بررسی نقش و اهداف کلوبهای روتاری در ایران در دوره پهلوی دوم

منبع
مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران
بروزرسانی
بررسی نقش و اهداف کلوبهای روتاری در ایران در دوره پهلوی دوم
مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران/ با دخالت علني آمريکا و مأموران سيا در کودتاي 28 مرداد 1332ش، و تلاش مستقيم اين دولت در بازگرداندن محمدرضا پهلوي به اريکه قدرت و دخالت فعال در سرکوب نهضت ملّي ايران، به تدريج آمريکا جايگاه ويژه اي در ايران براي خود خواستار شد؛ تا آنجا که براي حفظ و گسترش نفوذ خود در ايران، از دولتمردان و کارگزاران سياسي و اقتصادي داخلي بهره ها برد. يکي از اقدمات اين بود که لژهاي ماسوني آمريکا براي فعاليت آشکار و علني خود، اقدام به تأسيس سازمانهايي کردند تا در قالب شعارهاي انسان دوستانه و فعاليتهاي خيريه به تبليغ آراء و عقايد خود بپردازند. يکي از اين سازمانها که در راستاي اهداف ماسوني تشکيل و به فعاليت پرداخت «کلوب روتاري» بود. همزمان با کنار زدن عوامل انگليس از عرصه سياسي ايران، عوامل وابسته به آمريکا که عموماً تحصيل کرده آن کشور بودند، جاي آنها را گرفته و در اين ميان، کلوب روتاري محفل تکنوکراتهاي وابسته به آمريکا بود. عملکرد کلوبهاي روتاري در ايران نشان مي‌دهد که آمريکا از افراد به اصطلاح روشنفکر بيشترين بهره برداري را کرد و با کمک همين از خودبيگانگان راه را براي سلطه در تمام عرصه هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي ايران هموار نمود. کلوبهاي روتاري همانند لژهاي فراماسونري داراي تشکيلات بين المللي بودند و از روتاري بين المللي تبعيت ميکردند؛ با اين تفاوت که کلوبهاي روتاري تشکيلات علني و آشکار بودند. در اهميت اين کلوبها همين بس که خود محمدرضاشاه رياست افتخاري و عاليه آنها را بر عهده گرفت و اغلب رؤساي آنها از بالاترين صاحب منصبان و وزرا و نمايندگان مجلس انتخاب مي شدند. اين مقاله در تلاش است تا به تبيين نقش و اهداف کلوب روتاري در ايران بپردازد و نحوه شکل گيري و فعاليتهاي آنها را در ايران در دوره پهلوي دوم بررسي نمايد. ايجاد نخستين باشگاه روتاري در جهان نخستين باشگاه روتاري در سال 1905م، توسط يک حقوقدان صهيونيست به نام «پُل هريس» در شيکاگو واقع در ايالات متحده آمريکا به وجود آمد. او به همراه سه تن ديگر1 از يهوديان عضو جامعه بازرگاني شيکاگو،اولين جلسه رسمي روتاري را در 23 فوريه 1905م، تشکيل دادند و موجوديت تشکيلاتي به نام «کلوب روتاري» را اعلام کردند.2 «روتاري در لغت به معناي «دوره» است3 و نامگذاري اين باشگاهها به روتاري از آن رو بود که چون جلسات روتارينها در آغاز تأسيس کلوب به صورت گردشي در خانه هر يک از اعضا تشکيل مي شد، از اين‌رو جلسات به «روتاري» معروف شدند. روتارينها 24 ساعت شبانه روز را به چرخ دندنه 24 پره تشبيه کرده بودند که هر يک از اعضا موظف بود همچون چرخ دنده در تلاش باشد. شکل اين چرخ دنده ها علامت رسمي روتارينها بود و آنها معتقد بودند که با چرخش هر دنده، دنده هاي ديگر نيز به حرکت در مي آيد و باعث تحرک کل سيستم مي شود. 4 با اين تعبير، کلوب روتاري بين المللي به دنبال ايجاد يک سيستم به هم پيوسته و متشکل جهاني است که با اراده و حرکت دندانه هاي «کلوب مادر»، تمام اين سيستم جهاني در جهت تأمين منافع صهيونيستها و آمريکاييان به حرکت درآيد. تشکيلات روتاري از آغاز تأسيس، تحت نفوذ و سلطه همه جانبه «صهيونيسم بين الملل» قرار داشت و به روشهاي گوناگون همانند تشکيلات فراماسونري با صهيونيسم پيوند خورده بود. اين پيوند و ارتباط تا آن حد وسيع و گسترده است که تأثيرات آن حتي در نامگذاري اين تشکيلات نيز به چشم مي خورد. پيوند عميق باشگاههاي روتاري با اسرائيل و يهوديان صهيونيست، نشان هويت سياسي اين تشکيلات و اهداف آن مي باشد. تأسيس اولين کلوب روتاري در ايران در اواخر سال 1333ش/1954م، به يکي از مأمورين آمريکايي به نام دکتر «کراتس» که با نام مستعار «داک» براي سازمان اطلاعات و جاسوسي آمريکا کار مي کرد و با عنوان زمين شناس در خدمت اداره اصل چهار ترومن در ايران بود، مأموريت داده شد تا براي تشکيل کلوبهاي روتاري در ايران وارد عمل شود. وي بلافاصله به مطالعه در اين زمينه پرداخت و موضوع را با يک ايراني عامل آمريکا به نام مجيد اميرابراهيمي در ميان نهاد و از او خواست تا در کار تأسيس کلوبهاي روتاري به وي کمک نمايد. اميرابراهيمي با راهنمايي دکتر کراتس، با چند تن از مقامات بانفوذ ايران از جمله دکتر جهانشاه صالح وزير بهداري در کابينه حسين علاء و سناتور مصطفي تجدد مالک و مديرعامل بانک بازرگاني ايران و سناتور عباس مسعودي مالک و مدير مؤسسه اطلاعات مذاکره کرد و نظر دولت آمريکا را براي تأسيس نخستين کلوب روتاري در ايران به آنها ابلاغ نمود. پس از آن دکتر کراتس گزارش فعاليتهاي خود را به اطلاع مقامات آمريکايي در واشنگتن رساند و آنها يکي از مأموران رده بالاتر سيا را که «چارلز کولاک» نام داشت و در بيروت تحت عنوان رئيس «انجمن دوستداران آمريکايي خاورميانه» فعاليت مي کرد روانه تهران کردند.5 کولاک بلافاصله پس از ورود به تهران دست به کار شد و با جمع کردن حدود سي نفر از سرمايه داران بهايي و يهوديان صهيونيست و اعضاي لژهاي فرماسونري، نامه اي به حسين علاء- نخست وزير وقت- که عنوان «استاد اعظم مادام العمر» فراماسونري داشت، نوشت و خواستار تأسيس اولين کلوب روتاري در تهران شد. پس از جلب موافقت هيئت دولت و گرفتن تأييديه از شهرباني کل کشور، گزارش نهايي فعاليتهاي خود را به آمريکا فرستاد و پس از گرفتن دستورهاي لازم، در اواخر فروردين 1335ش، «کلوب روتاري تهران» به عنوان کلوب مادر، در محل پارک هتل تهران آغاز به کار کرد و به انتخاب هيئت رئيسه پرداخت.6 نخستين هيئت رئيسه کلوب روتاري تهران به اين ترتيب بود: 1. سناتور جهانشاه صالح (رئيس) 2. سناتور عباس مسعودي (نايب رئيس اول) 3. سناتور مصطفي تجدد (نايب رئيس دوم) 4. چارلز کولاک (عضو هيئت مديره) 5. دکتر فريدون ورجاوند (عضو هيئت مديره) 6. ژرژ آوانسوف (رئيس تشريفات) 7. مجيد اميرابراهيمي (دبير و خزانه دار)7 حضور اين افراد درهيئت مؤسس و هيئت مديره