سفر گروسی به تهران و معادلات ایران و آژانس در ۱۴۰۴

شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عبدالرحمن فتح الهی| در میانه تنشهای لفظی فزاینده میان تهران و واشنگتن، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، «رافائل گروسی»، بار دیگر بر ضرورت احیای توافق هستهای تأکید کرد و از عزم خود برای سفر قریبالوقوع به ایران خبر داد. گروسی که در گفتوگو با خبرگزاری تاس روسیه سخن میگفت، تصریح کرد که زمان این سفر هنوز نهایی نشده، اما به احتمال زیاد تا پیش از پایان آوریل انجام خواهد شد. او هدف از این دیدار را تلاش برای تسهیل دستیابی به یک چارچوب پایدار و قابل اتکا در زمینه برنامه هستهای ایران عنوان کرد. اظهارات گروسی در حالی مطرح میشود که فضای سیاسی با تهدیدات صریح و کمسابقه دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، متشنج شده است. ترامپ با اتخاذ مواضع تهاجمی طی گفتوگویی با شبکه NBC مدعی شد که اگر توافقی حاصل نشود، ایران با حملات بیسابقهای روبهرو خواهد شد. این تهدید صریح، نه تنها از سوی مقامهای ایرانی بلکه از سوی ناظران بینالمللی نیز به عنوان تضعیف روند دیپلماسی ارزیابی شده است.
در واکنش به این مواضع، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تأکید کرد که مفهوم «گزینه نظامی» بیش از آنکه واقعگرایانه باشد، توهمی پرهزینه است که تجربه شکستخورده آن، در بحرانهای چند دهه اخیر منطقه، به خوبی اثبات شده است. عراقچی یادآور شد که علیرغم خروج آمریکا از توافق برجام، ایران همچنان به تعهدات کلیدی خود پایبند مانده و اصول بنیادین خود را مبنی بر عدم تلاش برای تولید یا دستیابی به سلاح هستهای حفظ کرده است. در همین حال، منابع دیپلماتیک از تماس تلفنی میان گروسی و عراقچی برای هماهنگی سفر آتی به تهران خبر دادهاند. گرچه جزئیات این سفر هنوز نهایی نشده، اما به نظر میرسد آژانس به دنبال یافتن راهی برای بازگرداندن اعتماد متقابل و مهار بحرانهای ناشی از سردرگمی دیپلماتیک است. با توجه به پیچیدگیهای جاری در سیاست داخلی ایالات متحده و همزمان، تحولات پرشتاب منطقهای، سفر پیشروی گروسی میتواند در صورت موفقیت، نقش مهمی در احیای مکانیسمهای نظارتی و جلوگیری از تشدید تقابلها ایفا کند. از این رو، نگاهها بار دیگر به تهران دوخته شده است؛ جایی که شاید دیپلماسی بتواند در برابر زبان تهدید، مجال تنفس بیابد.
ایران و آژانس در مسیر حل اختلاف؟
در شرایطی که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بار دیگر بر لزوم گفتوگو با ایران تأکید کرده و از آمادگی برای سفر مجدد به تهران خبر داده است، همزمان در مصاحبهای با شبکه بلومبرگ تأکید کرده که برجام عملاً از بین رفته و تنها نامی از آن باقی مانده است. او با اشاره به تنشهای منطقهای و مخاطرات امنیتی در خاورمیانه، اظهار داشت اضافه شدن یک کشور هستهای جدید به معادله منطقهای، میتواند پیامدهای فاجعهباری داشته باشد. گروسی خواستار توافقی تازه شد که بتواند تضمین دهد ایران به سلاح هستهای دست نخواهد یافت. وی همچنین یادآور شد که در نوامبر ۲۰۲۴ به تهران سفر کرده و با مقامات ارشد، از جمله رئیسجمهور و وزیر خارجه ایران دیدار داشته است و احتمال تکرار این سفر در آینده نزدیک را مطرح کرد. او تصریح کرد که حل و فصل مسائل پادمانی معوقه در کنار دستیابی به چارچوب جدید همکاری، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
در بخشی دیگر از سخنانش، گروسی گفت که آژانس هنوز درباره منشأ ذرات اورانیوم کشفشده در مکانهایی که نباید در آنها فعالیت هستهای صورت میگرفته، پاسخهای روشنی دریافت نکرده است. به گفته او، این موضوعات همچنان باز هستند و مذاکرات درباره آنها ادامه دارد. علاوه بر این، در گزارش رسمی آژانس که در ۲۶ فوریه ۲۰۲۵ منتشر شد و در نشست شورای حکام بین روزهای ۳ تا ۷ مارس بررسی شد، به افزایش چشمگیر ذخایر اورانیوم غنیشده ایران اشاره شده است. بر اساس این گزارش:
• تا تاریخ ۸ فوریه ۲۰۲۵، ایران ۲۷۴.۸ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار داشته که نسبت به گزارش قبلی در نوامبر ۲۰۲۴، افزایش ۹۲.۵ کیلوگرمی داشته است.
• این سطح از غنای اورانیوم، تنها یک گام تا سطح تسلیحاتی ۹۰ درصد فاصله دارد.
• کل ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به ۸۲۹۴.۴ کیلوگرم رسیده که نسبت به گزارش قبلی، افزایشی معادل ۱۶۹۰ کیلوگرم را نشان میدهد.
در همین گزارش به پیشرفت زیرساختهای فنی ایران نیز اشاره شده است:
• در تأسیسات فردو، تعداد سانتریفیوژهای پیشرفته IR-۶ از ۲ عدد به ۷ عدد افزایش یافته است.
• در نطنز، شمار آبشارهای عملیاتی سانتریفیوژهای IR-۲m از ۱۵ به ۲۷ واحد رسیده است.
این توسعهها ظرفیت غنیسازی ایران را بهطور چشمگیری افزایش داده و موجب نگرانی جامعه بینالمللی شده است. گروسی در گزارش خود هشدار داد که ایران تنها کشور غیرهستهای است که چنین سطح بالایی از اورانیوم با غنای بالا را در اختیار دارد. از دیگر نکات مهم گزارش، وجود دو مکان اعلامنشده است که آژانس خواستار شفافسازی بیشتر از سوی تهران درباره مواد هستهای یافتشده در آنها شده است. در صورت عدم همکاری، آژانس احتمال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل را مطرح کرده است.
همچنین تصمیم ایران در سپتامبر ۲۰۲۳ برای لغو مجوز برخی بازرسان آژانس، که تهران آن را واکنشی به رفتار سیاسی سه کشور اروپایی عنوان کرده بود، موجب نگرانیهایی در خصوص اثربخشی نظارتهای بینالمللی شد.مجموع این دادهها نشان میدهد که برنامه هستهای ایران وارد مرحلهای پیشرفته شده و همزمان، اختلافات فنی و سیاسی بین تهران و آژانس هنوز به طور کامل حلوفصل نشدهاند. گروسی بر ضرورت همکاری میان ایران، ایالات متحده و کشورهای اروپایی برای یافتن چارچوبی پایدار و قابلاتکا تأکید کرده است.
تحلیل دو سویه از روابط ایران و آژانس در سایه دولت دوم ترامپ و سفر قریبالوقوع گروسی
سه ماه از آغاز به کار دولت دوم دونالد ترامپ در آمریکا میگذرد؛ دولتی که با سرعت، سیاست فشار حداکثری علیه ایران را احیا کرده و فضای دیپلماسی را بهشدت تیره کرده است. در این شرایط، سفر قریبالوقوع رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تهران، بار دیگر نگاهها را به رابطه پرتنش ایران و آژانس و چشمانداز پرونده هستهای معطوف کرده است. این سفر و تحولات پیشرو را میتوان از دو زاویه تحلیلی متفاوت بررسی کرد:
زاویه اول: حل اختلافات با آژانس؛ فرصتی برای تنفس دیپلماتیک
در فضای پرتنش پس از آغاز دولت دوم ترامپ، هر گشایش در روابط ایران با نهادهای بینالمللی، بهویژه آژانس انرژی اتمی، میتواند همچون دریچهای برای تنفس دیپلماتیک عمل کند. در صورتی که تهران بتواند با گروسی و تیم آژانس به توافقی درباره موضوعات باقیمانده فنی برسد—اعم از مسائل مربوط به مواد اعلامنشده یا دسترسیهای نظارتی—این اقدام میتواند نوعی اعتمادسازی دوباره با کشورهای اروپایی تلقی شود. اروپاییها، بهویژه تروئیکا (آلمان، فرانسه، انگلستان)، که اکنون در میانه فشارهای فزاینده واشنگتن، به دنبال حفظ حداقلی از کانالهای ارتباطی با تهران هستند، میتوانند این همکاری را به عنوان نشانهای از حسن نیت ایران قلمداد کنند. این امر نه تنها مانع از فعال شدن کامل مکانیسم ماشه در نشست آتی شورای حکام در خرداد ۱۴۰۴ خواهد شد، بلکه امکان دارد بستری برای آغاز مجدد نوعی گفتوگوی غیرمستقیم بین تهران و واشنگتن را هم فراهم آورد؛ حتی در چارچوبی محدود و در سایه.
در چنین سناریویی، گروسی میتواند به عنوان میانجی تکنوکرات، نقش کاتالیزور را در بازسازی اعتماد از دست رفته ایفا کند. اگر ایران بتواند بهموقع پاسخهایی قابل قبول به پرسشهای فنی آژانس ارائه دهد و همزمان بر شفافیت برنامه هستهایاش بیفزاید، حتی دولت ترامپ دوم نیز ممکن است تحت فشار متحدان اروپاییاش از برخی اقدامات تند خود عقبنشینی تاکتیکی داشته باشد. به بیان دیگر، حل اختلافات با آژانس میتواند مانعی مهم در برابر تشدید بیشتر تنشها در سطح شورای امنیت سازمان ملل ایجاد کند.
زاویه دوم: سایه سنگین ترامپ و احتمال برخورد؛ مانع بر سر همکاری
در نقطه مقابل، برخی نشانهها حاکی از آن است که حتی اگر ایران و آژانس به نوعی تفاهم فنی دست یابند، فضای کلان سیاسی ممکن است مانع از هرگونه دستاورد معنادار شود. دولت دوم ترامپ که با تیمی یکدست و تندرو وارد کاخ سفید شده، سیاست فشار حداکثری را نه تنها احیا کرده، بلکه آن را با تهدیدات مستقیم نظامی و فشار دیپلماتیک و اقتصادی وسیعتری نیز همراه کرده است. اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر احتمال «حملاتی بیسابقه» علیه ایران، فضای همکاری با آژانس را نیز متأثر کرده و سایهای سنگین بر سفر گروسی انداخته است.
از سوی دیگر، تروئیکای اروپایی نیز که از عملکرد ایران در خصوص افزایش ذخایر اورانیوم غنیشده نگران هستند، خواستار تهیه یک گزارش جامع در نشست آتی شورای حکام شدهاند. این درخواست میتواند زمینهساز فعالسازی مکانیسم ماشه و ارجاع دوباره پرونده ایران به شورای امنیت باشد. در چنین حالتی، حتی همکاری فنی ایران با آژانس نیز ممکن است برای جلوگیری از این مسیر کافی نباشد؛ چراکه انگیزههای سیاسی پشت فشارها، بهویژه از سوی واشنگتن، فراتر از ملاحظات فنی است.
پیرو این نکته، مؤسسه امنیت ملی آمریکا (JINSA) گزارش جدیدی منتشر کرد که نشان میدهد پنجره زمانی برای استفاده از «مکانیسم ماشه» در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که به ایران تحریمهای سازمان ملل را بازمیگرداند، محدود است و این مهلت نهایتا تا خردادماه ۱۴۰۴ به پایان میرسد. در واقع، مهلت واقعی برای اعمال این تحریمها بسیار کوتاهتر از آنچه پیشتر تصور میشد، و به نظر میرسد این مقطع زمانی کوتاه، موانعی را برای دیپلماسی مؤثر با ایران ایجاد کند. در واقع، در این سناریو، همکاری با آژانس میتواند به ابزاری برای افزایش فشار دیپلماتیک تبدیل شود؛ بهویژه اگر گزارش گروسی حاوی نکاتی باشد که اروپاییها و آمریکا بتوانند آن را به عنوان مستنداتی برای تشدید اقدامات علیه ایران استفاده کنند.
به همین دلیل، تهران در موقعیتی پیچیده قرار دارد: از یک سو خواهان حفظ مسیر تعامل با آژانس است و از سوی دیگر نگران آن است که همین مسیر، در نهایت، بستری برای مشروعیتبخشی به فشارهای جدید باشدبهطور خلاصه، در حالیکه سفر گروسی به تهران میتواند فرصتی برای ترمیم ارتباطات ایران با آژانس و اروپا فراهم کند، اما فضای سیاسی بهشدت ملتهب ناشی از بازگشت ترامپ به قدرت، امکان بهرهبرداری مثبت از این سفر را به شدت محدود کرده است. اینجاست که تعامل فنی صرف، بدون چتر حمایتی دیپلماسی فعال و هوشمند، ممکن است به جای گشودن گرهها، بر پیچیدگیهای موجود بیفزاید. آینده این مسیر، بیش از آنکه صرفاً در وین یا تهران رقم بخورد، احتمالاً در واشنگتن و البته در تصمیمات تروئیکا در ماههای آتی تعیین خواهد شد.