اعتراف ترامپ: نشد و نمیشود

وطن امروز/متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ترامپ: تلاشهایی برای تغییر رژیم ایران صورت گرفت اما شکست خورد؛ من هرگز تغییر رژیم را باور نداشتم
حسین کیامنش| رئیس جمهور آمریکا در تازهترین ادعای خود درباره ایران، در مصاحبه دیروزش با والاستریت ژورنال مدعی شد هرگز به تغییر حکومت ایران علاقهای نداشته است. ترامپ گفت: «وقتی از تغییر رژیم حرف میزنید، من هرگز به تغییر رژیم اهمیت ندادهام و باور نداشتم. هرگز بخشی از برنامه نبود... اما حدس میزنم تغییر رژیم داشتهایم، چون گروه اول، همهشان مردهاند... من به تغییر رژیم اعتقاد ندارم و سالهاست تغییر رژیمها را دیدهام و آنها هرگز نتیجه نمیدهند. باید به طور طبیعی اتفاق بیفتد». ترامپ همچنین اذعان کرد: «تلاشهایی برای تغییر رژیم در ایران صورت گرفته بود اما شکست خورد». به این ترتیب وی تلاش کرد وانمود کند از ابتدا مخالف چنین پروژهای بوده است. این ادعای ترامپ در حالی مطرح میشود که ۱۱۰ روز پیش، او جنگ تمامعیاری را علیه ایران به راه انداخت که یکی از اهداف اصلی و آشکار آن، براندازی جمهوری اسلامی ایران بود؛ جنگی که با هماهنگی کامل رژیم صهیونیستی آغاز شد و قرار بود با ضربههای سنگین نظامی، ترور رهبر حکیم انقلاب اسلامی و فرماندهان عالیرتبه نظامی و تحریک شورش داخلی، ساختار جمهوری اسلامی را از درون دچار فروپاشی کند. حالا اما ترامپ آن پروژه را انکار میکند، گویی هرگز وجود نداشته و او از ابتدا مخالف آن بوده است! این چرخش، نهتنها تناقض آشکار در حرف و عمل او را نشان میدهد، بلکه عمق شکست استراتژیک آمریکا و رژیم اشغالگر قدس در مواجهه با اراده آهنین ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی را به نمایش میگذارد؛ شکستی که ترامپ حالا با بازنویسی 110 روز اخیر سعی در پنهان کردن آن دارد. ساعاتی پس از آغاز این جنگ تجاوزکارانه در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶/ ۹ اسفند ۱۴۰۴، ترامپ ویدئویی ۸ دقیقهای منتشر کرد که در شبکه اجتماعی تروث پخش شد. در این ویدئو، او مستقیماً خطاب به مردم ایران گفت: «در نهایت، به مردم بزرگ و شجاع ایران میگویم ساعت آزادی شما فرارسیده است... وقتی کارمان تمام شد، دولت خود را بگیرید. آن مال شماست. این احتمالاً تنها فرصتی است که برای نسلها خواهید داشت».
رئیس جمهور تروریست آمریکا حتی نیروهای سپاه پاسداران، ارتش و پلیس را فراخواند که سلاحهایشان را زمین بگذارند تا «مصونیت کامل» دریافت کنند، در غیر این صورت با مرگ حتمی مواجه میشوند. ترامپ تأکید کرد: «آمریکا با قدرت از شما پشتیبانی میکند». این پیام، فراخوان صریح و مستقیم برای سرنگونی حکومت و آغاز شورش داخلی در ایران بود، دقیقاً همان چیزی که نشاندهنده عزم جدی ترامپ برای دخالت آشکار در امور ایران و تحمیل فروپاشی از طریق حمله خارجی بود. تنها ۲ هفته پیش از آغاز این جنگ، در ۱۳ فوریه ۲۰۲۶ ترامپ در پاسخ به سؤال خبرنگاران درباره تمایل به تغییر حکومت در ایران، بدون هیچ پردهپوشیای گفت: «تغییر رژیم ایران؟ خب! به نظر میرسد بهترین اتفاقی است که میتواند رخ دهد. برای ۴۷ سال آنها حرف زدهاند و حرف زدهاند و حرف زدهاند». او اضافه کرد: «افرادی هستند برای جایگزینی و بعد از این همه سال حرف زدن بیفایده، حالا زمان عمل فرارسیده است». این یکی از صریحترین حمایتهای ترامپ از پروژه براندازی جمهوری اسلامی بود که سیگنال روشنی به گروههای اپوزیسیون، از جمله گروهکهای تجزیهطلب ارسال و جو روانی را برای جنگ علیه کشورمان آماده کرد. در روزهای اولیه جنگ، وقتی حملات آمریکا و اسرائیل منجر به ترور و شهادت حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی شد، ترامپ سرمست از این موفقیتهای اولیه، یک قدم جلوتر رفت و رسماً مدعی شد تغییر حکومت ایران اتفاق افتاد. در روزهای بعد، او مدعی شد: «ما تغییر رژیم داشتهایم... رژیم اول کاملاً نابود شد، همهشان مردهاند. رژیم بعدی هم عمدتاً مرده است». ترامپ این را دستاورد بزرگ جنگ بدون نیاز به اشغال زمینی کامل دانست و بارها آن را تکرار کرد، حتی وقتی مشخص شده بود ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی همچنان پابرجا خواهد ماند و جنگ تجاوزکارانه دشمن آمریکایی - صهیونیستی تنها منجر به تغییر رهبر انقلاب شده است. این ادعاها نشاندهنده سرمستی لحظهای او از ضربه اولیه بود اما ترامپ بزودی با واقعیتهای میدانی روبهرو شد.
این ادعاها در ادامه جنگ چندینبار تکرار شد و ترامپ آن را با شعار «MIGA» (ایران را دوباره بزرگ کنیم) گره زد. فراتر از براندازی و تغییر حکومت، او حتی رؤیای تجزیه ایران را در سر میپروراند. ترامپ از ورود گروهکهای تروریست کرد تجزیهطلب به جنگ استقبال کرد و گفت: «حمله آنها عالی خواهد بود». او حتی ادعا کرد آمریکا سلاحهای بسیاری را در اختیار گروهکهای کرد تجزیهطلب قرار داده است. این مواضع نشاندهنده عطش عمیق ترامپ نه فقط برای براندازی، بلکه برای فروپاشی تمامیت ارضی ایران بود؛ آرزویی که مشخصاً عمق خصومت آمریکا و رژیم صهیونیستی را نه با جمهوری اسلامی، بلکه با ایران آشکار کرد.
با توجه به این سابقه کاملاً مشخص، از حمایت صریح و فراخوان مستقیم به شورش، تا ادعای پیروزی و حتی استقبال از پروژه تجزیه، سؤال مهمی پیش میآید: چرا ترامپ بعد از گذشت ۱۱۰ روز از آغاز جنگ، به نقطهای رسیده که همه مواضع قبلی خود را انکار میکند و میگوید تغییر حکومت ایران جواب نمیدهد؟
اول از همه باید گفت موضع اخیر ترامپ، رسماً اذعان به شکست پروژه براندازی در ایران است. او و کشورش پذیرفتهاند تغییر نظام سیاسی و سرنگونی جمهوری اسلامی اساساً شدنی و امکانپذیر نیست. انکار علاقه اولیه، نوعی مکانیسم دفاعی سیاسی و روانشناختی برای فرار از مسؤولیت این شکست بزرگ است. وقتی پیروزی سریع و شورش مورد انتظار محقق نشد، بهترین راه برای ترامپ، بازنویسی تاریخ است: «من هرگز نمیخواستم...». این انکار، نهتنها ضعف او را نشان میدهد، بلکه به اپوزیسیون خودفروخته ایرانی که به فراخوانهای ترامپ و حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران امید بسته بودند، از لحاظ روحی ضربهای سنگین وارد کرده است.
دلیل اصلی رسیدن ترامپ از آن عطش اولیه به موضع امروز، مواجههاش با دیوار سفت و محکم ایران بود. جنگ 40 روزه با پیشفرضها و ذهنیت خاصی آغاز شد: حملات گسترده هوایی و ترور امام شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد باعث فروپاشی ساختار حاکمیت و نیروهای مسلح خواهد شد، مردم ایران از تهاجم خارجی استقبال کرده و شورش میکنند، گروهکهای تروریست تجزیهطلب وارد میدان شده و جنگ داخلی را شعلهور میکنند و در نتیجه، جمهوری اسلامی ظرف چند روز یا نهایتاً چند هفته سقوط خواهد کرد.
این پیشفرضها بر پایه تجربه آمریکا در ونزوئلا و تحلیلهای سطحی و نادیده گرفتن عمق وفاداری ملی و ظرفیت مقاومت ایران بنا شده بود اما در عمل و واقعیت، اتفاقی کاملاً در تضاد با این انتظارات رخ داد. نهتنها حاکمیت و نیروهای مسلح دچار فروپاشی نشدند، بلکه از همان ساعت اول، حملات متقابل را با قدرت آغاز کردند و مقاومت بیبدیلی از خود نشان دادند. مردم ایران، جدا از اینکه با تهاجم خارجی همراهی نکردند، در حمایت از حاکمیت و تمامیت ارضی کشور به صحنه آمدند؛ حضوری که با گذشت 110 روز از جنگ، همچنان ادامه دارد. توانمندی نظامی - موشکی ایران هم نهتنها از بین نرفت، بلکه با وجود ضربات سنگین، به عملیات خود ادامه داد و ضربات قابل توجه و بیسابقهای را به دشمن آمریکایی - صهیونیستی وارد کرد و در نهایت جنگی که قرار بود ظرف ۳ روز به نتیجه برسد، ۴۰ روز طول کشید و در آخر به آتشبس ختم شد. این واقعیتها ترامپ را مجبور به عقبنشینی کرد و نشان داد ایران، بر خلاف تصورات سادهلوحانه، دیواری نفوذناپذیر در برابر حملات خارجی است.
به همین دلیل بود که مواضع ترامپ در ارتباط با تغییر نظام سیاسی ایران و براندازی جمهوری اسلامی بهتدریج از حمایت صریح اولیه، به ادعای موفقیت نسبی (از طریق ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی) و در نهایت به انکار علاقه اولیه و بازتعریف مفهوم آن تغییر کرد. رئیس دولت تروریست آمریکا حالا برای فرار از پذیرش شکست پروژه براندازی، علاقه و عطش قبلی خود را انکار و وانمود میکند تغییر حکومت اصلا هدفش نبوده است! این چرخش، نهتنها نشاندهنده واقعگرایی اجباری ترامپ در برابر تابآوری ایران است، بلکه درس تلخی برای کسانی است که به فراخوانهای او امید بسته بودند. ایران توانست در برابر قدرتمندترین ائتلاف نظامی دنیا مقاومت و هزینههای سنگینی تحمیل کند و به شرایط بهتری در آتشبس برسد. این نه پیروزی مطلق ایران، بلکه شکست پروژه تغییر حکومت است؛ پروژهای که ترامپ حالا سعی دارد آن را از کارنامه خود پاک و با این انکار، عمق ناکامی راهبردی خود را بیشتر آشکار کند.
توافق آمریکا و ایران و پایان تصور تغییر نظام سیاسی تهران
دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین بخش ایران در سازمان اطلاعات نظامی ارتش صهیونیستی (امان) در واکنش به تفاهم ایران و آمریکا پیرامون پایان دادن به جنگ نوشت: توافق میان واشنگتن و تهران نهتنها به بیش از 100 روز درگیری پایان میدهد، بلکه یک فرض راهبردی قدیمی در تلآویو و واشنگتن را نیز زیر سؤال میبرد؛ این تصور که فشار نظامی و اقتصادی هماهنگ میتواند به تغییر رژیم در ایران منجر شود.
به گفته او، با وجود ضربات نظامی سنگین و حذف برخی فرماندهان، ساختار قدرت در ایران حفظ شد و حتی با نمایش توانایی ایجاد اختلال در بازارهای انرژی و تهدید تنگه هرمز توانست طرفهای مقابل را به مذاکره بکشاند. در نتیجه، ایران ممکن است از این بحران با دستاوردهایی مانند کاهش فشار اقتصادی، کسب مشروعیت دیپلماتیک از طریق تعامل با آمریکا و حفظ اهرمهای راهبردی خود در منطقه خارج شود.
این تحلیلگر صهیونیست همچنین تأکید کرد: توافق فعلی احتمال جنگ گسترده در کوتاهمدت را کاهش میدهد اما همزمان شکاف میان واشنگتن و تلآویو را آشکارتر میکند و نشان میدهد موفقیتهای نظامی لزوماً به تحقق اهداف راهبردی مانند تضعیف یا تغییر رژیم در ایران منجر نشده است.
گفتنی است سازمان سیا نیز ۱۸ مارس، با قطعیت گزاره تغییر نظام سیاسی را منتفی اعلام و در قالب یک گزارش به کاخ سفید منتقل کرده بود. در گزارش سیا تاکید شده بود: انتقال سریع قدرت به رهبری جدید و تثبیت فوری شورای مدیریت جنگ با حضور چهرههای تکنوکرات و نظامی ثابت کرد ساختار قدرت در جمهوری اسلامی شبکهای و چندلایه است.
در پایان این گزارش نیز آمده بود: رنگ باختن رؤیای تغییر رژیم، ما را در برابر یک معمای سخت قرار داده است؛ وقتی هدف نهایی، دست نیافتنی شد، ادامه بمبارانها چه توجیه استراتژیکی جز فرسایش منابع آمریکا دارد؟
















