خراسان/ «هم استغنا،هم غنی سازی» عنوان سرمقاله در روزنامه خراسان به قلم غلامرضا بنی اسدی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
امنیت یک دارایی راهبردی است اما اغلب در قالب «امنیت ملی» و فعالیتهای «حراستی» تعریف میشود؛ یعنی توانایی یک دولت در محافظت از مرزها دربرابر تهاجم دشمن. اما اگر بخواهیم با نگاهی عمیقتر و فراتر از سطوح حراستی، به ماهیت بقای یک ملت بنگریم، باید بدانیم که امنیت، پدیدهای «چندبعدی» و «سیستمی» است. امنیت واقعی، زمانی محقق میشود که تمام لوازم یک زندگی آرام و باکرامت، در اختیار فرد و جامعه قرار گیرد. ما با یک «هرم امنیت» روبهرو هستیم که قاعده آن امنیت نظامی، اقتصادی و امنیت اجتماعی است، اما قله و غایت آن، «امنیت روانی جامعه» است. امنیت روانی، محصول مستقیم ارتقای سایر گونههای امنیت است. اگر این پیوند زنجیروار قطع شود، جامعه دچار نوعی «بیماری سیستماتیک» و پریشانی ادراکی میشود که در نهایت، کارآمدی تمامی حوزههای دیگر، از جمله سیاست و اقتصاد و... را نیز از کار میاندازد. جامعهای که روانش آشفته است، حتی اگر از نظر نظامی قدرتمند باشد، دربرابر امواج تلاطم اجتماعی یا جنگ ادراکی، به چالش های سخت و حالت شکننده می رسد. تجربه زیسته بشر گواهی می دهد که «نان» و «امنیت» به عنوان دو ستون اصلی حیات انسانی، در کنار هم قرار گرفتهاند. ثبات این دو است که اقتدار ملی را اثبات می کند. در منطق حکمرانی الهی، تأمین نیازهای معیشتی و تأمین امنیت جان و محترم دیدنِ حریم شهروندان نه یک «امتیازخاص» بلکه یکی از مهمترین حقوق مسلم مردم به عنوان ولی نعمت مسئولان است. از منظر سیاست راهبردی، هر دولتی یا نظامی که نتواند میان این دو، توازن برقرار کند، در واقع در حال تخریب «امنیت وجودی» خود و ملت خویش است. اگر مردم «خوف نان» داشته باشند، ثبات سیاسی هرگز محقق نخواهد شد. اگر «بیم جان» داشته باشند، جهانشان آباد نخواهد شد؛ چه هرگونه توسعه و شکوفایی، در سایه اضطراب، ناممکن است. ایرانِ امروز، در میانه نبردهای پیچیده جهانی، بیش از هر زمان دیگری به این بازخوانی نیاز دارد. در پرتو این جلوهگری است که با قدرت، عرصه های مختلف به جبهه مبارزه با دشمن تبدیل می شود. ما ملتی هستیم که از حداقلها می توانیم حداکثر بهره برداری را بکنیم. می توانیم حداقل داشته را به حداکثر قدرت تبدیل کنیم. دفاع مقدس ۸ ساله و به ویژه آنچه آزادگان ما در اسارت خلق کردند، گواهی می دهد که ما راه سربلندی را بلدیم. امروز هم راه همان است که بود، پس رسم هم همان باید باشد که زیسته ایم. از کمترین ها بیشترین بهره را بردن وظیفه ما و تامین آن تکلیف حاکمیت است. فرصت ها همچنان که با پر شدن خشاب ها و تامین لانچرها غنی سازی می شود، باید با تامین نیازهای معیشتی مردم هم کشور را به استغنا برساند. این استغنا و آن غنی سازی می تواند باز هم نسیم شود و پرچمِ در اهتزاز را بنوازد....
















