ديپلماسي ايراني/
متن پيش رو در ديپلماسي ايراني منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
روز جمعه 28 فروردين 1394 عزت ابراهيم الدوري، رئيس حزب بعث و متحد داعش و معاون صدام حسين ديکتاتور مخلوع عراق در منطقه حمرين، در استان صلاح الدين کشته شد. اين خبر نخستين بار توسط استاندار صلاح الدين اعلام شد و بعد از آن منابع رسمي نيز خبر مرگ او را تاييد کردند.
خبر کشته شدن الدوري که خون بسياري از شهروندان عراقي بر گردن اوست، دستاوردي بزرگ براي دولت عراق و همچنين مردم اين کشور که با وجود گذشت 12 سال از سقوط حکومت بعثي هنوز روي خوش به خود نديده اند، محسوب مي شود. مردمي که هنوز انتظار چشيدن طعم سقوط حکومت ديکتاتوري حزب بعث را مي کشند.
اما خبر مرگ عزت ابراهيم الدوري يک نکته مهم در خود داشت. او در 40 کيلومتري شهر اربيل کشته شد! بسياري مي پرسند، عزت ابراهيم الدوري در آن جا چه مي کرد؟ به عبارت ديگر آيا دوري در اربيل بود که به اطراف آن آمده بود؟
روز جمعه وفيق السامرائي، رئيس دستگاه سياست خارجي ارتش عراق در دهه هشتاد ميلادي که در ابتداي دهه نود از حکومت بعث جدا شد و از دوستان نزديک به جلال طالباني، رئيس حزب اتحاد ميهني کردستان و رئيس جمهوري سابق عراق محسوب مي شود، در گفت وگو با شبکه الحدث پرده از رازي برداشت که شنيدن آن بسياري از عراقي ها را شوکه کرد. او با ابراز تاسف از رفتارهاي مسعود بارزاني، رئيس حکومت اقليم کردستان عراق گفت که متاسفانه آقاي بارزاني بسياري از بعثي ها را در اقليم پناه داده تا از آنها به عنوان برگه فشار عليه بغداد استفاده کند. او هدف از اين کار را تضعيف حکومت مرکزي در بغداد توصيف کرد. السامرائي همچنين ادعا کرد، فهرست بعثي هايي که در اربيل به سر مي برند را به دولت مرکزي در بغداد داده و دولت عراق در فرصت مناسب در اين زمينه وارد عمل خواهد شد. السامرائي تاکيد کرد بسياري از بعثي ها فعاليت خود را از کردستان دنبال مي کنند و متاسفانه بايد بگويم يکي از کساني که مانع از پيشروي ارتش عراق به سمت موصل مي شود، مسعود بارزاني است براي اين که به همراه دولت ترکيه در موصل پناهگاهي امن براي بعثي ها ايجاد کرده اند و اجازه نمي دهند که موصل از دست آنها خارج شود. او هدف از اين کار را توطئه عليه بغداد براي تضعيف آن دانست.
در همين رابطه برخي منابع خبري گزارش مي دهند، محمد يونس الاحمد، يکي از سران حزب بعث که شاخه موازي با عزت ابراهيم الدوري را هدايت مي کند از سوريه خارج شده و گفته مي شود به موصل رفت و آمد دارد. با اين حال هيچ کس به طور دقيق نمي داند يا حداقل علنا نمي گويد که محمد يونس الاحمد کجاست. افراد نزديک به نوري مالکي، نخست وزير سابق عراق مي گويند يونس الاحمد که با عزت ابراهيم الدوري اختلافات عميق تشکيلاتي و سياسي داشت به اربيل رفت و آمد دارد و حتي با مسعود بارزاني بارها ديدار کرده است.
فائق شيخ علي، نماينده پارلمان عراق در گفت وگو با يکي از شبکه هاي داخلي عراق مي گويد: «نمي توان به صراحت گفت که مسعود بارزاني با بعثي ها در ارتباط است اما در اين که بسياري از بعثي ها در اربيل حضور دارند، شکي نيست. اما سوال اين است که آيا آقاي بارزاني واقعا از حضور آنها خبر ندارد؟!»
خالد الاسدي، نماينده ائتلاف دولت قانون در پارلمان عراق نيز در گفت وگو با شبکه الشرقيه عراق مي گويد: «نبايد از حضور بعثي ها در اربيل تعجب کرد، بعد از سقوط موصل بسياري از ژنرال هاي ارتش که متهم به همکاري با حزب بعث بودند به اربيل پناه بردند و آقاي بارزاني از آنها استقبال کرد.»
پيش از اين نوري مالکي، معاون رئيس جمهوري و نخست وزير سابق عراق بارها مسعود بارزاني را متهم به همکاري با حزب بعث مي کرد و مي گفت او در سقوط موصل دست داشته و هدفش از اين کار تضعيف بغداد و حتي سقوط آن بوده است. مالکي همچنين مي گفت که بارزاني فرودگاه اربيل و بسياري از گذرگاه هاي کردستان به موصل را در اختيار نيروهاي حزب بعث و افراد نزديک به داعش گذاشت تا شهر موصل به آساني سقوط کند.
علي العلاق، نماينده مجلس از ائتلاف دولت قانون و از نزديکان به نوري مالکي نيز مي گويد: «اختلاف اصلي مالکي با مسعود بارزاني بر سر اين مساله بود که وي نسبت به بعثي ها تساهل به خرج مي داد و حتي با برخي از آن آنها رابطه نزديک برقرار کرده بود که اين مساله به هيچ وجه از سوي او قابل قبول نبود.»
شايد بتوان به اظهارات اين افراد شبهه وارد کرد؛ وفيق السامرائي از افراد نزديک به جلال طالباني است و مي توان اظهارات او را در راستاي رقابت حزب اتحاد ميهني با حزب دموکراتيک کردستان دانست. براي اظهارات مالکي و علاق و الاسدي نيز مي توان گفت آنها با مسعود بارزاني و اقليم کردستان اختلافات عميق دارند از اين رو بديهي است که عليه او و حزبش موضع بگيرند. بديهي است در عرصه سياسي همه تلاش مي کنند به نوعي تقصيرات را به گردن ديگران بيندازند تا خود را مبرا کنند و در عين حال از آب گل آلود ماهي بگيرند.
اما چرا نبايد انتظار داشت که مسعود بارزاني دست به چنين کاري نزند؟ بعد از سقوط موصل تمامي افسرها و ژنرال هاي ارشد عراقي که متهم به دست داشتن در سقوط موصل بودند همگي به اربيل و به زير چتر مسعود بارزاني پناهد بردند. اثيل النجيفي، استاندار صلاح الدين و متهم رديف اول در سقوط موصل به محض سقوط اين شهر به اربيل پناه مي برد. بعد از سقوط موصل آقاي بارزاني نه تنها کمکي به عقب راندن داعش نمي کند بلکه قبل از همه به کرکوک لشکر مي کشد و اين شهر را به کنترل خود در مي آورد و بعد از آن مي گويد بايد به فکر اعلام استقلال کردستان باشيم و حتي به پارلمان کردستان ماموريت مي دهد فورا براي اعلام استقلال کردستان وارد عمل شود. البته با تغيير جهت داعش و تلاش براي تصاحب اربيل و سليمانيه و مناطق کردنشين بارزاني تصميم خود را به تعويق مي اندازد (منصرف نمي شود بلکه تنها مسکوت مي گذارد و آن را به تعويق مي اندازد) و اولويت خود را مبارزه با داعش قرار مي دهد.
بارزاني پيش از اين نيز سابقه همکاري با بعثي ها را دارد. او در سال 1996 با بعثي ها عليه حزب اتحاد ميهني کردستان متحد شد و عليه آن جنگيد. حتي گفته مي شود که با سران حزب بعث وقت عراق در آن موقع عکس يادگاري انداخت. بنابراين اگر اکنون هم به فکر همکاري با بعثي ها بيفتد نبايد زياد تعجب کرد. البته همکاري او من باب علاقه يا تمايل به اين حزب نيست بلکه به فکر منافع خود و اقليم کردستان است. هدف مسعود بارزاني کاملا روشن است، رسيدن به آرزوي ديرينه تشکيل کشور مستقل کردستان. از اين رو هيچ بعيد نيست که به بعثي ها پناه دهد تا از يک سو از آنها براي فشار به دولت مرکزي استفاده کند و از سوي ديگر آنها را زير چتر خود بياورد تا آنها را تضعيف کند. هر چه باشد اين نکته کاملا روشن است که کُرد، اعم از مسعود بارزاني يا هر کرد ديگر امکان ندارد بتواند حتي براي يک روز يک بعثي را کنار خود تحمل کند، استفاده از آنها تنها ابزاري است براي رسيدن به هدفي ديگر. بارزاني همچنين فکر مي کند که بغداد نبايد هيچ وقت قدرت بگيرد، براي همين همه تلاش خود را مي کند تا دولت مرکزي را تضعيف کند.
در اين ميان مساله اين است که بعثي ها هم همين ديدگاه را دارند. آنها هم از هر کس و هر چيزي استفاده مي کنند تا به منافع خود برسند. اين وسط چيزي که به راحتي قرباني مي شود و کسي به آن توجه نمي کند جان انسان هاي بي گناه است که يا بايد جانشان را بدهند يا خانه و کاشانه شان.