فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
درحالیکه صبح خبری - رسانهای چهارشنبه در ایران مملو از خشم و غم حمله شب گذشته آمریکا به یک مجلس عروسی در سیریک استان هرمزگان بود، ناگاه یک خبر با وایرال مصنوعی، فضای مجازی را درنوردید: «حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران گفت که سفر قالیباف به پکن و گسترش روابط تهران - پکن مشروط به چهار شرط شده است: باز کردن تنگه هرمز توسط ایران، دریافت نکردن هیچگونه عوارضی، پایان دادن به اختلافات با عربستان، پایان دادن به اختلافات با آمریکا» خبر عجیب بود؛ منبع خبر هم عجیب بود؛ زمان اعلام آن هم عجیب بود. عجیبتر اینکه ناگاه چین دقیقاً همان مواردی را از ایران درخواست کرده که سالها جزء مطالبات و بلکه آرزوهای جریان همفکر حسین مرعشی بوده است، درحالیکه این جریان هیچگاه همراهی خاصی درباره تعامل ایران با چین نداشته و بیراه نیست که مدعی شویم در تعامل ایران و چین، رد این جریان را در تخریب روابط باید دید و نه تقویت آن. حالا هم فهرستی از زیادهخواهی ادعایی از سوی چینیها ردیف کردهاند و به هزار و یک کانال باربط و بیربط، حتی کانالهای سرگرمی دادهاند تا خیلی طبیعی! و خودجوش! وایرال شده و خط تخریبی رابطه با چین به موضوع اول کشور تبدیل شود. تکذیبها اما آنقدر متعدد و سریع بودند که زهر مطلب خلاف واقع حسین مرعشی خیلی زود خوابید. طبیعی است که چین همانند هر کشور دیگری، در تعاملات خارجی و دیپلماتیک خود ملاحظات و راهبردهایی بر مبنای منافع ملیاش دارد، اما آنچه مرعشی مدعی شده، هیچ تطبیق و نشانی از واقعیت ندارد و روشن هم نیست که از کجا آمده است.
بااینحال، از بررسی نکات پیرامونی این توهمی که بر زبان آمده و تبدیل به خبر شده، نباید گذشت. حزب کارگزاران یعنی نمود عینی پیوند اقتصاد و سیاست، چنانچه چین در دیپلماسی ایران چنین نقشی دارد و دو جمله میتواند معادلههای سیاسی و اقتصادی را تغییر دهد و مرعشی هم این را میداند. چنانچه تکذیبیهها و اعتراضها به ادعای مرعشی هم از زبان اهل سیاست بیان شد و هم از اهل اقتصاد؛ هم از دفتر نماینده ویژه ایران در امور چین و هم از اتاق بازرگانی ایران و چین و هم حتی از سوی افرادی در چین با این تعجب که چین چه زمانی در مسائل داخلی ایران دخالت کرده که اکنون بخواهد چنین شروطی بگذارد؟!
موج تکذیبها
ادعای حسین مرعشی در مورد شروطی که چین برای ایران گذاشته، خیلی زود با تکذیبیههای متعدد روبهرو شد. ابتدا افرادی مطلع و نزدیک به چهرههای سیاسی مرتبط با موضوع رابطه ایران و چین، موضوع را تکذیب کردند و برخی حتی این شروط را نه خبری واقعی، بلکه رؤیاها و خوابهای گوینده دانستند. در نهایت هم دفتر نماینده ویژه ایران در امور چین (محمدباقر قالیباف) ادعاهای مرعشی درباره مشروط شدن سفر نماینده ویژه کشورمان و توسعه روابط تهران و پکن به تحقق شروطی از سوی ایران را تکذیب کرد. در اطلاعیه این دفتر با فاقد صحت نامیدن انتساب چنین شروطی به طرف چینی، تأکید شده که مخالفت قاطع چین با تحریمهای یکجانبه آمریکا نشاندهنده رویکرد حمایتی پکن از تهران است و در ادامه آورده که روابط دو کشور بر پایه احترام متقابل و مشارکت جامع راهبردی استوار است و همکاریها در حوزههای مختلف بهطور مستمر در حال پیگیری است و نکته مهمی که در پایان اطلاعیه آمده است: «روابط خارجی کشور و منافع ملی، عرصه رقابتها و منازعات جناحی و رسانهای نیست و صیانت از آن، مسئولیتی مشترک است.»
مجیدرضا حریری، عضو اتاق بازرگانی و صنایع ایران و چین هم که به نظر میرسد از ادعای مرعشی خیلی عصبانی شده، به دو گروه که آنها را «دو طرف افراطی جناحهای سیاسی داخلی» توصیف میکند، تذکر میدهد که «روابط ایران و چین را مستمسک دعوای داخلی نکنند» و در نقد آنها مینویسد: «یکی دولت را نقد میکند که تمایلی به توسعه روابط با چین ندارد که بر اساس بیاطلاعی است؛ دیگری برای تخریب رابطه شروط ذهنی خود را به چین منتسب میکند. بهخاطر میهن دعواتون را به روابط حساس ایران با دیگران نکشانید» او در گفتوگویی با یک شبکه تلویزیونی چین هم از اهمیت رهبر جدید ایران به روابط راهبردی ایران و چین و پیگیری ایشان در این موضوع خبر میدهد و در نهایت هم در توییتی از تعجب چینیها و سؤالکردنشان از علت اظهار چنین نقلقولی نوشته و اشاره میکند که «میگن یه دیوونه - البته اینجا میشه گفت مغرض - سنگی را به چاه میاندازد...» در نهایت آنکه حتی یک نفر هم ادعای مرعشی را تأیید نکرد و مرعشی هم بیهیچ واکنشی، مستندی بر ادعایش نیاورد.
