هم میهن/متن پیش رو در هم میهن منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
شگفتا که هم ترامپ از برجام ناراضی بود و از آن خارج شد و هم مجریان تلویزیون جبهۀ پایداری و هم اسراییل!
مهرداد خدیر| واکنش هیجانی و قدری عصبیِ مجری برنامۀ تلویزیونی "زمانه" در شبکۀ دو سیما به سخنان حسن روحانی در عمل آنچه را رییس جمهوری پیشین گفته تأیید میکند. نه تنها انتقادات او را که فحوای یادداشت روز گذشتۀ ما را.
چرا که نشان میدهد صدا و سیما به جای آن که رسانۀ ملی باشد تریبون یک گروه خاص است که با بودجۀ عمومی درصدد القای افکار و آرای اقلیت به عنوان خواست اکثریت است.
همین که مجری درصدد واکنش برآمد مؤید نکتهای است که در یادداشت قبلی با عنوان "قحط الرجال و فقر سیاست" آوردم: این که مجریان تلویزیون و مداحان به جای مردان و زنان سیاست نظر میدهند.
در برنامۀ زمانه البته جای مداح خالی بود تا سخنان مجری را تأیید کند و احتمالا در نوبت بعد سخنان مجری را به صورت منظوم و در قالب چند بیت در اختیار مداح تندرویی خواهند گذاشت تا برنامه مستند و جذاب شود.
نکتۀ جالب توجه این که آقای روحانی حول سه محور سخن گفته بود:
نخست دربارۀ تنگۀ هرمز و این که رونق آن مهم است و دوم این که جنگ باید عزتمندانه پایان یابد و اگر قصد ادامۀ آن را داریم از مردم بپرسیم آیا موافقاند بیست سال با قدرتهای جهانی در جنگ باشیم و اگر گفتند آری بیست سال ادامه دهیم و سومی دربارۀ صدا و سیما بود و در تأیید و در واقع تغلیظ سخنان رییس جمهور پزشکیان که گفته بود: "من صدا و سیما را نمیبینم چون اعصاب آدم را خراب میکند" و به استناد همین تصریح کرد: "وقت آن رسیده که صدا و سیما ملی شود. یعنی صدای ملت از آن شنیده و سیمای ملت در آن دیده شود."
اگر قرار بر پاسخ گویی میبود طبعا باید آقای مجری به بخش مربوط به سازمان متبوع واکنش نشان میداد ( هر چند در اصطلاح علم حقوق شهادت خادم برای مخدوم، مسموع نیست) ولی او سراغ بخش مراجعه به مردم رفت و بی اشاره به اصل حرف روحانی گفت آیا برای برجام نافرجام نظر مردم را پرسیدید؟ در ادامه هم برای آن که همراهی مخاطب را جلب کند به بنزین هم اشاره کرد.
این پرسش خاصه آنجا که ناظر به توافق هستهای یا برجام بود عمق ناآگاهی و تجاهل و فاجعۀ تحلیل در رسانۀ رسمی را نشان داد زیرا:
اولا رأی به روحانی در سال 92 جدای حمایت هاشمی و خاتمی به خاطر مواضع او در مقابل سعید جلیلی بود که در آن زمان پروندۀ هستهای را در دست داشت. هر چند گفتوگوی تلویزیونی چند ماه قبل برنامه ای در بهمن 1391 نشان می داد ارادۀ کلان نظام هم به حل موضوع معطوف است کما این که به گفتۀ آقای ظریف و تأیید دکتر صالحی ( وزیر خارجۀ سال های آخر احمدی نژاد) مذاکرات قبل از روی کار آمدن روحانی شروع شده بود. به همین خاطر در همان 100 روز اول برای توافق موقت اقدام شد که در واقع پیش درآمدی برای برجام در دوسال بعد بود.
ثانیا در فاصلۀ سالهای 94 تا 96 مردم میوۀ برجام را با تورم یک رقمی چیدند و طعم آن را چشیدند. منتها همان زمان هم صدا و سیما به جای تأکید بر کاهش بیسابقۀ نرخ تورم مدام "رکود، رکود" میکرد تا آن اتفاق را کمرنگ جلوه دهد و چنین القا کند که رونق اقتصادی مهم تر از کاهش تورم است در حالی که دولت ها با سه شاخص نرخ تورم، نرخ بیکاری و رشد اقتصادی محک می خورند و اگر کاهش نرخ تورم به بهای افزایش بیکاری باشد در آن تردید روا می دارند و به همین سبب اصطلاح "نرخ فلاکت" از حاصل جمع این دو ابداع شده است.
دلیل سوم که مهمتر است رأی مردم به فهرست "امید" در اسفند 94 است که دلیلی جز حمایت از برجام نداشت که در مهر همان سال به تصویب مجلس شورای اسلامی هم رسیده بود. علاوه بر اینها انتخابات بهار 96 عملا به همهپرسی تبدیل شد و 24 میلیون رأی به حسن روحانی بیش از آن که متوجه خود او یا حمایت خاتمی و اصلاحطلبان یا تحت تأثیر فضای عاطفی بعد از درگذشت هاشمی رفسنجانی باشد در تأیید برجام بود و به همین خاطر بعد از پیروزی مجدد روحانی هفتهنامهای به درستی این عنوان را بر صفحۀ نخست خود نشاند: "ایرانیان، صلح را برگزیدند".
واقعیت این است که مردم از گفتمان برجام بوی صلح میشنیدند و از گفتمان مقابل برجام بوی جنگ. همان حسی که بعد از تفاهمنامۀ اسلامآباد هم تکرار شد.
از این مجری جوان همچنین میتوان پرسید اگر برجام، نافرجام بود چرا آقای رییسی در آن سه سال از آن خارج نشد؟
شگفتا که هم ترامپ از برجام ناراضی بود و از آن خارج شد و هم مجریان تلویزیون جبهۀ پایداری و هم اسراییل! اگر چه یکی از نمایندگان مجلس گفته مخالفت ما در عین دشمنی اسراییل و آمریکا با برجام مانند دویدن یوسف و زلیخا به سوی در است؛ هر دو میدوند ولی با دو انگیزۀ مختلف: یکی برای گریز از گناه و دیگری به قصد لذت جویی.
با این اوصاف پاسخ این پرسش که آیا برای برجام نظر مردم را خواستید یا نه قطعا مثبت است. بله با انتخابات 94و 96 پرسیدند و مردم با فهرست "امید" و نام حسن روحانی روی برگه در واقع به برجام آری گفتند و خود برجام هم به معنی پایان تنش با جهان.
حتی می توان دلیل رد صلاحیت مرحوم علی لاریجانی در سال 1400 را نه آن دلایل مضحکی که شورای نگهبان در پاسخ به نامۀ او آورد بلکه بخت بالای رأیآوری علی لاریجانی به رغم سابقۀ 10 سال ریاست بر همین صدا وسیما دانست زیرا حضور او مانع انتخاب مرحوم رییسی و یک دست شدن حاکمیت میشد. ویژگی لاریجانی پساصدا و سیما اما مگر چه بود جز ائتلاف با روحانی در حمایت از برجام؟
بنا بر این برجام هم در اسفند 94 رأی آورد هم در اردیبهشت 96 و در بهار 1400 قابلیت رأیآوری داشت و نگذاشتند.
دو نکته هم با آقای مجری:
نخست این که این سبک پاسخگویی را قبلا در ادبیات نشریات آقای دهنمکی در دهۀ 70 دیده بودیم. جایی هم گفته بود ما حتی جملاتی از خودمان مینوشتیم با ادعای وصیتنامۀ شهدا.
آن نشریات اما خصوصی بود و از بیتالمال ارتزاق نمیکرد و اگر حمایت میشدند محدود بود. این که همان مطالب را بعد از سی سال در برنامۀ تلویزیونی برخوردار از بودجههای کلان برای نسلی دیگر تکرار کنید یادآور گذشته است و تأسف بیشتر به این خاطر که مسعود دهنمکی در گذر زمان به کارگردان سینما تبدیل شد و پشت دوربین نشست ولی حالا کسانی مقابل دوربین درصدد تکرار تجربیات او برآمدهاند که به آنها نمیبالد بلکه به همکاری با اکبر عبدی در 6 فیلم میبالد.
کوتاه این که پرسیدند: آیا برای برجام هم از مردم نظر خواستید؟ بله مردم نظر دادند. هم در انتخابات 92 و پیشابرجام و هم در 96 و پسابرجام.
همین حالا هم میتوانند دربارۀ یادداشت تفاهم اسلامآباد از مردم نظر بخواهند. نه یادداشت تفاهم که کلیت مناسبات با دنیای بیرون و دربارۀ نگاه آخرالزمانی که برخی بر آن پای میفشارند.
نکتۀ پایانی هم این که حداقل برای حفظ ظاهر از زبان همان شبه کارشناسان پاسخ بدهند نه خود مجری.
راستی نیاز به مراجعه به رأی مردم با مکانیسم سیاسی و صندوقی هم نیست. کافی است تلویزیون دوربین خود را در میدان پرتردد شهر در ساعات روز قرار دهند و به صورت تصادفی دیدگاه مردم را جویا شوند. این کار را البته نمیتوانند انجام دهند چون نوع پوشش و شکل وظاهر مردم و رهگذران هم شباهتی با مجریان و کارشناسان صدا و سیما ندارد!
