اولين کلوب روتاري ايران هرگز امري اتفاقي به نظر نمي رسد و نشان از توافق پنهان صهيونيسم بين الملل داشت. اکثريت قريب به اتفاق افراد ذکر شده از فراماسونرهاي قديمي و کهنه کار و از اعضاي جناح صهيونيستي لژهاي ماسوني بودند، مانند ژرژ آوانسوف که استاد اعظم و ناظر اعظم لژهاي جنوب ايران و خوزستان بود. همچنين تأسيس نخستين کلوب روتاري در ايران، همزمان با نخست وزيري حسين علاء از استادان لژهاي فراماسونري بود که توافق محمدرضاشاه را براي تأسيس چنين تشکيلاتي جلب کرد. آمريکا با تشکيل کلوبهاي روتاري اين امکان را به دست آورد تا بدون ايجاد هر نوع بدگماني، انديشه ها و خواسته هاي خود را در ايران اجرا کند. با پايان انتخابات نخستين هيئت مديره، اين تشکيلات به تدوين اساسنامه پرداخت و با طرح شعارهايي چون «تلاش در راه ايجاد آشنايي و دوستي»، «تعميم موازين اخلاقي و تقويت روحيه خدمتگزاري» و «ترويج تفاهم بين المللي از طريق مودت و همکاري بين بازرگانان و صاحبان مشاغل آزاد»، فعاليت رسمي خود را آغاز کرد و شروع به عضوگيري نمود. 8 کلوب روتاري در ايران به سرعت گسترش يافت و تا سال 1338ش، کلوبهاي روتاري تبريز، آبادان، خرمشهر و در سال 1339ش، کلوب شمال تهران به کمک نصرت الله منتصر و کلوبهاي کرج و شيراز در سال 1340ش، و کلوب اصفهان توسط مجيد اميرابراهيمي افتتاح شد و کلوب شهرهاي ديگر توسط افرادي چون رضا رزم آرا، سپهبد علي محمد خادمي و هادي اميرابراهيمي ايجاد شد. کلوب روتاري ايران تا جايي گسترش يافت که جزو کلوبهاي منطقه آسياي مرکزي و غربي درآمد و در سال 1968م، مجيد اميرابراهيمي را به عنوان مشاور اداري روتاري بين المللي انتخاب کردند. در سال 1344ش، رئيس روتاري بين المللي به ايران آمد و با محمدرضاشاه ملاقات کرد و اعلام کرد که شاه عضويت کلوب روتاري و رياست عاليه کلوبهاي روتاري ايران را پذيرفته است؛ شاه نيز اين سخن را تأييد کرد. از سرمايه داران بزرگ ايراني که رسماً عضويت روتاري را پذيرفته بودند و در راستاي تحقق اهداف تشکيلات که همانا ايجاد حلقه اتصال با قدرتهاي بزرگ بود، فعاليت داشتند و سرمايه هاي کلان خود را در جهت دلخواه کارتلهاي آمريکايي و صهيونيستي به جريان مي انداختند، مي توان از حبيب ثابت، قاسم لاجوردي و پرويز مهدي‌زاده ياد کرد. بايد به اين نکته اشاره کرد که تشکيلات روتاري تمام اقدامات خود را تحت عنوان فعاليتهاي خيرخواهانه و نيکوکاري انجام مي داد يا به عنوان مباشر و امين بنيادهاي خيريه وارد عمل مي شد. به عنوان مثال «بنياد نيکوکاري کاره» در ارتباط مستقيم با کلوب روتاري بود، هر سال برنامه هاي خاصي براي به اصطلاح ياري مردم بي بضاعت تهران و کمک به تغذيه دانش آموزان دبستاني ترتيب مي داد و رؤساي روتاري، خبرنگاران را به محلات فقيرنشين جنوب تهران مي بردند و در مقابل دوربين آنها به توزيع مواد غذايي مي پرداختند و به هر خانواده بسته‌‌اي حاوي سه کيلو آرد و دو کيلو برنج و مقدار اندکي حبوبات اهدا مي کردند و سپس تصاوير و تفصيلات ماجرا را به صورت رپورتاژ آگهي در پُرتيراژترين جرايد ايران منتشر مي کردند. 