آرزوهای خیالی کارگزاران
حسین مرعشی همان رؤیافروشی است که در هنگامه مذاکرات پیش از جنگ با آمریکا از وهم سرمایهگذاری هزارمیلیاردی آمریکا در ایران میگفت و برای مذاکرهای که هیچ امیدی به آن نبود و در نهایت هم موشکهای متجاوزین آن را نابود کرد، مشتری جذب میکرد! ترامپی که در کشورهای مثلاً دوست خود هم بهسختی یک دلار سرمایهگذاری میکند، حالا برای ایران... حتی رؤیافروشی هم در توصیف این وهم کم میآورد! حالا هم مرعشی آرزوهای وهمی خود را بهعنوان یک خبری اعلام کرده که او نه میتواند منبع اصلی آن خبر باشد و نه منبع خبری اصلی را معرفی کرده است؛ ادعایی بیسند و عجیب که شبیه یک سناریوی ازپیشنوشتهشده، ناگاه در کانالهای متعدد بیربط منتشر میشود. چنین فضایی وقتی با قدرت رسانهای و اقتصادی کارگزاران سازندگی سنجیده میشود تا حدودی روشن میشود که فضا از چه قرار است. کارگزاران دنبال تخریب مسیر رابطه ایران با شرق است، آن هم نه برای منافع ملی ایران، برایآنکه حس غربزدگی ارضا شود و آمریکاییها از ایران راضی باشند. در واقع همه چیز بر مبنای کسب رضایت آمریکاییهاست. راهی که آنها همواره پیش روی ایران میگذارند، رابطه با آمریکاست و چون آمریکا خود تخریبگر این رابطه است، نسخهای که آنها میخواهند، جز از مسیر تسلیم نمیگذرد. حالا هم خواستههای همیشگی خود را بهعنوان شروط چین گفتهاند؛ و شبهاتی بعضاً حتی طنز خلق کردهاند. مثلاً چین چرا باید دغدغه رابطه ایران و آمریکا را داشته باشد وقتی هر دو در تعامل با ایران بهنوعی رقیب محسوب میشوند! زمان اعلام این توهم هم بدموقع بود؛ فردای سفر و دیدارهای مهم رئیسجمهور، مسعود پزشکیان در بیشکک پایتخت قرقیزستان و دیدار او با پوتین، رئیسجمهور روسیه که خالی از خبرهای اقتصادی نبود. در واقع مرعشی با مطلب خلاف واقع خود، نهفقط روابط با چین، بلکه استحکام روابط با دیگر شرکای ایران را هم به چالش میکشد. باید بررسی شود که این مدل ادعاهای توهمی چه پیامی از اقتدار دیپلماسی ایران به خارج از کشور مخابره میکند و اعتماد شرکای سیاسی را به ثبات رفتاری ایران تضعیف میکند. پس از آن میتوان به شکلی یقینیتر درباره این موضوع صحبت کرد که اظهارات حسین مرعشی چگونه منافع ملی ایران را هدف گرفت. از سویی خود موج اختلافی که مرعشی در کشور ایجاد کرد، پیام تفرقه به بیرون منتقل میکند که آن هم خلاف منافع و امنیت ملی کشور است.
مرور یک خبر
نگاهی دوباره به یک خبر در روزهای گذشته هم که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرد، میتواند تصویر روشنتری از ماوقع ایجاد کند. در نشست دوروزه وزرای دارایی و رئیسان بانکهای مرکزی گروه بیست (۳۱ اوت و ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در اشویل آمریکا)، واشنگتن تلاش کرد بندی درباره «عبور آزاد، امن و قابلپیشبینی» از تنگه هرمز را در بیانیه پایانی بگنجاند. همه اعضا موافقت کردند جز چین. پکن با بندهای ۴، ۱۰، ۱۱ و ۱۳ مخالفت کرد و همین باعث شد سند پایانی بهجای «بیانیه مشترک»، تنها «بیانیه رئیس نشست» باشد و وزارت خزانهداری آمریکا مخالفت چین را در پاورقی رسمی ثبت کند. در واقع چین با ممانعت از اجماع، اجازه نداد روایت آمریکایی جنگ به موضع رسمی جامعه جهانی تبدیل شود. این یک امتیاز دیپلماتیک واقعی برای ایران است، گرچه چین همچنان به دنبال منافع ملی خود در این موضوع باشد.
















