راه راه/بر روی خاک پُر ز خارِ میهنِ فرضی
باران گل باریده ام از گلشن فرضی

من یکه تاز روزهای انتخاباتم
با آن شعار باشکوه و مُتقن فرضی

با وعده های زندگی بخش دروغینم
بیرون بیارم مرده را از مدفن فرضی

هم تشنه میسازم جماعت را به صد وعده
هم میکنم سیرابشان از کلمن فرضی

هم بر جوانان داده ام یک شغل و یک خودرو
هم مسکنی زیبا به همراهِ زن فرضی

شیره بمالم اشک و آه و سوز مردم را
البته با گل گفتن و خندیدن فرضی

هستند حالا بی نیاز از هرچه یارانه
سرشار گشته از درآمد دامن فرضی

اول کِشم طرحِ مخوفی از رقیب خویش
بعداً خودم را جا زنم: رویین تنِ فرضی

ده بار با دیوار خواهم کوفتش، صدبار
با نام اعدام و فساد و کشتن فرضی

در پشت گوش انداختم حرف سلیمان را
با سایه ی ویرانگر اهریمن فرضی

خود باعث تحریمم اما دائماً گویم
تحریم خواهد کرد ما را دشمن فرضی

برجام را در کرسی مجلس نشاندم من
تضمین من: امضای آن سوپرمنِ فرضی

تاریخ ثابت کرده که با حیله و نیرنگ
پیروز میدان میشوم آخر منِ فرضی

احد ارسالی


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید