پول بیبرکت؛ تورم چگونه قدرت خرید ما را کم میکند؟

روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
افرادی که در زمره دهکهای کمدرآمد قرار میگیرند اغلب میگویند: «برکت از پول رفته است». این جمله اگرچه در ظاهر یک ضربالمثل عامیانه و برخاسته از تجربه روزمره مردم است اما در عمق خود به یکی از بنیادیترین مفاهیم علم اقتصاد اشاره دارد. بسیاری از ضربالمثلها و تعبیرهای رایج در فرهنگ عمومی، ریشهای عمیق در واقعیتهای اقتصادی دارند. اقتصاد فقط مجموعهای از فرمولها و نظریهها نیست بلکه بخشی از تجربه زیسته مردم است و گاهی سادهترین جملهها، پیچیدهترین مفاهیم اقتصادی را در خود پنهان کردهاند. وقتی مردم میگویند پول دیگر برکت ندارد، در واقع از کاهش قدرت خرید سخن میگویند. یعنی پولی که روزی میتوانست، بخش مهمی از نیازهای زندگی را تأمین کند امروز توان گذشته را ندارد. شاید در گذشته یک خانواده با حقوق ماهانه خود میتوانست اجاره خانه بدهد، خرید ماهانه انجام دهد، پسانداز کند و حتی بخشی از درآمدش را صرف تفریح یا آموزش فرزندانش کند اما امروز همان درآمد دیگر چنین تواناییای ندارد. در ظاهر، تعداد اسکناسها بیشتر شده اما ارزش واقعی آنها کاهش یافته است.
پرسش اصلی اینجاست که پول چگونه «بیبرکت» میشود؟ چنانکه شرح داده شد، ریشه اصلی بیبرکتی پول را باید در تورم جستوجو کرد. تورم یعنی افزایش مداوم و عمومی قیمت کالاها و خدمات. وقتی قیمتها بالا میرود اما درآمد مردم به همان نسبت افزایش پیدا نمیکند، پول بهتدریج ارزش خود را از دست میدهد. به بیان ساده اگر سال گذشته با ١٠٠ هزار تومان میشد چند قلم کالای اساسی خرید اما امسال همان پول تنها بخشی از آن کالاها را تأمین میکند، یعنی ارزش واقعی پول کاهش یافته است. بیثباتی اقتصادی نیز نقش مهمی در بیبرکت شدن پول دارد. زمانی که مردم نسبت به آینده اقتصاد مطمئن نباشند، رفتارهای اقتصادی تغییر میکند. افراد تلاش میکنند، پول خود را سریعتر خرج کنند یا آن را به داراییهایی مانند طلا، ارز و مسکن تبدیل کنند. این رفتار باعث افزایش بیشتر قیمتها میشود. در واقع، ترس از کاهش ارزش پول، خود به عاملی برای کاهش بیشتر ارزش پول تبدیل میشود. از سوی دیگر، تورم تأثیر یکسانی بر همه اقشار جامعه ندارد. دهکهای کمدرآمد بیشتر از دیگران آسیب میبینند زیرا بخش عمده درآمد آنها صرف کالاهای ضروری مانند خوراک، اجاره خانه و حملونقل میشود. وقتی قیمت این کالاها افزایش پیدا میکند فشار بیشتری بر خانوادههای فقیر وارد میشود.
پولهای بیبرکت
در جهان، کشورهایی که با تورم شدید و مزمن روبهرو هستند معمولاً بیبرکتترین پولها را نیز دارند. یعنی پول ملی آنها به سرعت ارزش خود را از دست میدهد و مردم برای خرید کالاهای روزمره به حجم زیادی اسکناس نیاز پیدا میکنند. در چنین کشورهایی، مردم بیش از آنکه به نگهداری پول ملی اعتماد داشته باشند، تلاش میکنند داراییهای خود را به طلا، ارز خارجی یا کالا تبدیل کنند. ونزوئلا یکی از مشهورترین نمونههاست. اقتصاد این کشور طی سالهای گذشته با ابرتورم مواجه شد. بهطوری که قیمت کالاها گاهی در عرض چند روز تغییر میکرد. ارزش پول ملی ونزوئلا آنقدر کاهش یافت که دولت چند بار صفرهای پول خود را حذف کرد. بسیاری از مردم حقوق ماهانه خود را بلافاصله خرج میکردند زیرا میدانستند چند روز بعد ارزش آن کمتر خواهد شد. نمونه دیگر زیمبابوه است. این کشور در دهه ۲۰۰۰ یکی از شدیدترین تورمهای تاریخ جهان را تجربه کرد. دولت برای جبران مشکلات اقتصادی، حجم عظیمی پول چاپ کرد و در نهایت اسکناسهایی با ارقام نجومی، حتی صد تریلیون دلار زیمبابوه، منتشر شد. اما این پولها عملاً قدرت خرید ناچیزی داشتند. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که حفظ ارزش پول نیازمند ثبات اقتصادی، کنترل تورم، رشد تولید و اعتماد عمومی به سیاستهای اقتصادی است. به همین دلیل وقتی مردم از بیبرکتی پول حرف میزنند، در حقیقت درباره مسألهای عمیقتر سخن میگویند که آن هم از بین رفتن توان پول برای حفظ امنیت و آرامش زندگی است.
















