سرمقاله روزنامه وطن امروز: مطالبات زنان؛ فاصله میان اولویت‌های رسانه‌ای و نیازهای واقعی جامعه

سرمقاله روزنامه وطن امروز: مطالبات زنان؛ فاصله میان اولویت‌های رسانه‌ای و نیازهای واقعی جامعهسرمقاله روزنامه وطن امروز: مطالبات زنان؛ فاصله میان اولویت‌های رسانه‌ای و نیازهای واقعی جامعه
0
0
0
1405/08/12 - 12:00
5
1405/08/12 - 12:00

وطن امروز/ «مطالبات زنان؛ فاصله میان اولویت‌های رسانه‌ای و نیازهای واقعی جامعه» عنوان سرمقاله در روزنامه وطن امروز به قلم فاطمه محمدی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

در سال‌های اخیر، مسئله زنان به یکی از موضوعات پرتکرار در فضای رسانه‌ای و مباحث سیاست‌گذاری کشور تبدیل شده است. بااین‌حال، پرسش‌های اساسی همچنان کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند: آیا موضوعاتی که بیشترین بازتاب رسانه‌ای را دارند، لزوماً مهم‌ترین دغدغه‌های زنان ایرانی نیز هستند؟ آیا مطالباتی مانند موتورسواری زنان یا حضور آنان در ورزشگاه‌ها را می‌توان نماینده مجموعه نیازها و اولویت‌های جامعه زنان دانست؟
پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند تفکیک میان میزان دیده‌شدن یک مطالبه در فضای عمومی و گستردگی و اهمیت آن در زندگی واقعی زنان است؛ تفکیکی که نادیده گرفتن آن می‌تواند به خطا در شناخت مسائل اجتماعی و تعیین اولویت‌های سیاست‌گذاری منجر شود.
جامعه زنان ایران مجموعه‌ای یکدست با نیازها و مطالبات مشابه نیست. تفاوت‌های سنی، اقتصادی، فرهنگی، جغرافیایی و خانوادگی باعث شده است زنان در موقعیت‌های اجتماعی متفاوت، مسائل گوناگونی را تجربه کنند. مطالبات یک دختر جوان در کلان‌شهر ممکن است با نیازهای یک زن خانه‌دار، مادر چند فرزند یا زنی که در مناطق کم‌برخوردار زندگی می‌کند، تفاوت داشته باشد. بنابراین، برجسته‌شدن یک موضوع در رسانه‌ها نمی‌تواند نشانه اولویت آن برای همه زنان باشد.
آنچه اهمیت دارد، شناخت دقیق مسائل و توجه به نیازهایی است که مستقیماً بر امنیت اقتصادی، کرامت انسانی، سلامت روان و کیفیت زندگی زنان تأثیر می‌گذارند.

الف ـ غلبه بازنمایی رسانه‌ای بر شناخت مسائل زنان
رسانه‌ها در شکل‌دهی به افکار عمومی و برجسته‌سازی مطالبات اجتماعی نقش مهمی دارند، اما منطق رسانه لزوماً با منطق نیازهای اجتماعی یکسان نیست. موضوعاتی که ظرفیت بیشتری برای ایجاد مناقشه، واکنش سیاسی یا جلب توجه عمومی دارند، معمولاً سهم بیشتری از فضای رسانه‌ای را به خود اختصاص می‌دهند. در مقابل، مسائل ساختاری و کم‌صداتری مانند بیمه زنان خانه‌دار، حمایت‌های اقتصادی، فرسودگی روانی مادران و دسترسی به امکانات رفاهی ممکن است کمتر دیده شوند.

برای نمونه، موتورسواری یا ورود زنان به ورزشگاه‌ها می‌تواند برای گروهی از زنان مطالبه‌ای حقوقی، رفاهی یا مرتبط با سبک زندگی باشد و نمی‌توان اهمیت آن را برای صاحبان این مطالبات نادیده گرفت. اما مسئله زمانی آغاز می‌شود که این موضوعات به محور اصلی گفت‌وگو درباره وضعیت زنان تبدیل شوند و سایر نیازهای بنیادی در حاشیه قرار گیرند.
مسئله اصلی، تقابل حقوق گروه‌های مختلف زنان نیست، بلکه ضرورت تناسب میان توجه رسانه‌ای، گستره نیازهای اجتماعی و اولویت‌های حکمرانی است.
بدون بررسی پیمایش‌های معتبر نمی‌توان درباره میزان فراگیری هر مطالبه، حکم قطعی صادر کرد. بااین‌حال، روشن است که سیاست‌گذاری مؤثر نباید تنها بر اساس موضوعات پرمناقشه و پربازتاب رسانه‌ای شکل بگیرد، بلکه باید تجربه زیسته گروه‌های مختلف زنان، به‌ویژه زنان خانه‌دار و زنان دارای مسئولیت‌های گسترده خانوادگی، را نیز مبنای تصمیم‌گیری قرار دهد.