9 اين بنيادها که عمدتاً طرف قرارداد شرکتهاي بزرگ آمريکايي و اسرائيل و کارتلها و تراستهاي صهيونيستي و نماينده انحصاري آنها در ايران بود، همگي با هدف غارت بيت المال ايجاد مي شدند و عنوان «خيريه» را تنها براي فرار از پرداخت ماليات، به دنبال نام خود مي افزودند. عضويت در کلوب روتاري عضويت در کلوب روتاري همانند عضويت در لژهاي فراماسونري مستلزم انتخاب فرد از سوي تشکيلات بود و فرد نمي توانست بهميل خود به عضويت کلوب درآيد. هر شخصي که توسط يکي از اعضاي کلوب معرفي مي شد، کميته عضويت موظف مي شد، صفات، شخصيت، شغل همراه با موقعيت اجتماعي وي را مطالعه کرده و پس از آن گزارش جامعي به هيئت مديره ارائه دهد. از جمله موارد مورد مطالعه کميته عضويت عبارت بود از: 1. اخلاق معاشرت و شهرت فرد در کار 2. شهرت آن فرد در مؤسسه اي که کار مي کند بايد اعلا بوده و نه تنها رفتار او با همکاران بايد پسنديده باشد، بلکه کردار او با رقبا هم بايد در هر زمينه انساني باشد. 3. نمونه هايي از خدمت به خلق بايد ارائه گردد. 4. قدرت مالي براي پرداختهاي روتاري، کافي تشخيص داده شود. 5. وقت کافي براي ملاقاتها داشته باشد.10 عضويت در باشگاه روتاري بر چند نوع بود: عضويت فعال، عضويت اعضاي عاليرتبه، عضويت کساني که قبلاً سابقه خدمت داشته اند و عضويت افتخاري که مراتب هر يک از اين عضويت به تفصيل در اساسنامه کلوب آمده است. کلوبها داراي نظم و ترتيب سختي بود و تمام اعضا مکلف بودند اين نظم و ترتيب را رعايت کنند و اگر کوچکترين تخطي از آيين نامه مشاده مي شد، بلافاصله فرد را بدون هيچ‌گونه چشم پوشي اخراج مي کردند. بر طبق آيين نامه کلوب روتاري، هزينه کلوبها و تشکيلات روتاري از محل حق عضويت اعضا تأمين مي شد. 11 مي توان گفت که اعضاي کلوب روتاري، از فعالان و نيروهاي مؤثر و کيفي انتخاب مي شدند و مأموريت اصلي آنها ايجاد حلقه اتصال با قدرتهاي استکباري از طريق نظام بين المللي با کمک رجال سياسي و سرمايه داران کلان بود. علائم روتاري روتاري داراي يک آرم بين المللي است. يک چرخ دنده است که داراي شش ميله، بيست و چهار دندانه و يک سوراخ کليد به رنگهاي آبي سير و طلايي است که کلمات روتاري بين المللي روي آن نوشته شده است. اين آرم، معني و مفهوم خاصي ندارد اما در نخستين نشريه روتاري، توجيهي از نشان روتاري شده است که در نوع خود قابل تأمل است. رنگهاي آبي و طلايي از جمله رنگهاي مقدس صهيونيستهاست. اين رنگها در پرچم بازار مشترک اروپا نيز به کار رفته و با رنگهايي که در رواق لژهاي ماسوني به کار مي رفت، مطابق مي باشد. «چرخ روتاري» يک ستاره شش ضلعي مي سازد که نشانه صهيونيستها در فلسطين اشغالي است.12 عضويت زنان پس از تأسيس کلوبهاي روتاري در ايران، که مخصوص فعاليت مردان بود، تلاشي براي تشکيل اين محفل در ميان زنان نيز صورت گرفت و کلوب روتاري زنان با نام «زونتا» شکل گرفت. کلمه زونتا از زبان سرخپوستان آمريکا گرفته شده و به معني «جلب اعتماد» است. کلوب زونتا در ايران در سال 1342ش، تشکيل شد و نحوه انتخاب اعضا در اين کلوب مشابه کلوب روتاري بود. نيّره ابتهاج سميعي در يکي از جلسات هفتگي کلوب روتاري بين‌المللي راجع به فعاليتها و اهداف کلوب زونتا چنين مي گويد: «هدف از تأسيس کلوب زونتا تنظيم برنامه هايي است براي بهبود وضع اجتماعي، فرهنگي و ايجاد تفاهم بين زنان دنيا، به منظور ايجاد صلح و حقوق اقتصادي و سياسي زن. تمام کلوبهاي زونتا در دنيا يک برنامه بين المللي دارند که بايد از آن پيروي نمايند ولي خدماتي که انجام مي‌دهند نسبت به احتياجات محلي خودشان متفاوت است. روزهاي يکشنبه هر ماه، جلسات زونتا در پارک هتل تشکيل مي شود و ما به دو نفر از مددکاران اجتماعي بورس داده ايم تا به خارج رفته در اين رشته مطالعه کنند و پس از مراجعت به ايران در اين رشته فعاليت نمايند». 13 جلوگيري از شرکت و عضو شدن زنان در مجامع ماسوني مغاير با تبليغات اين گروه بود و زنان فقط مي توانستند در ضيافتهاي سفيد شرکت کنند. اما در سال 1957م، بر اساس حکم ديوان عالي آمريکا، عضويت زنان نيز در کلوبها مجاز اعلام شد و با تصويب کنوانسيون بين المللي روتاري، عضويت زنان در کلوبهاي روتاري تصويب شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، براي کمرنگ کردن روحيه مردمسالاري در کلوب روتاري، سرکردگان روتاري رنچوپارک، زني به نام پري اباصلتي14 را به صورت نمادين به رياست کلوب روتاري انتخاب کردند. کلوبهاي روتاري و مذهب کلوبهاي روتاري به عنوان اخلاف سازمان جهاني فراماسونري، سازمانهايي براي جايگزيني اولين انديشه هاي اومانيستي با فرهنگ ديني بودند. اگرچه کلوبهاي روتاري در ايران به صراحت تظاهر به دين ستيزي نمي کردند و ظاهراً در سخنرانيهاي هفتگي کلوبها، برخي شخصيتها و محققان عرصه دين پژوهي مانند زين العابدين رهنما و سيدحسين نصر شرکت و سخنراني مي کردند؛ با اين حال اهداف کلوب و جهان وطني بودن آن از اقدامات کلوب و نيز موضع گيري سازمانها و احياناً افراد مختلف قابل درک است. علاوه بر آن، مطالعه و بررسي زندگي اعضاي کلوب و به ويژه رؤسا و بانيان آن و دخالت مستقيم عناصر آمريکايي و عضويت آنها در کلوب و نيز حمايت از برنامه‌هاي رژيم شاه و مخالفت با نيروهاي مذهبيِ مخالف رژيم قرايني از سلوک ضدديني کلوب مي باشد.15 در سال 1974م، در شهر مکه کنفرانسي با شرکت نمايندگان 140 کشور اسلامي تشکيل شد و در يازدهمين اعلامنامه کنفرانس تأکيد شد که: 1. بر هر مسلماني واجب است به سرعت از اين سازمانها خارج شود. 2. هر مسلماني که به اين سازمانها پيوسته است نبايد براي انجام امور مسلمين انتخاب گردد. 3. کشورهاي اسلامي بايد چنين تشکيلاتي را ممنوع و شعبات آن را تعطيل کنند. 4. کشورهاي اسلامي اعضاي اين سازمانها را استخدام نکنند. 5. حقايق مربوط به اين تشکيلات را در اين کتابهاي ارزان قيمت براي مردم تشريح نمايند. 6. باکلوبهاي روتاري، لاينز و اخوان التحرير بايد نظير سازمانهاي فراماسونري رفتار شود. 16 در ايران قبل از انقلاب، تشکيلات روتاري بيشترين توجه خود را به عناصر لائيک و سکولار و مخالفان اسلام به ويژه بهائيت داشت. اين تشکيلات در ظاهر ادعا مي کند که با دين و سياست کاري ندارد، اما در باطن در جهت تضعيف مباني سنتي و اصول اعتقادي مردم ايران فعاليت مي کرد. حمايت از عناصر دين ستيزي چون دکتر رضا مظلومان براي اشاعه افکار ضداسلامي از نمونه هاي روشن است که تلاش براي ايجاد مدارس مختلط دخترانه و پسرانه که طرح آن درمرکزيت روتاري ايران ريخته شد و براي اجرا به وي ابلاغ شد.17برنامه رواج بي بند و باري و از خودبيگانگي و اشاعه فساد و ابتذال که مأموريت دستيابي به آن در شمار برنامه هاي کلوب زونتا ــ خواهر خوانده کلوب روتاري ــ قرار داشت و پري اباصلتي از طريق «انجمن دوشيزگان و بانوان» برنامه هاي اجرايي آن را سامان مي‌داد، همگي در اين راستا بود. روتاري و جذب جوانان تشکيلات جهاني روتاري اهميت ويژه اي براي جذب نوجوانان و جوانان قائل بود و در شمار فعاليتهاي مهم هر کلوب محسوب مي شد. روتاري بين المللي، نوجوانان و جوانان را در گروههايي با نام «اينتراکت ـ روتراکت»18 سازماندهي مي کرد و ضمن انجام فعاليتهاي مختلف نظير تشکيل پيک نيکهاي دسته جمعي به آموزش و تربيت آنها مي پرداخت. اولين کلوب روتراکت در ايران در سال 1349ش، به کوشش سپهبد علي محمد خادمي19 که دبير بين المللي کلوبهاي روتاري در ايران بود و مهندس داريوش ارجمند در تهران و با عضويت 25 نفر از دانش‌آموزان و دانشجويان تشکيل شد. نکته مهم در سازماندهي نوجوانان و جوانان روتاري در ايران، تلاش و همگامي فرقه بهائيت در اين زمينه بود و سپهبد خادمي و مهندس ارجمند هر دو پيرو اين فرقه بودند. دوره بعدي فعاليت «روتراکت ـ اينتراکت» ايران در سال 1353ش، به سرکردگي رضا رزم آرا و مهندس ارجمند آغاز شد. 20 کميته ويژه جوانان که يکي از کميته هاي فعال در هر کلوب روتاري بود و وظيفه داشت تا درباره دانشجويان تحقيق کنند و آن دسته از دانشجوياني که با معيارهاي روتاري واجد صلاحيت تلقيمي شوند را به روتاري بين‌المللي معرفي نمايد. روتاري بين المللي با اعطاي بورس تحصيلي دانشجويان را زير پوشش خود قرار مي‌دادند و در راستاي اهداف برنامه هاي خويش به آنها آموزشهاي لازم داده مي شد. بر اساس اطلاعات منتشره از سوي مرکز روتاري بين الملل، اين تشکيلات تنها در سال 1978م، تعداد هفده هزار مورد کمک هزينه تحصيلي به دانشجويان پرداخت کرده است.21 تعطيلي کلوبهاي روتاري در ايران با طلوع انقلاب اسلامي، طومار فعاليتهاي کلوب روتاري در ايران در هم پيچيده شد و اعضاي ارشد و کارگزاران عمده اين تشکيلات، همانند ديگر وابستگان استکباري، از بيم خشم ملت ايران به خارج گريختند و در دامان «کلوب مادر» در آمريکا جاي گرفتند. البته فرار آنها از کشور دليلي بر پايان فعاليتهاي ضدانقلابي و تخريبي آنها نبود و آنها هيچ‌گاه دست از تلاش برنداشته و به اميد بازگشت به ايران و ايجاد همان روابط و بساطهاي فسادآلود به تکاپو پرداختند. آنها براي تضعيف انقلاب، با هدف ضربه زدن به نظام اسلامي، دست به هر خيانتي مي زدند. در روزهاي نخستين پيروزي انقلاب با هدف اختلاف و تفرقه افکني ميان مردم و ايجاد مشکل براي نظام جمهوري اسلامي، به تحريک اقوام لر، کرد، عرب و ترکمن پرداختند و پول و امکانات لجستيکي در اختيار گروهکهاي وابسته مي گذاشتند. زماني که ترفندهاي آنها راه به جايي نبرد با شروع جنگ تحميلي با تمام قوا در خدمت دشمن (عراق) قرار گرفتند. همکاري و کمک عناصر و اعضاي روتاري ايران به دشمن بعثي در جنگ تحميلي جريان داشت و بارها به اين موضوع اعتراف کرده اند و يا همگامي و همسويي با تبليغات آمريکا بر سر جزاير سه گانه ايران در خليج فارس، از موارد ديگري بود که روتارينهاي ايراني از افشاي آن ابايي ندارند و با صراحت تمام جزاير سه گانه (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي) را جزو قلمرو امارات متحده عربي مي دانند و ايران را به عنوان غاصب معرفي مي کنند. 22 اما ستيزه جوييهاي آنها با نظام جمهوري اسلامي ايران توفيقي به همراه نداشت. نتيجه کلوبهاي روتاري بر طبق برنامه هاي نفوذي آمريکا در ايران در دوران پهلوي دوم ايجاد شد که سعي مي کرد با سازماندهي افراد وابسته به خود در لژهاي فراماسوني و کلوبهاي روتاري، از توان و انرژي آنها در راستاي مطامع خود بهره برداري کند. دقت در اسامي تأسيس کنندگان کلوبهاي روتاري و مطالعه و ارزيابي سوابق سياسي آنها به روشني نشان مي‌دهد که آنها به وابسته ترين گروههاي حکومت پهلوي تعلق داشتند که با همراهي چند آمريکايي چنين محافلي را در ايران پي ريزي کردند. کلوبهاي روتاري نيز همانند اسلاف سازمانهاي آمريکاييِ فعال در ايران، شعارهاي نوع دوستي و کمک و همکاري را سر مي‌دادند و حتي براي ظاهرسازي به برخي از اقدامات سطحي از قبيل کمک به بيماران و غيره مي پرداختند که به هيچ وجه دامنه وسيعي نيافت و در جامعه فراگير نشد و با پيروزي انقلاب اسلامي به فراموشي سپرده شد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. سيلوستر ئيل، پيرام شوري، گوستاو لوپر. 2. معماران تباهي (تهران، کيهان، ج1، چ5، 1379)، ص 20. 3. ابراهيم شوشان، فرهنگ لغات عبري، ج3، ص 1526. 4. نادر خبازي دولت آباد، کلوب روتاري به روايت اسناد (تهران، مرکز اسنادانقلاب اسلامي، 1389)، ص 58. 5. معماران تباهي، صص 31- 30. 6. سند اين متن در آرشيو اسناد انقلاب اسلامي، با شماره بازيابي 2017، ص 65 موجود مي باشد. 7. معماران تباهي، ص 32. 8. همان، صص 32-33. 9. همان، صص 37-38. 10. نادر خبازي دولت آباد، ص 67. 11. حسين مير، تشکيلات فراماسونري در ايران (تهران، علمي)، ص 81. 12. ابراهيم شوشان، فرهنگ لغات عبري، ج3، ص 1526. 13. آرشيو اسناد انقلاب اسلامي، شماره بازيابي 3010. 14. براي اطلاع از شخصيت و فعاليتهاي پري اباصلتي نک: معماران تباهي، ج1، تهران، کيهان، صص 121- 113. 15. نادر خبازي دولت آباد، ص 65. 16. حسين مير، صص 90-91. 17. براي اطلاع از شرح حال رضا مظلومان به جلد دوم کتاب معماران تباهي مراجعه شود. 18. Rotract 19. راجع به سپهبد خادمي و وابستگي او به تشکيلات بهائيت، نک: مقاله «بهائيت و رژيم پهلوي»، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، سال 13، شماره 50، تابستان 1388. 20. معماران تباهي، ص 45-46. 21. همان، ص 46. 22. همان، ص 48. نويسنده : مرضيه يحيي آبادي