1. برگزیده
تحلیل ها

به ایران بدهکارید؛ خویشتن‌داری ایران نسبت به کشور‌های عربی در جنگ 40 روزه

منبع
وطن امروز
بروزرسانی
به ایران بدهکارید؛ خویشتن‌داری ایران نسبت به کشور‌های عربی در جنگ 40 روزه

وطن امروز/متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

حسین کیامنش| آتش‌بس میان ایران و آمریکا اگرچه فعلا فضای میدانی منطقه را از درگیری مستقیم دور کرده اما به معنای پایان پیامدهای جنگ ۴۰ روزه‌ای نیست که با همراهی آشکار رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عرب منطقه به جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد. در واقع، پایان تبادل آتش الزاما به معنای بسته شدن پرونده جنگ نیست، زیرا بسیاری از ابعاد آن همچنان در سطح راهبردی، امنیتی و حتی حقوقی باز مانده است. بخصوص اینکه به واسطه عملیات نظامی «پروژه آزادی» ترامپ در تنگه هرمز، درگیری‌هایی رخ داد و وقوع درگیری‌های دیگر نیز کاملا محتمل است، چرا که ترامپ اخیرا اعلام کرده «پروژه آزادی پلاس» را اجرا می‌کند. یکی از مهم‌ترین ابعاد مربوط به فضای فعلی تنش در منطقه، مساله «بانک اهداف» ایران و حق پاسخ متقابل به کشورهای حاشیه جنوب خلیج‌ فارس است که در جریان جنگ، به اشکال مختلف در حمله به ایران مشارکت داشتند اما تاکنون هزینه مستقیمی بابت این همراهی پرداخت نکرده‌اند.

در جنگ اخیر، برای نخستین‌بار همپوشانی عملیاتی آمریکا، رژیم صهیونی و برخی پادشاهی‌های مرتجع عرب علیه ایران آشکار شد. جنگ ۴۰ روزه از سطح همکاری و همراهی کشورهای عرب خلیج‌ فارس با پروژه نظامی آمریکا علیه ایران پرده برداشت. تا پیش از این، بسیاری از این کشورها تلاش می‌کردند در سطح رسانه‌ای و سیاسی، خود را بیرون از تنش‌های مستقیم تهران و واشنگتن نشان دهند و حتی در برخی مقاطع، از زبان میانجیگری و کاهش تنش استفاده می‌کردند اما جنگ اخیر نشان داد بخش مهمی از زیرساخت نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی عملیات آمریکا علیه ایران با همکاری این کشور‌ها ایجاد شده است.

در طول جنگ، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه عملاً به اتاق عملیات حملات علیه ایران تبدیل شد. از بحرین و کویت گرفته تا برخی تأسیسات مستقر در سعودی و بویژه امارات، همگی در زنجیره عملیاتی آمریکا نقش ایفا کردند. بخش مهمی از حملات هوایی، موشکی و پهپادی علیه ایران، از خاک یا آسمان این کشورها انجام شد. این مساله، از منظر حقوق بین‌الملل و قواعد جنگی، یک نکته بسیار مهم محسوب می‌شود، زیرا وقتی سرزمین یک کشور به سکوی حمله علیه کشور دیگر تبدیل می‌شود، آن کشور عملا وارد مشارکت در مخاصمه شده و طرف مقابل حق پاسخ متقابل دارد.

مطابق اصول شناخته‌‌شده دفاع مشروع در حقوق بین‌الملل، ایران این حق را داشت که در همان زمان، به مبادی حمله پاسخ دهد؛ یعنی خاک کشور میزبان مراکز، پایگاه‌ها و زیرساخت‌های آمریکا که حملات از آنها علیه ایران انجام می‌شد. با این حال، رفتار ایران در طول جنگ نشان داد تهران اساسا میان توان پاسخ و تصمیم به پاسخ تفاوت قائل شده است. این خویشتن‌داری، در حالی رخ داد که بسیاری از مراکز حساس و حاکمیتی ایران هدف حملات مستقیم قرار گرفت. در جریان جنگ، مجموعه‌هایی مرتبط با ساختار حکمرانی ایران، از دفتر امام شهید انقلاب اسلامی و مناطق مسکونی گرفته تا مراکز فرماندهی، نهادهای امنیتی و حتی برخی ساختمان‌های حساس سیاسی مورد حمله قرار گرفت.
با این حال، ایران به ‌رغم آنکه می‌توانست دامنه پاسخ را به زیرساخت‌های حکومتی کشورهای همراه آمریکا گسترش دهد و به لحاظ حقوقی نیز حق این اقدام را داشت، چنین نکرد. نه مراکز سیاسی و حکومتی در بحرین هدف قرار گرفت، نه کاخ‌ها و مراکز تصمیم‌گیری در امارات، سعودی یا کویت. این در حالی بود که از منظر راهبردی، ایران می‌توانست با منطق «پاسخ متقارن»، اهداف معادل را در کشورهای مشارکت‌کننده در جنگ مورد تهاجم قرار دهد.
ایران در جنگ ۴۰ روزه، با وجود برخورداری از حق مشروع و ظرفیت انجام این اقدام، ترجیح داد پاسخ خود را عمدتا بر پایگاه‌ها و مراکز لجستیکی ارتش تروریست آمریکا و برخی مراکز و تأسیسات اقتصادی که آمریکا در آنها منافع داشت متمرکز کند.
همین مساله، اکنون به یکی از مهم‌ترین متغیرهای بازدارندگی آینده تبدیل شده، زیرا آنچه در طول جنگ استفاده نشد، لزوماً از دستور کار راهبردی حذف نشده است.
در روزهای اخیر نیز انتشار برخی گزارش‌ها در رسانه‌های غرب، ابعاد تازه‌ای از همکاری برخی کشورهای منطقه با حملات تجاوزکارانه آمریکا/ رژیم صهیونیستی  علیه ایران را آشکار کرد. به  عنوان مثال گزارش‌هایی که به نقش امارات در برخی حملات روزهای پایانی جنگ اشاره داشت، از جمله نمونه‌هایی بود که نشان داد سطح همراهی‌ها فراتر از چیزی بوده که در روزهای نخست جنگ تصور می‌شد. گزارش اخیر وال‌استریت ژورنال درباره مشارکت عملیاتی امارات در حمله به برخی زیرساخت‌های جنوب ایران، از جمله جزیره لاوان، این گزاره را اثبات کرد که پادشاهی‌های عرب منطقه عملا از وضعیت حمایت سیاسی عبور کرده و وارد فاز همکاری میدانی با آمریکا و رژیم اشغالگر شده بودند. همین‌طور شواهد و اسناد متقن نشان می‌دهد بخش ویژه‌ای از عملیات‌های نظامی آمریکا علیه ایران، از خاک و آسمان کویت انجام شد.

این مساله، طبیعتا آثار مستقیم بر معادلات امنیتی آینده منطقه خواهد داشت، زیرا از نگاه ایران، جنگ ۴۰ روزه صرفاً یک درگیری میان تهران و واشنگتن نبود، بلکه صحنه مشارکت چندلایه کشورهای عرب در پروژه فشار حداکثری نظامی علیه جمهوری اسلامی بود. بنابراین طبیعی است در محاسبات راهبردی آینده ایران، نقش این کشورها نیز به‌ صورت مستقل تعریف شود. یکی دیگر از ابعاد مهم جنگ، حملات مستقیم به مراکز انتظامی، پادگان‌ها و زیرساخت‌های نظامی ایران بود. در طول جنگ، ده‌ها مرکز نظامی و امنیتی ایران هدف حمله قرار گرفت. برخی حملات نیز به مناطق شهری و زیرساخت‌های غیرنظامی در جنوب کشور کشیده شد. با این حال، پاسخ ایران همچنان محدود به اهداف آمریکایی باقی ماند و تهران از هدف قرار دادن مراکز مشابه در کشورهای همدست آمریکا پرهیز کرد. این موضوع بویژه درباره کشورهایی نظیر بحرین، کویت و البته امارات اهمیت بیشتری می‌یابد، زیرا بخش مهمی از عملیات‌های پشتیبانی و لجستیکی آمریکا از خاک این کشورها انجام شد. در برخی موارد نیز گزارش‌هایی درباره شلیک موشک‌های زمین به زمین از پایگاه‌های مستقر در این کشورها به سمت اهدافی در خوزستان، بوشهر، فارس و سایر مناطق جنوب ایران منتشر شد؛ از جمله هدف قرار دادن یک مجموعه ورزشی شهرستان لامرد استان فارس. البته خویشتن‌داری به معنای فراموشی نیست. در منطق امنیت ملی، بسیاری از پرونده‌ها بسته نمی‌شود، بلکه در قالب «حق پاسخ محفوظ» باقی می‌ماند. دقیقا به همین دلیل است که بانک اهداف اهمیت می‌یابد. بانک اهداف، صرفاً فهرستی از نقاط قابل حمله نیست، بلکه بخشی از معماری بازدارندگی است. یعنی طرف مقابل باید بداند اقدام او ثبت شده، هزینه بالقوه آن تعریف شده و زمان پاسخ نیز الزاماً محدود به لحظه وقوع جنگ نیست. تا پیش از این، کشورهای عرب حاشیه خلیج‌ فارس تصور می‌کردند می‌توانند در جنگ‌های نیابتی یا پروژه‌های فشار علیه ایران مشارکت داشته باشند، در حالی که از تبعات مستقیم آن مصون بمانند اما اکنون این تصور تغییر کرده است، زیرا آنچه در طول جنگ رخ داد، برای نخستین‌بار این واقعیت را آشکار کرد که در هر درگیری آینده، مرز میان مشارکت‌‌کننده و بی‌طرف دیگر به‌ سادگی گذشته قابل تفکیک نخواهد بود. در واقع، اگر کشوری خاک، آسمان، پایگاه‌ها، زیرساخت‌های اطلاعاتی یا امکانات لجستیکی خود را در اختیار عملیات نظامی علیه ایران قرار دهد، از نگاه تهران بخشی از میدان جنگ محسوب می‌شود؛ حتی اگر مستقیماً وارد درگیری نظامی نشده باشد. نکته مهم‌تر اینکه هر جنگ احتمالی آینده نیز لزوما از نقطه صفر آغاز نخواهد شد. یعنی اگر در آینده هر نوع جنگ تازه‌ای میان ایران و آمریکا یا ایران و رژیم صهیونیستی شکل بگیرد، تهران صرفاً به معادلات همان جنگ جدید نگاه نخواهد کرد، بلکه پرونده جنگ ۴۰ روزه و مشارکت کشورهای منطقه در آن نیز بخشی از محاسبات خواهد بود. به بیان دیگر، آتش‌بس فعلی به معنای از بین رفتن حق پاسخ ایران نسبت به اقدامات گذشته نیست. این موضوع، برای کشورهای عرب منطقه نیز حامل یک پیام روشن است. این کشورها در طول جنگ تلاش کردند از یک‌ سو در سطح رسانه‌ای خود را حامی ثبات منطقه معرفی کنند و از سوی دیگر، پشت صحنه بخشی از زیرساخت عملیات آمریکا علیه ایران باشند اما تجربه جنگ نشان داد چنین دوگانگی‌ای در معادلات جدید منطقه‌ پایدار نخواهد ماند.

همین مساله، سطحی از ابهام راهبردی ایجاد کرده که برای همپیمانان منطقه‌ای آمریکا نگران‌کننده است.
بر همین اساس، اکنون بسیاری از کشورهای عرب منطقه در موقعیتی قرار گرفته‌اند که می‌دانند بخشی از هزینه اقدامات‌شان را هنوز دریافت نکرده‌اند. اکنون دیگر هیچ کشوری در جنوب خلیج‌ فارس نمی‌تواند تصور کند مشارکت در پروژه‌های نظامی علیه ایران، بدون تبعات راهبردی باقی خواهد ماند. بنابراین در حق ایران برای اینکه نسبت به مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس در حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ ۴۰ روزه، واکنش متناسب داشته باشد، هیچ تردیدی نیست.
به عبارتی، در صورت وقوع هر نوع درگیری نظامی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تهران این حق را دارد که پاسخ متناسبی به همه طرف‌های تهاجم، بویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس بدهد. به عنوان مثال، این بار، فقط مراکز و پایگاه‌های نظامی و منافع اقتصادی آمریکا در منطقه و همین‌طور بانک اهداف تعیین‌شده در سرزمین‌ اشغالی فلسطین، مورد هدف قرار نمی‌گیرد، بلکه ایران در پاسخ به هدف قرار گرفتن مراکز حاکمیتی و سیاسی خود، مراکز حکومتی و سیاسی کشورهای همکار آمریکا و رژیم صهیونیستی در حاشیه خلیج فارس را نیز هدف قرار خواهد داد، بویژه این اقدام درباره امارات که اکنون به ضلع سوم آشکار جنگ علیه ایران تبدیل شده، کاملا مطرح و محتمل است. در این بین یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن این است که هدف قرار گرفتن مراکز حاکمیتی و سیاسی کشورهای همکار آمریکا و رژیم صهیونیستی در حاشیه خلیج فارس لزوما پس از وقوع یک درگیری یا جنگ جدید رخ نمی‌دهد. ایران در واکنش به هدف قرار گرفتن مراکز حاکمیتی و سیاسی خود در جنگ 40 روزه، این حق را دارد که پاسخ متقابل خود را در هر زمانی بدهد؛ یعنی اینگونه نیست که هدف قرار گرفتن مراکز و ساختمان‌های حکومتی و سیاسی کشورهای حاشیه خلیج فارس به از سرگیری جنگ موکول شده است. ایران این حق را دارد که در هر زمان مناسبی که تشخیص می‌دهد، این پاسخ قانونی را بدهد. به هر حال، اگرچه زمان این پاسخ یک متغیر نامعلوم است اما آنچه معلوم و مشخص است، پایان خویشتن‌داری جمهوری اسلامی در قبال رژیم‌های همکار آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ علیه ایران است. حکام این کشورها به ایران بدهکارند و این بدهی حتما پرداخت خواهد شد.

 
 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله