سرمقاله فرهیختگان/ در سودای دولتی برای همه!

سرمقاله فرهیختگان/ در سودای دولتی برای همه! سرمقاله فرهیختگان/ در سودای دولتی برای همه!
0
0
18.7K
1400/04/09 - 09:34
136
1400/04/09 - 09:34

فرهيختگان/ « در سوداي دولتي براي همه! » عنوان يادداشت روزنامه فرهيختگان به قلم مجيد محمدزماني است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:
 

انتخابات 1400 با تمامي حواشي پررنگ‌تر از متن رقابتش پايان يافت و آقاي رئيسي پيروز انتخابات شد. اما خوشحالي اين پيروزي هم نبايد بيش‌ازحد طولاني شود و هم نبايد مانع ديدن واقعيات و کاستي‌ها.

رئيسي مطابق آنچه خود گفته رئيس‌جمهور همه ملت است و نبايد براي او بين کساني که به او راي دادند و آناني که به وي راي ندادند، و چه آنان که راي باطله دادند و حتي آناني که اصلا پاي صندوق‌ها نيامدند، فرقي در خدمتگزاري باشد. بايد موتور دولت به سمت تامين نيازهاي همه گروه‌هاي اجتماعي حرکت کند. اما چگونه؟

بايد توجه داشت تنها برنامه و کار، موجب ارتباط متن جامعه با دولت و حرکت جمعي به سمت حل مسائل نمي‌شود. شايد مهم‌ترين کار دولت ساخت اتمسفر، فضا يا گفتمان هماهنگ با هويت خود و نيازها و توقعات جامعه است. چه مسکن مهر باشد چه مسکن روحاني، چه يارانه باشد چه بسته معيشتي، چه سهام عدالت باشد چه سهام دولتي، اگر در ذيل چتر گفتماني خاص تعريف و معنادار نشود، نه‌تنها تغييري در سفره روزمره مردم ايجاد نمي‌کند بلکه حتي گاهي با تفسيري متفاوت، خواسته يا ناخواسته موجب رکود يا مقاومت جامعه دربرابر تغييرات اساسي مي‌شود.

دولت رئيسي بايد گفتمان بسازد اما شعار‌سازي نه! بايد از دولت‌هاي قبل متمايز شود اما انگشت‌نما نه! بايد گفت‌وگو کند اما فقط با يک گروه خاص نه! انفعال و تعلل در ساخت گفتمان يا موجب نفوذ گفتمان‌هاي التقاطي همچون دولت احمدي‌نژاد مي‌شود يا موجب تسليم در برابر گفتمان‌هاي بيگانه همچون دولت خاتمي و روحاني. نفوذ و تحريک لايه‌هاي مختلف اجتماعي، نيازمند ساخت گفتمان است و هرچه اين کار به عقب بيفتد حرف‌ها، طرح‌ها و برنامه‌ها و مشارکت‌هاي اجتماعي نه انسجام نظري پيدا مي‌کنند و نه انسجام اجرايي و در ازاي هزينه‌هاي اجتماعي، تصويري نامربوط از دولت مي‌سازند.

تصويرسازي هماهنگ با گفتمان، موجب ايجاد تمايز اين دولت از دولت‌هاي قبلي مي‌شود. جمع‌کردن ايده‌هاي اجرايي متنوع به ظاهر لوکس از دولت الکترونيک گرفته تا توزيع يارانه، بدون در نظر گرفتن مباني تئوريک آنها درعرصه حکمراني و به‌کارگيري کلکسيون کلمات تکراري قشنگ بدون انسجام فکري، نه‌تنها گفتمان و تصويري نمي‌سازد بلکه فرصت ساخت گفتمان و ايجاد اعتماد و مشارکت اجتماعي را نيز مي‌سوزاند.

حرف‌هاي اخير رئيسي در ايجاد وفاق ملي براي «اقتدار و استقلال» کشور، اندک ظرفيتي براي محور قرارگرفتن دارد، اما هنوز اين حرف‌ها با مسائل کف اجتماع و شبکه نخبگاني جامعه، پيوندي برقرار نکرده و در حد شعارهايي پراکنده و پاره‌پاره در ذوق مي‌زند و مردم و نخبگان درجهت ساخت شبکه معاني آن حرکت نکرده‌اند. بايد گفتماني مردمي ساخت.

ساخت گفتماني مردمي، نيازمند فرآيندي تعاملي و ايجاد فضاي گفت‌وگوي آزاد درمورد مسائل اجتماعي ميان گروه‌هاي اجتماعي است. مردم هم مخاطب گفتمان دولت رئيسي‌ هستند و هم شکل‌دهنده به آن. اگر مردم در ساخت گفتمان مشارکت کنند، در حل مسائل اجتماعي نيز همراه دولت خواهند بود. بايد‌ها و نبايد‌هاي مونولوگ يا فرار از گفت‌وگوي تعاملي با مردم و رسانه‌هاي مردمي، توهم گفتمان مي‌سازد. در گام اول رئيس‌جمهور بايد خود را در معرض گفت‌وگوي صميمي و تعاملي با رسانه‌ها قرار دهد و بدون نمايش، پاي نقدها بنشيند تا ياد بگيرد از گفتمان خود دفاع کند تا موجب تقويت گفتمان خود شود تا براي گفتمان خود بازاريابي اجتماعي کند. رسانه‌هاي دولتي به‌جاي بلندگوهاي تبليغاتي از مدافتاده بي‌خاصيت، بايد تسهيلگر گفت‌وگوي اجتماعي در ميان گروه‌هاي مختلف باشند، اين گفت‌وگو مقدمه‌اي انگيزه‌بخش براي ساخت گفتماني مردمي و مشارکت درحل مسائل اجتماعي است.

اين فضاي گفت‌وگوي اقناعي بايد درون تيم اجرايي دولت نيز تقويت شود تا به جاي حذف آدم‌ها همچون دولت احمدي‌نژاد يا قرباني‌شدن خلاقيت‌ها همچون دولت روحاني، در يک فرآيند مستمر، همگرايي فکري و اجرايي بين اعضاي کابينه صورت گيرد. فراجناجي بودن دولت به‌معناي بي‌گفتماني يا التقاط گفتماني نيست! همچنين به‌معناي تشکيل شرکت سهامي‌ از جناح‌ها نيست! دولت فراجناجي زماني شکل مي‌گيرد که وحدت گفتماني با گفت‌وگو بين اعضاي کابينه شکل گيرد و تلاش شود تکثر نگاه‌هاي مجرب در عرصه‌هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي در ذيل چتر گفتماني واحد، همگرا شوند. اگرچه بايد يک صداي واحد از دولت به جامعه مخابره شود اما بايد تنوع نگاه‌ها درون دولت توسط مردم مشاهده شود تا فراجناحي بودن و مردمي بودن کابينه قابل‌لمس باشد. اجراي برنامه‌هاي خارق‌العاده بدون اتصال به اصول گفتماني، تصويري بي‌هويت يا تکراري از دولت به مردم منعکس مي‌کند و مردم از دولت بي‌هويت يا «تَکرار»ي فراري‌اند!

در عرصه اجتماعي نيز بايد صداهاي مختلف مردم، واقعا (و نه به‌صورت نمايشي همچون دولت روحاني) شنيده و به رسميت پذيرفته شوند و براي اصلاح امور به کار گرفته شوند. حذف نگاه‌هاي متفاوت نه الزاما موجب تقويت گفتمان ما مي‌شود و نه موجب حذف گفتمان‌هاي رقيب، بلکه موجب شکل‌گيري و تقويت گفتمان‌هاي خارج از نظام خواهد شد.

همچنين، براي جايابي نقش مردم در ايجاد گفتماني مردمي، دولت بايد نسبت و نگاه خود را با مردم مشخص کند. بايد درعين حمايت از محرومان و فاصله‌گذاري با ثروت‌هاي مشکوک، به طبقه متوسط هم توجه کرد. مردم نه دلتنگ عکس‌هاي يادگاري پوپوليستي احمدي‌نژادي‌ هستند و نه دل خوشي از لندکروزسواري روحاني دارند. چه در ظاهر از «خادم ملت» استفاده کنيد مثل احمدي‌نژاد و چه در عمل خود را ارباب‌رعيت بدانيد همچون دولت روحاني، تمايزي براي دولت رئيسي ايجاد نمي‌کند و به زودي آوار توقع تحقق وعده‌هاي انتخاباتي از خادم يا قيم ملت بر سر دولت خراب مي‌شود. بايد نگاهي متفاوت به نقش مردم داشت.

متن مردم نه نيازي به نگاه ترحم‌آميز دارند و نه دل‌خوشي از نگاه تحقيرآميز. مردم امروز دنبال نگاهي برابر و ياري‌گر هستند. مردم‌داري واقعي- و نه نمايشي- نيز از طريق «مردم‌ياري» صورت مي‌گيرد. ايجاد حس اعتماد و همراهي در مردم توانمند است که کار ساخت گفتمان و تحقق وعده‌هاي دولت را به پيش مي‌برد. تجربه اين پنج دهه نشان داده اگر مردم توانمندي که دل در گروي گفتماني دارند، به صحنه کشيده شوند، پيروز ميدان مي‌شوند؛ از عرصه‌هاي نظامي گرفته تا عرصه‌هاي فرهنگي و اقتصادي و تا مردم نخواهند آب از آب تکان نمي‌خورد و البته حتما سوال مي‌کنيد مردمي که حاضر به راي‌دهي نشدند يا راي سفيد دادند با چه ضرب و زوري در عرصه عمومي کنشگر فعال مي‌شوند؟ مردمي که در سال‌هاي اخير بي‌اعتماد نسبت به برخي مسئولان نظام يا بي‌اعتماد نسبت به ساختار دولت‌ هستند، چگونه همکاري با دولت مي‌کنند؟

اعتماد اجتماعي به نظام و مسئولان به راحتي در اين سال‌ها تخريب شده و باز‌سازي اين بي‌اعتمادي فرآيندي زمانبر است، اما دولت رئيسي زمان کافي ندارد. دولت رئيسي براي بازسازي اعتماد اجتماعي و همراه‌سازي مردم براي کارهاي بزرگ، بيش از 6 ماه تا يک‌سال زمان ندارد و ادامه عمر دولت، خرج تقويت گفتمان و تصوير دولت مي‌شود. گروه‌هاي مختلف اجتماعي بايد در همين مدت کوتاه درگير ساخت گفتمان و حل مسائل اجتماعي شوند.

راي شکننده رئيسي کار را براي اقداماتش سخت‌تر کرده است، اين موضوع هم فرصت است و هم تهديد. فرصت از اين جهت که با دلخوشي به پشتوانه راي خود، بي‌گدار به آب نمي‌زند و تهديد از آن جهت که بايد براي همراه‌سازي گروه‌هاي اجتماعي بيش‌ازحد دقت و تلاش کند. اما در اين مدت کوتاه با گروه‌هاي مختلف اجتماعي چگونه بايد تعامل کرد؟

۱ بخشي از 18ميليون راي رئيسي برخاسته از پايگاه ايدئولوژيکي وي است. کساني که تصوير انقلابي رئيسي برايشان برجسته‌ترين ويژگي او بوده و اين گروه کماکان پشت رئيسي خواهند بود. اين بخش از طرفداران سرسخت، به علت گرم نشدن رقابت‌هاي انتخاباتي خيلي راي‌سازي براي رئيسي نکردند؛ البته خود رئيسي هم موجب تهييج و تحريک اين بخش از طرفدارانش برخلاف سال 96 نشد. اين گروه طرفداران سرسخت، همراستا با گفتمان دولت‌ هستند و مي‌توانند در تقويت و ترويج اين گفتمان، پاي کار آيند، اما بايد دقت کرد دولت نبايد خود را فقط نماينده اين گروه معرفي کند.

۲ گروه ديگري که به رئيسي راي «آري» دادند، کساني‌ هستند که تصويري کارآمد از وي در قوه قضائيه ديدند و حالا اميدوارند وي با اين کارنامه، قوه مجريه را متحول کند. کارآمدي در قوه قضائيه با قوه مجربه متفاوت است. براي همين بايد تصويري جديد از کارآمدي قوه اجرايي نسبت به قوه قضائيه براساس اصول همان گفتمان توليد شود. مشارکت‌دهي گروه نخبگاني، موجب عرضه تصويري کارشناسانه از تصميمات دولت مي‌شود. قاضي عادل نيازمند خشونت در چهره، کلام و حکم است. اما مدير توانمند، نيازمند گشاده‌رويي و تعامل در چهره، انگيزه‌بخشي در کلام و قاطعيت در اجراست.

۳ برخي کساني که راي ندادند يا راي باطله دادند يا به رقباي هم‌راستاي رئيسي راي دادند، به خاطر آن بوده که يا رئيسي را در قامت رياست‌جمهوري نديدند يا تمايزي بين او و ديگران پيدا نکردند. اين گروه از لحاظ گفتماني با رئيسي فاصله دارند و تا مدتي تماشاگر اقدامات رئيسي خواهند بود و تا تغييراتي اساسي، ملموس و متمايز‌کننده نسبت به گذشته در روند حکمراني مشاهده نکنند، در برابر توانمندي و گفتمان دولت تسليم نمي‌شوند. اين تغييرات اساسي بايد در کوتاه‌مدت و در کمتر از يک سال صورت گيرد تا پيش از مداخله ساير گفتمان‌هاي رقيب، تصويري صحيح از دولت براي اين گروه ساخته شود. بايد در سلسله رويدادهايي، مردم نتيجه اظهار‌نظرات‌شان را در تغيير جهت تصميمات دولت لمس کنند تا انگيزه ايشان براي ابرازنظر و مشارکت در امور اجتماعي دوباره زنده شود. البته نبايد فراموش کرد تغييرات اساسي نيازمند تدريج براي همگرايي اجتماعي و اجرايي است و نبايد توقع اصلاح يک‌شبه داشت، اما بايد از آينده اين تغييرات براي مردم تصويري مثبت، روشن و اميدوار‌کننده ساخت.

۴ اما برخي کساني که يا در انتخابات راي ندادند يا به رقباي مخالف رئيسي راي دادند، بيش از هر گروه ديگري تلاش مي‌کنند تا از خلأ گفتماني دولت مستقر استفاده کرده و خود را به‌عنوان تنها گفتمان متشخص اما معترض به وضع فعلي معرفي کنند. آنها هر خدمت دولت را در دستگاه رسانه‌اي خود به‌صورت معکوس تفسير کرده و بدين‌ترتيب از ميان بدنه اجتماع خصوصا آناني که منتظر تغييرات اساسي‌اند، يارگيري مي‌کنند. دولت بايد سريع‌تر مرز گفتماني خويش را از اين گفتمان رقيب مشخص کند تا نه دستاوردها و خدماتش مصادره شده و بي‌خاصيت شود و نه اصول گفتماني‌اش توسط اين گفتمان رقيب، هضم يا رقيق شده و سرمايه چشمان اميدوار مردم نسبت به اين دولت را از دست دهد.

درآخر، اميرالمومنين(ع) در کلامي فرمودند که هر آن کس که به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابيد.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار برگزیده