انتخاب/ وزیر سپاه در زمان جنگ از مخالفتش با رفتن احمد متوسلیان به لبنان گفت.

رفیق‌دوست وزیر وقت سپاه ماجرا را از ابتدای سفر احمد متوسلیان، سید محسن موسوی، تقی رستگارمقدم و کاظم اخوان را تشریح کرده است.

رفیق‌دوست جریان را این‌طور در خاطرات خود تعریف کرده است:

روزی که آقای متوسلیان با یک فروند هواپیمای ۷۴۷ بدون صندلی، پر از نیرو به فرودگاه دمشق آمد، من در دمشق بودم و از آن‌ها استقبال کردم و تا ساعتی که می‌خواست برای بازدید به جنوب لبنان برود همراهش بودم. من در سفارت کنار آقای [علی‌اکبر محتشمی‌پور] نشسته بودم که آقای متوسلیان به آن‌جا آمد؛ تقی رستگار هم همراهش بود. آقای سید محسن موسوی، کاردار ما در بیروت، هنوز نیامده بود. آقای متوسلیان گفت؛ «من می‌خواهم به اتفاق آقای موسوی به بیروت بروم.»

به ایشان گفتم: «نرو.» ایشان گفت: «نه، می‌خواهم بروم.» گفتم: «حاج احمد، من این‌جا فرمانده توام و به تو تکلیف می‌کنم نرو.» گفت: «خواهش می‌کنم این حرف را نزن. من می‌خواهم بروم. اجازه بدهید بروم!» گفتم: «من الان مصلحت نمی‌دانم. من اوضاع منطقه را می‌شناسم.» گفت: «برایم دعا کنید، من رفتم.»