دانشگاه پهلوی به روایت اسناد

منبع
مرکز اسناد انقلاب اسلامي
بروزرسانی
دانشگاه پهلوی به روایت اسناد
مرکز اسناد انقلاب اسلامي/ تأسيس دانشگاه پهلوي به عنوان بزرگترين دانشگاه خاروميانه با شناخت از وضعيت خاص اين منطقه صورت گرفت. شاه در پي تظاهرات و مخالفت هاي دانشجويان دانشگاه تهران در دهة سي بر کنترل هر چه بيشتر دانشگاهها اصرار داشت، زيرا دانشگاه را مرکز انتشار افکار مخالفين مي‌دانست. وجود آثار تاريخي و جاذبه‌هاي گردشگري در شيراز و سياستهاي باستانگرايانه (بازگشت به دستاوردهاي فرهنگي و اجتماعي ايران باستان) و نيز به چالش کشيده شده مشروعيت رژيم توسط مخالفان مذهبي در دوره پهلوي دوم موجب شد تا موقعيت خاص فارس به ويژه شيراز به عنوان مهد فرهنگ و تمدن ايران و به عنوان شهري که از قديم الايام در تاريخ لقب دارالعلم را داشته و زادگاه و خواستگاه بزرگان و انديشمنداني از ادب و فرهنگ و معارف اسلامي بوده مورد توجه کارگزران حکومت قرار بگيرد. تأسيس دانشگاه پهلوي به عنوان بزرگترين دانشگاه خاروميانه با شناخت از وضعيت خاص اين منطقه صورت گرفت. شاه در پي تظاهرات و مخالفتهاي دانشجويان دانشگاه تهران در دهة سي بر کنترل هر چه بيشتر دانشگاهها اصرار داشت، زيرا دانشگاه را مرکز انتشار افکار مخالفين مي‌دانست. افکار جبهه ملي و مذهبيون پايگاههاي قدرتمندي را در دانشگاهها تشکيل داده بودند و گرايشات دانشجويان و اساتيد به سوي تفکرات اسلامي که به معناي مخالفت با رژيم پهلوي بود، در دانشگاهها در حال اوج‌گيري بود. تفکرات دين‌گرايانه و به اصلاح روشنفکري ديني از بطن دانشگاهها در حال نضج و شکل‌گيري بود و بروز اين مسائل از ديد رژيم بس خطرناک جلوه مي‌کرد. از اينها گذشته رژيم پهلوي تلاش داشت تا با نفوذ و کنترل دانشگاهها نسلي از افراد روشنفکر و تحصيل‌کرده‌ي طرفدار خود را در اين مراکز پرورش دهد تا در مشاغل کليدي و ديگر مراکز دولتي به کار گمارده شود. بنا بر اين در جريان رقابت پنهاني با پدرش، بنا را بر اين گذاشته دانشگاه متفاوت و کارآمدتري از دانشگاه تهران، ايجاد کند، دانشگاهي که فضاي داخلي‌اش با فرهنگ غربي سازگار و ارتباطش با صنعت و جامعه کارآمدتر باشد با اين توصيف در اواخر دهه‌ي سي با همکاري رئيس دانشگاه پنسيلوانيا آمريکا مطالعاتي در مورد تأسيس دانشگاهي به نام خاندان پهلوي با اهداف مذکور در شيراز صورت ميگيرد. به اين صورت که در تابستان 1339ش گروهي از اساتيد دانشگاه پنسيلوانيا با حضور پرفسور هارنول رئيس دانشگاه مذکور مأموريت يافتند که تعليمات کشور را به ويژه در دانشگاه شيراز مورد مطاله قرار دهند و نتيجه آن را با شاه مطرح کنند. پس از اعلام نتيجه اين بررسي‌ها بود که شاه طي فرماني تأسيس دانشگاهي را با با نام دانشگاه پهلوي صادر کردند. دانشگاه پهلوي شيراز به دليل موقعيت ويژه‌اي که نزد رژيم پهلوي داشت، هميشه از بودجه‌هاي کلاني برخورداد و رياست دانشگاه نيز همواره به عهدة مقامات عالي‌رتبة دولتي بود. آمريکايي‌ها در ادامه برنامه‌هاي اصل چهار ترومن و کمک‌هاي فرهنگي خود علاقمند شدند تا همچنان در بخش فرهنگي ايران به ويژه دانشگاهها نقش و مشارکتي فعال داشته باشند. از اين رو چنانجه ذکر شد، به