یک کارشناس ارشد هندی: خاورمیانه، صحنه جنگ نیابتی قدرتهای بزرگ است
ايرنا
بروزرسانی
ايرنا/ متن پيش رو در ايرنا منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
رييس موسسه مطالعات چين در دهلي نو، خاورميانه را صحنه جنگ نيابتي قدرتهاي بين المللي دانست اما تاکيد کرد که در حال حاضر، توان قدرتهاي بزرگ براي استقرار صلح در جهان کاهش يافته است و آنها براي بازگشت آرامش به منطقه، چاره اي جز تکيه بر قدرتهاي منطقه اي ندارند.
«شيو شانکار منون» در مقاله اي که به تازگي در سايت انديشکده بروکينگز امريکا منتشر شده است، نوشت: رقابت ژئوپوليتيک قدرتهاي بزرگ معمولا از کانال نيروهاي نيابتي جريان مي يابد و نه رودررويي مستقيم. اوکراين، شمال آفريقا و خاورميانه، نمونه هاي اين نوع رقابت هستند.
وي افزود: درياي چين جنوبي اکنون تنها منطقه مواجهه مستقيم بين دو قدرت بزرگ است. به عبارت ديگر، رقابت بين قدرت هاي بزرگ در خطوط دريايي که انرژي و کالاهاي تجاري جهان را حمل مي کنند، از طريق تقويت نيروهاي دريايي قدرت هاي بزرگ نمايان شده است.
اين کارشناس ارشد هندي تصريح کرد: اين ميزان تقويت نيروهاي دريايي در ده سال گذشته، در تاريخ بي سابقه است.
منون گفت: با اين حال، چشم انداز جنگ متعارف بين قدرت هاي بزرگ، همچنان پايين است و پيروزي در يک جنگ، ديگر به عنوان هدفي معني دار براي هيچيک از قدرت هاي عمده جهان مطرح نيست.
اين کارشناس ارشد هندي خاطرنشان کرد: از نظر اقتصادي نيز جهان در طول 25 سال اخير شاهد تقسيم دوباره قدرت ميان قدرتهاي بزرگ بوده آنهم در ميزان و گستره اي که احتمالا در تاريخ بشر سابقه نداشته است. وي به عنوان مثال اظهارداشت: چين که 25 سال پيش، داراي اقتصادي معادل يک هشتم حجم اقتصاد آمريکا بود، اکنون در قدرت خريد، تقريبا با آمريکا برابري مي کند. چند کشور ديگر نيز نرخ رشد بالا و پايداري را به نمايش گذاشته اند. براي نمونه، هندوستان در بيش از سي سال گذشته، رشد توليد ناخالص داخلي شش درصدي را پشت سر گذاشته و در دهه نخست اين قرن هم به نرخ هشت درصدي رسيده است. روي ديگر اين پديده هم افول نسبي غرب- به استثناي امريکا- است که سهمش در توليد جهاني با کاهش روبرو شده است.
منون افزود: در جهان سياست هم، روندي مشابه در جريان است هرچند کمتر به چشم مي آيد. در حوزه هاي نظامي و فن آوري، آمريکا همچنان برتري خود را حفظ کرده اما همزمان فن آوري هاي تازه منجر به توانمندشدن گروه هاي کوچک شده ، توان بازيگران غيردولتي همچون تروريست ها را دوچندان کرده است و همزمان، انحصار حاکميتي دولت ها را کاهش مي دهد.
به عقيده وي، ترکيب بحران اقتصادي و حساسيت هاي سياسي و اجتماعي ناشي از آن با فن آوري هاي تازه، منجر به بي ثباتي و دگرگوني هاي ژئوپوليتيک در جهان بويژه براي قدرتهاي بزرگ شده است.
اين پژوهشگر انديشکده بروکينگز تصريح کرد: در نتيجه اين وضعيت، حتي براي دولت هاي بسيار نيرومند هم مشکل است بتوانند برتري نظامي در ميدان نبرد را به برون دادهاي سياسي موثر و پايدار و تدابير اجرايي تبديل کنند. کافي است به اطراف نگاهي بيندازيم تا نمونه هاي زيادي را ببينيم: عراق، افغانستان، سوريه، ليبي، يمن و اوکراين. نتيجه اينکه در گوشه و کنار جهان شاهد يک زنجيره از جنگ هاي محلي و منازعات کشدار هستيم.
منون در مجموع نتيجه گرفته است که در زمانه کنوني، قدرت در نظام بين الملل، بيشتر توزيع شده و در نتيجه، يک رقابت ژئوپوليتک فزاينده بين قدرت هاي بزرگ سر گرفته است.
وي افزود: با اين حال، سرشت اين رقابت بوسيله دو عامل مهم، محدود مي شود: يکي گرفتاريهاي داخلي قدرت هاست و ديگري وابستگي آنها به يکديگر براي رشد اقتصادي. بنابراين، منازعه در محدوده هاي اطراف قدرت هاي بزرگ که کمتر با نظم سياسي تحت رهبري غرب همراهي دارند، حادتر شده است.
به عقيده اين کارشناس انديشکده بروکينگز، رقابت فزاينده ژئوپوليتيک در بين قدرت هاي بزرگ، پيامدهاي بسياري خواهد داشت، تصريح کرد: در چنين شرايطي، قدرت هاي بزرگ، در يک سلسله از بحران هاي پياپي منطقه اي، يکديگر را خنثي مي کنند و از تلاش سخت سياسي که لازمه حل و فصل بحران هاست، پرهيز دارند. با اين وضعيت، بايد انتظار داشت که بحران هاي ليبي، سوريه و ديگر مناطق همچنان ادامه يابد.
وي با بيان اينکه توان قدرت هاي بزرگ براي ايجاد تغييرات سيستماتيک در نظم جهاني، اکنون تا حد زيادي محل ترديد است، خاطرنشان کرد: به همين دليل است که هيچ قدرت بزرگي يا گروهي از قدرت هاي بزرگ، براي بازگرداندن موازنه ژئوپوليتيک به مناطقي نظير خاورميانه که اين موازنه در آنجا برهم خورده است، پيشقدم نمي شود.
اين کارشناس انديشکده بروکينگز گفت: در حال حاضر، خبري از ايجاد يک ساختار امنيتي جديد که دربرگيرنده منافع منطقه آسيا و اقيانوس آرام باشد، نيز در ميان نيست و در واقع، هيچ ابتکاري براي بازگرداندن يا ايجاد موازنه و يا گفتگو بر سر توازن منافع قدرتها در مناطق بحران زده به جريان نمي افتد.
منون افزود: در زمينه مسائل بين المللي، در حال حاضر سطح همکاري سازنده ميان قدرت هاي بزرگ از هميشه پايين تر است و اثر آن را مي توان در کاهش کارايي سازمان ملل و ديگر نهادهاي بين المللي هم مشاهده کرد.
به عقيده وي، به همين دليل است که در موضوعاتي چون تغييرات آب و هوايي و گفتگوهاي تجاري، قدرت هاي بزرگ به پيمانهاي منطقه اي و غيرمعمول روي مي آورند اما ديگر به راه حل هاي جهاني براي مسائل سياسي که در گذشته به دنبال آن بودند، توجهي ندارند.
اين کارشناس ارشد هندي گفت: شرايط کنوني سبب شده است هر يک از قدرت هاي جهاني، از فضاي بيشتري براي پيگيري بلندپروازي هاي خود برخوردار شود و در نتيجه، هر يک تلاش مي کند مسائل را راسا در چنگ بگيرد.
وي افزود: اين واقعيت که اکنون قدرت به شکلي برابرتر بين دولت ها و حتي در داخل کشورها توزيع شده، به اين معني است که توانايي قدرت هاي بزرگ براي اعمال تدابير صلح و به ثبات رساندن منازعات هم در سطح جهان محدودتر شده است.
منون گفت: به همين دليل، در مواردي همچون يمن و افغانستان، قدرت هاي بزرگ راه حلي جز تکيه بر قدرت هاي محلي يا منطقه اي ندارند و در نبود توافق بين قدرت هاي منطقه اي – براي نمونه بر سر سوريه- قدرت هاي مهم جهاني قادر به تحميل اراده خويش يا حتي توافق بر سر برون دادهاي دلخواه نيستند.
اين کارشناس انديشکده بروکينگز در مجموع نتيجه گرفته است که مناسبات قدرت هاي بزرگ در چند سال اخير تا حد قابل ملاحظه اي از هم گسيخته است و آنها ديگر توانايي کافي براي اقدام موثر در مسائل فوري و بحرانهاي بين المللي را ندارند.