گواهی شکست ترامپ

وطن امروز/ متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مقامات آمریکایی شامگاه شنبه و روز یکشنبه نسبت به پذیرش یادداشتتفاهم پیشنهادی ایران برای عدم از سرگیری جنگ و آغاز مذاکرات میان طرفین، چراغ سبز نشان دادند.
عاصم منیر، فرمانده ارتش و سیدمحسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، پس از ۳ روز مذاکره فشرده با مقامات ایرانی، بعدازظهر شنبه تهران را ترک کردند. مقامات پاکستانی در حالی به سفر خود پایان دادند که ایران در پاسخ به پیشنهاد جدید آمریکا، یک یادداشتتفاهم شامل ۴ بند ارائه کرد. بر اساس اظهارات سخنگوی هیات مذاکرهکننده ایرانی، این یادداشتتفاهم بر پایان جنگ متمرکز است و بر اساس آن، پس از توافق طرفین روی عدم از سرگیری جنگ، مذاکرات ایران و آمریکا درباره مسائل اختلافی، در ۲ بازه زمانی ۳۰ یا ۶۰ روزه آغاز میشود. اسماعیل بقائی تاکید کرد در این مرحله از توافق، موضوع هستهای مطرح نخواهد شد و این موضوع در کنار موضوع لغو تحریمهای ایران، در مرحله دوم مذاکرات بررسی خواهد شد.
بر اساس گزارش منابع رسانهای، محورهای یادداشتتفاهم پیشنهادی ایران عبارت است از:
۱- توقف جنگ در همه جبههها از جمله لبنان
۲- رفع محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران
۳- بازگشایی تنگه هرمز با مدیریت ایران
۴- دسترسی ایران به بخشی از اموال بلوکهشده
بر اساس این یادداشتتفاهم، در ازای بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران، طرف آمریکایی متعهد میشود تا پایان مدت زمان تعیینشده برای مذاکرات بعدی، از اقدام نظامی علیه ایران اجتناب کند. در این مورد، آمریکا همچنین متعهد شده حملات رژیم صهیونیستی به لبنان را متوقف کند. غیر از توقف جنگ در همه جبههها، طرف آمریکایی متعهد شده محاصره دریایی علیه بنادر جنوبی ایران را لغو کند. آمریکا روز یکشنبه 23 فروردین، یعنی یک روز پس از برگزاری مذاکرات تیمهای مذاکرهکننده ایرانی و آمریکایی در اسلامآباد، محاصره دریایی علیه بنادر ایران را آغاز کرد؛ اقدامی که آشکارا نقض توافقنامه آتشبس بود. مورد سومی که طرف آمریکایی در ازای بازگشایی تنگه هرمز نسبت به آن متعهد شده، دسترسی ایران به بخشی از اموال بلوکهشده خود است. برخی منابع مدعی هستند این تعهد شامل همه داراییهای بلوکهشده ایران که رقمی نزدیک 24 میلیارد دلار است، میشود. با این حال، برخی منابع گزارش دادهاند طرف آمریکایی متعهد شده دسترسی ایران به 12 میلیارد دلار اموال بلوکهشده خود را فراهم کند. در جریان مذاکرات اخیر، در حالی که طرف پاکستانی به عنوان میانجی و واسطه اصلی معرفی شده بود اما برخی کشورهای منطقه نیز وارد رایزنی با مقامات ایران و آمریکا شدند. در این میان رایزنیهای مقامات قطری برجستهتر از سایرین بوده است. در همین راستا گفته میشود روز پنجشنبه امیر قطر در سفری محرمانه وارد ایران شد و با برخی مقامات ایرانی گفتوگو کرد. ضمن اینکه بهگفته منابع آمریکایی روز شنبه و قبل از نهایی شدن یادداشتتفاهم میان ایران و آمریکا، امیر قطر با ترامپ گفتوگو کرده است. به نظر میرسد یکی از محورهای رایزنی امیر قطر، مربوط به موضوع دسترسی به اموال بلوکهشده ایران است. با توجه به بلوکه شدن 7 میلیارد دلار از داراییهای ایران در قطر، این احتمال وجود دارد که امیر قطر تضمینهای را لازم برای دسترسی به این اموال را به مقامات ایرانی داده است؛ موضوعی که یک دستاورد مهم در این مرحله از مذاکرات و توافق به شمار میرود. بنابراین مروری بر مفاد یادداشتتفاهم موجود میان ایران و آمریکا به وضوح نشان میدهد تعهدات طرف آمریکایی بیشتر از تعهدات ایران است. در ازای بازگشایی تنگه هرمز، طرف آمریکایی متعهد به توقف جنگ در همه جبههها و عدم از سرگیری آن، لغو محاصره دریایی ایران و دسترسی ایران به بخشی از اموال بلوکهشدهاش است. نکته قابل تامل اینکه در موضوع بازگشایی تنگه هرمز، مدیریت ایران بر این آبراه استراتژیک تثبیت شده است. طبق این توافق، جزئیاتی مانند تعداد کشتیها، زمانبندی عبور و مرور و مسیرهای حرکت با نظر ایران تنظیم میشود. تثبیت مدیریت ایران بر تنگه هرمز یک دستاورد مهم برای ایران است. به عبارتی ایران در این یادداشتتفاهم توانسته دستاوردهای مهم خود در جنگ را تثبیت کند. در واقع مهمترین اهمیت موضوع تنگه هرمز برای ایران، اعمال مدیریت و تثبیت کنترل تنگه هرمز است. این موضوع باعث میشود ایران یک اهرم بسیار مهم در بازار جهانی نفت به دست آورد و دستاوردها و فرصتهای مهم منطقهای را نصیب خود کند.
در کنار مفاد این یادداشتتفاهم که به وضوح نشاندهنده موفقیت ایران در این مرحله از مذاکرات است، عقبنشینی آمریکا از برخی خطوط قرمز خود نیز این پیروزی ایران را برجستهتر میکند. یکی از موارد عقبنشینی آمریکا، موضوع هستهای است. طرف آمریکایی چه در مذاکرات اسلامآباد و چه پس از آن، همواره تاکید میکرد پذیرش هر نوع توافق مربوط به پایان جنگ، به شرطی انجام میشود که در مفاد مربوط به این توافق، موضوعات هستهای مانند غنیسازی و ذخایر اورانیوم غنیشده ایران تعیین تکلیف شود. این موضوع در مواضع رسمی ترامپ و مقامات ارشد دولت او نیز بارها تکرار شد. مقامات دولت آمریکا بارها به این موضوع اشاره کردند هر نوع توافق با ایران چه درباره پایان جنگ و چه درباره توافق هستهای، مشروط به تحقق خواستههای آمریکا بویژه درباره 2 موضوع مذکور است. لجاجت عجیب آمریکاییها بر این خط قرمز، عامل شکست همه مذاکرات شکل گرفته پس از توقف جنگ 40 روزه بوده است. با این وجود اکنون در یادداشتتفاهم پیشنهادی ایران، طرف آمریکایی ناچار شد بپذیرد در این مرحله از مذاکرات و توافق، موضوع هستهای مسکوت مانده و به مذاکرات جامع پس از امضای این یادداشتتفاهم موکول شود. این عقبنشینی آشکار آمریکا، یکی از مواردی است که کارشناسان آن را به عنوان شکست آمریکا در این مرحله از مذاکرات ارزیابی میکنند.
با این وجود طرف آمریکایی تاکنون نسبت به این مفاد چراغ سبز نشان داده است. ترامپ شامگاه شنبه ساعاتی پس از پایان سفر عاصم منیر و وزیر کشور پاکستان به ایران، در مصاحبه با سیبیاس، این یادداشتتفاهم را اقدامی رو به جلو ارزیابی کرد اما گفت تصمیمگیری درباره پذیرش این توافق یا جنگ در حالت 50 - 50 است. ترامپ شامگاه شنبه با برخی حکام کشورهای حاشیه خلیج فارس و مصر و اردن به صورت تلفنی گفتوگو و پس از انجام این گفتوگو اعلام کرد این مذاکرات بسیار مثبت بوده است. او همچنین برخلاف دورههای قبل، یادداشتتفاهم پیشنهادی ایران را مثبت ارزیابی کرد. ترامپ روز یکشنبه نیز با انتشار پستی در تروث، تلویحا یادداشتتفاهم پیشنهادی ایران را پذیرفت. او البته در این پست، به دولت اوباما و برجام حمله و تصریح کرد توافق فعلی او با ایران، به مراتب بهتر از برجام است، هر چند مدعی شد به مذاکرهکنندگان آمریکایی گفته برای امضای توافق عجله نکنند. به هر حال، در شرایطی که برخی رسانهها پیشبینی میکردند یادداشتتفاهم پیشنهادی ایران روز یکشنبه به صورت رسمی مورد توافق طرفین قرار بگیرد، این موضوع رخ نداد. یکی از دلایل عدم اعلام رسمی این توافق، کارشکنی طرف آمریکایی در موضوع دسترسی ایران به داراییهای بلوکهشده خود بود. با آنکه آمریکاییها روز شنبه در هنگام نهایی شدن متن یادداشتتفاهم پیشنهادی ایران، موضوع دسترسی ایران به اموال بلوکهشدهاش را پذیرفته بودند اما تا شامگاه یکشنبه به وقت ایران، نسبت به این موضوع کارشکنی کردند. این کارشکنی طرف آمریکایی نهتنها باعث عدم اعلام توافق شد، بلکه احتمال عدم حصول توافق را افزایش داد. با این وجود برخی منابع منطقهای مدعی شدند اعلام رسمی توافق ایران و آمریکا روی مفاد یادداشتتفاهم 4 بندی، امروز دوشنبه توسط طرف پاکستانی انجام میشود. طبق ادعای این منابع، قرار است فرمانده ارتش و وزیر خارجه پاکستان خبر توافق را به صورت رسمی اعلام کنند؛ موضوعی که به صورت مشخص، مشروط به عدم کارشکنی آمریکا در اجرایی شدن مفاد این یادداشتتفاهم است. در همین راستا منابع مطلع در ایران اعلام کردند پذیرش و اجرای این یادداشتتفاهم زمانی انجام میشود که همه بندهای آن اجرایی شود.
به هر حال، طبق گزارش برخی رسانهها، در حالی قرار است امروز طرف پاکستانی توافق ایران و آمریکا بر یادداشتتفاهم را اعلام کند که تا شامگاه یکشنبه، طرف آمریکایی با وجود تایید اولیه اما از پذیرش برخی مفاد آن خودداری کرده بود. این رفتار آمریکاییها و بدعهدی آنها نسبت به تعهدات خود، سابقهای درازمدت دارد. دبه کردن و عدم پایبندی آمریکا به توافقات بینالمللی مختص دولت ترامپ نیست. در دولت اوباما نیز آمریکاییها عملا از اجرای تعهدات خود در برجام خودداری کردند. این عدم پایبندی به تعهدات و توافقات در دولت ترامپ البته برجستهتر شده است. هم عملکرد و هم رفتار ترامپ نشان داده باید همواره نسبت به پایبندی آمریکا به هر نوع توافق تردید داشت و تضمینهای محکم قانونی برای پایبند کردن آمریکا به تعهداتش گرفت. این موضوع درباره دولت ترامپ قدری دشوارتر از سایر دولتهای آمریکاست، چرا که در دولت ترامپ، حتی خود موضوع توافق نیز محل تردید است. کما اینکه بر اساس گزارشات، در جریان نهایی شدن متن یادداشتتفاهم در تهران، واسطههای پاکستانی به صورت مرتب با مقامات آمریکایی در ارتباط بودند و نهایتا این یادداشتتفاهم زمانی نهایی شد و در اختیار طرف پاکستانی قرار گرفت که طرف آمریکایی نسبت به مفاد آن، به واسطههای پاکستانی چراغ سبز داد. در همین راستا برخی رسانههای آمریکایی گزارش دادهاند عاصم منیر در جریان مذاکرات خود در تهران، دست کم 3 بار با جیدی ونس، معاون ترامپ و همینطور استیو ویتکاف و جرد کوشنر به صورت تلفنی گفتوگو کرد و آنها را در جریان مفاد یادداشتتفاهم قرار داد و تاییدیه آنها درباره مفاد آن را اخذ کرد. با این وجود، دولت ترامپ حتی در این مرحله از مذاکرات نیز نسبت به مفاد تعهداتی که یک روز از نهایی شدن آن گذشته و هنوز به مرحله اجرا نرسیده، کارشکنی را آغاز کرد. به عبارتی، در حالی که در دولت اوباما نقض تعهدات و عدم پایبندی به تکالیف، پس از امضای توافق رخ داد، در دولت ترامپ، کارشکنیها قبل از امضای توافق آغاز شده است. این موضوع باعث میشود تردیدها نسبت به پایبندی طرف آمریکایی به مفاد این یادداشتتفاهم بیشتر شود. دولت ترامپ در ماجرای آتشبس پس از جنگ 40 روزه نیز به مفاد آتشبس پایبند نماند. آمریکاییها تنها یک روز پس از مذاکرات اسلامآباد، محاصره دریایی ایران را آغاز کردند؛ اقدامی که نقض صریح آتشبس بود. به هر حال، در حالی که گفته شده توافق میان ایران و آمریکا امروز اعلام میشود اما همچنان تردیدهای جدی درباره نهایی شدن این توافق و اجرایی شدن آن وجود دارد.
با این وجود، در صورت نهایی شدن، این یادداشتتفاهم یک پیروزی و دستاورد بزرگ برای ایران است. ایران توانست با استقامت در جنگ، دستاوردهای مهمی حاصل کند و پس از جنگ نیز با مقاومت در برابر زیادهخواهیهای آمریکا، این دستاوردهای خود را تثبیت کند. در صورت نهایی شدن این یادداشتتفاهم، پیروزی ایران در جنگ 40 روزه تا حد بسیار زیادی تثبیت خواهد شد.
ترامپ قبل از جنگ 40 روزه، خواستار تعطیلی برنامه هستهای ایران و برچیده شدن تاسیسات هستهای شده بود. به صورت مشخص، او خوستار تعطیلی کامل برنامه غنیسازی ایران، نابودی همه تاسیسات هستهای و در نهایت انتقال همه ذخایر اورانیوم غنیشده به آمریکا شده بود. در کنار موضوع هستهای، ترامپ بارها تصریح کرد برنامه موشکی ایران نیز باید محدود شود و برد آن به 300 کیلومتر برسد. غیر از 2 موضوع هستهای و موشکی، رئیس جمهور آمریکا تاکید میکرد سیاستهای منطقهای ایران نیز باید تغییر و ایران ضمن خلع سلاح جبهه مقاومت، فرآیند انحلال این جبهه را آغاز کند. بر این اساس، رئیس جمهور آمریکا، ایران را تهدید میکرد در صورت عدم پذیرش این خواستهها، جنگ را علیه ایران آغاز خواهد کرد. در نهایت ترامپ صبح روز شنبه 9 اسفند جنگی جنایتکارانه را علیه ایران آغاز کرد؛ جنگی که ترامپ در همان روزهای نخست اعلام کرد هدف اصلی آن سرنگونی جمهوری اسلامی و تسلط آمریکا بر نفت و گاز ایران است. ترامپ حتی پا را از این فراتر نهاد و از تجزیه ایران گفت و تصریح کرد پس از این جنگ، مرزهای ایران دستخوش تغییراتی مهم خواهد شد. با وجود این گزافهگوییهای ترامپ و شهادت رهبر انقلاب، تعدادی از مقامات سیاسی و فرماندهان ارشد و چند هزار نفر از مردم بیگناه ایران بویژه کودکان و دانشآموزان اما پس از 40 روز جنگ نهتنها هیچکدام از این اهداف محقق نشد، بلکه طرف آمریکایی برای راضی شدن ایران به آتشبس، ناگزیر شد برخی امتیازات را به ایران بدهد. جنگ در حالی متوقف شد که هم قدرت ساختار جمهوری اسلامی و میزان تابآوری جامعه ایران در برابر جنگ مشخص شد، هم عدم اعتنای مردم ایران به نقشهها و پیشنهادات ترامپ و نتانیاهو برای شورش و ناامنی در ایران را نشان داد، هم تجمعات خیابانی مردم وضعیت سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی ایران را آشکار کرد، هم توانمندی خیرهکننده موشکی و پهپادی ایران را به منصه ظهور گذاشت، هم قدرت و شجاعت ایران در هدف قرار دادن همه پایگاههای آمریکا در منطقه، همینطور مراکز مهم نظامی و اقتصادی در سرزمین اشغالی فلسطین را نشان داد و از همه مهمتر، منجر به کنترل تنگه هرمز توسط ایران شد؛ اقدامی که باعث افزایش 90 درصدی قیمت نفت و یک زلزله بزرگ اقتصادی در دنیا شد. کنترل تنگه هرمز توسط ایران، باعث شد ایران اکنون یک اهرم بسیار ارزشمند در حوزه اقتصاد انرژی دنیا در اختیار داشته باشد. به تعبیر دیمیتری مدودف، رئیس جمهور سابق روسیه، تنگه هرمز بمب اتم ایران است. پس از توقف جنگ، ترامپ تلاش کرد با تهدید ایران به تداوم جنگ، اهدافی را که در جنگ نتوانسته بود محقق کند به دست آورد. البته این بار دیگر خبری از برنامه موشکی و منطقهای ایران نبود و طرف آمریکایی صرفا روی 2 موضوع غنیسازی و ذخایر اورانیوم غنیشده ایران تمرکز کرده بود. با این حال مقاومت ایران و اعلام آمادگیاش برای مقابله با ارتش آمریکا در صورت از سرگیری جنگ، باعث شد نهایتا طرف آمریکایی ناچار شود به خواستههای ایران تن دهد. بر همین اساس، اکنون طرف آمریکایی در حالی متعهد شده جنگ علیه ایران و لبنان از سر گرفته نشود که مدیریت ایران بر تنگه هرمز و لغو محاصره دریایی ایران را که ترامپ نسبت به نتایج آن خیالبافی میکرد پذیرفته و در نهایت قرار است یک جایزه مهم ویژه نیز به ایران بدهد و آن دسترسی به اموال بلوکهشده است.
یک مرور ساده بر این وضعیت، از قبل از وقوع جنگ تا شرایط فعلی، به وضوح نشان میدهد ایران پیروز قطعی جنگ 40 روزه و برنده مذاکرات تاکنون است.
















