متهم به قتل: مقتول داداشی من بود نباید با من دعوا می‌کرد

متهم به قتل: مقتول داداشی من بود نباید با من دعوا می‌کردمتهم به قتل: مقتول داداشی من بود نباید با من دعوا می‌کرد
1
2
15.9K
1405/07/16 - 20:28
2.2K
1405/07/16 - 20:28

هفت صبح/من و صابر رفیق گرمابه و گلستان هم بودیم. با هم به مهمانی می‌رفتیم و هر جا برای خوشگذرانی و تفریح دعوت می‌شدیم، سایه‌به‌سایه در کنار هم بودیم...

سه سال قبل، جوانی به نام صابر در حالی که بر اثر ضربات چاقو به‌شدت مجروح شده بود، به بیمارستانی در شهریار منتقل شد. بلافاصله اقدامات درمانی برای نجات جان صابر آغاز شد، اما شدت جراحت واردشده به شریان دست او به حدی بود که صابر جان خود را از دست داد. به این ترتیب، رسیدگی به ماجرا وارد فاز جنایی شد و تیم جنایی به همراه کارآگاهان پلیس با حضور در سردخانه بیمارستان، تحقیقات خود را برای روشن شدن ابعاد این جنایت آغاز کردند.

در تحقیقات اولیه مشخص شد صابر در جریان یک درگیری گروهی که صبح روز حادثه در محل سکونتشان، واقع در یکی از محله‌های رباط‌کریم، رخ داده بود، مورد اصابت ضربه قرار گرفته است. پس از آن، شرکت‌کنندگان در نزاع در جریان تحقیقات میدانی شناسایی شدند و همه آنها رفیق صمیمی صابر به نام حمید را به‌عنوان عامل جنایت معرفی کردند. در ادامه حمید به‌عنوان تنها مظنون پرونده شناسایی و دستگیر شد و از همان ابتدا به شرکت در نزاع دسته‌جمعی و وارد کردن ضرباتی به رفیق خود اقرار کرد.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و در جلسه رسیدگی، اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کردند. متهم نیز اظهار داشت که در جریان درگیری توسط صابر هدف حمله با چاقو قرار گرفته و برای دفاع از خودش به او ضربه وارد کرده است. اما در همین حال، وکیل اولیای دم ادعا کرد ضرباتی که به حمید وارد شده، خودزنی بوده و او در اورژانس بیمارستان و در حضور شاهدان اقدام به خودزنی کرده است. وکیل، دفاع متهم را مبتنی بر دفاع مشروع دانست، اما آن را غیرمؤثر خواند. با این حال، قضات دادگاه حمید را به قصاص محکوم کردند، اما حکم صادرشده از سوی قضات دیوان عالی کشور مورد تأیید قرار نگرفت و پرونده بار دیگر در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران مورد رسیدگی قرار گرفت.

دومین محاکمه
در این جلسه نیز اولیای دم بار دیگر تقاضای قصاص قاتل فرزندشان را کردند. سپس حمید به شرح ماجرا پرداخت و در دفاع از خود گفت: «روز قبل از حادثه به خاطر کل‌کل بر سر مسائل پیش‌پاافتاده با یکی از بچه‌محل‌هایمان به نام کاوه درگیر شدیم و با یکدیگر گلاویز شدیم. اما عده‌ای از دوستانمان ما را از همدیگر جدا کردند و با میانجیگری آنها، فاز اول دعوا تمام شد و هرکدام به خانه‌هایمان برگشتیم.تا اینکه ساعت پنج صبح، در حالی که در خانه‌مان بودم، با صدای پیامکی که به گوشی‌ام ارسال شد از خواب بیدار شدم و دیدم کاوه به من پیام داده و گفته است: اگر جرئت داری، برای ادامه دعوا مقابل خانه خودتان بیا.

وقتی مقابل خانه رفتم، دیدم او با تعدادی از بچه‌محل‌ها، از جمله رفیق صمیمی خودم صابر، مقابل خانه من آمده است. بیشتر از اینکه از رفتار کاوه تعجب کنم، از اینکه صابر را در جمع آنها دیدم متعجب شده بودم. من و صابر رفیق گرمابه و گلستان هم بودیم. با هم به مهمانی می‌رفتیم و هر جا برای خوشگذرانی و تفریح دعوت می‌شدیم، سایه‌به‌سایه در کنار هم بودیم. من او را داداشی صدا می‌زدم و اصلاً توقع نداشتم او را در کنار کاوه و دوستانش ببینم.
برای همین عصبانی شدم و گفتم: تو اینجا چه کار می‌کنی؟ همان موقع او به سمت من حمله کرد و من برای دفاع از خودم ضربه‌ای به بازوی او زدم.» در اینجا قاضی به متهم گفت: «اما ضربه‌ای نیز به شکم صابر وارد کرده‌ای. اگر قصد تو تنها دفاع از خودت و فرار از مهلکه بود، چرا فقط به دست او ضربه نزدی؟ هرچند پزشکی قانونی، ضربه کاری و کشنده را همان ضربه‌ای اعلام کرده که به دست او وارد کردی. پاره شدن شریان بازوی مقتول سبب مرگ او شده است.»

متهم گفت: «من اصلاً یادم نیست که در آن وضعیت به چه نواحی از بدنش ضربه زدم، اما مطمئنم که به شکم او ضربه نزدم. شاید در جریان درگیری فرد دیگری نیز به او ضربه زده باشد.» قاضی ادامه داد: «ادعا می‌کنی مقتول به تو حمله کرد، اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد در اورژانس اقدام به خودزنی کرده بودی.» متهم جواب داد: «اصلاً دلم نمی‌خواست برای رفیقم چنین اتفاقی بیفتد. برای همین در اورژانس از شدت ناراحتی ضرباتی به خودم وارد کردم تا خودکشی کنم. اما علاوه بر آن، مقتول نیز به من حمله کرده بود.»

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده