1. برگزیده
تحلیل ها

جزییات تفاهم ایران و آمریکا به روایت «اعتماد»

منبع
اعتماد
بروزرسانی
جزییات تفاهم ایران و آمریکا به روایت «اعتماد»

اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

خبرهای رسیده به «اعتماد» حاکی است تفاهم اولیه ایران و امریکا بر سه محور «خاتمه دادن به منازعات در تمام جبهه‌ها»، «حفظ حاکمیت‌ بر‌ تنگه‌ هرمز» ‌و«‌ ایجاد مکانیسم سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری» استوار است که البته تا لحظه تنظیم این گزارش هیچ‌کدام از مقامات رسمی ایران این اطلاعات را تایید نکرده‌اند

مهدی بیک اوغلی| «مرحله نخست تفاهم ایران و امریکا در راستای پایان دادن به جنگ در همه جبهه‌ها نهایی شد» این خبری است که ایرانیان صبح روز جمعه را با آن آغاز کردند. نخستین گام از تفاهمی میان ایران و امریکا که مسوولان وزارت امور خارجه ایران ترجیح می‌دهند به جای عبارت«ترک تخاصم»‌از واژگان «پایان جنگ در همه جبهه‌ها»برای آن استفاده شود. اما ایرانیان می‌خواهند بدانند، محتوای این تفاهم اولیه میان ایران و امریکا چیست؟ تعهدات هرکدام از طرفین در این تفاهم ابتدایی چیست و دورنمای توافق بعدی که قرار است طی 2ماه آینده بر سر آن مذاکره صورت بگیرد، شامل چه مواردی است؟ خبرهای رسیده به «اعتماد» از کانال‌های دیپلماتیک و شخص وزیر امور خارجه حکایت از آن دارد که تفاهمی کلیدی میان ایران و ایالات متحده (با میانجیگری قطر، پاکستان و امارات) منعقد شده است. این تفاهم که در صورت اجرایی شدن، نقطه عطفی در تحولات سیاسی منطقه خواهد بود، بر 3محور راهبردی «خاتمه دادن به منازعات در تمام جبهه‌ها»، «حفظ حاکمیت قاطع بر تنگه‌هرمز» و «ایجاد مکانیسم سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری» استوار است. از سوی دیگر و بر خلاف ادعای برخی افراد و جریانات خاص که مدیریت ایران بر تنگه هرمز از دست رفته، ایران در این متن هیچ تعهدی در خصوص عدم دریافت عوارض از عبور و مرور تنگه هرمز نداده است. پیگیری‌های «اعتماد» از مذاکرات حول و حوش تفاهم اولیه نشان می‌دهد که امریکا تلاش بسیاری داشت که ایران در این متن تعهد دهد که از آیند و روند کشتی‌ها در تنگه هرمز عوارضی دریافت نمی‌کند. اما ایران درج چنین واژگانی را در متن نپذیرفته است. در واقع سرنوشت نهایی مدیریت تنگه هرمز در گروی مذاکرات ایران با عمان و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهد بود.  در حالی که اخبار ضدونقیضی از رایزنی‌های فشرده میان تهران و واشنگتن با وساطت بازیگران منطقه‌ای نظیر قطر، پاکستان و امارات در فضای رسانه‌ای منتشر شده، پیگیری‌های «اعتماد» نشان می‌دهد آنچه اکنون در کانون مذاکرات قرار دارد، یک «پکیج جامع پایان منازعات» است که 3‌رکن کلیدی دارد: نخست، پایان‌‌بخشی به جنگ در تمام جبهه‌ها، تثبیت اقتدار حاکمیتی ایران بر تنگه هرمز و ایجاد یک صندوق مالی ۳۰۰‌میلیارد دلاری برای سرمایه‌گذاری در ایران. ضمن اینکه ایران تنها در صورتی عدم ساخت سلاح هسته‌ای را خواهد پذیرفت که در مراحل بعدی مذاکرات 60 روزه، موارد مورد نظرش از جمله رفع تمامی تحریم‌ها لحاظ و طرف مقابل به اجرای آن متعهد شود. «اعتماد» در این گزارش با بررسی دقیق زوایای این تفاهم که از دل گفت‌وگو با منابع آگاه در دولت و وزارت امورخارجه به دست آمده، به تشریح این واقعیت می‌پردازد که چگونه ایران و امریکا در حال رسیدن به نقطه‌ای هستند که در آن «همترازی استراتژیک» جایگزین سیاست «فشار حداکثری» می‌شود. توافقی که برخلاف برخی اظهارات مخالفان مذاکرات نه یک تسلیم یک ‌جانبه، بلکه یک معامله دوجانبه برای خروج از بن‌بست‌های مزمن ژئوپلیتیک و اقتصادی است.

گذار از «فشار» به «توازن»
برخلاف روایت‌‌سازی‌های یک‌‌جانبه برخی افراد و جریانات خاص و رسانه‌های همسوی آنها که سعی دارند این توافق را به مثابه «کوتاه آمدن ایران» جلوه دهند، نگاهی به هسته مرکزی این تفاهم نشان می‌دهد که دستگاه دیپلماسی در حال پیشبرد مدلی است که در آن «حاکمیت ملی» به عنوان خط قرمز و «منافع اقتصادی و راهبردی» به عنوان هدف نهایی تعریف شده است. این گزارش، با تکیه بر اطلاعات دست‌ اول، تلاش دارد تا با بررسی سه محور اصلی، فضای غبارآلود رسانه‌ای را شفاف کرده و واقعیت موجود در متون تفاهمنامه را تبیین کند.

محور اول: پایان منازعات در تمام جبهه‌ها  توازن قدرت به جای تقابل
هسته‌ سخت این توافق، بر پایه یک ایده راهبردی بنا شده است: «پایان دادن به جنگ در تمام جبهه‌ها». این تعبیر، به معنای خروج کامل هم‌پیمانان و متحدان دو‌طرف از وضعیت تهاجمی به وضعیت «همزیستی مسالمت‌‌آمیز» است.

۱. اصل برابری حاکمیتی:  برخلاف برجام که عمدتا بر محدودسازی متمرکز بود، تفاهم فعلی بر «احترام به حاکمیت» تاکید دارد. در متن پیش‌نویس آمده است که هیچ‌کدام از طرفین حق دخالت در امور داخلی، حاکمیت و متحدان یکدیگر را ندارند. این یعنی برای نخستین‌بار، امریکا به‌طور ضمنی پذیرفته است که ایران را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای همتراز بپذیرد. نکته قابل توجه اینکه برخلاف برخی روایت‌ها، این تعهد دوطرفه است؛ از یک طرف ایران متعهد می‌شود که ثبات سیاسی و حاکمیتی امریکا و متحدانش را در منطقه هدف قرار ندهد و در مقابل، واشنگتن نیز متعهد می‌شود که تمامی ابزارهای تهاجمی خود را علیه ساختار سیاسی ایران متوقف کند. برای این منظور امریکا متعهد شده از افزایش نیروهایش در منطقه پرهیز کرده و رفتارهای غیر دوستانه نداشته باشد.

۲. تغییر ماهیت بازی در منطقه:  تا پیش از این، تقابل میان ایران و امریکا در حوزه‌های مختلف (از سوریه و عراق گرفته تا یمن) یک بازی با حاصل‌ جمع صفر شکل گرفته بود. در این تفاهم، «بازی با حاصل ‌جمع مثبت» تعریف شده است. وقتی صحبت از پایان جنگ در تمام جبهه‌ها می‌شود، به معنای خروج از پارادایم رفتارهای خصمانه نیز است. این یعنی کاهش سطح تنش‌های نظامی که سال‌هاست منابع مالی و انسانی دو‌طرف را فرسوده است. ایران در این توافق با حفظ تمامی ظرفیت‌های دفاعی خود به خصوص توان موشکی و پهپادی، به یک توافق «عدم تخاصم» دست یافته است. در واقع مذاکره‌کنندگان ایرانی با تکیه بر ظرفیت‌های میدان، برای خود ارزش افزوده اقتصادی و راهبردی خلق کرده‌اند.

محور دوم: حاکمیت بر تنگه هرمز حفظ اقتدار در گلوگاه استراتژیک
یکی از نقاط حساس در هر مذاکره‌‌ای با امریکای مدل ترامپ، بحث امنیت انرژی و تردد دریایی در تنگه هرمز بوده است. موضوعی که حتی یک‌بار ترامپ را به حد انفجار رساند به گونه‌ای که او در بطن جنگ 40روزه با الفاظی ناشایست از ایران خواست تنگه هرمز را باز کند. رسانه‌های غربی همواره تلاش کرده‌اند، القا کنند که ایران باید دست از «مدیریت» این منطقه بردارد یا هزینه‌هایی را بپذیرد. اما گزارش‌های میدانی «اعتماد» از جزییات تفاهم حاکی از واقعیت متفاوتی است.

