سرمقاله همشهری/ جزیره اپستین را باورکنیم یا شعارهای حقوق زنان غربیها را؟

همشهری/ «جزیره اپستین را باورکنیم یا شعارهایحقوقزنان غربیها را؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه همشهری به قلم محمدصادق کوشکی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
1-ساختار فرهنگی حاکم بر تمدن غرب، اعم از کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا، بر بنیانهای نظری لیبرالیسم و اومانیسم استوار است؛ منظومهای فکری که در آن «اراده انسان» جایگزین «حقیقت متعالی» و خواست اکثریت، معیار نهایی تشخیص حق و باطل تلقی میشود. در این چارچوب، آنچه انسانها بپذیرند، مشروعیت مییابد و آنچه مقبول رأی عمومی نباشد، ولو ریشه در وحی و آموزههای الهی داشته باشد، از دایره هنجارهای رسمی کنار گذاشته میشود. بدینسان، قوانین الهی نه بهسبب ناکارآمدی، بلکه بهدلیل آنکه محصول دمکراسی لیبرال نیستند، به حاشیه رانده میشوند و در مقابل، الگوهای برخاسته از این سبک زیست، بهعنوان «هنجارهای بینالمللی» معرفی و تحمیل میشوند.
2-در امتداد همین منطق، مفاهیمی چون اخلاق، کرامت انسانی و مرزهای رفتاری نیز تابع خواست فردی تعریف میشوند. برقراری روابط جنسی، حتی درصورتی که بهوضوح آسیبزا باشد، مادامی که ذیل عنوان «رضایت» صورت گیرد، از منظر این فرهنگ قابل توجیه تلقی میشود؛ حتی اگر پای کودکی 10ساله و فردی سالخورده در میان باشد. پرونده جنجالی جفری اپستین را باید در همین بستر فرهنگی تحلیل کرد؛ پروندهای که نه یک انحراف فردی، بلکه برآمده از تمدنی است که افسارگسیختگی جنسی را آزادی مینامد و نسبت به پیامدهای انسانی آن چشم میبندد. جزایر مخوف اپستین، محصول طبیعی چنین نگرشیاند، نه استثنایی تصادفی.
3- اپستین تنها یک نمونه از خروجیهای این منظومه فکری است. امروز در تمدن غرب، هرزهنگاری نهتنها امری پنهان نیست، بلکه بهعنوان یک «صنعت» رسمی و سودآور شناخته میشود؛ صنعتی که کار را به جایی رسانده است که حضور کودکان در آن، بهصورت آشکار بازنمایی و بازتولید میشود. در لایههای مختلف تمدن غرب، مصادیق متعددی از همین منطق وجود دارد؛ اپستینهایی که گاه دیده میشوند و گاه پشت ویترینهای پرزرقوبرق آزادی پنهان میمانند. آنچه امروز در فضای رسانهای برجسته شده، نه نخستین نمونه از این انحطاط اخلاقی است و نه واپسین آن.
4-در چارچوب فکری لیبرالی ـ اومانیستی، بروز چنین رفتارهایی نه عجیب است و نه غیرمنتظره؛ چراکه اصل بنیادین، انجام هر آن چیزی است که مطلوب فرد باشد. از همین منظر است که تمدن غرب، هنگام مواجهه با جوامعی مانند ایران که بر ارزشهای اخلاقی، دینی و فرهنگی خود پای میفشارند و این جلوههای آلوده را پس میزنند، زبان به شعار حقوق بشر و حقوق زنان میگشایند. اما همین ایستادگی مستقل، در روایت غربی بهعنوان رفتاری ضدانسانی و ضدزن معرفی میشود؛ نه از آن رو که واقعا ناقض کرامت انسانی است، بلکه صرفا به این دلیل که با قرائت مسلط غرب همنوا نیست.
















