1. برگزیده
تحلیل ها

سرمقاله سازندگی/ دو اهرم استراتژیک ایران

منبع
روزنامه سازندگي
بروزرسانی
سرمقاله سازندگی/ دو اهرم استراتژیک ایران

روزنامه سازندگی/ «دو اهرم استراتژیک ایران» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم محسن هاشمی‌رفسنجانی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

حدود دو ماه از آغاز حمله رذیلانه آمریکایی- صهیونی به کشور می‌گذرد، عملیاتی با ادعای حدود ۳۰ هزار سورتی پرواز نظامی و هدف قرار دادن حدود ۱۵ هزار نقطه از کشور، که به شهادت چند هزار تن از غیرنظامیان، نظامیان و مسئولان انجامید. اکنون که آتش‌بس ۱۵ روزه پیشنهادی پاکستان به ‌اتمام رسیده و از سوی ترامپ برای مدت زمانی نامشخص تمدید ‌شده هر روز احتمال آغاز مجدد حمله و پاسخگویی محکم ایران وجود دارد. لذا مذاکرات برای رسیدن به توافق و صلحی پایدار، ارزشی مضاعف پیدا کرده است. برای این مذاکرات دو کارت در دستان ایران وجود دارد: تنگه هرمز و اورانیوم ۶۰ درصد.

شاید بررسی قدرت واقعی این دو کارت در این شرایط خالی از فایده نباشد.

تنگه هرمز: در جنگ نخست خلیج‌فارس در سال ۱۹۹۰ قیمت نفت بیش از دوبرابر شد و در جنگ دوم نیز همین افزایش اتفاق افتاد. اما اکنون نفت به افزایش حدود ۵۰ درصد قیمت قبل از جنگ رسیده و با خبر مثبتی به سقف قیمتی پایین‌تر می‌آید. 
اما چرا این اتفاق رخ داده است؟ تا حدود یک ‌دهه قبل، آمریکا با وارد کردن ۶ میلیون بشکه نفت در روز بزرگ‌ترین خریداران نفت جهان بود اما امروز با تکنولوژی نفت شیل ۱۳ میلیون بشکه نفت در روز تولید می‌کند که علاوه بر صادر کردن مازاد آن، به‌دلیل هزینه سنگین تولید نفت شیل، تنها زمانی‌ که قیمت نفت بالاتر از ۶۰ دلار باشد، تولید آن مقرون به‌صرفه است و عملاً با افزایش قیمت نفت به حدود ۱۰۰ دلار، اشتغال و درآمد مضاعف را برای صنعت نفت آمریکا ایجاد کرده است.
ایران نیز اگر نتواند نفتش را بفروشد از نظر اقتصادی بازنده محاصره تنگه هرمز است و منفعت مالی عایدش نمی‌شود. بنابراین بسته نگه ‌داشتن تنگه هرمز با وجود محاصره جدی‌تر تنگه توسط ترامپ، قدرت بازی محدودی برای این کارت ایجاد می‌کند که اگر امروز از آن استفاده نکنیم در درازمدت اثر مثبتش کمتر می‌شود.

غنی‌سازی اورانیوم و اورانیوم غنی‌شده: واقعیت آن است که غنی‌سازی اورانیوم در مقیاس کوچکی نظیر ایران یک فرآیند غیراقتصادی است که در کنار ارزش علمی آن از نظر امنیت ملی ارزشش، تولید بمب هسته‌ای می‌باشد که آن‌ هم باید به‌سرعت و در خفا انجام می‌شد که مناسب‌ترین زمان برای آن، دوره فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود که به‌دلیل نظر شرعی آیت‌الله خامنه‌ای، نظام جمهوری اسلامی، اقدام به تولید بمب اتم نکرد.

در خاورمیانه پاکستان بمب اتم را از چین، هند از روسیه و اسرائیل از آمریکا تحویل گرفته است و هیچ‌کدام از کشورهای اتمی حاضر به کمک به ایران برای تولید بمب اتم نیستند و روسیه به‌دلیل همسایگی با ایران بیش از سایر کشورها از بمب اتم ایران احساس خطر می‌کند و به قطع‌نامه‌ تحریمی شورای‌ امنیت علیه پرونده هسته‌ای ایران، رأی مثبت داده است.
مصارف دیگر اورانیوم غنی‌شده در قالب رادیوداروها و کشاورزی نیز با عضویت NPT از طریق آژانس قابل تأمین می‌باشد. بنابراین کارت اورانیوم غنی‌شده و غنی‌سازی اورانیوم نیز برای کشور، قدرت بازی مطابق انتظار خیابان را ندارد.

کارت غنی‌سازی اورانیوم و اورانیوم غنی‌شده: لغو همه تحریم‌ها، عادی‌ شدن پرونده ایران در آژانس، تعهد آمریکا و کشورهای اروپایی به ساخت ۲۰ هزار مگاوات برق هسته‌ای با فناوری روز و سرمایه‌گذاری خارجی که مشکل کمبود برق ایران را حل کند و انتقال تکنولوژی ساخت راکتور هسته‌ای که برخلاف غنی‌سازی که در ایران نهادینه ‌شده در این بخش ظرفیت و امکانات لازم وجود ندارد و با این انتقال تکنولوژی و توانمندی مهندسی داخلی، ایران می‌تواند به تنها کشورهای سازنده راکتور هسته‌ای در منطقه تبدیل شود.

باید توجه داشت که این دو کارت، اعتبار زمانی و اجرایی نامحدود ندارند و باید از فرصت‌ها استفاده کرد که به‌فرموده امیرمؤمنان: فرصت‌های خوب را دریابید چون فرصت‌ها چون ابر می‌گذرند.


🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

آخرین خبر | سرمقاله سازندگی/ دو اهرم استراتژیک ایران