یک قدم تا چوبه دار به خاطر قتل شوهر با سیانور

یک قدم تا چوبه دار به خاطر قتل شوهر با سیانوریک قدم تا چوبه دار به خاطر قتل شوهر با سیانور
10
1
20.7K
1405/07/11 - 10:39
3.7K
1405/07/11 - 10:39

هفت صبح/ زن جوان با من درد دل می‌کرد و گفته بود هفت سالی می‌شود که با شوهرش ازدواج کرده، ولی با یکدیگر اختلاف دارند

سال ۱۴۰۳ بود که مرگ ناگهانی یک بدنساز جوان در باشگاهی، پرونده‌ای جنایی را پیش روی پلیس قرار داد. این مرد که ورزش بدنسازی را به‌صورت حرفه‌ای دنبال می‌کرد، هنگام تمرین ناگهان حالش بد شد و روی کف باشگاه افتاد. دیگر ورزشکاران بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند و او را به بیمارستان رساندند، اما وضعیت جسمی‌اش به‌سرعت وخیم‌تر شد.
او حتی هنگام رسیدن به اورژانس توانایی صحبت کردن نداشت. پزشکان او را به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل کردند و تلاش برای نجات جانش آغاز شد، اما این تلاش‌ها نتیجه نداد و مرد جوان جان باخت.
با اعلام مرگ مشکوک او از سوی کادر درمان، بازپرس کشیک قتل در جریان قرار گرفت و تیم جنایی به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی راهی سردخانه بیمارستان شدند.

بررسی‌های ابتدایی
در بررسی‌های ابتدایی، هیچ نشانه‌ای از جراحت، زخم یا کبودی روی بدن مرد جوان دیده نشد. به همین دلیل، بازپرس دستور داد جسد برای مشخص شدن علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شود.
پزشکی قانونی پس از انجام معاینات و آزمایش‌های تخصصی و همچنین بررسی‌های سم‌شناسی اعلام کرد علت مرگ، مسمومیت با سیانور بوده است. همین نتیجه مسیر تحقیقات جنایی را تغییر داد و کارآگاهان بررسی کردند که این ماده سمی چگونه وارد بدن قربانی شده است.
تحقیقات نشان داد سیانور در محلول پروتئین‌بار مرد جوان ریخته شده بود. از آنجا که او هر روز از این محلول هنگام تمرین استفاده می‌کرد، بررسی زندگی خصوصی و روابط خانوادگی او در دستور کار قرار گرفت.
کارآگاهان در جریان تحقیقات متوجه شدند مرد جوان و همسرش مدتی بود با یکدیگر اختلاف داشتند. به همین دلیل، رفتارهای همسر او به‌صورت نامحسوس زیر نظر گرفته شد.
بررسی‌ها نشان داد این زن با مردی به نام «ناصر» ارتباط پنهانی داشته است. در ادامه بررسی پیام‌ها مشخص شد همسر مرد جوان از ناصر درخواست تهیه سیانور کرده است. این سرنخ باعث شد هر دو نفر بازداشت شوند.

اعتراف
همسر مرد جوان در ابتدا حاضر به پذیرش اتهام خود نبود و ارتباطش با ناصر را نیز انکار می‌کرد. اما ناصر در جریان تحقیقات لب به اعتراف گشود و درباره نحوه آشنایی‌اش با زن جوان توضیح داد.
او گفت: «من نیروی خدماتی یک بیمارستان هستم. مدتی قبل زن جوان به همراه پیرزنی برای معاینات پزشکی به بیمارستان مراجعه کرده بود که در همان موقع با من هم‌کلام شد. او گفت که مادربزرگش را برای معاینه به بیمارستان آورده است.
در ابتدا فقط سؤال‌هایی درباره خدمات بیمارستان می‌پرسید و درباره رادیولوژی بیمارستان و این‌طور خدمات سؤال کرد؛ اما کم‌کم صحبت را به سمت درد دل برد و از زندگی شخصی‌اش برای من حرف زد.»
ناصر در ادامه گفت: «این زن شماره تماسم را گرفت و گفت ممکن است در مورد خدمات بیمارستان از من سؤالی داشته باشد؛ اما در تماس‌هایش با من درد دل می‌کرد و می‌گفت با شوهرش اختلافات عمیقی دارد.
تا اینکه یک روز با من تماس گرفت و گفت برایش سیانور تهیه کنم. من همین کار را انجام دادم، اما نمی‌دانم بعد از آن چه اتفاقی میان او و شوهرش افتاد. من در جریان نقشه او نبودم.»
با این اظهارات، همسر مرد جوان به‌عنوان متهم اصلی پرونده تحت تعقیب قضایی قرار گرفت؛ اما او همچنان اتهام قتل را نپذیرفت و ادعاهای ناصر را دروغ خواند.
زن جوان گفت: «صحبت‌های من با ناصر فقط درباره خدمات بیمارستان بود و من هر بار درباره معالجه مادربزرگم سؤالی داشتم، به ناصر زنگ می‌زدم. هیچ موضوع دیگری بین ما وجود نداشت.»

اتهام قتل
با وجود انکارهای متهم، کارآگاهان تحقیقات خود را ادامه دادند و پیام‌های ردوبدل‌شده میان این زن و ناصر نیز مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت، با تکمیل تحقیقات و جمع‌آوری مستندات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری ارسال شد و هر دو متهم پای میز محاکمه رفتند.
در ابتدای جلسه، همسر مرد جوان بار دیگر اتهام قتل را رد کرد و درباره روز حادثه توضیح داد.
او گفت: «من و شوهرم با یکدیگر اختلافاتی داشتیم؛ اما این اختلافات هرگز آن‌قدر عمیق نبود که من بخواهم دست به قتل او بزنم. شوهر من یک بدنساز حرفه‌ای بود و هر روز از من می‌خواست تا محلول پروتئینش را آماده کنم.
من هم مطابق همیشه این کار را برایش انجام دادم و آن را در ساک باشگاهش گذاشتم؛ اما چند ساعت بعد از اینکه مطابق برنامه هر روزش به باشگاه رفت، به من خبر رسید که حال او وخیم شده است. من نمی‌دانم چه بلایی به سر او آمده، اما اتهام قتل را قبول ندارم.»
ناصر نیز در دفاع از خود گفت: «زن جوان با من درد دل می‌کرد و گفته بود هفت سالی می‌شود که با شوهرش ازدواج کرده، ولی با یکدیگر اختلاف دارند.
او یک روز از من خواست برایش سیانور تهیه کنم و بابت تهیه آن پانصد هزار تومان نیز به من پول داد؛ اما من نمی‌دانستم سیانور را به چه علت می‌خواهد و در جریان نقشه او برای به قتل رساندن همسرش نبودم.»
در ادامه جلسه، نماینده دادستان با رد دفاعیات متهم ردیف اول، به پیام‌های میان او و ناصر اشاره کرد و گفت: «پیامک‌های ردوبدل‌شده میان متهم ردیف اول و متهم ردیف دوم نشان‌دهنده ارتباط آن‌هاست و همچنین مبرهن است که متهم با قصد و نیت قبلی اقدام به تهیه سیانور کرده و با حل کردن آن در محلول پروتئین‌بار شوهرش، اقدام به قتل او کرده است.»
قضات پس از شنیدن دفاعیات دو متهم و اظهارات نماینده دادستان وارد شور شدند. در نهایت، متهم ردیف اول به قصاص و ناصر به ۱۵ سال حبس محکوم شدند.
رأی صادرشده پس از تأیید در دیوان عالی کشور قابلیت اجرا خواهد داشت.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده