سرمقاله فرهیختگان/ شکست در قمار دوم

فرهیختگان/ «شکست در قمار دوم» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم مهدی طالبی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
حمله پهپادی اوکراین به یکی از اقامتگاههای ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه در یکی از مناطق این کشور، تحولی در فضای سیاسی جنگ ایجاد کرده است. اوکراین اصل حمله را منکر شده اما دولتهای متعددی آن را محکوم کردهاند.
کییف پیشازاین، به کاروان بالگردی پوتین در نزدیکی مناطق مرزی با پهپاد حمله کرده بود و با اتفاق اخیر تلاشهای مستقیم این کشور برای هدف قراردادن پوتین به دو مورد رسید.
طی تحولات جاری، موج محکومیت این اقدام بیش از هرچیز دیگری اوکراین را آزار داده است. ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین با ناخوشایند خواندن موج محکومیتها گفته بود: «برخی مانند هند، امارات متحده عربی و چند کشور دیگر، اوکراین را به دلیل حملات پهپادی ادعایی به محل اقامت پوتین که هرگز اتفاق نیفتاده، محکوم کردند.» او در ادامه تأکید کرد: «من در حال حاضر نه از هند و نه از امارات چیزی در مورد حملات مداوم روسیه به مردم ما نمیشنوم.»
کییف در طول جنگ به حمایت افکار عمومی، آمریکا و دولتها عادت کرده بود و حالا تقریباً همه را از دست داده است؛ علاوه بر آنچه از خاک این کشور به دلیل اشتباهات کودتای خیابانی سال ۲۰۱۴ و سرنگونی دولت قانونی از دست داده بود.
نکات
حمله به رئیسجمهور روسیه موضوع قابلتوجهی است و اثرات بزرگی بر جنگ خواهد داشت. این مسئله در ادامه مورد بررسی قرار گرفته است. دولتهایی که حمله اوکراین به اقامتگاه پوتین را محکوم کردهاند، علاوه بر جانبداری از روسیه، انکار اوکراین را نیز نادیده گرفتهاند که ضربهای دومرحلهای به وجهه سیاسی کییف است.
روسیه در اواخر تابستان به ساختمان اصلی دولت اوکراین که با نام ساختمان کابینه وزیران شناخته میشود، حمله کرد. بااینحال کشورهایی که حمله اوکراین را محکوم کردهاند، در آن برهه از محکومکردن حمله روسیه خودداری کرده بودند.
دولتهای متحد غرب که به دلیل رابطه و ترس از آمریکا از اوکراین حمایت میکردند، در دوره ترامپ باتوجهبه تغییر نگاه او، راحتتر به روسیه نزدیک شدهاند.
در دوره جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا جنگ اوکراین جنگ آمریکا و روسیه تلقی میشد و ازاینرو دولتها بین این دو کشور، آنها واشنگتن را ترجیح میدادند. امروزه جنگ اوکراین، جنگ بین اروپا و روسیه تلقی میشود و این دولتها مسکو را ترجیح میدهند.
این تحول حکایت از آن دارد که ترامپ پای آمریکا را بهنوعی از جنگ اوکراین خارج کرده است و همزمان در وزنکشی بینالمللی، وزن روسیه بیش از وزن تمام اروپا محاسبه میشود؛ اتحادیه اروپا بهعلاوه انگلیس بهعنوان عضو خارج شده و کشورهایی که به اتحادیه نپیوستهاند، در جمع با یکدیگر قادر به برابری سیاسی با روسیه نبودهاند.
دولتها به دلیل مبادرت روسیه به آغاز جنگ و تصرف خاک اوکراین، کار راحتی برای جانبداری از این کشور نداشتند. واقعه حمله به اقامتگاه پوتین نشان داد سکوت آنها در خصوص جنگ همان همراهی با مسکو بوده و آنها با این واقعه، فرصتی برای بیان موضع واقعی خود یافتهاند.
اوکراین وقوع حمله را رد کرده است و آن را تبلیغات روسیه توصیف کرده. از نظر تحلیلی میتوان احتمال بالایی برای حمله اوکراین قائل شد؛ اما تجربه نشان داده تحلیل صرف راهگشا نیست و نیاز به اسناد و مدارک وجود دارد. برخی مواقع، تحلیل پیشینی باعث میشود بررسی جهتدار شده و جستوجوگران، بر مبنای تحلیل صورتگرفته به دنبال شواهد بگردند. روسیه در این مرحله خواهد کوشید با اسناد و مدارکی در گفتوگوهای دیپلماتیک با کشورها این حمله را اثبات کند.
از نظر تحلیلی، تلاش اوکراین برای جبران موازنه، اختلال در مسیر صلح، پاسخ انتقامجویانه به حمله علیه ساختمان هیئت دولت و خروج از مخمصهای که در آن گرفتار شده، میتوانند دلایل حمله باشند.
اقدام دولتها در محکومکردن اوکراین برای جانبداری از روسیه، واقعیت منطق قدرت در جهان را نشان داد. هرچند اوکراین به دلیل همدستی با ناتو برای توطئه در شرق اروپا مقصر است؛ اما درهرحال این روسیه بود که به اوکراین حمله کرده و فراتر از تصرف بخشهایی از آن، این مناطق را نه برای معامله در هنگام صلح، بلکه برای الحاق به خاک خود میخواهد. دولتهای متحد غرب به دلیل روابط اقتصادی با روسیه و نفوذ سیاسی این کشور، دیگر واقعیتها را نادیده گرفته و از مسکو حمایت میکنند. منطق قدرت بیرحم و برنده است.
اگر دولت اوکراین در نزدیکی به ناتو خطا کرده و تنها راهکار آن جنگ بوده است، هدف تهاجم باید ساقط کردن این دولت و جایگزینیاش با دولتی مردمی باشد و طی این فرایند تمامیت ارضی این کشور حفظ شود.
اگر وقوع حمله پذیرفته شود، تصمیم برای اجرای این حمله خارج از توان اوکراین بوده است. این حمله نیازمند قبول تبعات و واکنشهاست و از نظر فنی به اطلاعات و توانمندی فنی نیاز دارد. برایناساس، تحلیلها نشان میدهد اروپا پشت این اقدام اوکراین قرار دارد و هدفش اختلال در تلاشهای آمریکا برای توقف جنگ بوده است.
ترامپ با انتقاد از حمله، به نفع روسیه موضعگیری کرده و با دیوانهوار توصیفکردنش، به طور مستقیم اوکراین را تحتفشار قرار داده است. رئیسجمهور آمریکا با استفاده از این فرصت، بهطعنه گفته که خدا را شکر میکند که موشکهای کروز توماهاک را به اوکراین نداد.
حاصل واقعه تحتفشار قرارگرفتن همهجانبه اوکراین بوده است. کییف تاکنون طرح صلح ترامپ که به نفع آمریکا و روسیه بوده و اوکراین را نادیده میگیرد، نپذیرفته است. عدمپذیرش طرح صلح باعث شد تا کییف جنگطلب دیده شود؛ اما حمله به اقامتگاه پوتین این موضوع را برجستهتر کرد. ازاینپس مقاومت اوکراین در برابر طرح صلح ترامپ، سختتر شده است.
روسیه اعلام کرده به دلیل حملات اوکراین به داخل خاک روسیه، تمام خاک این کشور و مناطق تحت تسلطش در اوکراین باید دارای منطقه حائل با نواحی تحت کنترل دولت کییف، باشند. این استدلال باعث خواهد شد روسیه بخشهای بیشتری از خاک اوکراین را در مذاکرات طلب کند.
قبلاً آنچه روسیه میخواست دونباس و همچنین دو استان ژاپروژیا و خرسون بود، اما حالا آنها قسمتهای بزرگی از خارکف و سومی را نیز تحت عنوان منطقه حائل میخواهند.
روسیه اعلام کرده تمام پهپادهای شرکتکننده در تهاجم را هدف قرار داده است. در جریان واقعه مخاطرهآمیز حمله به کاروان بالگردی پوتین نیز تمام پهپادها دفع شده بودند. این مسئله سطح حفاظت بالا از پوتین را نشان میدهد.
روسیه با بهکارگیری تجهیزات جدید ضدپهپادی موفقیت بالایی در جلوگیری از رسیدن پهپادها به هدف نهایی کسب کرده است؛ اما آسمانش همچنان نفوذپذیر است.
اعلام خبر میتواند تهدید غیرمستقیم زلنسکی به ترور توسط روسیه باشد. روسها میگویند اوکراین به دنبال ترور رئیسجمهور آنها بوده و این مسئله از سوی بسیاری پذیرفته شده است؛ از این رو حمله متقابل روسیه به رئیسجمهور اوکراین درحال تبدیل به موضوعی مشروع است و انتشار خبر مزبور تهدید تلویحی زلنسکی به ترور است.

















