اعتیاد واشنگتن به جنگ در خاورمیانه

دنیای اقتصاد/ متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
تهدیدهای آمریکا علیه ایران و احتمال انفجار در انبار باروت خاورمیانه همچنان به قوت خود باقی است. بهرغم تلاشهای گسترده دیپلماتیک کشورهای منطقه، به نظر میرسد فعلا خبری از کاهش سطح تنشها نیست و همگان خود را برای تبدیل وضعیت ناپایدار کنونی به یک بحران آماده کردهاند. در این میان، رسانهها و اندیشکدههای بینالمللی از جمله نشریه دستراستی امریکن کانزرواتیو تاکید دارند که ورود نظامی آمریکا به خاورمیانه جز هزینه و تکرار سناریوهای غلط پیشین، دستاورد قابلتوجهی نخواهد داشت.
تکرار اشتباهات پیشین
جان هافمن، پژوهشگر حوزه دفاع و سیاست خارجی، طی یادداشتی به تاریخ ۳۰ ژانویه در مجله امریکن کانزرواتیو با عنوان «ایران بدون برنامه؛ دولت آمریکا خطر تکرار فاجعه عراق را این بار در قالبی مضحک دارد» نوشت که دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حال تکرار سناریویی مشابه عراق در سال ۲۰۰۳ است و از قرار معلوم بناست همان افتضاح را بار دیگر تکرار کند. این پژوهشگر نوشت: دولت آمریکا در حال حرکت به سوی بحرانی دیگر در خاورمیانه است، بحرانی که اینبار نیز خود عامل آن است. در عین اینکه حمله این کشور به ایران اجتنابناپذیر به نظر میرسد، همچنان مشخص نیست که رئیس کاخ سفید امید دارد با این کار به چه چیزی برسد.
در ادامه این یادداشت آمده است: هنوز روشن نیست ترامپ دقیقا چه میخواهد به دست بیاورد. واشنگتن نتوانسته برای ایران یک هدف نهایی روشن و مشخص تعریف کند. استفاده از زور بهخودیِخود به هدف تبدیل شده، جدا از اهداف راهبردیِ روشن و دستیافتنی. از این رهگذر تمامی نتایج استراتژیک را که میتوانست به دنبال داشته باشد، از دست داده است. ادامه دادن این مسیر خطر فاجعه را به همراه دارد. اقدام نظامی بیشترِ آمریکا علیه ایران نه برای حفاظت از منافع مشخص، بلکه برای پیشبرد یک دستورکار منطقهای شکستخورده خواهد بود که دهههاست سیاست خاورمیانهای آمریکا را هدایت کرده است. اهداف مبهم، بزرگنمایی تهدیدها و خیالپردازیهای تغییر رژیم میتواند آمریکا را به سوی جنگی پرهزینه بکشاند که مردم آمریکا خواهان آن نیستند. ترامپ باید فورا به سمت مذاکره با تهران با انتظاراتی واقعبینانه تغییر مسیر دهد.
درخواستهای فعلی در داخل آمریکا برای آغاز جنگ علیه ایران چیزی نیستند جز تکرار چرخهای چندلایه در داخل نظام سیاسی این کشور که منافع خاص خود را دنبال کرده و تلاش دارند به هر شکلی که شده ایالات متحده را به مقابله نظامی با تهران سوق دهند. در ماه ژوئن نیز شاهد بودیم که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که نزدیک به سه دهه به دنبال تغییر نظام در ایران به رهبری آمریکا بود، توانست واشنگتن را به نزاع با ایران بکشاند. ترامپ البته ابتدا در برابر فشار بیبی مقاومت کرد، اما پس از بینتیجه ماندن پنج دور مذاکره در عمان بالاخره قانع شد که زیر بار خواستههای تلآویو برود. حال اسرائیل بار دیگر ترامپ را به سمت نزاع پیش میبرد و از قرار معلوم طعمه نتانیاهو را بلعیده است.
فقدان ضمانت اجرایی
یادداشت مجله امریکن کانزرواتیو در ادامه با بررسی احتمال مذاکره و چشمانداز آن مینویسد: به نظر میرسد ترامپ بیشتر به سرسپردگی و تسلیم ایران علاقه داشته باشد تا خودِ مذاکره. با این همه، اینکه تهران حاضر باشد تن به این خواستهها بدهد با عقل جور درنمیآید. هرگونه مذاکره احتمالی، تا زمانی که واشنگتن بر خواستههای زیادهخواهانه خود تاکید داشته باشد، راه به جایی نخواهد برد و این درست همان چیزی است که هواداران حمله آمریکا به ایران روی آن حساب میکنند.
طرح فعلی ترامپ برای ایران هیچگونه ضمانت اجرایی ندارد. حملات هوایی صرف نمیتواند هدف تغییر نظام مدنظر کاخ سفید را تحقق بخشد و بهکارگیری تهدید و ارعاب نیز نمیتواند مبنایی واقعگرایانه برای توافقهای دیپلماتیک باشد. همچنین نباید از یاد برد که اقدام نظامی آمریکا میتواند آشوب را بهسرعت در منطقه گسترش دهد. این تصور که اقدام نظامی میتواند منافع آمریکا را در خاورمیانه برآورده کند، شکست خود را در تجربههای پیشین به اثبات رسانیده است. ایران ممکن است با حمله به منافع آمریکا در منطقه به این اقدامات پاسخ دهد و تلاش خواهد کرد به هر نحوی که شده نشان دهد اجازه ادامه تهدید از سوی آمریکا و اسرائیل را نمیدهد. حمله به ایران خطر تکرار اشتباهات گذشته آمریکا در زمینه مداخله نظامی در خاورمیانه را به دنبال دارد. پنجره برای آنکه ترامپ رویکرد خود را تغییر دهد بهسرعت در حال بسته شدن است. باید بار دیگر تاکید کرد که دیپلماسی یگانه راه برای ممانعت از کشیده شدن منطقه به میانه بحرانی دیگر است.
هافمن در پایان این یادداشت تحلیلی مینویسد: اینکه واشنگتن تصور کند میتواند با زور نظامی یک وضعیت جدید را در داخل ایران مهندسی کند و حفظش کند، نمونه کامل همان تفکر خیالی است که دههها سیاست خاورمیانهای آمریکا را هدایت کرده است. هر اصلاح معناداری باید خودپایدار باشد و نمیتواند از بیرون تحمیل شود. همراستا با این تحلیل، مایکل فرومن، رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی، هم طی یادداشتی با اشاره به وضعیت فعلی در منطقه و رابطه آن با سند استراتژی امنیت ملی جدید آمریکا نوشت که ترامپ ممکن است بتواند با ایران به عنوان یک استثنا در این سند رفتار کند و اولویتهای خود را در این رابطه کنار بگذارد. با این همه، اگر ترامپ بخواهد به منطق استراتژی دفاع ملی کشورش پایبند باشد، باید مسیری را در ایران دنبال کند که به هر قیمتی از گرفتار شدن در باتلاق جنگ جلوگیری کند.
ابهام و نگرانی فراگیر اعراب
نگرانی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از کشیده شدن منطقه به یک درگیری تمامعیار همچنان ادامه دارد. پولیتیکو گزارش داده که برای کشورهای عربی ابهام همچنان بخش مهمی از سیاست ترامپ در قبال ایران را شکل میدهد. یک دیپلمات ارشد عرب که با دولت آمریکا در تماس بوده است، به این رسانه گفت: «حتی پس از گفتوگوهای زیاد، هنوز برای ما مشخص نیست که ترامپ چه میخواهد.»
همزمان دویچهوله نیز در گزارشی به تاریخ ۳۱ژانویه عنوان کرد که عدم قطعیت در مورد اقدام نظامی احتمالی ایالات متحده علیه ایران همچنان بر گامهای استراتژیک در سراسر منطقه تاثیر میگذارد. اکارت وورتز، مدیر موسسه آلمانی امور بینالملل و امنیت در هامبورگ، در این زمینه به دویچهوله گفت که استراتژی سیاسی سایر همسایگان منطقهای در خلیج فارس، منافع متفاوتی از آمریکا یا اسرائیل دنبال میکند. وی گفت: «کشورهای خلیج فارس منافعی در حفظ ثبات در منطقه دارند. نخبگان سیاسی کشورهای حوزه خلیج فارس ترجیح میدهند به جای درگیر شدن با یک جناح جدید و احتمالا ناشناخته، به سازوکارهای آشنا تکیه کنند.» دویچه وله در ادامه عنوان کرد که کشورهای خلیج فارس همچنان به اعمال حداکثر فشار دیپلماتیک بر هر دو طرف ادامه خواهند داد، زیرا نگرانند که خشونت در نتیجه یک حمله احتمالی آمریکا از کنترل خارج شود.
















