متهم به قتل، دو مرد مرموز را قاتل همشهری‌اش معرفی کرد

متهم به قتل، دو مرد مرموز را قاتل همشهری‌اش معرفی کردمتهم به قتل، دو مرد مرموز را قاتل همشهری‌اش معرفی کرد
0
0
16.3K
1405/06/15 - 17:07
1.5K
1405/06/15 - 17:07

اعتماد/ مردی که متهم است همشهری خود را به خاطر بدهی مالی کشته، ادعا کرد دو مرد افغان مرتکب این قتل شده‌اند.

مردی که متهم است همشهری خود را به خاطر بدهی مالی کشته، ادعا کرد دو مرد افغان مرتکب این قتل شده‌اند.
به گزارش اعتمادآنلاین، این پرونده سه سال پیش تشکیل شد؛ زمانی که مردی ایرانی به نام البرز به پلیس گزارش داد شاهد یک قتل بوده است. این مرد به ماموران گفت: قتل در کارگاه من اتفاق افتاد. جسد را بیرون بردیم و در بیابان رها کردیم.
تحقیقات ماموران بلافاصله آغاز شد. آنها در آدرسی که مرد مطلع گفته بود جسد را پیدا کردند.
این مرد ابتدا مدعی شده بود دو کارگر افغانستانی مقتول را که بهروز نام داشت به قتل رسانده‌اند اما وقتی اولیای دم جسد را شناسایی کردند ادعایی مطرح کردند که همه‌چیز را تغییر داد. آنها گفتند همین مرد که مرگ بهروز را گزارش کرده با او اختلاف‌های شدیدی داشته است. بنابراین مرد مطلع به عنوان متهم بازداشت شد. او تایید کرد با مقتول اختلاف مالی داشت اما گفت قاتل نیست.
متهم گفت: ما مدتی بود که با هم اختلاف داشتیم اما روز حادثه وقتی او به کارگاه من آمد با دو کارگر افغانستانی‌ام درگیر شد و آنها او را کشتند. چون فحاشی می‌کرد، این درگیری اتفاق افتاد.
پلیس هرگز نتوانست هویت دو مرد افغانستانی را که متهم مدعی بود قاتل‌اند شناسایی کند. بنابراین کیفرخواست علیه خود او صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 11 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی که صبح امروز برگزار شد اولیای دم مقتول درخواست قصاص کردند و گفتند حاضر به گذشت نیستند. پسر مقتول گفت: پدر من از متهم طلب داشت. او اصلاً با دو مردی که متهم مدعی است ارتباطی نداشت و آنها را نمی‌شناخت. سر طلبی که از متهم داشت با او اختلاف داشت و درگیر بود. این مرد پدرم را به کارگاهش کشانده بود تا طلبش را بدهد. آنجا پدرم را خفه کردند و جسدش را به بیابان انداختند.
سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. دو مرد افغانستانی که کارگر من بودند این کار را کردند.
متهم در توضیح ماجرا گفت: من با مقتول اختلاف داشتم و این را قبول دارم. یک روز قبل از حادثه او به مغازه من رفته بود. من آنجا نبودم، یکی از کارگرها تماس گرفت و گفت، بهروز به مغازه آمده، فریاد می‌زند و شیشه‌ها را شکسته است. من گفتم کاری نداشته باش، او همشهری من است. همسایه‌ها جمع شده و او را بیرون کرده بودند. روز حادثه بهروز تماس گرفت و گفت حسابم را می‌خواهم. گفتم شب می‌آیم مغازه، حساب را می‌دهم. گفت حالا بیا. گفتم باید به کارگاه بروم. گفت من هم می‌آیم. گفتم نیا من شب تو را می‌بینم اما اصرار کرد. وقتی مقابل کارگاه رسیدیم گفتم تو داخل نیا ولی آمد.
متهم گفت: او از افغانستانی‌ها خوشش نمی‌آمد. می‌دانستم درگیر می‌شوند. وقتی اصرار کرد بیاید گفتم دیگر به من ربطی ندارد. همان موقع فحش‌های خیلی زشتی داد و گفت چرا افغانستانی آورده‌ای. گفتم آنها مثل ما انسان هستند، این چه حرفی است. بعد تلفنم زنگ زد. برادرزن مقتول بود. به حیاط رفتم تا با او صحبت کنم. بهروز هم با افغانستانی‌ها گلاویز شده بود. من به حیاط رفتم و با برادرزن بهروز صحبت کردم. وقتی برگشتم دیدم دو مرد افغانستانی بهروز را به قتل رسانده‌اند.
متهم ادامه داد: آن‌قدر ترسیدم که تصمیم گرفتم جسد را از منطقه دور کنم. با کمک آن دو مرد جسد را به بیرون از کارگاه بردیم و رها کردیم.
قاضی سوال کرد: چرا جلوی آنها را نگرفتی یا حتی اعتراض نکردی و در عوض با آنها همکاری کردی؟
متهم پاسخ داد: ترسیدم آنها سر من یا پسرم بلایی بیاورند. برای همین جسد را بیرون بردم و به آنها چیزی نگفتم.
قاضی گفت: طبق گزارش پلیس و گفته‌های خودت به آنها پول و دلار دادی تا از کشور فرار کنند.
متهم گفت: من این کار را نکردم. رد آنها را پلیس زد اما از اردوگاه فرار کرده و به افغانستان رفته بودند. تصویری هم صحبت کردند ولی برنگشتند. من فردای آن روز خودم را معرفی کردم و همه‌چیز را گفتم. دو سال هم بازداشت بودم ولی نشد که دو مرد افغانستانی را به ایران بازگردانند.
در ادامه وکلای متهم دفاعیات خود را مطرح کردند و در نهایت قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده