کيهان/ متن پيش رو در کيهان منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
اقتصاد، ستون اصلي خيمه جامعه است. اگر به هر دليلي اقتصاد جامعه آسيب ببيند و با بحران مواجه شود بخشهاي ديگر نيز آسيب ميبيند. پيامبران همانطوري که به اصول اعتقادي دعوت ميکردند در کنار آن به اصل اقتصادي بسيار توجه ويژهاي مبذول ميداشتند و اصلاحات در امور اقتصادي را در حد توان خود در دستور کار داشتند. نويسنده با مراجعه به آموزههاي اسلام برخي از ويژگيهاي اقتصاد و بهويژه داد و ستد و بازار اسلامي را تبيين کرده است.
جايگاه والاي بازار و بازرگاني در فرهنگ اسلامي
کاسب و تاجر و بازاري در عرصه اقتصادي در جايگاه بسيار مهمي قرار دارد. پيامبر گرامي(ص) ميفرمايد: «الجالب الي سوقنا کالمجاهد في سبيلالله و المحتکر في سوقنا کالملحد في کتابالله؛ واردکننده جنس به بازار اسلامي مانند مجاهد در راه خدا و محتکر در بازار اسلامي همانند ملحد و کافر نسبت به کتاب خدا است.» (نهجالفصاحه، حديث 1317)
تجارت به معناي مبادله عادلانه دستاوردها، انتقال کالاها، برداشتن بار سنگين فروش از دوش توليدگر و کاهش زحمات مصرفکننده، چيزي جز خدمت به توليدگر و مصرفکننده نيست و بازرگان حلقه ارتباط توليدکننده و مصرفکننده و عامل بهرهوري و پيشرفت اقتصاد اسلامي است؛ زيرا بخش خدماتي که واسطهاي به نام بازرگان و بازار انجام ميدهد، دسترسي دو بخش توليدکننده و مصرفکننده را تسهيل ميبخشد و زمينه جهتگيري توليد و بهرهوري بيشتر و امکان جابهجايي کالا و انتقال آن به بازارهاي منطقهاي و جهاني را فراهم ميآورد.
از همين رو پيامبر اسلام(ص) درباره نقش بازار و بازرگان در جامعه ميفرمايد: التاجر الصدوق تحت ظل العرش يوم القيامهًْ؛ بازرگان راستگو روز قيامت در سايه حمايت خداست. (ميزان الحکمه، ج 1، ص 528)
اين بدان معناست که فعاليتهاي خدماتي بازرگان در بازار اگر بر اساس مباني بهويژه صداقت باشد، همانند فعاليتي است که فرشتگان مقرب الهي در عرش حکومت و حاکميت الهي انجام ميدهند؛ زيرا عرش منطقه تدبير امور هستي بر اساس حق و عدالت است. بنابراين کسي که در سايه عرش الهي قرار ميگيرد، در چارچوب تدبير الهي فعاليت ميکند و زمينه را براي پرورش و پروردگاري فراهم ميآورد و در جهتگيري امور هستي در مسير حکمت و اهداف حکيمانه الهي نقش بسزايي دارد.
يک بازرگان مسلمان بايد جايگاه خويش و اهميت فعاليتهاي خدماتياش را در اين مرتبه ببيند و خود را واسطه فيض و افاضه الهي و بخشي کوچک از مدبرات امر بداند. به اين معنا که فرشتگان مدبرات امر اگر از عرش الهي امور هستي را تدبير ميکنند (نازعات، آيه 5) و مسئوليت حمل عرش حاکميت و حکومت الهي بر دوش آنان نهاده شده است (غافر، آيه 7)، بازرگان صادق و مسلمان نيز از چنين جايگاهي برخوردار بوده و به اين افتخار والا و ارجمند و تاج عزت سرافراز شده است.
اصول بازرگاني اسلامي
تجارت در اسلام اصول و قواعي دارد که مراعات آن ميتواند زمينهساز رشد و بالندگي اقتصادي جامعه شود و اقتصاد مقاومتي را تضمين کند و اصلاح امور فاسد جامعه اسلامي را موجب شود. در اينجا به برخي از اين اصول اشاره ميشود:
1. رضايت طرفين: در داد و ستد بايد بهگونهاي عمل شود که هر دو طرف خريدار و فروشنده راضي باشند. حال اين خريدار بازرگان و فروشنده توليدکننده باشد يا خريدار مصرفکننده و فروشنده بازرگان باشد. خداوند در آيه 29 سوريه نساء ميفرمايد: يا ايها الذين آمنوا لا تاکلوا اموالکم بينکم بالباطل الا ان تکون تجارهًْ عن تراض منکم. هان اي مومنان! اموال يکديگر را به باطل و بيجهت مصرف نکنيد مگر تجارتي که با رضايت طرفين باشد. پس تصرف در اموال ديگري از طريق تجارت مورد قبول دو طرف، تصرفي مبتني بر حق است و طرفين در چنين حالتي ميتوانند در کالا و بهاي آن تصرف کنند.
2. عدم جواز فروش، قبل از تحويل: بازرگان تا زماني که جنس خريداري شده از توليدکننده را در اختيار نگرفته نبايد آن را به ديگري از جمله مصرفکننده بفروشد. رسول خدا(ص) در اين باره فرموده است: اذا اشتريت بيعا فلا تبعه حتي تقبضه؛ وقتي چيزي خريدي پيش از آنکه آن را تحويل بگيري نفروش. (کنزالعمال، ج 4، ص 15)
3. عدم فروش کالاي معيوب: کالايي که ميفروشد بايد فاقد عيب باشد. البته اگر به خريدار عيب کالا را بگويد و خريدار با وجود عيب خواهان آن باشد، به دليل همان اصل رضايت طرفين چنين داد و ستدي جايز است. رسولخدا(ص) فرمود: مسلمان با مسلمان برادر است و جايز نيست به برادرش چيز معيوبي را بفروشد مگر آنکه به او اعلام کند. (کنزالعمال، ج 4، ص 59)
4. عدم غش در معامله: کسي که چيزي را ميفروشد بايد از هر گونه اقداماتي که مصداق غش در معامله است پرهيز کند. به اين معنا که گوني برنج و جو و گندم يا سبد ميوهاي که ميفروشد بالا و پايين و ظاهر و باطن آن يکي باشد و به خريدار چيزي را نشان ندهد که با قسمت نهان آن تفاوت دارد. رسول خدا(ص) ميفرمايد: اي خواروبارفروش، زير اين کالا همانند روي آن است؟ هر کس به مسلمانان خيانت کند مسلمان نيست.(کنزالعمال، ج 4، ص 60)
5. عدم دخالت در معامله ديگران: اگر دو طرف در حال معامله هستند شما به عنوان فروشنده يا خريدار وارد معامله آنان نشويد و بگذاريد آنان به کار خودشان ادامه دهند. پس اگر داد و ستدي از روي رضايت انجام گرفت که هيچ، وگرنه پس از پايان کارشان ميتوانيد به عنوان خريدار يا فروشنده وارد معامله جديد شويد. رسول خدا(ص) درباره اين اصل از اصول بازرگاني اسلامي در بازار مسلمانان فرموده است: هيچ يک از شما وارد معامله برادر ديني خود نشود. (کنزالعمال، ج 4، ص 69) در روايت است که پيامبر(ص) در جايي ديگر دخالت در معامله ديگران را نهي کرده است.
رسول خدا(ص) نهي فرمود از اينکه کسي در معامله برادر مسلمان خود وارد شود. (وسايلالشيعه، ج 12، ص 338)
6. پرهيز از آرزوي گراني: ارزاني به معناي فراواني نعمت است و جامعه اسلامي بايد بهگونهاي باشد که نعمت در آن به وفور يافت ميشود و برکات از آسمان بر آن به سبب ايمان و تقواپيشگي ميبارد (اعراف، آيه 96) پس کسي نبايد آرزوي گراني کند که عامل عدم دسترسي بسياري از مردم به کالاي مورد نظرشان ميشود، بلکه مومن بايد همواره آرزوي فراواني و ارزاني را براي خود و جامعه مسلمانان داشته باشد. آن بازرگان و بازاري که خواهان گراني است در حقيقت به ايمان خويش ضرر و زيان ميرساند و برکت را از خود دريغ ميدارد. رسولخدا(ص) ميفرمايد: من تمني علي امتي الغلاء ليلهًْ واحدهًْ احبطالله عمله اربعين سنهًْ؛ هر کس يک شب در آرزوي گراني براي امت من باشد خداوند اعمال چهل ساله او را تباه خواهد کرد. (کنزالعمال، ج 4، ص 98)
7. رعايت راستگويي: چنانکه گفته شد صداقت از اصول بازرگاني است و بازاري بايد اهل صداقت باشد وگرنه از تجارت خود سودي نميبرد، اما اگر صادق باشد جزو مدبران عرش الهي خواهد بود، امام صادق(ع) فرمود: خداوند سه کس را بدون حسابرسي به بهشت ميبرد: 1- پيشواي عادل؛ 2- بازرگان راستگو؛ 3- پيري که عمر خود را در اطاعت خدا گذرانده باشد. (ميزانالحکمه، ج 1، ص 528)
8. مراعات امانتداري: غير از صداقت، بازاري بايد امين نيز باشد. اصل امانت همانند صداقت در همه امور زندگي يک اصل اسلامي و اخلاقي است، اما در بازار، امانت و صداقت در جايگاه بسيار مهم و اساسي قرار ميگيرد. از همين رو ارزش صداقت و امانت در تجارت خيلي مهم تلقي شده است. به طوري که اگر بازاري صادق و امين باشد، جزو گواهان روز قيامت در کنار پيامبران و اولياء و اوصياي الهي قرار ميگيرد؛ چنانکه پيامبر(ص) فرموده است: التاجر الامين الصدوق المسلم مع الشهداء يوم القيامهًْ؛ بازرگان امين و راستگو و مسلمان روز قيامت با شهيدان خواهد بود (ميزانالحکمه، ج 1، ص 528)
9. مراعات توزين همراه با افزايش: کالا اگر جزو اقلامي است که بايد توزين شود، بازاري بايد جلوي چشم خريدار آن را وزن کرده و حتي کمي بر کفه خريدار بيفزايد. پس به طريق اولي بايد گفت که کمفروشي بيرون از اصول بازار اسلامي است؛ چنانکه پيامبر(ص) ميفرمايد: يا وزان، زن و ارجح؛ اي توزينگر! وزن کن و اندکي بيفزاي. (ميزانالحکمه، ج 1، ص 523) امام علي(ع) نيز به آسيبها و آفات کمفروشي در بازار خريد و فروش اشاره ميکند و ميفرمايد: وقتي پيمانهها را کاهش دهند خداوند ايشان را گرفتار قحط و کمبود ميسازد.
10. مراعات احسان و تقوا: بازاري بايد اهل احسان و تقوا باشد و نه تنها از خطوط قرمز نگذرد بلکه به نفع خريدار و مصرفکننده عمل کند و از راه احسان و نيکي با خريدار معامله کند و از برخي حقوق خويش نيز چشمپوشي کند. چنين شيوهاي همانند پرداخت حقوق مالي واجب چون پرداخت خمس و زکات نه تنها موجب کاهش ثروت و سرمايهاش نميشود، بلکه برکت را در زندگياش ميآورد، چنانکه اين مطلب را ميتوان از روايات گوناگون به دست آورد. به هر حال، اصل تقوا و احسان از اصول بازرگاني اسلامي است که بازاري اسلامي بايد آن را مراعات کنند. پيامبر خدا(ص) فرموده است: هان اي بازرگانان! همانا بازرگانان در قيامت گنهکار برانگيخته ميشوند مگر کسي که تقواي الهي پيشه کند، نيکويي کند و راستگو باشد. (ميزانالحکمه، ج 1، ص 527)
11. حق فسخ معامله براي نادم: اگر خريدار پشيمان شده و خواهان فسخ معامله است، فروشنده بايد آن را بپذيرد و در مغازه خويش ننويسد: «جنس فروخته شده پس گرفته نميشود»؛ زيرا اين شيوه در بازار اسلامي شيوهاي نادرست است و برکت را از زندگي بازاري ميبرد و چون در دنيا بر خريدار سخت گرفته خداوند نيز در قيامت بر او سخت ميگيرد و از گناهان و خطاهايش نميگذرد و توجهي به پشيماني او نخواهد کرد؛ زيرا انسان بايد به ديگران رحم کند تا مورد رحمت و مرحمت خداوند قرار گيرد. پيامبر خدا(ص) به اين اصل بازار اسلامي اينگونه توجه داده و فرموده است: هر کس معامله شخص پشيماني را فسخ کند، خداوند روز قيامت از گناهان او بگذرد. (ميزانالحکمه، ج 1، ص 523) بنابراين بازاري خوب بايد کالاي فروخته شده را از خريدار پشيمان پس بگيرد. در اين صورت مورد عنايت الهي در دنيا و آخرت قرار ميگيرد؛ امام صادق(ع) فرمود: چهار کس در روز قيامت مورد توجه خداوند هستند: 1- کسي که معامله شخص نادمي را فسخ کند. 2- آنکه اندوهزدهاي را فريادرسي کند. 3- کسي که بردهاي را آزاد سازد. 4- کسي که زن و يا مرد بيهمسري را همسر دهد. (وسايلالشيعه، ج 12، ص 4)
12. پرهيز از آفات پنجگانه بازرگاني و تجارت: اموري چند بازار اسلامي را خراب ميکند و آفت بازار و تجارت است. اين امور در آيات و روايات مطرح و از آنها نهي شده است. از جمله آنها، خصلتهاي پنجگانهاي است که بازاري اسلامي نبايد آن را داشته باشد. پيامبر(ص) ميفرمايد: فروشنده و خريدار بايد از پنج خصلت دوري گزينند وگرنه نبايد داد و ستد کنند: 1- رباخواري؛ 2- سوگند خوردن؛ 3- نهان داشتن عيبها؛ 4- تعريف از کالا هنگام فروش؛ 5- نکوهش هنگام خريد. (بحارالانوار، ج 103، ص 95) در اين روايت بيان شده که برخي از افراد هنگام فروش به ستايش آن جنس و کالا ميپردازند، ولي هنگامي که ميخواهند همان را بخرند به سر مال ميزنند. چنين شيوهاي در بازار اسلامي نبايد رايج باشد و انتظار از بازاري اسلامي آن است که از اين شيوههاي تبليغاتي و بازار کسادي پرهيز کند.
13. پرهيز از رباخواري: رباخواري در بازار اسلامي حرام است. بايد توجه داشت که برخي از اين اصولي که بيان شد جزو مستحبات و مکروهات بوده و برخي نيز جزو واجبات و محرمات است. از جمله مواردي که حرام است، کسب ربوي است. پيامبر خدا(ص) فرموده است: شر الکسب کسب الربا؛ بدترين درآمدها، درآمدي است که از راه ربا به دست آيد. (بحارالانوار، ج 103، ص 115)
14. پرداخت مزد خدمات و پرهيز از غصب مزد خدمت: از جمله اموري که در بازار اسلامي نهي شده است، غصب مزد خدماتي است. به اين معنا که اگر کسي خدماتي را براي کسي به عنوان اجير انجام داد بايد مزدش را داد. پس همان طوري که بايد بهاي کالا و جنس را پرداخت کرد، بهاي خدماتي که اجير و کارگر انجام ميدهد بايد پرداخت شود. رسول خدا(ص) ميفرمايد: پرداخت شود. رسول خدا(ص) ميفرمايد: خداوند تمام گناهان را ميآمرزد، مگر کسي که مهر زني را نپردازد، مزد کارگري را ندهد و شخص آزادي را به عنوان برده بفروشد. (بحارالانوار، ج103، ص 129)
15. حفظ اعتماد و عدم سوءاستفاده از اعتماد مشتري: از اصول بازار اسلامي اعتماد است. اگر روزي ديوار اعتماد در بازار اسلامي ترک بخورد، اقتصاد و بازار با بحران مواجه خواهد شد. هر بازاري بايد بکوشد همواره اصل اعتماد را حفظ کند تا بازار، پررونق و پر برکت باشد. اصولا کساني که با بازاري برخورد ميکنند به گفتهها و کالا و اجناس فروشنده اعتماد ميکنند و بر همين اساس آن را به عنوان يک جنس سالم با بهاي مناسب و منصفانه خريداري ميکنند. بنابراين بازاري بايد اهل انصاف باشد و از بيانصافي پرهيز کند. از نظر پيامبر خدا(ص) بيانصافي در جايي که خريدار به فروشنده بهعنوان منصف و با انصاف نگاه ميکند مانند حرامخواري و نزولخواري است. ايشان ميفرمايد: مغبون ساختن کسي که کار را به انصاف خود انسان سپرده، حکم رباخواري دارد. (بحارالانوار، ج 103، ص 104)
16. پرهيز از احتکار: احتکار به معناي حبس کالا و خدمات به قصد افزايش قيمت و گران فروشي، دور از انصاف و عدالت و برخلاف اصول بازار اسلامي است. اصولا بازار اسلامي بايد درصدد ايجاد رفاه و افزايش کالا و اجناس و کاهش قيمتها براي دسترسي بيشتر افراد به کالا و اجناس و خدمات باشد تا اينگونه فقر و نداري از جامعه اسلامي ريشهکن شود. اما کسي که احتکار ميکند برخلاف حکمت بازار اسلامي رفتار ميکند و از دايره اسلام و ايمان بيرون ميرود و ارزش کارهاي ديگرش کاهش مييابد. پيامبر خدا(ص) فرمود: هر کس مواد خوراکي بخرد و چهل روز براي ايجاد گراني نگهدارد، سپس بفروشد و قيمت آن را در راه خدا صدقه بدهد، کفاره احتکارش حساب نميشود. (بحارالانوار، ج 103، ص 98) آن حضرت(ص) در جايي ديگر محتکر را ملعون ميشمارد که از رحمت الهي دور شده است، در حالي که واردکننده کالا و بازرگان به سبب اقدام خداپسندانه و خدمت به جامعه از برکت برخوردار خواهد شد و خداوند به او عنايت ميکند؛ چنانکه آن حضرت(ص) مي فرمايد: واردکننده از لطف و رحمت الهي بهرهمند ميگردد و احتکارکننده ملعون است. (وسايل الشيعه، ج 12، ص 313) امام علي(ع) نيز فرمود: احتکار راه و رسم اشرار است. (ميزان الحکمه، ج 1، ص 286)
17. مراعات حق اختيار فسخ: راهکار فسخ در بازار اسلامي جزو مهمترين اصول تجارت است. اين اختيار در چارچوب قواعد و مرزهايي به خوبي در روايات تبيين شده و فقه اسلامي ابعاد گوناگون آن را مطرح و تشريح کرده است. از جمله بحثهاي مهم فسخ بقاي خيار فسخ تا زمان جدايي طرفين معامله است. پس حتي اگر جنس و قيمت رد و بدل شده باشد، باز دو طرف تا زماني که از هم جدا نشدهاند ميتوانند آن را فسخ کنند و هيچ يک از طرفين نميتوانند با اين اصل فسخ مخالفت کنند. پيامبر(ص) ميفرمايد: مشتري و فروشنده تا از هم جدا نشدهاند اختيار فسخ دارند. (وسايل الشيعه، ج 12، ص 245)
18. اجتناب از سوگند: در بازار اسلامي سوگند بايد ترک شود و انسان براي امور پست دنيا و متاع آن نبايد از سرمايههاي بزرگي چون سوگند به ويژه به خدا پرهيز کند. پيامبر(ص) به بازاري در اين باره هشدار ميدهد و ميفرمايد: واي بر بازرگانان امت من از «نه به خدا» و «آري به خدا» گفتن. و واي بر صنعتگران امت من از «امروز و فردا» کردن. (وسايل الشيعه، ج 12، ص 310) امام صادق(ع) نيز فروش به کمک سوگند را امري باطل و نادرست ميشمارد و ميفرمايد: همانا کسي که با کمک قسم کالاي خود را بفروشد مورد خشم خداست. (بحارالانوار، ج 103، ص 99)
19. اجتناب از سوءاستفاده از اضطرار مردم: برخي از مردم به سبب مشکلاتي که ناگهان بر سرشان خروار ميشود ناچارند کالايي را بفروشند. شرايط غيرطبيعي و نيازمندي شديد موجب ميشود که گاه زير قيمت آن را بفروشند. خريداران بايد مواظب باشند که در اين زمان اجحاف نکرده و رويه بيانصافي در پيش نگيرند. اميرمؤمنان علي(ع) فرموده است: رسول خدا(ص) از خريد اجحافگرانه اموال اشخاص که ناچار به فروش شدهاند منع فرموده است. (ميزان الحکمه، ج 1، ص 521)
20. اجتناب از تقلب: تقلب و جنس قلابي فروختن کار بسيار زشتي است. در اين ميان تقلب در برخي از کالاها مانند گوشت که با جان مردم سروکار دارد بسيار خطرناک است. از اين رو تقلب بويژه در مواد خوراکي مانند گوشت مورد تاکيد قرارگرفته است. بازار اسلامي بايد از هرگونه تقلب و بدلي فروشي به عنوان جنس اصل پرهيز کند و بازاري بايد اهل تقلب نباشد. روايت است: امام علي(ع) وارد بازار شد و فرمود: هان اي گوشت فروشان! هرکس در گوشت بدمد و آن را چاق نشان دهد از ما مسلمانان نيست.(بحارالانوار، ج 103، ص 102)
21- اجتناب از تجارت حرام: بازار اسلامي بايد از خريد و فروش و تجارت حرام پرهيز کند. از جمله خريد و فروش پوست درندگان که درآمد آن حرام است.
همچنين خريد و فروش مشروبات حرام که جايز نيست. رسول خدا(ص) فرمود: خداوند لعن کرده است مشروب و فشارنده آن و کارنده درخت آن و نوشنده آن و ساقي و فروشنده آن و خريدار و خورنده پول آن و حامل آن را و کسي را که به سوي او ميبرند. (بحارالانوار، ج 103، ص 44) خريد و فروش کالاي مسروقه نيز جزو اين گروه از خريد و فروشهاي حرام است. رسول خدا(ص) فرموده است: هر کس دانسته اموال مسروقهاي را بخرد همانند خود سارق است. (وسايل الشيعه، ج 12، ص 248)
22. اجتناب از افزايش کاذب قيمت: بازار اسلامي بايد عدالت و انصاف را مراعات کند. پس بازاري مسلمان بايد از افزايش کاذب قيمتها و گران فروشي پرهيز کند. رسول خدا(ص) فرمود: کسي که قيمت جنسي را بالا ميبرد بدون آنکه قصد خريد داشته باشد، خائن است. (بحارالانوار، ج 103، ص 81)
23. تحقيق در مورد قيمت: خريد و فروش بايد بهگونهاي باشد که انسان مغبون نشود. بنابراين تحقيق درباره قيمتها لازم و ضروري است تا ديگر مدعي نشود که نميدانسته و کلاه سرش گذاشتهاند. پيامبر خدا(ص) فرمود: کسي که مغبون ميشود نه نزد خلق پسنديده است و نه نزد خدا داراي پاداش است. (بحارالانوار، ج 103، ص 94)
24. اجتناب از قرض بدون تصميم پرداخت: قرضالحسنه بسيار امر مبارک و سازندهاي براي گيرنده و دهنده بوده و در اسلام سفارش بسياري شده است. هر کسي بايد تلاش کند تا اين امر اسلامي باقي و برقرار و در جامعه تقويت شود؛ بنابراين هر کاري که اين امر را مختل و موجب شود تا کسي رغبت به اين کار پيدا نکند گناهي بزرگ مرتکب شده است. کسي که قرض ميگيرد و قصد پرداخت نداشته نباشد، از جمله اين افرادي هستند که موجب از ميان رفتن اين امر پسنديده الهي ميشوند. امام صادق(ع) به اين افراد هشدار ميدهد و ميفرمايد: دزدان سه دستهاند: 1- آنکه زکات نپردازد؛ 2- آنکه مهر زنان را ندهد؛3- آنکه قرض بگيرد و تصميم به پرداخت نداشته باشد. (بحارالانوار، ج 103، ص 146)
25. وفاداري نسبت به معاملات: خداوند در آيات قرآن بر وفا به عقد و عهد تاکيد بسيار کرده است. (مائده، آيه 2) بازاري بايد همان طور که اهل صداقت و امانت است بايد وفادار باشد و به عهد و عقد خود بماند. امام صادق(ع) فرموده است: مسلمانان به قراردادهاي خود وفادارند مگر شرطي که برخلاف قرآن باشد. (بحارالانوار، ج 103، ص 137)
26. آموزش فقه و تجارت: بازاري اسلامي بايد نخست آموزش فقه داشته باشد تا بتواند براساس موازين شرعي عمل کند. امام علي(ع) فرمود: اي بازرگانان، اول قوانين شرعي تجارت را بياموزيد آنگاه به بازرگاني بپردازيد.
الفقه ثم المتجر. (ميزان الحکمه، 1 ص 520)
27. ريسکپذيري در تجارت: بازار و بازرگاني اصولا با خطر همزاد است و کسي در بازار سود ميبرد که خطرپذير باشد. امام علي(ع) فرمود: بازرگان ترسو محروم است و بازرگان شجاع بهرهمند. (وسايل الشيعه، ج 12، ص 323) تاجر بايد در همه امور، تجارت را مدنظر قرار دهد و تنها در يک حوزه وارد نشود. اگر خطرپذير باشد و تخممرغهايش را در چند سبد بگذارد احتمال بيشتري در سود برايش است. امام علي(ع) فرمود: دست به انواع بازرگاني بزنيد که تجارتها عامل بينيازي شما از اموال مردم است و خداوند شخص صاحب حرفه درستکار را دوست دارد. (ميزان الحکمه، ج 1، ص 520)
28. ويژگيهاي ديگر بازاري: امام علي(ع) وقتي در بازار ميگشت و موعظه ميکرد، چنين ميفرمود:
* خيرخواهي از خدا را مقدم بداريد.
* با آسان گرفتن در معامله، به کار خود برکت دهيد.
* با خريداران متواضع باشيد.
* خود را به داشتن حلم و بردباري (پرهيز از عصبانيت) زينت دهيد.
* از قسم خوردن پرهيز کنيد.
* از دروغ گفتن فاصله بگيريد.
* از ستم کردن بترسيد.
* در حق مظلوم با انصاف باشيد.
* به رباخواري نزديک نشويد.
* در وزن و ترازو، درست و تمام وزن کنيد (کمفروشي نکنيد)
* اموال مردم را به حرام نستانيد.
* زمين خدا را با کارهاي بد اقتصاديتان، به فساد و تباهي نکشيد (بحارالانوار، ج 78 ص 54)