کارناوال/ " lifetime experience " اصطلاحی ست برای تجربه هایی که یک بار انجام دادن آن ها کافیه، برای اینکه خاطره و لذت انجام دادنش یک عمر باهاتون همراه باشه.
می تونید تو ماشین و پشت ترافیک برای دوستانتون تعریف کنید و درست همونجا دوباره لحظه لحظه اش رو زندگی کنید.
حالا اگر بهتون بگم، در ادامه تجربه ای این چنین پیش رومونه ، از کلبه ای بالاتر از ابرها که اقامت در آن هزینه براتون به همراه نداره و کافیه از کوهستان " سه انگشت " در واشنگتن امریکا با هم صعود کنیم ... همنورد من میشید؟

تاریخچه ساخت و بازسازی کلبه
در سال 1931 جنگلبان " هارولد انگلس " و کوهنورد و راهنمای محلی " هری بدال " برای ساخت این کلبه در ارتفاع 2000 متری، راهی قله ی کوه " سه انگشت " شدند.
در آن زمان هدف از ساخت این کلبه، پیدا کردن لکه های کوچک آتش سوری در جنگل پایین دست منطقه بود، تا سریعا هشدار بدهند و آتش سوزی بزرگتر نشود.
بنابراین قسمتی از قله را منفجر کردند تا سطحی صاف برای ساختن کلبه داشته باشند.
بعد از گذشت چندین سال، این کلبه متروکه باقی ماند تا اینکه در سال 1980، گروهی از کوهنوردان و محیط بان ها آن را بازسازی کردند.
حتی تصور کار کردن در اون ارتفاع و حمل وسایل مورد نیاز، من رو خسته می کنه!

صعود تا کلبه


مسیر اول
بعد از چند ساعت کوهپیمایی سبک و رسیدن به ابتدای مسیر قله، برای دسترسی به کلبه باید چند مسیر پوشیده از برف رو کوهپیمایی کنید که انرژی زیادی از شما میگیره. بنابراین آب زیاد بخورید و قدم هاتون رو نزدیک به هم بردارید.
وقت استراحت برگردید و به پشت سر نگاه کنید، راهی که اومدید رو با افتخار نگاه کنید و ادامه بدید، اگر هنوز هم خسته اید، به غذای گرم و کلبه راحتی که متظرتون هست فکر کنید و یادتون بیاد که امشب رو تو چادر نمی خوابید، ینجوری حتما انرژی تازه ای می گیرید.

مسیر دوم
قسمت مهم مسیر، گذشتن از شیب تندی هست که یخ زده و مثل آینه شده. پس وسایل یخ نوردیتون رو آماده کنید، در همین حال هم، رو نفس کشیدنتون تمرکز کنید تا کمی آروم بشید.
به چشم تجربه ای فوق العاده ، اما خطرناک بهش نگاه کنید.
تمرکز در این مرحله حتی از تجهیرات هم مهمتره. یه قدم اشتباه نتیجه اش لیز خوردن شما به پایین هست.
هماهنگ با بقیه حرکت کنید و تا از جای پاهاتون مطمئن نشدید، قدم از قدم بر ندارید.

یه کلبه می بینم ...
مرحله سخت صعود رو پشت سر گذاشتید. در ادامه، دو تا مسیر تنگ از بین سنگ ها رو دارید که کوله های بزرگتون ممکنه کمی عبور کردن از بینشون رو براتون سخت کنه. با احتیاط از نردبان هایی که روی سنگ ها گذاشته شده بالا برید، دارید نزدیک می شید.

آخرین سنگ
آخرین مسیر، صعود از صخره ای شیب دار هست، که با استفاده از طناب هایی که به پایین ریخته شده، به راحتی می تونید از اون بالا برید.
اما سعی کنید با دیدن کلبه حواستون پرت نشه، مراقب باشبد تا به سلامت داخلش بشید.

بهتر از هر ویلای لوکسی...
بعد از اینکه به کلبه وارد شدید، مطمئنم از زیبایی و منظره 360 درجه ای که می بینید شگفت زده میشید.
می دونم برای چند لحظه ، کاری جز چرخیدن به اطراف و نگاه کردن به دوردست ندارید، اماخودتون رو خسته نکنید. کوله تون رو زمین بزارید و برای اقامتی خاطره انگیز آماده بشید.
تا غروب خورشید کمی فرصت دارید. پیشنهاد می کنم نوشیدنی گرم بخورید و به قفسه کتابی که درون کلبه هست نگاهی بندازید.
شاید لا به لای کتاب ها نوشته ای پیدا کردید، از تجربه افرادی که قبل از شما، غروب و طلوعی جادویی رو اینجا تجربه کردن.
شما هم می تونید دست به قلم بشید و دست نوشته ای به جا بگذارید.

غروبی این چنین میانه کوه ام آرزوست...
تماشای غروب آفتاب، وقتی بدنتون از راهی که اومدید خسته هست و قلبتون سرحال از منظره ای که پیش رو دارید منظم می تپد ، افتخار کردن به خودتون و همنورد هاتون، یکی از بهترین لذت هاست.
برای من که این یعنی زندگی، یعنی یه خاطره که پشت ترافیک شهر دستمو بکشه و بیاره به اینجا.

سخن آخر
اولین شاعر جهان حتما بسیار رنج برده است، آنگاه که تیر و کمانش را زمین گذاشت و سعی کرد برای یارانش توصیف کند، هنگام غروب خورشید چه احساس کرده.



ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید