هفت صبح/ من کلاشینکف داشتم و به سمت خانه شلیک کردم، اما تیر من به آرمان نخورد.
سه سال بعد از تیراندازی مرگبار مقابل خانهای در جنوب تهران، متهم پرونده در دادگاه قتل را انکار کرد و مدعی شد شلیک مرگبار را عمویش انجام داده است. این در حالی بود که او پیش از این در تحقیقات پلیسی به قتل اعتراف کرده بود.
ماجرا از درگیری یک دختر جوان با دو مرد آغاز شد. دختر جوان مدتی با آرمان وارد رابطه عاطفی شده بود و پیش از آن نیز با فرهاد رابطه داشت. روز حادثه، فرهاد آنها را در پارک دید و با آرمان درگیر شد. با دخالت مردم، درگیری پایان یافت، اما چند ساعت بعد فرهاد و همراهانش مقابل خانه آرمان رفتند و به سمت او تیراندازی کردند. آرمان در این حمله هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
فرهاد پس از جنایت متواری شد و چند سال طول کشید تا مأموران موفق به شناسایی و دستگیری او شوند. در جریان تحقیقات مشخص شد چند نفر از اعضای خانواده او سابقه فعالیت در باندهای سرقت مسلحانه و قاچاق سلاح داشتند. سه عموی فرهاد نیز پیش از این به اتهام تشکیل باند مسلحانه بازداشت شده بودند. یکی از آنها همراه دو برادرش از زندان فرار کرده بود و هر سه نفر پس از مدتی دوباره دستگیر شدند.
در یکی از سرقتهای مسلحانه، یکی از عموهای فرهاد در جریان تعقیب و گریز با پلیس کشته شد و دو عموی دیگر نیز مدتی بعد بازداشت شدند. سرانجام فرهاد نیز حدود یک سال قبل به دام افتاد و به قتل آرمان اعتراف کرد. او در آن زمان گفته بود آرمان قصد داشته دختر مورد علاقهاش را از او جدا کند و به همین دلیل همراه چند نفر مقابل خانه او رفته و تیراندازی کردهاند.
اما در جلسه دادگاه، پس از درخواست قصاص از سوی اولیای دم، فرهاد اعتراف قبلی خود را پس گرفت و گفت: «من کلاشینکف داشتم و به سمت خانه شلیک کردم، اما تیر من به آرمان نخورد. پزشکی قانونی گفته گلوله کلت باعث مرگ شده است. عمویم کلت داشت و او شلیک کرد.»
وکیل اولیای دم این ادعا را رد کرد و گفت عموی متهم در صحنه حضور نداشته است. در پایان، قضات پس از شنیدن دفاعیات طرفین برای صدور رأی وارد شور شدند.
