دنبال دعوت محمدرضا از رئيس دانشگاه پنسيلوانيا به ايران، پس از مذاکراتي چند، توسعة دانشگاه پهلوي شيراز مستقيماً تحت‌نظر و مديريت دانشگاه آمريکايي قرار گرفت تا جايي که روابط علمي و فرهنگي بين اين دو دانشگاه از مستحکم‌ترين روابط علمي فرهنگي ميان ايران و آمريکا گرديد. ساختمان دانشگاه پهلوي بر مبناي مدل دانشگاه‌هاي آمريکايي طراحي، احداث و توسعه يافت و نظام آموزشي، تربيت اساتيد و بنيانگذاري بسياري از مؤسسات تحقيقاتي دانشگاه در اختيار دانشگاههاي آمريکايي قرار گرفت. اکثريت استادان دانشگاه از کشورهاي غربي به ويژه آمريکا بودند. همچنين زبان آموزشي و منابع درسي انگليسي بود و از طرف دانشگاه‌هاي آمريکا و اروپا بورس‌هاي قابل توجهي در اختيار دانشجويان اين دانشگاه قرار مي‌گرفت. دانشگاه پهلوي با نام خاندان پهلوي تحت حمايت و هدايت دولت، دربار و توجه شخص شاه انجام فعاليت مي‌کرد و قرار بود به عنوان آلترناتيو دانشگاه تهران و نيز الگوي نوسازي مورد نظر شاه در ساير دانشگاهها عمل کند. بدين‌ترتيب استادان و کادر آموزش اين دانشگاه با عنايت شاهانه از حقوق و مزاياي بيشتر از ساير دانشگاهها برخوردار بودند. دانشجويان نيز علاوه بر برخورداري از امکانات خوابگاهي و رفاهي مناسبتر از ساير دانشگاهها، کمک هزينة تحصيلي ساليانه دريافت مي‌کردند. دانشجويان اين دانشگاه بيش از ساير دانشگاهها از حمايت‌هاي دولتي براي شرکت در کنفرانسها و کنگره‌ها علمي دانشگاههاي انگليس و آمريکا و فرانسه برخوردار بودند. وزارت علوم و آموزش عالي هم موظف بود تا اعتبارات لازم را براي برگزاري کنگره‌ها و کنفرانسهاي دانشگاه پهلوي تأ‍‌مين کند. پيشنهادهاي اساتيد و دانشجويان در زمينه‌هاي علمي مورد توجه وزارتخانه‌ها و سازمانهاي دولتي قرار مي‌گرفت. به دنبال اين حمايتهاي مالي بود که سازمانهاي فني و علمي کشور از جمله سازمان انرژي اتمي ايران آمادگي خود را براي همکاري علمي و فني جهت پيشرفت علوم و فنون اتمي با دانشکدة مهندسي دانشگاه پهلوي اعلام داشتند و يا دانشکدة آموزش پزشکي دانشگاه به عنوان مرکز تعليم استاد منطقه مطرح شد. در سال 51 دانشجويان خارجي مي‌توانستند با تطبيق وضع تحصيلي خود با برنامه‌هاي اين دانشکده دروس خود را در اين دانشگاه دنبال کنند. به طوري که در سال 1351ش 73 نفر از دانشجويان خارجي از کشورهاي آمريکا، عربستان، سعودي، پاکستان، هندوستان، تانزانيا، عراق، اردن هاشمي لبنان و شيخ نشين‌هاي کويت، قطر و بحرين و دوبي در دانشگاه پهلوي مشغول به تحصيل شدند. دانشگاهي که بنابر اظهارات روئساي آن با توجه به عنايات مخصوص شاهانه ميبايست به سرعت توسعه تا رسالت خود را نيز به سرعت انجام دهد ظرف پنج سال از طريق کمکهاي ذيقيمتي از طرف دولت‏ و شرکت‏هاي عامل نفت ايران، سازمان برنامه، شرکت ملي نفت، گروه‏ صلح، سازمان منطقه‏اي سنتو، و ادارة کمکهاي فني آمريکا و همچنين‏ مؤسسات خصوصي مانند شرکت ليلاند موتورز و بانک صادرات و شرکت‏ نفت پان آمريکن به آن صورت گرفت، چنان پيشرفت کرد که از مجهزترين و مدرن‏ترين تجهيزات دنيا برخوردار شد‏. شاه اميدوار بود دانشگاه پهلوي را در رديف بهترين‏ مراکز تحقيقاتي خاورميانه قرار دهد. او خود در برخي موارد در کنفرانس‌ها، کنگره‌ها سمينارهاي داخلي و بين‌المللي که از طرف دانشگاه برگزار ميشد، شرکت ميکرد. اولين رئيس دانشگاه پهلوي لطفعلي صورتگر (1340-1343) بود با گذشت بيش از دو سال از تأسيس دانشگاه پهلوي، اين دانشگاه نتوانسته بود توسعة چنداني پيدا کند تا اينکه به فرمان شاه در سال 1343 امير اسدالله علم به رياست دانشگاه پهلوي منصوب شد. دوران رياست علم دوران شکفتگي و شکوفايي دانشگاه پهلوي است علم سعي داشت هرکجا که خدمت ميکند آن را مرکز وفاداري شاه قرار دهد. علم به هدايت شاه در بخش عمراني و آموزشي دانشگاه تحول اساسي به وجود آورد به طوري که در دوران تصدي خود 12 دستگاه خوابگاه، سلف سرويس، تأسيسات ورزشي و رفاهي براي دانشجويان احداث کرد. پس از رياست علم نيز توسعه و گسترش دانشگاه ادامه يافت، اگرچه علم به عنوان وزير دربار منصوب اما تا سالهاي پاياني عمر (1356) همچنان رياست معنوي دانشگاه را بر عهده داشت. از سال 1347 تا 1350 دکتر هوشنگ نهاوندي و از سال 1350تا پيروزي انقلاب اسلامي دکتر فرهنگ مهر رياست دانشگاه را بر عهده داشتند. دانشگاه شيراز در حيات علمي ايران فعال بوده و قرار بود نقش مؤثري در تربيت نيروهايي که ميبايست در کادرسازي پهلوي دوم مورد استفاده قرار گيرد داشته باشد. دانشجويان دانشگاه پهلوي ويژگي‌هاي متمايزي نسبت به ساير دانشجويان کشور داشتند، به واسطه ارتباطاتي که دانشگاه با ساير دانشگاههاي جهان داشت، اکثر دانشجويان با آگاهي از وضعيت ساير کشورهاي پيشرفته و مقايسه آنها با اوضاع کشور خود در پي يافتن علل عقب‌ماندگي ايران و جستجوي راهکارهاي پيشرفت و بالندگي آن بوده‌اند. استاندارد بالاي آموزش در دانشگاه پهلوي باعث ميشد پيشنهادهاي اساتيد و دانشجويان اين دانشگاه در زمينه‌هاي علمي مورد توجه قرار بگيرد. رژيم پهلوي با توجه ويژه به اين دانشگاه، درصدد بود تا فعاليت‌هاي آن را در راستاي اهداف و مقاصد خود و بيگانگان پيش ببرد. از اين رو رياست دانشگاه را از همان ابتداي تأسيس کساني بر عهده داشتند که سعي داشتند نظرات بيگانگان و محافل استعماري را در حوزة تعليم و تربيت جوانان اجرا کنند. اما اسناد و گزارشهاي موجود حاکي از موضع‌گيري دانشجويان آن دانشگاه در قبال سياست‌هاي رژيم پهلوي به ويژه فرهنگي و مذهبي بود. نيمة اول دهة چهل دوران بازيابي و خوديابي نيروهاي مذهبي است که به تدريج دامنة آن اقشار فرهنگي را نيز در بر مي‌گيرد. از اين رو چون در محيط دانشگاه فرهنگ و آداب غربي رواج داده ميشد و برنامه‌ها و اهداف دانشگاه به نوعي در تضاد با فرهنگ ديني و فرهنگ ايراني بود به‌طور طبيعي موضع برخي از دانشجويان را که اکثراً از خانواده‌هاي متدين ايراني و جزو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بودند را در تضاد با سياست‌هاي سياسي و فرهنگي رژيم قرار مي‌داد. به طوري که دانشجويان با اقدامات عملي خود نظير، تحصن، اعتصاب، نشست اعتراضي، تظاهرات و راهييمايي نارضايتي خود را از رژيم پهلوي نشان دادند. شاه هرگز تصور نميکرد دانشگاهي را که خود باني آن بود و اسم خاندان پهلوي را به يدک مي‌کشيد چنين در مقابل رژيمش بايستد. او قصد داشت در اين دانشگاه نيروهايي تربيت شود که در کادرسازي رژيم مورد استفاده قرار گيرند اما تعارض برنامه‌ها و اقدامات فرهنگي در دانشگاه موجب موضع دانشجويان مسلمان و در نهايت تربيت نيروهايي شد که عليه رژيم عمل کردند. کتاب دانشگاه پهلوي به روايت اسناد ساواک به قلم مشترک مرادسليماني‌زمانه و مجتبي سلطاني‌احمدي است که توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي به زودي منتشر ميشود. اين کتاب با توجه به نقش مؤثر اساتيد و دانشجويان در گسترش و تداوم مبارزات انقلاب اسلامي، به دنبال روشن کردن ابعاد مختلف فعاليتهاي علمي و سياسي دانشجويان دانشگاه پهلوي از ابتداي تأسيس تا پيروزي انقلاب اسلامي است و ضمن توصيف و تبيين زمينه‌ها و شرايط پيدايش دانشگاه پهلوي، توسعه عمراني، برنامه‌هاي آموزشي و فعاليتهاي علمي، چگونگي رشد‌يابي و انقلابي شدن دانشجويان آن دانشگاه نير به روايت اسناد بررسي و ارزيابي ميشود. انتشار اين مجموعه در شناخت سياست‌هاي علمي کشور در دوران پهلوي دوم راهگشا و موجب بهره‌مندي پژوهشگران و مراکز علمي - فرهنگي و محققان و علاقمندان پژوهشهاي آموزش عالي است. مرکز اسناد انقلاب اسلامي اميدوار است اين کتاب گامي در جهت شناخت هرچه بيشتر فعالتيهاي سياسي و اجتماعي و انقلابي دانشجويان مبارز رژيم پهلوي باشد و جايگاه مؤثر اين قشر آگاه اجتماعي در تحولات گوناگون کشور را بيش از گذشته تبيين کند. شيوة بررسي بر اساس منابع کتابخانه‌اي و مطالعات اسنادي و در دو بخش تنظيم شده است: بخش نخست مدخل پژوهشي که مشتمل بر پنج فصل و نتيجه‌گيري و بخش دوم، اسناد، تصاوير و فهرست منابع است. فصل اول، مدخل پژوهشي در خصوص اهميت و جايگاه فارس و شيراز است. در اين فصل اهميت شيراز و پيشينة تاريخي آن از آغاز بررسي شده و به تأسيس دانشگاه در سال 1325ش، اولين رئيس دانشگاه شيراز، دانشگاه شيراز و نهضت ملي و به مختصري از فعاليتهاي سياسي دانشجويان دانشگاه شيراز از کودتاي آمريکايي تا نهضت امام خميني(ره) پرداخته شده است. فصل دوم: مربوط به تأسيس مجدد دانشگاه شيراز به عنوان دانشگاه پهلوي و چگونگي تثبيت و گسترش آن است. توسعه عمراني، برنامه‌هاي آموزشي، امکانات رفاهي و ... دانشگاه در اين فصل بررسي شده است. فصل سوم: مربوط به دانشگاه پهلوي و نهضت امام خميني(ره) است. در اين فصل تأسيس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه پهلوي، مقابله با برنامه‌هاي فرهنگي رژيم در دانشگاه و فعاليتهاي سياسي و مبارزاتي دانشجويان دانشگاه پهلوي در نخستين دهة پس از تأسيس(1351-1341ش) و چگونگي ارتباط دانشجويان با علماي شيراز، توزيع اعلاميه در دانشگاه، برپايي جلسات مذهبي در سطح شهر و دانشگاه، پرداخته شده است. فصل چهارم: مربوط به دانشگاه پهلوي و جشنهاي شاهنشاهي است. دانشگاه پهلوي و جشن ربع قرن سلطنت پهلوي دوم، جشنهاي هنر شيراز و جشنهاي دوهزاو پانصد ساله شاهنشاهي در اين فصل بررسي شده است. فصل پنجم: مربوط به دانشگاه پهلوي در آخرين سالهاي رژيم پهلوي و دوران اوج‌گيري انقلاب اسلامي است. در اين فصل به چگونگي، نقش و فعالتيهاي دانشجويان دانشگاه پهلوي در شکل‌گيري تظاهرات، تحصن‌ها، اعتصابات، راهپيمايي‌ها و تظاهرات دوران انقلاب در سطح شهر پرداخته شده است.