ب ـ امنیت اقتصادی؛ مطالبه‌ای فراتر از مسائل روزمره
یکی از مهم‌ترین ابعاد زندگی زنان، برخورداری از امنیت اقتصادی و اطمینان نسبت به آینده است. این مسئله برای زنان خانه‌دار اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زنانی که بخش قابل‌توجهی از وقت و توان خود را صرف مدیریت خانه، تربیت فرزندان و مراقبت از اعضای خانواده می‌کنند، اما ممکن است از درآمد مستقل و پشتوانه مالی کافی برخوردار نباشند.
بیمه، بازنشستگی و برخورداری از حمایت‌های اقتصادی در دوران سالمندی یا هنگام بروز بحران‌های خانوادگی، از جمله موضوعاتی هستند که باید در سیاست‌گذاری اجتماعی جایگاه جدی‌تری داشته باشند. ازکارافتادگی یا فوت همسر، بیماری‌های پرهزینه و بحران‌های اقتصادی می‌توانند امنیت زندگی زنانی را که فاقد پشتوانه مستقل هستند، تهدید کنند.
ازاین‌رو، حمایت اقتصادی از زنان خانه‌دار نباید مسئله‌ای فرعی یا صرفاً حمایتی تلقی شود، بلکه باید بخشی از نظام تأمین اجتماعی و سیاست‌های معطوف به حفظ کرامت و استقلال اقتصادی زنان باشد.

پ ـ چالش تربیت نسل و مسئولیت‌های پنهان مادران
در کنار مسائل اقتصادی، پیچیده‌ترشدن فرایند تربیت فرزندان یکی دیگر از دغدغه‌های مهم خانواده‌هاست. گسترش فضای مجازی، تغییر الگوهای ارتباطی، مواجهه کودکان و نوجوانان با محتواهای متنوع و شکل‌گیری تعارض‌های نسلی، مسئولیت تربیتی والدین را دشوارتر کرده است.
بسیاری از مادران با این پرسش مواجه‌اند: چگونه می‌توان میان استفاده فرزندان از فناوری‌های جدید و حفظ سلامت روان، هویت اخلاقی و روابط خانوادگی آنان تعادل برقرار کرد؟ پاسخ به این مسئله صرفاً بر عهده مادران نیست، اما نمی‌توان نقش آنان و فشار روانی ناشی از مسئولیت‌های تربیتی‌شان را نادیده گرفت.
در چنین شرایطی، حمایت از زنان باید از اقدامات نمادین فراتر رود و آموزش‌های کاربردی، مشاوره‌های خانوادگی، ارتقای سواد رسانه‌ای و امکانات تربیتی در دسترس را شامل شود. خانواده زمانی می‌تواند نقش خود را در پرورش نسلی مسئولیت‌پذیر و برخوردار از هویت اخلاقی ایفا کند که از حمایت‌های لازم نیز برخوردار باشد.

ت ـ کرامت کار خانگی و مسئله منزلت اجتماعی
یکی از چالش‌های کمتر دیده‌شده زنان خانه‌دار، جایگاه اجتماعی و ارزش‌گذاری فعالیت‌های آنان است. مدیریت خانه مجموعه‌ای از مسئولیت‌های مستمر، زمان‌بر و نیازمند مهارت است؛ بااین‌حال، چون این فعالیت‌ها معمولاً درآمد مستقیم ایجاد نمی‌کنند، ارزش اقتصادی و اجتماعی آن‌ها کمتر به رسمیت شناخته می‌شود.
این وضعیت ممکن است به احساس نادیده گرفته‌شدن، کاهش اعتمادبه‌نفس و وابستگی اقتصادی برخی زنان منجر شود؛ به‌ویژه زمانی که زحمات آنان در محیط خانواده نیز با حمایت و قدردانی کافی همراه نباشد. این در حالی است که مدیریت خانه، مراقبت از اعضای خانواده و مشارکت در تربیت فرزندان، در بازتولید سرمایه انسانی و حفظ پیوندهای اجتماعی نقش دارند.
به‌رسمیت‌شناختن ارزش کار خانگی به معنای محدودکردن زنان به نقش خانه‌داری نیست، بلکه هدف، حفظ منزلت زنانی است که این مسئولیت را بر عهده دارند. جامعه‌ای که تنها فعالیت درآمدزا را ارزشمند بداند، بخشی از تلاش‌های مؤثر در استمرار زندگی اجتماعی را نادیده گرفته است.

ث ـ سلامت روان و فراغت؛ نیازهایی که نباید به حاشیه بروند
سلامت روان، امکان استراحت و برخورداری از اوقات فراغت نیز از نیازهای اساسی زنان هستند. فشار اقتصادی، مسئولیت‌های مستمر خانوادگی و محدودیت دسترسی به امکانات تفریحی می‌توانند بر کیفیت زندگی آنان اثر بگذارند. این مسئله به‌ویژه برای زنانی که بخش زیادی از زمان خود را در محیط خانه سپری می‌کنند، اهمیت دارد.
توسعه فضاهای ورزشی محله‌محور ویژه بانوان، فراهم‌کردن امکانات تفریحی سالم، تسهیل سفرهای خانوادگی و ایجاد مراکز فرهنگی و رفاهی در نزدیکی محل سکونت، از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند مستقیماً بر زندگی روزمره زنان تأثیر بگذارند. در این زمینه، دسترسی جغرافیایی و هزینه استفاده از خدمات اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا وجود امکانات، بدون امکان بهره‌مندی واقعی از آن‌ها، پاسخ مناسبی به نیازهای اجتماعی نیست.

ج ـ ضرورت بازنگری در اولویت‌های سیاست‌گذاری زنان
از منظر حکمرانی اجتماعی، یکی از خطاهای مهم آن است که نیازهای گروه‌های پرصداتر به جای مجموعه مسائل زنان نشانده شوند و موضوعات ساختاری کمتر در دستور کار قرار گیرند. البته نمی‌توان بدون شواهد مشخص، کم‌توجهی به این مسائل را لزوماً نتیجه تعمد یا تلاش برای انحراف افکار عمومی دانست، اما می‌توان عملکرد سیاست‌گذاران را از منظر میزان توجه به نیازهای بنیادین زنان نقد کرد.
سیاست‌گذاری خانواده‌محور باید بر شناخت واقعی شرایط زندگی زنان، توجه به تفاوت‌های اجتماعی و جغرافیایی و حمایت مؤثر از خانواده استوار باشد. حمایت از زنان خانه‌دار، تقویت نظام تأمین اجتماعی، افزایش دسترسی به خدمات مشاوره و رفاهی و ارتقای منزلت کار خانگی باید در کنار سایر حقوق و مطالبات زنان مورد توجه قرار گیرند.
در نهایت، مسئله اصلی آن نیست که کدام مطالبه زنان باید از عرصه عمومی حذف شود، بلکه پرسش این است: چرا برخی نیازهای تأثیرگذار بر زندگی روزمره زنان، متناسب با اهمیتشان دیده نمی‌شوند؟ امنیت اقتصادی، آرامش روانی، کرامت اجتماعی و امکان ایفای مسئولیت‌های خانوادگی، موضوعاتی هستند که آثارشان از زندگی فردی فراتر می‌رود و بر پایداری خانواده و جامعه نیز تأثیر می‌گذارد.
اگر خانواده را یکی از پایه‌های امنیت اجتماعی بدانیم، توجه به نیازهای زنان، به‌ویژه زنان خانه‌دار، دیگر موضوعی حاشیه‌ای نخواهد بود. حرکت به سوی حکمرانی خانواده‌محور زمانی معنا می‌یابد که به‌جای اکتفا به بازتاب رسانه‌ای مطالبات، مسائل واقعی و ساختاری زنان شناخته شوند و برای پاسخ‌گویی به آن‌ها برنامه‌ای روشن، عادلانه و قابل اجرا وجود داشته باشد.
کرامت زن و استحکام خانواده با برجسته‌سازی رسانه‌ای محقق نمی‌شود، بلکه به سیاست‌هایی نیاز دارد که آثار آن‌ها در زندگی واقعی زنان احساس شود.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده