دور باطلِ ترامپ

منبع
وطن امروز
بروزرسانی
دور باطلِ ترامپ

وطن امروز/ متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

امیرعباس نوری| روز سه‌شنبه دونالد ترامپ طبق عادت همیشگی، دوباره علیه ایران شاخ و شانه کشید. رئیس‌جمهور آمریکا تاکید کرد نه محاصره ایران را لغو می‌کند و نه آتش‌بس را تمدید می‌کند. وی همچنین ایران را تهدید کرد در صورت عدم حضور در اسلام‌آباد یا عدم حصول توافق، دستور حمله مجدد به ایران را صادر خواهد کرد. وساطت و توصیه‌های شهباز شریف، نخست‌وزیر و سیدعاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان نیز تا آخرین دقایق راه به جایی نبرد. ترامپ مدعی شد پیشنهادات و توصیه‌های مقامات پاکستانی نظر او را تغییر نخواهد داد و در صورت عدم حضور تیم ایرانی در مذاکرات، فرمان حمله به ایران را صادر خواهد کرد. شامگاه سه‌شنبه منابع آمریکایی از تشکیل جلساتی در کاخ سفید خبر دادند و سپس اعلام کردند سفر ونس، ویتکاف و کوشنر به پاکستان لغو شده است. همزمان منابعی در کاخ سفید به رسانه‌های آمریکایی گفتند ترامپ به همراه ونس، کین، روبیو و هگست، در حال برگزاری یک جلسه بسیار مهم در کاخ سفید هستند؛ جلسه‌ای که قرار است در آن تصمیم آمریکا برای نحوه مواجهه با ایران اتخاذ شود. همه چیز از احتمال از سرگیری جنگ حکایت داشت. تقریبا اکثر کارشناسان و صاحبنظران معتقد بودند به احتمال زیاد در همان دقایق ابتدایی پایان آتش‌بس، ارتش ایالات متحده مجددا جنگ علیه ایران را از سر می‌گیرد اما ۴ ساعت مانده به‌ پایان زمان آتش‌بس، ناگهان رسانه‌های آمریکایی از تصمیم ترامپ برای تمدید آتش‌بس خبر دادند.‌ دقایقی بعد، پست ترامپ در شبکه اجتماعی تروث منتشر شد و او از تمدید نامحدود آتش‌بس، تا زمانی که ایران بسته پیشنهادی خود را برای توافق ارائه دهد خبر داد. تحلیل‌ها همه به یک چیز اشاره داشتند: عقب‌نشینی ترامپ. رئیس‌جمهور آمریکا روز سه‌شنبه در چند نوبت ضمن تاکید بر عدم تمدید آتش‌بس، ایران را به از سرگیری جنگ و صدور فرمان حمله در پایان زمان آتش‌بس تهدید کرده بود. با استناد به همین موضوع، کارشناسان تصریح کردند ترامپ در مقابل ایران عقب‌نشینی کرده است. تحلیلگران معتقدند مهم‌ترین پیام آتش‌بس یکجانبه آمریکا در برابر ایران، عدم تمایل ترامپ به از سرگیری جنگ علیه ایران است. از سوی دیگر، ایران با هوشمندی و عدم حضور در مذاکرات پاکستان، در عمل باعث شد اهرم فشار محاصره نه‌تنها خنثی شود، بلکه به مهم‌ترین مانع بر سر راه مذاکرات تبدیل شود. به هر حال ترامپ آتش‌بس را به صورت نامحدود تمدید کرد. البته در این بین، این فرضیه نیز به صورت جدی مطرح است که این تصمیم موقتی و آتش‌بس ناپایدار است و‌ پس از ایجاد زمینه‌های لازم، رئیس‌جمهور آمریکا مجددا فرمان جنگ علیه ایران را صادر خواهد کرد. 
با این وجود اکنون مهم‌ترین سوال این است: چرا ترامپ در مقطع فعلی، از مواضع و تهدیدات خود علیه ایران پا پس کشید؟


به جنگ بازگردیم
حالا دیگر همه ناظران و صاحبنظران‌ می‌دانند برآوردهای ترامپ درباره جنگ با ایران با شکست مواجه شده است. ترامپ برای جنگ با ایران و تحقق اهداف این جنگ، ۲ پلن طراحی کرده بود. در پلن A که الگو گرفته از ایده حمله به ونزوئلا بود، ترامپ تصور می‌کرد پس از ترور رهبر شهید انقلاب و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی، همچنین حملات شدید و گسترده به ایران، مقامات جمهوری اسلامی نهایتا در مدت ۳ روز تسلیم می‌‌شوند؛ برآوردی که از همان روز نخست جنگ، با واکنش ایران در هدف قرار دادن همه پایگاه‌های آمریکا در منطقه، همچنین به دست گرفتن کنترل تنگه هرمز، با شکست مواجه شد. در نتیجه ترامپ ناچار شد پلن B خود را اجرایی کند؛‌ پلنی که طبق اسناد و شواهد، حداکثر در ۴ هفته باید پیاده‌سازی می‌شد. در این نقشه، آمریکا با حملات گسترده به مراکز نظامی، از جمله مراکز و شهرهای موشکی و تجهیزات نیروی دریایی و هوایی، توان آفندی ایران را تضعیف می‌‌کرد. به گونه‌ای‌ که نرخ شلیک موشک و پهپاد ایران به‌شدت کاهش پیدا می‌کرد، توان عملیات دریایی ایران به صفر می‌رسید، قدرت پدافندی و راداری ایران از بین می‌رفت و همزمان با حمله به پایگاه‌ها و پاسگاه‌های مرزی، زمینه ورود گروهک‌های تروریستی تجزیه‌طلب به ایران فراهم می‌شد. از سوی دیگر، با هدف قرار دادن کلانتری‌ها، مراکز فراجا و حتی پایگاه‌های بسیج و ایست بازرسی‌ها، شرایط برای فعال شدن هسته‌های تروریستی به منظور ایجاد آشوب و ناامنی با هدف متزلزل کردن توان و جایگاه نظام فراهم می‌شد. اگرچه در این مرحله آسیب‌هایی به ایران وارد شد اما بدون استثنا آمریکا در همه اهداف این مرحله ناکام ماند. از هفته چهارم به بعد، استیصال آمریکا کاملا آشکار شد. توان آتش ایران کاملا حفظ شد، تجزیه‌طلبان از ترس برخورد شدید نیروهای نظامی ایران ترجیح دادند قربانی نقشه ترامپ و نتانیاهو نشوند و از ورود به ایران امتناع کردند و هسته‌های تروریستی وابسته‌ به سیا و موساد نیز به خاطر فضای اجتماعی در ایران و حضور مردم در خیابان‌ها، ترسیدند وارد عمل شوند.
از سوی دیگر ایده‌های سنتکام برای آزادسازی تنگه هرمز نیز با شکست مواجه شد. در این مرحله تقریبا همه کارشناسان و رسانه‌های مهم و معروف دنیا روی شکست ترامپ در جنگ متفق‌القول شدند.‌ افزایش قیمت نفت به ۱۲۰ دلار نیز باعث افزایش فشار بازارها بر ترامپ شد. بنزین در آمریکا تا ۴۰ درصد نیز افزایش یافت و قیمت برخی اقلام غذایی هم بالا رفت.  از سویی، متحدان اروپایی و آسیای شرقی آمریکا نیز به درخواست‌های مکرر ترامپ برای مشارکت در اقدام نظامی برای آزادسازی تنگه هرمز پاسخ منفی دادند. مجموعه این موارد باعث شد پلن B ترامپ نیز با شکست سنگین مواجه شود. ضمن اینکه در این مدت ایران توانست هم با کنترل تنگه هرمز، یک اهرم فشار جهانی را در اختیار بگیرد و هم با منهدم‌ کردن همه پایگاه‌های آمریکا در منطقه، خود را به عنوان یک قدرت جهانی معرفی کند.


بنابراین در این مقطع یعنی در پایان هفته چهارم جنگ، برآوردها و نقشه‌های ترامپ ناکام ماند و او عملا برای پایان دادن جنگ و خروج از آن مستأصل شد. دقیقا از همین تاریخ بود که تهدیدات ترامپ برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران تشدید شد. به عبارتی، ترامپ پس از ناکامی در طرح‌های جنگی و امنیتی علیه ایران، تلاش کرد با طرح تهدیدات زیرساختی، ایران را وادار به عقب‌نشینی کرده و زمینه خروج آبرومندانه آمریکا از جنگ را فراهم کند. در همین راستا، آمریکا و رژیم صهیونیستی، اقدام به هدف قرار دادن برخی زیرساخت‌های ایران کردند. با این وجود ایران توانست یک معادله متوازن تعریف کند و برخی زیرساخت‌های کشورهای منطقه را که در جنگ با آمریکایی‌ها همکاری می‌کردند، همچنین برخی زیرساخت‌های مهم رژیم صهیونیستی را منهدم کند. ترامپ از این تهدیدات نیز طرفی نبست. پروژه عملیات ویژه زمینی برای نفوذ در تاسیسات هسته‌ای و موشکی ایران نیز با ماجرای اصفهان با شکست مواجه شد. دقیقا در همان برهه بود که ترامپ تهدیدی جنون‌آمیز مطرح و تهدید کرد در مدت چند ساعت، تمدن ایران را از بین می‌برد؛ تهدیدی که با واکنش انتقادآمیز جهانی مواجه شد و حتی بحث فعال‌سازی متمم ۲۵ قانون اساسی آمریکا درباره عدم صلاحیت رئیس‌جمهور و عزل او از قدرت، به صورت جدی مطرح شد. این تهدید ترامپ البته عملی نشد و چند ساعت مانده به پایان مهلت ترامپ برای اجرای این تهدید، با وساطت طرف پاکستانی   که کاملا مشخص بود از سوی ترامپ برای راضی کردن ایران به پذیرش آتش‌بس مامور شده‌ بودند، آتش‌بس ۲ هفته‌ای میان طرفین اعمال و آغاز شد.


در واقع آتش‌بس میان ایران و آمریکا در‌ چنین شرایطی شکل گرفت. آمریکا پس از ۶ هفته جنگ،‌ به هیچ‌کدام از اهداف خود نرسید و عملا راه خروج آبرومندانه ترامپ از جنگ نیز کاملا مسدود شده‌ بود. بنابراین اینکه در آستانه پایان زمان آتش‌بس و در شرایطی که ایران به خاطر محاصره و نقض آتش‌بس از سوی آمریکا از حضور در مذاکرات اسلام‌آباد خودداری کرده بود، ترامپ بدون گرفتن امتیاز از ایران، ناگزیر به تمدید آتش‌بس شد، به وضوح نشان می‌دهد کاخ سفید فعلا و دست‌کم در ‌مقطع زمانی فعلی، تمایلی ندارد به معادله جنگ ۴۰ روزه بازگردد. در واقع مهم‌ترین پیام تمدید یکجانبه آتش‌بس از سوی آمریکا این است که ترامپ همچنان در میدان جنگ، هیچ ایده و راه‌حلی برای پیروزی ندارد. به همین خاطر ترجیح می‌دهد مجددا وارد جنگ با ایران نشود.

در تنگنای تنگه
ترامپ در خلال جنگ مدعی شده بود هیچ‌یک از مقامات و مشاورانش به او نگفته بودند در صورت حمله به ایران، جمهوری اسلامی ایران اقدام به گرفتن تنگه هرمز و مسدود کردن عبور و مرور از این تنگه می‌کند. قاعدتا او یا راست می‌گوید یا این هشدار به او داده شده بود اما تصور می‌کرد ایران دست به چنین اقدامی نخواهد زد. به هر حال واقعیت هر چه باشد، ماجرای تنگه هرمز به بزرگ‌ترین کابوس ترامپ در جنگ علیه ایران تبدیل شد. ماجرای تنگه هرمز بزرگ‌ترین مانع ترامپ برای اعلام خروج یکجانبه از جنگ با ایران بوده و هست. اعلام خروج از جنگ، در حالی که کنترل تنگه هرمز همچنان در دست ایران باشد، مهم‌ترین نشانه شکست ترامپ در جنگ علیه ایران است. این را همه کارشناسان و تحلیلگران در آمریکا و سراسر دنیا مورد تاکید قرار داده‌اند. به همین خاطر تنگه هرمز، بزرگ‌ترین مانع بر سر راه خروج ترامپ از جنگ بوده و هست. ترامپ در همان هفته‌های نخست متوجه شد تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند تنگه هرمز را از کنترل ایران خارج کند. ایده تشکیل ائتلاف بین‌المللی برای آزادسازی تنگه هرمز که اصلا به مرحله اجرا نرسید. از سویی، تلاش برای معادله‌سازی با تنگه هرمز از طریق تهدیدات زیرساختی یا حمله زمینی و اشغال جزایر ایرانی، بویژه جزیره خارگ نیز با شکست مواجه شد. نکته قابل تامل این است که از هفته چهارم جنگ، ترامپ زمزمه‌هایی برای کم‌اهمیت جلوه دادن مساله تنگه هرمز مطرح کرد. او در چند نوبت مدعی شد آمریکا اساسا نیازی به باز بودن تنگه هرمز ندارد.
حتی با کنایه به اروپایی‌ها، گفته بود پس از خارج شدن آمریکا از جنگ، کشورهای اروپایی خودشان مشکل تنگه هرمز را حل کنند. 
مواضع ترامپ به وضوح نشان می‌داد او دست و پا می‌زند تا در صورت امکان، بدون حل و فصل مساله تنگه هرمز، از جنگ خارج شود. با این حال مواضع رسانه‌ها و منتقدان ترامپ به گونه‌ای بود که ترامپ متوجه شد بدون حل و فصل مساله تنگه هرمز نمی‌تواند از جنگ خارج شود، چرا که خروج از جنگ بدون حل مساله تنگه، باعث می‌شود به عنوان بازنده جنگ علیه ایران شناخته و این موضوع تثبیت شود. دقیقا به همین خاطر بود که یک روز پس از آنکه در پستی نوشته بود ممکن است بدون بازگشایی تنگه هرمز، آمریکا از جنگ خارج شود، در موضعی بی‌سابقه، تهدید از بین بردن تمدن ایران را مطرح کرد. این مواضع متناقض نشان می‌دهد ترجیح ترامپ این است بدون حل و فصل ماجرای تنگه هرمز، خودش را از جنگ علیه ایران نجات دهد. با این حال اصطلاحا گیر افتاده است.

آتش‌بس و به حاشیه رفتن ماجرای تنگه
در دور اول مذاکرات اسلام‌آباد، طرف آمریکایی به وضوح نشان داد مشکلی با کنترل تنگه هرمز توسط ایران ندارد. البته در ابتدا پیشنهاد کنترل مشترک تنگه هرمز توسط ایران و آمریکا را مطرح کرد که با پاسخ منفی تیم مذاکره‌کننده ایرانی مواجه شد. در‌ ادامه طرف آمریکایی، صراحتا با کنترل تنگه هرمز توسط ایران موافقت کرد. در مقابل ونس خواسته‌های زیاده‌خواهانه‌ای درباره برنامه هسته‌ای ایران مطرح کرد.
این موضع تیم مذاکره‌کننده آمریکایی، یک پیام مهم در خود داشت. ترامپ تلاش می‌کند از طریق گرفتن امتیازات مهم در حوزه هسته‌ای، کنترل تنگه هرمز را به ایران واگذار کند تا در‌ پوشش توافقی که شامل تعطیلی برنامه هسته‌ای ایران است، توجهات را از موضوع تنگه هرمز بردارد. به عبارتی، ایده ترامپ این بود که از آنجا که نمی‌تواند با جنگ،‌ کنترل تنگه هرمز را از ایران بگیرد، در مذاکرات، واگذاری کنترل تنگه به ایران را به عنوان یک امتیاز به ایران القا کند و در ازای آن، امتیازات مهمی در حوزه هسته‌ای از ایران بگیرد. بنابراین این موضع طرف آمریکایی، اقرار به این واقعیت بود که از نظر کاخ سفید، موضوع تنگه هرمز غیر قابل حل است و باید با موضوع کنترل ایران بر این تنگه استراتژیک کنار آمد.
ایران البته در عین حال که به زیاده‌خواهی آمریکا در موضوع هسته‌ای پاسخ منفی داد، یک پیشنهاد منعطفانه ارائه کرد؛ پیشنهادی که گویا جی‌دی ‌ونس تا حدودی با آن کنار آمده بود اما پس از تماس با ترامپ، آن را نپذیرفت.
در آستانه دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد و در حالی ‌که به اعتقاد رسانه‌ها،‌ ونس توافق را در دسترس می‌دانست، ترامپ در اقدامی عجیب مدعی شد ایران با همه خواسته‌های آمریکا درباره هسته‌ای موافقت کرده است. سی‌ان‌ان در گزارشی به این رفتار ترامپ واکنش نشان داد و تصریح کرد این‌ رفتار ترامپ عملا مذاکرات را به بن‌بست کشانده است. از سوی دیگر ترامپ با صدور دستور محاصره دریایی ایران، به زعم خود تصور می‌کرد می‌تواند در مذاکرات فشار بر ایران‌‌ را افزایش داده و ایران ناگزیر به عقب‌نشینی در برابر زیاده‌خواهی او شود اما در عمل، او مذاکرات را به بن‌بست کشاند.
ایران با اتخاذ یک تصمیم درست، از حضور در مذاکرات خودداری کرد و ترامپ عملا در یک شرایط استیصال قرار گرفت.‌ ترامپ با محاصره دریایی، اظهارات عجولانه و ادعاهای کذب و تداوم زیاده‌خواهی هسته‌ای، عملا خود را در شرایط بن‌بست قرار داد. 
وی همچنین روز سه‌شنبه مجددا مواضعی غیراصولی اتخاذ کرد و با تاکید بر عدم تمدید آتش‌بس و حتی تهدید به صدور فرمان حمله نظامی علیه ایران، تصور ‌کرد می‌تواند ایران را وادار به حضور در مذاکرات کند اما ایران تسلیم این صحنه‌سازی ترامپ نشد تا نهایتا ترامپ دست از پا درازتر، تمدید آتش‌بس به صورت یکجانبه را اعلام کند.
تصمیم ترامپ به تمدید یکجانبه آتش‌بس در حالی است که کنترل تنگه هرمز همچنان در اختیار ایران است. 
در واقع، ترامپ در حالی از ورود مجدد به جنگ خودداری کرده که همچنان مساله تنگه هرمز برای آمریکا حل نشده است.
در این بین یک نکته قابل تامل وجود دارد. برخی کارشناسان معتقدند تصمیمات و اقدامات ترامپ به گونه‌ای رقم خورده که او در حال زمینه‌سازی برای خروج آمریکا از جنگ، بدون حل و فصل مساله تنگه هرمز است؛ یعنی همان چیزی که او از هفته چهارم جنگ به دنبال آن بود اما تحت فشار افکار عمومی و منتقدان، نمی‌توانست انجام دهد.
تصور کنید قبل از آتش‌بس ۲ هفته‌ای میان ایران و آمریکا، ترامپ به صورت یکجانبه آتش‌بس اعلام می‌کرد. قطعا در چنین حالتی، موجی از حملات و انتقادات علیه او به راه می‌افتاد و گفته می‌شد این آتش‌بس یکجانبه، آن هم بدون حل و فصل ماجرای تنگه هرمز، یک شکست مفتضحانه برای ترامپ و آمریکاست.
ترامپ حالا پس از یک وقفه ۲ هفته‌ای در جنگ و پس از راه انداختن یک بازی مذاکره، حالا دقیقا به همان هدفی که از هفته چهارم جنگ به دنبال آن بود رسیده است: خروج از جنگ، در حالی که تنگه هرمز در اختیار ایران است. در این بین، او با محاصره دریایی ایران، تلاش می‌کند پوششی برای این وضعیت ایجاد کند. 
بر اساس شواهد و مستندات موجود، محاصره دریایی ایران اقدام چندان موثری نیست، چرا که در همین مدت، تعداد قابل توجهی از کشتی‌ها و نفتکش‌های ایرانی توانسته‌اند از محاصره عبور کنند. بنابراین محاصره دریایی ایران، صددرصد نتایج مد نظر ترامپ را محقق نمی‌کند.


به هر‌ حال ترامپ اکنون خود را از جنگ دور نگه داشته است. در چنین وضعیتی، درباره چشم‌انداز این وضعیت، چند فرضیه وجود دارد:
1- ترامپ وارد جنگ نمی‌شود و به مرور به محاصره دریایی نیز پایان می‌دهد.
2- ترامپ وارد جنگ با ایران نمی‌شود و از محاصره دریایی به عنوان یک اهرم فشار بر ایران استفاده می‌کند تا شاید بتواند در مذاکرات، امتیازات دلخواه خود را از ایران بگیرد.
3- ترامپ دست‌کم در مقطع فعلی تمایلی برای از سرگیری جنگ ندارد اما با حفظ محاصره دریایی علیه ایران، مدتی زمان می‌خرد تا پس از چندی، مجددا کارزار نظامی علیه ایران را از سر بگیرد. 

 
 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره