خواننده دعای عهدی که معروف شد

منبع
مهر
بروزرسانی
خواننده دعای عهدی که معروف شد
مهر/ «محسن فرهمند آزاد» را بيشتر از هرچيز ديگر با نواي زيباي «دعاي عهد» مي شناسيم و بارها اين دعاي محبوب را همراه با او زمزمه کرديم. به بهانه ماه رمضان با اين ذاکر اهل بيت(ع) همراه شديم. وقتي صداوسيما براي اولين بار « دعاي عهد» را با صداي تازه اي پخش کرد، هيچ کس صاحب صدا را نمي شناخت. طولي نکشيد که اين صداي دلنشين بارها ميان مردم دست به دست شد تا حتي مدارس نيز صبح هاي زود، دعاي عهد را با اين صدا از بلندگوهايشان پخش کنند. پخش دعاي عهد با اين صداي حزين و دلنشين، به بخش ثابت صبح هاي تلويزيون هم تبديل شد تا همه اين دعا را با اين لحن تازه زمزمه کرده و حتي حفظ شوند و امروز کمتر کسي باشد که اين دعا را با لحني غير از اين لحن محبوب بخواند. اين صداي دلنشين گمنام، بارها مورد سؤال علاقه مندان واقع شد تا از طريقي ردّ اين صدا را گرفته و ديگر دعاهاي روزانه شان را نيز با آن لحن زمزمه کنند. امروز، ديگر استاد «محسن فرهمند آزاد» شريک لحظه هاي نيايش افراد زيادي است که در لحظات ناب و خلوتشان با خدا، دعايشان را همنوا با صداي او مي خوانند. به بهانه فرا رسيدن ماه مبارک رمضان با «استاد محسن فرهمند آزاد» يکي از محبوب ترين ذاکرين و ادعيه خوان هاي اين ماه همراه شديم تا مهمان ما در مجله مهر باشد. استاد، براي ما يکي از مناجات هاي ماه مبارک را به صورت زنده خواند تا کنار اين گزارش، يادگار بماند. مداحي هاي سنتي تهران را بيشتر دوست دارم «محسن فرهمند آزاد» متولد اول بهمن ۱۳۵۱ در محله اميريه تهران است. وي تحصيلات متوسطه خود را در مدرسه البرز تهران به پايان رساند. پس از آن، در رشته «علوم آزمايشگاهي» تحصيل کرد و بعد از پايان دوران خدمت سربازي، تحصيلات خود را در رشته «فقه و مباني حقوق اسلامي» ادامه داد. اما اقتضاي محيط خانوادگي و علاقه مندي او به مداحي و قرائت قرآن و ادعيه، حتي در صبحگاه هاي مدرسه همواره با او ماند تا در نهايت همه او را با اين ويژگي بشناسند: « من مقطع ابتدايي را در مدرسه عمارياسر در همان محله اميريه تهران گذراندم. آن زمان تعداد زيادي از قرآن هاي صبحگاهي مدرسه را من مي خواندم. اما در دوره راهنمايي و دبيرستان که در مدرسه البرز تحصيل مي کردم، در مجموعِ ۷ دوره تحصيلي، چيزي در حدود ۳ هزار و پانصد دانش آموز مشغول به تحصيل بودند که من بين آنها گم بودم. آنجا يک سري جلسات هفتگي به اسم کانون قرآن بود که در آن شرکت مي کردم. آقاي عبدالرضا جزايري مربّي آن جلسات، تاثير زيادي روي علاقه من به اين زمينه داشت اما من در خانواده اي حضور داشتم که علاوه بر پدر و عمويم، تعداد ديگري از اقوام نيز در مداحي دستي داشتند. سبک مداحي من، در واقع همان مداحي هاي سنتي قنات آباد تهران است و در کلّ، اين قالب مداحي را که در هيئت هاي قديمي مناطق اصيل و جنوب تهران مثل قنات آباد و خاني آباد رايج است، بيشتر مي پسندم اما مرا بيشتر از مداحي، به دعاخواني مي شناسند» صاحب مجلس‌ها دوست داشتند دعاي مجلس را من بخوانم با اينکه آقاي فرهمند سال هاست به طور جدي مداحي مي کند، او را بيشتر با مناجات ها و دعاهايي که خوانده، مي شناسيم. اينکه چه کسي استعداد اين موضوع را اولين بار در او کشف، و وي را به ادامه کار تشويق کرد، سؤال ما مي شود: «بعيد مي دانم کسي چه در عرصه دعا، نيايش و مدّاحي، و چه حتي در عرصه خوانندگي غير آييني، به شکل کلاسيکي که بقيه توقع دارند، شناسايي شده و رشد کرده باشد. معمولا به اين شکل است که يک پديده ايجاد مي شود، سپس بازخوردهايش آن را تقويت و يا تضعيف مي کند. ممکن است ۵ نفر در مناسبت هاي مختلف دعا بخوانند اما فقط يک نفر از آنها مورد تشويق قرار گيرد. بدين ترتيب، او ادامه مي دهد و بقيه هم ممکن است اصلا اين زمينه را رها کنند. اولين کساني که مرا تشويق کردند، طبعا پدر و مادرم بودند. پدر و مادر صداي فرزندشان را در هر حال دوست دارند و زيباترين صداي دنيا مي بينند (خنده). لذا تاييد پدر و مادر، به لحاظ فني خيلي ملاک نيست (خنده). معلم بزرگواري داشتيم که يکي از بخش هاي درس ايشان، توجه به متون ادعيه مکتب اهل بيت عليهم السلام، خصوصاً صحيفه سجاديه بود. اول و آخر جلسه هم هميشه دعا مي خوانديم. همه هم مي خواندند. خاصّ يک نفر نبود. جلسه ديگري هم شرکت مي کردم که قبل از شروع درس، من و يکي ديگر از دوستانم، «زيارت آل ياسين» مي خوانديم. بازخوردها هميشه خوب بود. بعدها به مجالسي که دعوت مي شدم، صاحب مجلس راغب بود دعا را من بخوانم. اينطور شد که علاقه من هم به اين رشته از خواندن، بيشتر شد. معلّم بزرگوار ما هم خيلي تاکيد داشت که دعا را حتماً با لحن دعا بخوانيم. نه اينکه شما يک ضرباهنگ و لحن سينوسي را داخل دعا بيندازيد و صدايتان را به نوبت بالا و پايين کنيد. خيلي توجه داشت که لحن خواندن دعا، با ترجمه عبارات دعا بخواند. به عبارت ديگر، از خود جملات دعا بجوشد. من هم در حدّ توانم سعي کردم اين نکات را رعايت کنم.» قبل از خواندن دعاي عهد کربلا بودم خواندن دعاي عهد بزرگترين شناسنامه کاري آقاي فرهمند شد تا هنوز هم، عده اي او را تنها با همان نشاني «فرهمند دعاي عهد» بشناسند. اما اين دعا در چه سالي خوانده شد و چه اتفاقاتي باعث شد تا اين اندازه محبوب شود؟«دعاي عهدي که معروف شده، در ارديبهشت ماه سال ۱۳۷۷ ضبط شده. قصه از اين قرار بود: مجموعه اي به مؤسسه تحقيقاتي امام رضا عليه السلام، تصميم گرفت براي هرکدام از ائمه عليهم السلام يکي سي دي مولتي مديا به نام عترت شماره يک تا چهارده توليد کند که در هرکدام از اين سي دي ها قصه، زندگينامه، مداحي، مولودي و دعاهاي مرتبط با آن معصوم آورده شود. براي سي دي عترت ۱۴ از من خواستند که تعدادي از دعاهاي مربوط به امام زمان عليه السلام مانند دعاي ندبه، دعاي عهد, زيارت آل ياسين و صلوات جناب ابوالحسن ضراب را برايشان بخوانم. پيش از روز ضبط، من اولين سفر تشرّفم به کربلا را تجربه کردم و به فاصله کوتاهي بعد از بازگشت، براي ضبط به استوديو رفتم. قرار شد با دعاي عهد شروع کنيم. بدون هيچ زمينه و تمرين قبلي سر کار نشستم. بارها اين موضوع را از من پرسيده اند که آيا براي دعاي عهد، ملودي خاصي در ذهن ساخته بودم؟ پاسخ داده ام که اصلاً اين کار، لحن دعا را تصنعي مي کند. لحن، بايد از معنا بجوشد نه از ذهن خواننده. مگر فيلمبرداري است که شما ميزانسن و دکوپاژ داشته باشيد؟ من طبق روال خودم، يک توسل کردم و بسم الله الرحمن الرحيم را گفتم. شايد تنها پيشينه اي که مي شود به اين دعا ارتباط داد، همان سفر کربلا باشد. دعا را در يک برداشت ضبط کرديم. بدون قطع، بدون وقفه. حسّ و حال خوبي داشت طوري که آن روز، دعاي ديگري را ضبط نکرديم. با اينکه يک قسمتي از دعا را اشتباه خوانده ام («هاديَ المهدي» را «هادِي المهدي» خواندم)، اما مردم آنقدر حال آن دعا را دوست دارند که هنوز هم همان نسخه قديمي غلط دار را گوش مي دهند. بعد از آن تاريخ، حتي با حفظ همان لحن سابق، دعا را به شکل صحيح ضبط کرده ام ولي باز هم همه، همان نسخه قبلي و قديمي را گوش مي دهند.» خبرنداشتم دعاي عهد معروف شده است شايد برايتان جالب باشد بدانيد که در زمان همه گير شدن دعاي عهد در اوايل دهه هشتاد، خود آقاي فرهمند در ايران حضور نداشت و حتي از اين قصه با خبر نبود. اما اين دعا بارها در مکان هاي مختلف پخش مي شود تا اينکه در يک برنامه تلويزيوني درباره اين دعا و صداي ذاکر آن صحبت مي شود:«در آن زمان، ظاهرا يک برنامه تلويزيوني که روزهاي جمعه پخش مي شد، يک مسابقه حفظ دعاي عهد مي گذارد و بخشي از قرائت مرا نيز پخش مي کند. من خودم ايران نبودم و اين برنامه را نديدم اما گويا مجري مي گويد که کاش مي دانستيم اين صداي چه کسي است و از اين حرف ها. بعد ظاهراً يکي از دانش آموزان سابق من با اين برنامه تماس مي گيرد و مي گويد که اين صداي معلم ماست و نامش محسن فرهمند آزاد است و در حال حاضر در عربستان زندگي مي کند. بعد از آن هم اين دعا با صداي من زيرنويس مي شود. مدّتي بعد، يکي از روحانيون کاروان هايي که براي حج به عربستان مي آمدند، وقتي مرا ديد از من پرسيد تو کارمند حج و زيارت هستي؟ من هم گفتم نه. گفت پس قصه عربستان و دعا و اينها چه بوده؟ من تازه فهميدم چه اتفاقي افتاده است. شايد اگر در ايران بودم اين اتفاق برايم کمي ناخوشايند بود. چون از همان ابتداي جواني و نوجواني، بنا بر مطرح کردن اسم و اينها نبود. قرار بود چراغ خاموش باشد ولي خب اينطور نشد. حالا اميدوارم براي من، باعث خير بوده باشد و راستش را بگويم از اينکه مردم با آن ارتباط گرفته اند، خوشحالم. خدا عاقبتمان را به خير کند» بعضي ادعيه هرکسي را منقلب مي کند حال خوب دعاي عهد در دعاهاي ديگر نيز اتفاق افتاده و آقاي فرهمند معتقد است کل دعاهايي که مربوط به امام زمان عليه السلام است، حال و هواي خاصي دارد:«گاهي اوقات، دعا بر روح و روان آدم تاثير مي گذارد. مثلا در دعاي ندبه قديمي اي که موجود است، در قسمتي مي خوانم: «أين طالب بدم المقتول بکربلا» بعد مکث کرده ام. قدري طولاني تر از يک مکث عادي. به لحاظ فني اين مکث بايد در تدوين صدا، مساوي باقي مکث ها باشد. اما تدوينگر اين کار را نکرد. من هم چيزي نگفتم و اين مکث طوري است که انگار کسي که دعا را مي خواند، مي خواهد اين جمله را هضم کند. حسّ طبيعي آن براي شنونده هم مطلوب است. يا مثلاً هنگام خواندن زيارت ناحيه مقدسه، اکثر افراد منقلب مي شوند. اين زيارت، به نوعي روضه خواني امام زمان عليه السلام براي جدّ غريبش حضرت سيد الشهدا عليه السلام است. متن بسيار سنگين است. هنگام خواندن اين زيارت، من بارها قطع مي کنم. اصلا گاهي امکان ادامه دادن نيست. بالاخره جمله يک معنايي دارد که خواننده را به شدت پريشان مي کند. حتي دوستان ديده اند که برخي از عباراتش را موقع خواندن ترجمه هم نمي کنم. قابل ترجمه نيست. دوست هم ندارم اين زيارت با صداي من منتشر شود. چون مخصوص شب و روز عاشوراست. مثل باقي دعاها نيست که شما حتي در ماشين شخصي بگذاريد و گوش کنيد. در مجموع عرض مي کنم که دعا بر روح و روان خواننده تاثير مي گذارد. باز به عنوان نمونه، يک سري از فرازهاي مناجات ابوحمزه ثمالي را بسيار دوست دارم و زياد زمزمه مي کنم. مهم ترينش براي من، آن قسمتي است که زين العابدين عليه السلام عرضه مي دارد: «کذب العادلون بالله و ضلّوا ضلالاً بعيداً» يعني هرکس از خدا عدول کرد و پايين آمد، دروغ گفته و بدجوري گمراه شده. يعني همه اش خداست. در مجالس ابوحمزه خواني اين شب ها، وقتي به اين قسمت مي رسم خيلي دوستش دارم. خيلي لذيذ است. انگار که امام سجاد عليه السلام، مهر برجسته اين دعا را در اين قسمت زده است.» لحن دعا بايد با معني دعا هماهنگ باشد تلاوت ادعيه وآيات قرآن منطبق برمعاني آنها، از اصولي است که استاد فرهمند روي آن تاکيد مي کند: «وقتي مي بينم کسي دعايي را با ملودي برخاسته از معنا مي خواند، به خدا خيلي خوشحال مي شوم. ما چند تا رفيق جوان بوديم. آمديم که اين دعاها همه گير شود. نه اينکه فرهنگ دعا و قرآن خواندن فقط براي مجالس ختم و عزا باشد. ما خواستيم با خواندن دعا، حال آدم ها خوب شود. وقتي کسي دعاي عهد را صبح زود بخواند و با لحن مناسب نباشد، خب تا عصر حالش خراب مي شود. اما اگر لحن دعا جنبه اشتياق ما نسبت به آن موعود منتظر را القا کند و غم ناشي از غيبت امام زمان عليه السلام و اندک بودن تعداد ياران راستينش را در ذهن تداعي کند، درست است. دعا را بايد اينطوري خواند. در اين قالب، برادر گرامي و عزيزم جناب استاد حاج مهدي صدقي واقعاً سنگ تمام گذاشته. قرآن هم همينطور است. سابقه اش را داشته ام که قرآن را با همين لحن ضبط کرديم براي پخش در مدارس براي صبحگاه ماه مبارک رمضان. خيلي استقبال شد. به نظرم دانش آموزان و علاقه مندان، با آن خوب ارتباط برقرار مي کنند. روان خواني را هم تقويت مي کند. تلاش هم شده تا معناي آيه در لحن رعايت شود. جالب است بدانيد برخي از کساني که در صفحات اجتماعي براي من پيغام مي گذارند، از شيعيان عرب زبان بحرين و سعودي و عراق هستند. اينها لحن ادعيه اي که از من شنيده اند را دوست دارند با اينکه من با لحن فارسي مي خوانم. منظورم اين است که صداي من مؤثر نيست. لحن است که بايد برخاسته از معنا باشد و حتماً تاثيرش را مي گذارد. سال ۱۳۹۲، در ايام حج در مکه مکرّمه به دعوت جمعي از شيعيان سعودي، براي خواندن دعاي ندبه به حسينيه هتل محل اقامتشان رفتيم. من تاکيد کردم که دعا را با همان لحن فارسي مي خوانم اما تا شروع کردم، ديدم بقيه همراهي مي کنند. وقتي لحن از معنا برآيد همه آن را درک مي کنند. امروز هم تمام تلاشم اين است که اين روش قرائت دعا و مناجات، ترويج و تکثير شود.» به پخش بلند صداي خودم معترض شدم صداي آقاي فرهمند به مراتب نسبت به چهره اش مشهورتر است و همين موضوع باعث شده خاطرات جالبي برايش اتفاق بيفتد:«يکبار در ايستگاه راه آهن تهران بودم. باران شديدي مي آمد براي همين نمازخانه راه آهن خيلي شلوغ بود. ايام ۲۸ صفر بود و ما با تعدادي از دوستان عازم مشهد الرضا عليه السلام بوديم. من نماز ظهر و عصر را نخوانده بودم. وقتي رفتم نماز بخوانم، ديدم يک سري جوان دور هم نشسته اند و «زيارت آل ياسين» مرا با صداي بلند از يک گوشي تلفن همراه گوش مي دهند و خودشان هم بلند بلند تکرار مي کنند. نمي دانم آن حجم از صدا چطور از يک موبايل بيرون مي آمد طوري که اصلا نفهميدم نمازم را چطور خواندم. بعد از نماز معترض شدم و گفتم: «صدايش را کم کنيد. نمازخانه مکان عمومي است شما داريد براي خودتان گوش مي دهيد، دليلي ندارد مزاحم بقيه باشيد». يکي از آنها که خيلي جدي به من گفت: «تو شعور دعا نداري، به ما ربطي نداره!» (خنده) از بازخوردهاي دعاي عهد خجالت مي کشم نزديک ۱۵ سال است که از روز ضبط دعاي عهد مي گذرد و اين دعا بارها و بارها در مکان هاي مختلفي پخش شده است. مکان هايي که آقاي فرهمند فکرش را نمي کرد صدايش در آنجا شنيده شده و تا اين اندازه همه گير شود:«گاهي مي شنوم که ساعت ۷ صبح در حرم امام رضا عليه السلام دعاي عهد را پخش مي کنند. واقعاً احساس شرمندگي مي کنم. خدا شاهد است. وقتي مي بينم کسي در حين راه رفتن در صحن دعا را با صداي من زمزمه مي کند، خجالت مي کشم. يک بار يکي از دوستانم با من تماس گرفت و گفت يک مدرسه از شيعيان مالزي در يکي از شهرهاي آن کشور، دعاهاي ديني را با صداي من گوش مي کنند. واقعا شنيدنش برايم سنگين بود. يا جريان هاي ديگري که دوست ندارم نقل کنم. اينها همه ش براي من بيشتر شرم و خجالت دارد که چرا آنطوري که بايد باشم، نيستم و اين خيلي آزار دهنده است. خدا خودش کمک کند.» اگر اين صدا را دوست داشتيد، دعا کنيد عاقبت به خير شوم سال هاست صداي محسن فرهمند آزاد همنشين لحظات نيايش افرادي است که مي خواهند دعاهايشان را با لحن و صداي او بخوانند. حالا آقاي فرهمند از مردم مي خواهد که اگر صدا و لحن او شريک لحظات دعا و مناجاتشان است، در اين لحظات ناب براي او نيز دعا کنند:«اگر کسي اين صدا را مي پسندد، فقط دعا کند که عاقبت به خير شوم. دعاي هميشه خودم هم همين است. از خدا مي خواهم ما را سعادتمند کند و از سوي ديگر، باعث عبرت ديگران نکند که کسي بگويد اي بابا اين آقا هم که دعا خوان بود اينطوري شد. هم براي خودم نگرانم و هم مي ترسم کسي از ما بدي و زشتي ببيند و به حساب دين بنويسد. مردم به اندازه کافي از مدعيان دينداري دو رويي ديده اند مبادا من هم ورقي به اين پرونده اضافه کنم. دعاي هميشه ام همين است. يک خاطره هم بگويم. گاهي اوقات برخي طوري دعا مي کنند که خيلي دلچسب است. سال ۱۳۸۱ در ايّام حج، يک روز بعد از طواف، روي پله هاي پاييني مسجد الحرام، مشرف به کعبه نشستم. خيلي خسته بودم. داشتم براي خودم زمزمه مي کردم که شيعه اي از اهالي کويت شنيد و گفت: يک چيزي به فارسي بخوان. ظاهراً پدر يا مادرش ايراني بودند. من همان جا چند خط بدون مقدمه خطاب به امام زمان عليه السلام خواندم و بعد هم چند تا دعا کردم اين بنده خدا حسابي منقلب شد و حسابي مرا دعا کرد. دعاهاي خوبي کرد از جنس همين عاقبت به خيري و غيره. خيلي برايم لذت داشت. الهي مستجاب شده باشد.» با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد