اژدهای خشمگین؛ مواضع علنی پکن در مقابل تحریمهای آمریکا علیه ایران

وطن امروز/متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سفر دیروز دکتر «سیدعباس عراقچی» به چین را باید در بستری بسیار فراتر از یک دیدار معمول دیپلماتیک ارزیابی کرد؛ سفری که به طور خاص از این جهت اهمیت دارد که نخستین حضور یک مقام رسمی ایران در پکن، پس از آغاز جنگ اخیر آمریکا/ رژیم صهیونیستی علیه کشورمان محسوب میشود. همین گزاره به تنهایی نشان میدهد این سفر نه یک رویداد عادی، بلکه بخشی از بازتنظیم آرایش ژئوپلیتیک در سطح منطقهای و حتی جهانی است.
در شرایطی که فضای پساجنگ هنوز تثبیت نشده و نوعی آتشبس شکننده میان تهران و واشنگتن برقرار است، هر حرکت دیپلماتیک از سوی بازیگران اصلی معنا و پیام خاص خود را دارد. سفر وزیر امور خارجه به چین در چنین فضایی، بیش از هر چیز حامل این پیام است: تهران در حال تعمیق روابط راهبردی خود با پکن است. نکته مهم دیگر آن است که این سفر در حالی انجام میشود که تنشها میان ایران و آمریکا در خلیج فارس همچنان ادامه دارد. حضور نظامی آمریکا در آبهای منطقه و اقدام آن کشور به محاصره دریایی ایران، نشانههای تداوم این تنش است. در چنین شرایطی، هرگونه تحرک دیپلماتیک ایران با شرکای بزرگش- بویژه چین - معنایی فراتر از روابط دوجانبه پیدا میکند و به سطح موازنهسازی در برابر فشارهای آمریکا ارتقا مییابد.
بر اهمیت سفر وزیر امور خارجه به چین زمانی افزوده میشود که بدانیم پکن قرار است هفته آینده میزبان رئیسجمهور آمریکا باشد. در واقع، سفر عراقچی را میتوان اینطور ارزیابی کرد: ایران قصد دارد پیش از دیدار رهبران چین و آمریکا، مواضع خود را به طور شفاف و مستقیم برای پکن تشریح کند.
در همین حال، گزارشهایی که توسط رسانههای آمریکا از جمله والاستریت ژورنال منتشر شده، نشان میدهد چین در حال تغییر رویکرد خود در قبال تحریمهای آمریکا علیه ایران است. طبق این گزارشها پکن نهتنها همچنان به خرید نفت ایران ادامه میدهد، بلکه به طور فزایندهای در حال مقابله فعال با سازوکارهای تحریمی واشنگتن است.
بر اساس گزارشی که والاستریت ژورنال روز گذشته منتشر کرد، دولت چین برای نخستینبار از «قانون مسدودکننده» خود استفاده کرد و به شرکتهای چینی دستور داد از تبعیت از تحریمهای آمریکا خودداری کنند. این اقدام، یک تغییر کیفی مهم در سیاست چین محسوب میشود، زیرا تا پیش از این، پکن عمدتاً تلاش میکرد به صورت غیرعلنی و با احتیاط تحریمها را دور بزند اما اکنون نشانههایی از مقابله آشکار و رسمی دیده میشود.
والاستریت ژورنال تصریح کرد: «چین در آستانه سفر برنامهریزیشده ترامپ به پکن در هفته آینده، در اقدامی برای نشان دادن مقاومت، رویارویی خود با آمریکا بر سر نفت ایران را تشدید کرد و تحریمهای واشنگتن را علنا نادیده گرفت».
رسانه آمریکایی همچنین به نقل از «دیلن لوه» استاد دانشگاه فناوری نانیانگ سنگاپور که در زمینه سیاست خارجی چین تحقیق میکند، نوشت: «این پیام گستردهتری میفرستد مبنی بر آنکه چین هم مایل است و هم توانایی مقاومت در برابر تحریمهایی را دارد که آنها را یکجانبه و ناعادلانه میداند و به منافع چین آسیب میزنند».
واشنگتن در هفتههای اخیر اقدامات تازهای برای هدف قرار دادن پالایشگاههای چینی انجام داده است. ماه آوریل، آمریکا واحدی از شرکت بزرگ صنعتی هنگلی پتروشیمی را تحریم کرد؛ شرکتی که به گفته واشنگتن میلیاردها دلار نفت ایران را خریداری کرده است. همچنین به نهادهای مالی هشدار داد در صورت تسهیل تراکنشهای مربوط به پالایشگاههای چینی خریدار نفت ایران، ممکن است هدف تحریم قرار گیرند.
آنطور که والاستریت ژورنال روایت میکند، واکنش چین به این تحریمها تازهترین نمونه از استفاده پکن از ابزارهای سیاستی برای مقابله با «سلاحهای اقتصادی» آمریکاست. پکن هفته گذشته نیز دستور داد معامله 2.5 میلیارد دلاری شرکت متا برای خرید مانوس - یک استارتآپ مرتبط با چین و مستقر در سنگاپور - به دلایل امنیت ملی لغو شود؛ اقدامی که به گفته برخی تحلیلگران، شباهتهایی با بررسیهای سرمایهگذاری خارجی در آمریکا دارد.
والاستریت ژورنال افزود: «با توجه به اینکه ترامپ و شی جینپینگ قرار است هفته آینده دیدار کنند، پکن در حال ارسال این پیام است که اجازه نخواهد داد آمریکا پیش از این نشست «اهرمهای فشار» ایجاد کند».
واکنش چین به اقدام اخیر آمریکا نشان میدهد پکن این فشارها را صرفاً به عنوان اقداماتی علیه ایران تلقی نمیکند، بلکه آنها را بخشی از یک راهبرد گستردهتر آمریکا برای مهار چین میداند. به همین دلیل، پاسخ چین نیز در حال تبدیل شدن به یک پاسخ راهبردی است، نه صرفاً تاکتیکی.
با کنار هم گذاشتن این تحولات، سفر عراقچی به چین معنای عمیقتری مییابد. ایران در شرایطی به سمت چین حرکت میکند که پکن در حال بازتعریف نقش خود در برابر آمریکا است. این همزمانی، نوعی همگرایی راهبردی را شکل میدهد که میتواند پیامدهای مهمی در سطح منطقه و جهان داشته باشد؛ آن هم در شرایطی که در حال حاضر ایران تحت محاصره دریایی آمریکا قرار دارد اما نکته مهم این است که این محاصره را نمیتوان صرفا علیه ایران تحلیل کرد. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این اقدام در لایههای عمیقتر، نوعی اعمال فشار بر چین نیز محسوب میشود، چرا که چین یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت از منطقه خلیج فارس است و هرگونه اختلال در این مسیر، مستقیماً بر امنیت انرژی این کشور تأثیر میگذارد.
حتی اگر در حال حاضر آمریکا اجازه عبور نفتکشهای چینی را بدهد، این وضعیت همچنان یک اهرم فشار بالقوه است. واشنگتن میتواند در هر زمان، با تغییر این سیاست، هزینههای قابل توجهی برای چین ایجاد کند به همین دلیل، پکن به احتمال زیاد این محاصره را نهتنها علیه ایران، بلکه علیه خود نیز ارزیابی میکند.
این برداشت زمانی تقویت میشود که به تجربههای پیشین نگاه کنیم؛ از جمله اقداماتی که آمریکا در ونزوئلا انجام داد و با ربایش «نیکلاس مادورو» رئیسجمهور آن کشور، رسما نفت ونزوئلا را تصاحب و منافع چین را تهدید کرد. در نتیجه، پکن بخوبی دریافته است اقدامات آمریکا علیه شرکای انرژیاش میتواند در نهایت به تضعیف امنیت انرژی چین منجر شود.
در نتیجه، میتوان گفت واکنش کنونی چین، از جمله مقابله با تحریمها و ادامه خرید نفت ایران بیش از آنکه ناشی از تمایل به حمایت از ایران باشد، ریشه در درک منافع راهبردی این کشور دارد. چین بخوبی میداند اگر در برابر این روند عقبنشینی کند، در آینده با فشارهای مشابه و حتی شدیدتری مواجه خواهد شد.
در همین چارچوب، تحریم شرکتهای چین به دلیل خرید نفت ایران نیز در پکن به عنوان بخشی از یک جنگ اقتصادی گستردهتر علیه چین تلقی میشود. بنابراین مقابله با این تحریمها، برای چین نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. در واقع، تحریم شرکتهای چین به دلیل خرید نفت از ایران، از نگاه بسیاری در پکن، بخشی از همان جنگ اقتصادی گستردهای است که آمریکا پیش از ایران، علیه چین به راه انداخته است.
با توجه به همه این عوامل، این تصور که چین در حال کمک به ایران است یا ایران به طور یکجانبه به چین وابسته شده، تحلیلی سادهانگارانه است. آنچه در واقع در حال شکلگیری است، نوعی وابستگی متقابل میان ۲ کشور است.
ایران به عنوان یک تأمینکننده مهم انرژی و بازیگری کلیدی در منطقه و چین به عنوان یک قدرت اقتصادی با نیاز فزاینده به انرژی، در حال ایجاد یک رابطه مبتنی بر منافع مشترک هستند. این رابطه، نه بر پایه ملاحظات ایدئولوژیک، بلکه بر اساس محاسبات دقیق راهبردی شکل گرفته است.
به بیان دیگر، خرید نفت ایران توسط چین یا مقابله این کشور با تحریمهای آمریکا بیش از آنکه نشانهای از برتری یا وابستگی یکطرفه باشد، بازتابی از تلاقی منافع ۲ طرف است.
سفر عراقچی به چین را نیز باید در همین چارچوب کلان تحلیل کرد: بخشی از یک بازآرایی ژئوپلیتیک که در آن ایران و چین، هر یک به دلایل خاص خود، در حال نزدیکتر شدن به یکدیگر هستند؛ نه از سر انتخابی ساده، بلکه در پاسخ به فشارها و جنگ اقتصادی آمریکا علیه هر ۲ کشور. پیش از این نیز وزیر امور خارجه به روسیه سفر کرد و با ولادیمیر پوتین دیدار داشت؛ آن هم درست پس از آنکه مسکو و پکن، پیشنویس قطعنامه ضدایرانی بحرین به نمایندگی از آمریکا و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را در شورای امنیت سازمان ملل وتو کردند.
















