هفت صبح/ چندی قبل زن جوانی با مراجعه به مراجع قضایی از مردی به اتهام تجاوز به عنف شکایت کرد. او در طرح شکایت خود مدعی شد مردی که مدتی قبل با او آشنا شده بود، در جریان یک قرار شبانه در خانهاش به او تعرض کرده است. شاکی پس از طرح شکایت خواستار رسیدگی قضایی و مجازات متهم شد. این زن در جلسه رسیدگی نیز با حضور وکیلش اتهام خود را تکرار کرد و خواستار مجازات اعدام مرد شد.
درمقابل، متهم اتهام تجاوز را رد کرد و گفت رابطه میان آن دو با رضایت شاکی انجام شده است. او همچنین مدعی شد از نظر جنسی دچار ناتوانی است و اساساً توانایی برانگیختگی جنسی ندارد. در جلسه دادگاه، دو طرف روایتهای متفاوتی از اتفاقات آن شب ارائه کردند؛ اختلافی که حالا بررسی پزشکی قانونی درباره وضعیت متهم را به یکی از محورهای اصلی پرونده تبدیل کرده است.
طرح شکایت
رسیدگی به شکایت این زن جوان که منشی یک مطب بود، از چند ماه قبل در مراجع قضایی آغاز شد. این زن در طرح شکایت اولیه خود درباره آشنایی با مرد جوان گفت: «من پرستار هستم و بعدازظهرها نیز بهعنوان منشی یک مطب زیبایی فعالیت دارم. همچنین در کارگاههای زیبایی، دستیار پزشک هستم. مدتی قبل، مرد جوانی به نام سامیار بهعنوان یکی از زیباجویان مطب پزشکی، برای دریافت خدمات به ما مراجعه کرد.
او در چندین نوبت، کارهای زیبایی خود را نزد پزشکی که من منشی او بودم، انجام میداد. در همین رفتوآمدها، برای تنظیم وقت خود با من تماس میگرفت تا بتواند در زمان مناسب، نوبتش را با دکتر هماهنگ کند. اما کمکم پیامها و تماسهای او حالت خصوصی پیدا کرد. او به من ابراز علاقه کرد و میگفت دلش میخواهد من را بیرون از مطب ببیند. من هم پیشنهاد او را قبول کردم و چند بار با او سر قرار رفتم. در ابتدا، قرارهای ما در کافهها و رستورانها برگزار میشد و سامیار خودش را مردی موجه نشان میداد. من هم تصمیم گرفته بودم بیشتر با او آشنا شوم تا درباره ادامه رابطهمان تصمیم بگیرم.»
شاکی در ادامه گفت: «تا اینکه مدتی قبل با خودم فکر کردم این بار من هم سامیار را به شام دعوت کنم. فکر میکردم درست نیست که هر بار من مهمان او باشم. به همین دلیل، در شب حادثه او را به یک رستوران لاکچری در خیابان جردن دعوت کردم و با هم شام خوردیم. آن شب گرم صحبت شده بودیم، با هم گپ میزدیم و به ما خوش میگذشت. زمانی که از رستوران بیرون آمدیم، دیدم ساعت نزدیک دوازده شب شده است. به سامیار گفتم که اصلاً حواسم به گذر زمان نبوده و حالا برای رفتن به خانه خیلی دیر شده است. از واکنش پدر و مادرم هم مضطرب بودم. فکر میکردم اگر در این ساعت به خانه بروم، آنها قطعاً مرا مواخذه میکنند.
سامیار به من پیشنهاد داد که به خانهشان بروم و تا صبح آنجا بمانم. میگفت پدر و مادرش با این موضوع مشکلی ندارند. من هم قبول کردم به خانه سامیار بروم. خانه سامیار بالای شهر بود و زمانی که به آنجا رسیدیم، به من گفت که باید شب را تا صبح در سوئیت نگهبانی بگذرانیم. من هم قبول کردم، چون دیگر ساعت نزدیک یک بامداد بود و چاره دیگری نداشتم. اما چند دقیقهای که گذشت، سامیار به سمت من آمد و با اجبار به من تعرض کرد.»
دفاع متهم
با طرح این شکایت از سوی زن جوان، سامیار تحت تعقیب قرار گرفت و به مراجع قضایی احضار شد، اما متهم از همان ابتدای مواجهه با مأموران قضایی، اتهام خود را انکار کرد.او در نخستین مواجهه با مأموران گفت: «شب حادثه، زن جوان به درخواست خودش به خانه ما آمد. من به او گفتم که باید تا صبح در سوئیت نگهبانی بخوابد و او هم قبول کرد. بعد برایش وسایل خواب و چای آوردم و زمانی که کنارش نشسته بودم، او تمایل به برقراری رابطه جنسی نشان داد. هر اتفاقی هم که بین ما افتاد، به درخواست و با رضایت خودش بود.»
