۱. رد ادعای «واگذاری مدیریت بر تنگه هرمز»:  یکی از موضوعاتی که مخالفان مذاکرات طی ساعت‌های اخیر با عباراتی چون «واگذاری مدیریت ایران بر تنگه هرمز»، «بر باد دادن ظرفیت استراتژیک ایران» و... آن‌را ترویج می‌کردند، بحث مدیریت ایران بر تنگه هرمز است. پیگیری‌های «اعتماد» اما نشان می‌دهد ایران در هیچ بخشی از این تفاهمنامه، تعهدی مبنی برواگذاری مدیریت تنگه هرمز به امریکا نداده است. منابع آگاه وزارت امور خارجه در گفت‌وگو با «اعتماد» اعلام کردند:«اتفاقا امریکایی‌ها در جریان مذاکرات، فشارهای شدیدی وارد کردند تا ایران را به اعلام مواضعی مبنی بر «عدم دریافت عوارض» یا «تغییر نحوه نظارت بر ترددها» وادار کنند، اما تیم مذاکره‌کننده ایران به صراحت این موارد را رد کرد. » اما پرسشی که با این توضیحات به ذهن خطور می‌کند، آن است که مدیریت بر تنگه هرمز پس از این تفاهم و تفاهم نهایی با امریکا چگونه تعیین می‌شود؟

۲. مدل مدیریت منطقه‌‌ای:  تهران در این تفاهم، مسیر متفاوتی را در خصوص مدیریت تنگه هرمز در پیش گرفته است. در متن تفاهم مقدماتی در خصوص تنگه هرمز سکوت کرده است. مساله این است که مدیریت تنگه هرمز یک معادله بین‌المللی یک‌جانبه نیست، بلکه یک موضوع منطقه‌ای است. ایران بارها تاکید کرده است که درباره امنیت و مدیریت تنگه‌هرمز، تنها با «کشورهای ساحلی» (مانند عمان و سایر همسایگان) گفت‌وگو خواهد کرد. این یعنی در این تفاهم حاکمیت ایران بر آب‌های سرزمینی خود و نفوذ راهبردی‌اش بر این گلوگاه حفظ شده و هیچ‌‌گونه حق مداخله‌ای به امریکا یا نهادهای تحت سیطره او داده نشده است. این یک پیروزی دیپلماتیک است که نشان می‌دهد ایران همچنان بازیگر اصلی در مدیریت امنیت انرژی منطقه است.

محور سوم: صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری موتور محرک توسعه و پایان تحریم‌ها
شاید بتوان گفت مهم‌ترین خروجی اقتصادی این تفاهم، سازوکار صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری است. رویکردی که برای نخستین‌بار برخی کانون‌های تاثیرگذار دولت چهاردهم آن را مطرح ساخته و تلاش کردند در قالب یک سرمایه‌گذاری هزار میلیارد دلاری بارگذاری کنند. در مرحله نخست از تفاهم اما با 300میلیارد دلار از این عدد موافقت شده است. این عدد صرفا یک رقم تبلیغاتی نیست، بلکه حاصلِ یک نیاز دوطرفه برای بازسازی اقتصادی و ثبات‌بخشی به بازار است.

۱. سازوکار اجرایی صندوق سرمایه‌گذاری:  در مذاکرات ۶۰ روزه آتی، قرار است جزییات دقیق چگونگی سرمایه‌گذاری در این صندوق مشخص شود. نکته قابل توجه این است که این سرمایه‌گذاری صرفا محدود به منابع امریکایی نیست. قطر، امارات و حتی عربستان سعودی، به دلیل نیاز به ثبات در منطقه، استقبال گرمی از این طرح اقتصادی داشته‌اند و تامین منابع آن را متعهد شده‌اند. این یعنی ایران در حال تبدیل شدن به مرکزی برای جریان سرمایه‌گذاری جهانی در منطقه است.

۲. رفع تحریم‌های ساختاری:  این تفاهم، فراتر از رفع تحریم‌های موردی، به دنبال «رفع ساختاری» تحریم‌هاست. طبق پیش‌نویس تفاهم اولیه، رفع تحریم‌های شورای امنیت، تحریم‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تمامی تحریم‌های اولیه و ثانویه امریکا در این توافق گنجانده شده‌اند. این سطحی از رفع تحریم‌هاست که حتی در برجام نیز سابقه نداشته است. هدف این است که با نهایی شدن توافق، قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت ملغی شده و در مذاکرات آتی «مکانیسم ماشه» برای همیشه از بین برود تا ایران بتواند به صورت قانونی و بدون تهدیدِ بازگشتِ تحریم‌ها، با جهان تجارت کند.

واکاوی شبهات: موضوع هسته‌ای و «بمب»
یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌های رسانه‌ای اخیر، بحث «عدم ساخت بمب هسته‌ای» بوده است. برخی رسانه‌ها با تقلیل‌گرایی، این موضوع را به عنوان یک امتیازِ داده شده از سوی ایران مطرح کرده‌اند. اما واقعیت چیست؟

۱. فتوای شرعی و تصمیم راهبردی:  ایران بارها اعلام کرده که بر اساس فتوای رهبر شهید انقلاب و سایر مراجع عظام، به دنبال ساخت بمب هسته‌ای نیست. در این تفاهم نیز، ایران صرفا «اعلام» کرده است که اگر توافق نهایی (پس از ۶۰ روز) حاصل شود و تحریم‌ها به صورت کامل لغو شوند، ایران نیز در راستای فتوای دینی خود، تعهد می‌دهد که به سمت ساخت بمب هسته‌ای نرود. این یعنی ایران، «عدم ساخت بمب» را به عنوان یک کارت چانه‌زنی در مقابلِ «لغو کامل تحریم‌ها» قرار داده است.

۲. بازگشت به توافق هسته‌ای بدون محدودیت‌های موشکی:  نکته حایز اهمیت این است که در کل این تفاهم، هیچ سخنی از مسائل موشکی و مسائل منطقه‌ای به میان نیامده است. این همان خط قرمزی است که ایران همواره بر آن پافشاری و در این تفاهم نیز آن را حفظ کرده است. محور مذاکرات فقط و فقط سه موضوع است: سطح غنی‌سازی و مواد هسته‌ای، لغو کامل تحریم‌ها و سازوکار صندوق سرمایه‌گذاری. این تفکیک هوشمندانه، باعث شده تا توان دفاعی و بازدارندگی ایران به عنوان یک ستون غیرقابل مذاکره باقی بماند. در خصوص غنی‌سازی هم مذاکراتی صورت گرفته تا 460کیلوگرم اورانیوم غنی شده در ایران رقیق شده و برای مصارف صلح‌آمیز به کار گرفته شود.

چرا رسانه‌ها باید محتاط باشند؟
رویکرد یک‌جانبه و ناشیانه برخی رسانه‌های داخلی در پوشش اخبار مذاکرات و تفاهم اولیه، بزرگ‌ترین تهدید برای این تفاهم است. این رسانه‌ها با تولید محتوای «تسلیم‌انگارانه»، در حال ارسال سیگنال غلط به طرف امریکایی هستند. آنها به واشنگتن القا می‌کنند که ایران در موضع ضعف است و می‌تواند امتیازات بیشتری بگیرد. این بازی رسانه‌ای، دقیقا همان چیزی است که می‌تواند توافق متولد نشده را قبل از اجرایی شدن از بین ببرد. دستگاه دیپلماسی کشور اکنون در یک پیچ تاریخی قرار دارد. تفاهمی که در حال شکل‌گیری است، محصولِ سال‌ها مقاومت و مذاکرات پشت ‌پرده سخت است. تفاهم اولیه و پس از آن توافق نهایی، اگر به نتیجه برسد، نه‌تنها سایه جنگ را از سر منطقه دور می‌کند، بلکه راه را برای ورود سرمایه‌های کلان به کشور باز کرده و ثبات اقتصادی را برای سال‌های متمادی تضمین می‌کند. بی شک آنچه امروز در سپهر سیاسی ایران و امریکا در جریان است، یک عقب‌نشینی نیست، بلکه یک «موازنه جدید» است. ایران با حفظ توانمندی‌های راهبردی خود (موشکی، منطقه‌ای و هسته‌ای)، در حال عبور از دوره فشار و ورود به دوره تعاملات سازنده است. تفاهم بر سر پایان جنگ در تمام جبهه‌ها، حفظ مدیریت مطلق بر تنگه‌هرمز و بهره‌برداری از یک صندوق سرمایه‌گذاری ۳۰۰میلیارد دلاری، نشان می‌دهد که ایران با دست پر به میز مذاکره آمده است. اکنون زمان آن است که افراد و گروه‌های داخلی با بلوغ حرفه‌ای، از دوقطبی‌‌سازی‌های کاذب پرهیز کرده و اجازه دهند دستگاه دیپلماسی کشور در بستری آرام و بدون فشارهای رسانه‌ای غیرکارشناسی، این نقشه راه ۶۰ روزه را به سرانجام برساند. نهایی شدن این توافق، در قالب قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل می‌تواند به معنای واقعی کلمه، نقطه پایان بر عصر تحریم‌ها و تقابل‌های نظامی باشد و ایران را به جایگاه اصلی خود در اقتصاد جهانی بازگرداند. این، راهبردی است که نه در شعار، بلکه در متنِ تفاهمات، بر «عزت، حکمت و مصلحت» استوار است. مثلثی که رهبر شهید انقلاب هم همواره بر تحقق آن پافشاری داشتند و از مذاکره‌کنندگان تحقق آن را طلب می‌کردند. ضمن اینکه همواره مشوق و یاری‌کننده مذاکره‌کنندگان ایرانی بودند.
 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله