهترین عکست از جنگ کدام است؟ گفت عکسى دارم از رزمنده ای که بیرون سنگر به گربه ای غذا می دهد.
فاطمه نواب صفوى بى شک خبرنگار متهوری است که باید به نسل جدید شناسانده شود.»

تنها زن حاضر در عملیات بیت المقدس از زبان خودش:
از کودکی علاقمند به نقاشی بودم و از طبیعت بسیار زیاد لذت می بردم.
اولین تابلوی نقاشی دوره دبیرستانم با رنگ روغن بود و بعد از آن با آبرنگ نقاشی می کردم.
با هر دوربین کوچک ابتدایی هم عکاسی می کردم و دوست داشتم دنیا را با تصاویر ذهنی نگاهم که می دیدم، ثبت کنم .
بعد از انقلاب با نوشتن مقاله و دربخش سرویس سیاسی و خارجی کیهان مشغول به کار شدم.
بعد از جریان هایی که در کردستان و گنبد اتفاق افتاد همیشه یک دستگاه دوربین کوچک همراهم بود .
از سفرهایم عکاسی میکردم و از همان عکس ها که می گرفتم، در مقاله ها و گزارش هایم استفاده می کردم تا بالاخره توانستم به مرور زمان با تهیه دوربینی از ویژگی های حرفه ای آن دوربین ها استفاده کنم.
با وجود این امکانات بر روی دوربین بیشتر از عکاسی لذت می بردم و عکس را به مکنونات ذهنی ام نزدیک و نزدیک تر حس می کردم.
از سال 1359 وارد به عرصه ی جنگ شدم و در کنار دکتر چمران- با آن روحیه زیبا و معنوی- در مناطق غرب کشور هم می آموختم وهمرزم بودم.
وقتی ایشان علاقه ی مرا به عکاسی می دیدند که چگونه برای ثبت هر موضوعی مشغول کادربستن می شدم مرا به عکاسی تشویق می کردند و اولین عکسهایی که از خط مقدم نبرد با راهنمایی های ایشان گرفتم، در روزنامه کیهان چاپ شد.
از دکتر خواستم که به عنوان یک سربازاجازه دهد که درکنار او و دیگر رزمندگان حضور داشته باشم، دکتر هم پذیرفت و یک اسلحه کلاشینکف با سایر تجهیزات را به من داد و چون دوربینم در همه جا همراهم بود وبا دیدن هر موضوعی دوربینم به طرف موضوع میرفت. ناخواسته!زیاد عکاسی می کردم، در نتیجه دوستان همرزمم به شوخی می گفتند:
” اگر یک عراقی بیاید که با خواهر نواب بجنگد، خواهر نواب اول دوربینش را بر می دارد و می گوید بگذار تا چند عکس از تو بگیرم بعد با تو می جنگم”.
عکسها برایم ارزش زیادی داشتند خیلی از عکسها به نظرخودم خیلی جالب نبودند ولی بعدها به ارزش آنها پی بردم .
هزاران فریم عکس از جنگ تهیه کردم .
در طی این مدت در کشمیر، کوزوو،لبنان عکاسی کردم و بارها در لبنان در خطوط جنگی اسراییل و لبنان عکس های زیادی ثبت کردم .
از جمله همرزم های من “کاظم اخوان” بود که شخصیت بسیار خاصی داشت.
او به معنای حقیقی کلمه عاشق بود وبا عشق و ایثارگری زندگی می کرد و در خیلی از مناطق عملیاتی با ما همراه بود، حتی درعملیات فتح خرمشهر و بعد ازفتح خرمشهر وقتی اسراییلی ها به جنوب لبنان حمله کردند،من قصد عزیمت به لبنان را کردم و وقتی که کاظم فهمید به لبنان می روم گفت:
“من هم می آیم” ولی به دلیل مشغولیت هایی که در روزنامه داشتم، او در لبنان زودتر از من حاضر شد و مدتی را در سوریه منتظر ماند و قرار شد که زودتر به لبنان برود و من در آنجا به آنها بپیوندم که شنیدیم راه توسط کتایب بسته شده است.
کتایبی ها در آن زمان با اسراییلی ها همکاری نزدیکی داشتند کاظم رو دستگیر کردند و هنگامی من به لبنان وارد شدم که آنها دستگیر شده بودند.
بگذریم!
از جریان صبرا و شتیلا هم- در زمان محاصره نظامی کشمیر هند- عکسهایی تهیه کردم.
در زمان درگیری های کزوو هم حضور داشتم و فیلم و عکسهای زیادی را از آن مناطق و بومیان آنجا تهیه کردم.
درمکه هم از کوچه های بنی هاشم ، داخل حرم ، مدینه ، منی و عرفات در شرایطی عکاسی کردم که عکاسی ممنوع بود و با وجود درگیری ها و بارها از دست پیر عربستان فرار کردم.
الان هم با همه مشغولیتهای کاری و زندگی دوربین را به عنوان عضوی از وجودم حس می کنم و همیشه همراه خودم دارم و همانطوری که با موضوعات اجتماعی و طبیعت و…زندگی می کنم، عکاسی هم می کنم.ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ
فاطمه نواب دارای مدرک کارشناسی کامپیوتر از آمریکا و نیز تحصیلات حوزی از قم است

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar