همشهری/ سارق سابقهدار که ۲۴ساعت پس از آزادی از زندان سرقتهایش را ازسر گرفته بود فقط سراغ گوشیهای آیفون میرفت و در مدت کوتاهی دهها گوشی گرانقیمت سرقت کرد؛ اما خالکوبی منحصربه فردی که روی دستانش داشت باعث دستگیریاش شد.
رسیدگی به این پرونده از چند روز قبل با شکایت یکی از شهروندان که گوشی آیفون ۱۶ او با شگردی عجیب سرقت شده بود آغاز شد. او به مأموران پلیس گفت: قصد داشتم گوشیام را که آیفون ۱۶بود بفروشم و گوشی جدیدتری بخرم. به همین دلیل گوشیام را در فضای مجازی آگهی کردم.
او ادامه داد: چند نفر برای خرید گوشی تماس گرفتند تا اینکه یکی از آنها گفت گوشیام را میخواهد و برای اینکه گوشی را برای او نگه دارم بیعانه هم پرداخت کرد و قرار شد چند ساعت بعد با پرداخت بقیه پول گوشی، آن را تحویل بگیرد. چند ساعت بعد با هم قرار گذاشتیم و او گوشی را از دستم گرفت تا کنترل کند اما ناگهان غافلگیرم کرد. او چاقویی از جیبش بیرون کشید و با تهدید از آنجا فرار کرد و به همین راحتی گوشی را از چنگم بیرون کشید.
این شاکی اما سرنخ مهمی در اختیار پلیس قرار داد و گفت: آن زمان ترسیده بودم و چیز زیادی از سارق یادم نمیآید اما لحظه آخر دیدم که روی دستان او ۲گلسرخ خالکوبی شده بود.
سرقتهای سریالی
علاوه بر این مرد، در ادامه افراد دیگری نیز نزد مأموران پلیس رفتند و در اظهاراتی مشابه مدعی شدند مردی هنگام خرید گوشیشان با تهدید گوشی را سرقت کرده است. نکته مهم اینکه گوشی همه شاکیان از نوع آیفون ۱۴ و مدلهای بالاتر بود و این نشان میداد سارق فقط آیفون سرقت میکند. از سوی دیگر هم سارق برای همه شاکیان بیعانه واریز کرده بود. همچنین همه شاکیان خالکوبی گل سرخ را روی دستان سارق دیده بودند و جای تردیدی باقی نبود که سارق سریالی گوشیهای آیفون، مردی با خالکوبی گل سرخ است.
سایه به سایه در تعقیب سارق
کاراگاهان پلیس در گام نخست به بررسی حسابهای بانکی که سارق از طریق آن برای مالباختگان بیعانه واریز کرده بود رفتند اما این کار فایده چندانی نداشت. همه حسابهایی که از طریق آنها برای شاکیان پول واریز شده متعلق به افراد معتاد، کارتنخواب و یا افراد نیازمند بود که هیچکدام از از سرقتها اطلاعی نداشتند و فقط در ازای دریافت پول با سارق همکاری کرده بودند. این اما پایان کار نبود و کارآگاهان سراغ سرنخهای دیگر رفتند.
یکی از افرادی که از حسابش برای شاکیان پول واریز شده بود گفت که مدتی قبل در زندان با سارق آشنا شده بود و او در زندان مسئول انتظامات بند بود. هرچند نام او را بهطور کامل نمیشناسم اما در زندان همه او را به نام وحید مارمولک میشناختند.
با بهدست آوردن این اطلاعات کارآگاهان سراغ پرونده افرادی به نام وحید رفتند که آن زمان به اتهام سرقت در آن زندان نگهداری میشدند. شواهد بهدستآمده نشان داد که در آن زمان ۳نفر با نام وحید زندانی بودند اما فقط یکی از آنها مسئول انتظامات بود و به این ترتیب هویت واقعی سارق سریالی گوشیهای آیفون برملا شد و مأموران پلیس در عملیاتی ضربتی موفق شدند وحیدمارمولک را دستگیر کنند. او در بازجوییهای اولیه به دهها فقره سرقت گوشیهای آیفون اعتراف کرد و تحقیقات تکمیلی در اینباره همچنان ادامه دارد.
یک عمر در زندان
بررسی سوابق وحید نشان میدهد که او بارها دستگیر و زندانی شده اما هر بار پس از آزادی از زندان سراغ سرقت رفته است طوری که در آخرین بار فقط ۲۴ ساعت پس از آزادی سرقتهایش را شروع کرد.
در سرقتهایی که انجام دادی از شگردی خاص استفاده میکردی. در اینباره صحبت کن.
در زندان که بودم برای طراحی نقشههای مختلف سرقت وقت زیادی داشتم. در فضای مجازی آگهیهای زیادی وجود دارد که افراد مختلف وسایل باارزشی را میفروشند. من هم افرادی که گوشی آیفون داشتند را انتخاب میکردم. البته آنهایی که آیفون ۱۴ به بالا داشتند. برای اینکه اعتمادشان را جلب کنم برایشان بیعانه واریز میکردم و وقتی برای تحویل گرفتن گوشی سر قرار میرفتم با چاقو تهدیدشان کرده و گوشی را از چنگشان بیرون میآوردم.
چرا فقط گوشی آیفون سرقت میکردی؟
میخواستم جنسی سرقت کنم که ارزش داشته باشد. چون مجبور بودم گوشی را به مالخر بفروشم و مالخرها هم گوشی را خیلی ارزانتر از ارزش واقعی میخرند. به همین دلیل من هم آیفونهای مدل بالا سرقت میکردم تا وقتی فروختم پول خوبی دستم را بگیرد.
اولین بار چطور شد که به زندان افتادی؟
بار اول به خاطر دعوای ناموسی زندانی شدم. آن زمان هنوز سرقت نمیکردم. یک نفر مزاحم دختر مورد علاقهام شده بود که سراغش رفتم و با چاقو ادبش کردم. او هم شکایت کرد و این نخستین مرتبهای بود که پایم به زندان باز شد اما بعد از آن بارها زندانی شدم.
بعد از دعوای ناموسی سرنوشت دختر مورد علاقهات چه شد؟
نمیدانم. من زندانی شدم و دیگر از او خبر ندارم.
















