حملات 11 سپتامبر کار حلقه داخلی دولت بوش بود یا موساد؟
ديپلماسي ايراني
بروزرسانی
ديپلماسي ايراني/ متن پيش رو در ديپلماسي ايراني منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
بلافاصله پس از برخورد اولين هواپيما به برج شمالي مرکز تجارت جهاني، 3 نفر بر بالاي سقف يک دستگاه ون ديده شدهاند که در حال «شادي کردن» و «بالا و پايين پريدن» بودند و عکسهايي با زمينه برجهاي دوقلو ميگرفتهاند.
مقدمه مترجم - مقاله حاضر در دو نسخه از فرانسوي به انگليسي ترجمه شده است، که نسخه اول در شبکه ولترi موجود است. اين مقاله بر اساس نسخه دومii که مبسوط تر و بي تکلف تر از نسخه اول مقاله مي باشد ترجمه شده است. لوران گينو عمدتا به نقش عوامل صهيونيست و نئوکان – که نماد تروريسم مذهبي غرب هستند – در حوادث 11 سپتامبر اشاره مي کند، اما – سهوا و يا عمدا – به نقش تئوفاشيسم خاورميانه در قضاياي 11 سپتامبر نمي پردازد – و يا حداقل آن را کم رنگ جلوه مي دهد. نويسنده در قسمت دوم مقاله، نظر سناتور سابق باب گراهام پيرامون نقش عربستان در حوادث 11 سپتامبر را مضحک مي داند و مي گويد گراهام براي انحراف افکار عمومي از نقش اسرائيل در اين قضايا، نام عربستان را مطرح مي کند. هر چند که گراهام قصد انحراف افکار عمومي از نقش اسرائيل در حوادث را دارد – و البته اين عجيب نيست چرا که خود گراهام از يهودي تباراني است که ريشه اسکاتلندي دارند – اما اصرارش براي انتشار گزارش 28 صفحه اي کميته تحقيق حوادث – که دولت آمريکا تاکنون از انجام آن طفره رفته است و جب بوش نيز منکر چنين گزارشي مي شود – بي دليل نيست. او مي داند که حلقه دروني حاکميت عربستان يا اصطلاحا Deep State حتما در تامين مالي تروريست هاي مذهبي نقش دارد، کما اينکه در گزارش هاي ويکي ليکس مي خوانيم: «منابع دولتي و غيردولتي مدعي هستند که روحانيون فرقه هاي ديوبندي و اهل الحديث پاکستان، سالانه حدود 100 ميليون دلار از سازمان هاي «خيريه اسلامي» و «تبليغي» عربستان و امارات - که به شکل آشکاري مورد حمايت دولت اين کشورها هستند - کمک مالي دريافت مي کنند.... بر پايه گزارش ها، شبکه هاي جهادي، از فقر شديد در مناطق مختلف پنجاب، مولتان، و... براي جذب کودکان به شبکه مدارس فرقه هاي ديوبندي و اهل الحديث بهره مي برند. کودکان در اين مدارس فلسفه جهاد را تعليم مي گيرند، و نهايتا به اردوگاه هاي آموزشي تروريستي - در مناطق قبيله اي که به شکل فدرالي اداره مي گردند ( FATA- Federally Administered Tribal Areas) فرستاده مي شوند.»iii
دکتر يوسف بات در مقاله اي تحت عنوان « وهابيت سعودي در راس تروريسم اسلامگرا» در هافينگتون پست مي نويسد: «متاسفانه، سعودي ها طي چندين دهه، کمکهاي مالي فوق العاده زيادي به تبليغ اين تفکر (وهابيت) در خارج عربستان اختصاص داده اند. ارقام دقيق اين کمک ها معلوم نيست، اما تصور مي شود که ظرف سه دهه گذشته، بالغ بر 100 ميليارد دلار صرف صدور وهابيت به کشورهاي فقير اسلامي در سراسر دنيا شده باشد. البته ممکن است (رقم واقعي) دو برابر اين ميزان نيز باشد. براي مقايسه، کافي است بدانيم که شوروي سابق طي هفتاد سال، از 1921 تا 1991، حدود 7 ميليارد دلار صرف گسترش کمونيسم در سراسر جهان کرد.»iv
هدف از اين نوشتار انکار نقش رژيم صهيونيستي و حلقه نئوکان ها در طراحي و مهندسي حوادث 11 سپتامبر نيست، اما نقش عربستان در تامين مالي و تربيت نيروهاي به اصطلاح جهادي - که مجري اين طرح بودند - نيز نبايد ناديده گرفته شود. به موازات روشن تر شدن نقش اسرائيل و لابي قدرتمندش در بي ثباتي هاي اخير خاورميانه، اين نظر که گروهي از اعضاي ليکوديست اسرائيل – با کمک دستيارانشان در دولت آمريکا – مسئول حملات فريبکارانه 11 سپتامبر بودند بيشتر قوت مي گيرد. فرانچسکو کوسيگا رئيس جمهور ايتاليا در سال هاي 1992 – 1985 در مصاحبه با روزنامه «کورياره دِلا سِرا» (در تاريخ 30 نوامبر 2007) گفت: «محافل مطلع آمريکايي و اروپايي به خوبي مي دانستند که طراحي و اجراي عمليات 11 سپتامبر توسط سيا و موساد و با کمک صهيونيسم جهاني انجام شد تا تقصير آن را به گردن کشورهاي عربي اندازند و به اين ترتيب قدرت هاي غربي را براي مداخله در افغانستان و عراق متقاعد نمايند.v
آلن سابروسکي استاد دانشکده جنگ و آکادمي علوم نظامي آمريکا در مقاله اي با عنوان «رمزگشايي حملات 11 سپتامبر: اسرائيل و تاکتيک هاي غلط انداز (Israel and the Tactics of Mistake)» در ژوئيه 2002 نوشت که 11 سپتامبر «عمليات طراحي شده توسط موساد» با همدستي دولت آمريکا بود تا ايالات متحده را به سمت « جنگ تمدن ها» و نبرد با دشمنان اسرائيل – يعني جهان اسلام – سوق دهند.vi
(آنهايي که شهامت سخن گفتن درباره نقش اسرائيل در حملات 11 سپتامبر را داشته باشند، به سرعت به حاشيه رانده مي شوند و طرد مي گردند کما اينکه تيري ميسان (Thierry Meyssan) که کتاب برجسته « دروغ بزرگ (The Big Lie)» را پيرامون نقش اسرائيل يک سال پس از وقايع 11 سپتامبر نوشت به چنين سرنوشتي دچار شد.)
مقصر دانستن موساد در 11 سپتامبر نه فقط به خاطر شهرت اين سازمان به عنوان قدرتمندترين دستگاه مخفي دنياست - کما اينکه واشنگتن پست به نقل از دانشکده مطالعات پيشرفته نظامي ارتش آمريکا (SAMS) در 10 سپتامبر 2001 مي نويسد که موساد غيرقابل پيش بيني، بي رحم و باهوش است – بلکه به خاطر اين است که موساد اين قابليت را دارد که نيروهاي آمريکايي را مورد حمله قرار دهد و اينطور وانمود نمايد که اين حمله از جانب اعراب يا فلسطينيان بوده است.vii
دخالت موساد و ساير واحدهاي نخبه اسرائيلي در حملات 11 سپتامبر، با نظر به واقعيت هايي که براي عموم مردم کمتر شناخته شده اند، روشن مي شود. شواهد مربوط به اين دخالت توسط جاستين ريموندو - سردبير وبگاه Antiwar.com – در کتاب «معماي ترور: ارتباط اسرائيل با حملات 11 سپتامبر(The Terror Enigma: 9/11 and the Israeli Connection)»- که در سال 2003 منتشر شد – جمع آوري گرديده است.viii کريستوفر بولين در متجاوز از 100 مقاله، اين شواهد را مورد تحليل و جمع بندي قرار داده و آن را در کتاب «حل مساله 11 سپتامبر: فريبي که جهان را تغيير داد (Solving 9-11: The Deception that Changed the World)» در سال2012 منتشر کرده است.ix در بيشتر کتاب ها و وبگاه هاي مربوط به بررسي حقايق پشت پرده 11 سپتامبر توجه کمي به اين تحليل ها شده است.
200 شبه جاسوس اسرائيلي
عده کمي از مردم مي دانند که پليس فدرال آمريکا در زمان حملات 11 سپتامبر مشغول خنثي سازي بزرگترين شبکه جاسوسي بي سابقه اسرائيل در خاک آمريکا بود. مرکز ملي مبارزه با جاسوسي در آمريکا (NCIC) در مارس 2001 مطلب زير را در وبگاه خود منتشر کرد: «کارمندان اداره فدرال ايالات متحده طي شش هفته گذشته فعاليت هاي مشکوک عده اي از افراد را که مي گويند دانشجويان خارجي (اسرائيلي) - که در کار فروش آثار هنري فعاليت دارند - هستند گزارش کرده اند.» NCIC افزود: «اين افراد به اسم فروش آثار هنري وارد اقامتگاه شخصي مقامات ارشد فدرال شده اند.»
پس از آن در تابستان سال 2001 اداره مبارزه با مواد مخدر آمريکا (DEA) گزارشي را تهيه کرد که در 23 نوامبر 2001 توسط واشنگتن پست انتشار يافت. به دنبال اين گزارش، فاکس نيوز برنامه مستند چهار قسمتي را به تهيه کنندگي کارل کامرون در 11 دسامبر 2001 در اين رابطه پخش کرد. همچنين روزنامه لوموند مقاله اي را در رابطه با گزارش DEA به قلم سيلوان سيپل منتشر کرد و به فاصله کوتاهي پس از مقاله لوموند، مجله فرانسوي اينتليجنس آنلاين اين گزارش را به طور کامل در دسترس کاربران اينترنتي قرار داد.x گزارش DEA، تعداد ۱۴۰ اسرائيلي 20 تا 30 ساله را که از مارس 2001 دستگير شده اند نام مي برد. اين 140 نفر در 20 گروه 4 تا 8 نفره سازماندهي شده و «حداقل 36 بخش مهم وزارت دفاع آمريکا» را بازديد کرده بودند. هويت خيلي از اين 140 نفر کشف شد و معلوم گرديد که از اعضاي موساد هستند، و 6 نفر از آنها مالک تلفن هايي بودند که توسط معاون سابق کنسول اسرائيل (در واشنگتن) خريداري شده بود. 60 نفر ديگر پس از حوادث 11 سپتامبر دستگير شدند و مجموع کساني که براي اسرائيل جاسوسي مي کردند به 200 تن رسيد. عده اي از اين گروه 200 نفره با استفاده از دستگاه دروغ سنج مورد بازجويي قرار گرفتند و ثابت شد که دروغ مي گويند، اما به لطف پادرمياني جان اشکرافت دادستان کل آمريکا نهايتا آزاد شدند.
پايان گزارش DEA مي گفت: «ماهيت فعاليت اين افراد ما را به اين نتيجه رسانده که اقدام آنها، جمع آوري سازمان يافته اطلاعات در آمريکا بوده است. به هر حال، ماهيت اطلاعاتي که اين گروه جمع آوري کرده بود همچنان مخفي ماند. زماني که متوجه مي شويم که بر اساس گزارش DEA برخي از اين افراد زير نظر ارتش اسرائيل تعليم ديده بودند، به اين نتيجه مي رسيم که ماموريت اصلي اين گروه يک ماموريت اطلاعاتي صرف نبوده است. گزارش DEA در اين رابطه مي گويد: «اکثر کساني که مورد بازجويي قرار گرفته اند اظهار مي کنند که در بخش هاي ضد اطلاعات، واحد شنود، و واحدهاي تخريب ارتش (اسرائيل) خدمت مي کرده اند. يکي از دستگيرشدگان پسر يک سرلشکر اسرائيلي است. ديگري محافظ فرمانده کل ارتش اسرائيل مي باشد. پيير ساگولاويتس، دستگير شده ديگري است که در گردان 605 ارتش اسرائيل در بلندي هاي جولان مشغول به خدمت بوده است. فرد اخير پذيرفته است که توانايي «منفجر کردن ساختمان ها، پل ها، خودروها و هر چيز ديگري را دارد.» احتمالا اين افراد وانمود کرده اند که دانشجوي هنر هستند تا فعاليت هاي جاسوسي خود را در پوشش فعاليت هاي دانشجويي انجام دهند.
چه دليلي وجود دارد که به اين عوامل اسرائيلي انگ جاسوسي بزنيم؟ يکي از پاسخ هاي محتمل به اين سوال در جزييات مهم گزارش DEA ذکر شده است. گزارش مزبور مي گويد: «به نظر مي رسد که شهر هاليوود فلوريدا (با هاليوود لوس آنجلس اشتباه نشود) مرکز تجمع افراد دستگير شده بوده است.» بيش از 30 نفر از 140 دانشجوي قلابي اسرائيلي - که قبل از حملات 11 سپتامبر شناسايي شده اند – در هاليوود فلوريدا – که جمعيت 140,000 نفري دارد - و يا حومه اين شهر زندگي مي کردند، و 15 نفر از 19 تن هواپيماربايان اسلامگرا در همين شهر سازماندهي شده اند ( 9 تن از هواپيما ربايان در هاليوود و 6 نفر هم در مناطق حومه اي اين شهر تشکيل گروه داده اند). يکي از به اصطلاح دانشجويان اسرائيلي دستگير شده به نام حانان سِرفاتي – که در حقيقت يک افسر اطلاعاتي اسرائيل مي باشد و ظرف 3 ماه حداقل 100,000 دلار نقل وانتقال بانکي داشته– دو آپارتمان در هاليوود اجاره مي کند که در نزديکي آپارتمان محمد عطا ( از هواپيماربايان 11 سپتامبر) بوده است. چه رابطه اي بين جاسوسان اسرائيل و تروريست هاي اسلامگرا وجود داشته است؟ مطبوعات ( آمريکايي) ادعا مي کنند که جاسوسان اسرائيل در هاليوود اقامت کردند تا تروريست ها را زير نظر بگيرند. با اين حساب اسرائيل تقصير اندکي در 11 سپتامبر دارد زيرا آژانس هاي جاسوسي را نمي توان به خاطر به اشتراک نگذاشتن اطلاعاتشان سرزنش کرد. به عبارتي مي توان اسرائيل را حداکثر به اين متهم کرد که از حملات 11 سپتامبر مطلع بوده و اجازه داده است تا اتفاق بيفتد و همين سند برائت اسرائيل از اتهام خواهد بود. بر اساس اصل « قرنطينه افکار عمومي توسط رسانه ها» و فقدان پيگيري ريشه بيماري هاي سياسي و اجتماعي، اطلاعات مردم به حداقل مي رسد. اگر رسانه ها به اين موضوع مي پرداختند، روشن مي شد که (حتي) فعاليت جاسوسي «دانشجويان اسرائيلي» پوششي براي انکار ارتباط اين افراد با تروريست هاي اسلامگرا بوده است. اينها متخصصان اسرائيلي ترور بودند که از دو پوشش استفاده مي کردند. عده اي را با اين عنوان که دانشجوي رشته هنر هستند اغوا مي کردند و عده اي ديگر را به اسم اينکه مشغول جاسوسي از تروريست ها مي باشند فريب مي دادند.
واقعيت اين است که اينها دنبال جاسوسي از اين تروريست هاي کذايي اسلامگرا نبودند، بلکه کارشان خط دادن، تامين مالي کردن، و نهايتا فراري دادن آنها بود. رابطه اين تروريست هاي کذايي با سرويس مخفي اسرائيل بسيار شبيه به رابطه اسوالد (قاتل کندي) با سيا مي باشد. مقاله 18 فوريه 2009 نيويورک تايمز در اين رابطه نوشت که علي الجراح پسر عموي زياد الجراح - که يکي از متهمان ربودن پرواز UA93 بود – به مدت 25 سال براي موساد جاسوسي مي کرده و از سال 1983 عامل نفوذي موساد در مقاومت فلسطين و حزب الله لبنان بوده است. وي در حال حاضر در لبنان زنداني مي باشد.xi به ياد داشته باشيد که آن محمد عطايي که ساکن فلوريدا بود و متهم به شرکت در هواپيما ربايي حملات 11 سپتامبر شد يک محمد عطاي قلابي بود. محمد عطاي واقعي همان کسي است که پس از حملات 11 سپتامبر به پدرش تلفن کرد و خانواده اش وي را يک فرد با تقوا، نجيب، بي علاقه به زنان، و کسي که از پرواز مي ترسد توصيف کردند. زماني که محمد عطاي واقعي در رشته معماري در هامبورگ تحصيل مي کرد، گذرنامه اش در سال 1999 به سرقت رفت. محمد عطاي قلابي در فلوريدا با يک رقاصه استريپر زندگي مي کرد، گوشت خوک مي خورد، و عاشق ماشين هاي پر سرعت، کوکايين، و کازينو بود.xii همانطوريکه در مقاله 16 سپتامبر جودي بنجامين در نشريه South Florida Sun-Sentinel نوشته شده است، محمد عطاي قلابي شرابخوار قهاري بود که در هفته ها و روزهاي منتهي به 11 سپتامبر همراه با چهار عامل انتحاري ديگر به محله هاي فساد رفت و آمد داشته است. چنين رفتاري برخلاف آموزه هاي اسلامي پيرامون آماده شدن براي مرگ است.
دست افشاني و پايکوبي اسرائيلي ها
به حادثه اي که حلقه وصل موساد و حوادث 11 سپتامبر است و نبايد ناديده گرفته شود اشاره مي کنم. روزنامه نگاري به نام پاولو ليما در يکي از روزنامه هاي محلي به نام Record که در بِرگِن کانتي – واقع در ايالت نيوجرزي – منتشر مي شود، يک روز پس از حملات 11 سپتامبر مقاله اي نوشت و به نقل از «منابع نزديک به کميته تحقيق حوادث» پرداخت. موضوع از اين قرار بود که بلافاصله پس از برخورد اولين هواپيما به برج شمالي مرکز تجارت جهاني، 3 نفر بر بالاي سقف يک دستگاه ون - که در پارکLiberty state شهر جرزي متوقف شده بود – ديده شده اند که در حال «شادي کردن» و «بالا و پايين پريدن» بوده و ضمنا عکس هايي با زمينه برجهاي دوقلو مي گرفته اند. سپس مظنونان مذکور، ون خود را به جاي ديگري در پارکينگ مزبور منتقل نموده و شاهدان عيني آنها را در حال جشن پر سر و صدايي مشاهده کرده اند. پليس خيلي زود به تمام واحدهاي خود اعلام کرد که وسيله نقليه مذکور محتملا با حملات تروريستي نيويورک مرتبط مي باشد. هشدار پليس به اين شرح بود که يک دستگاه ون شورلت سفيد رنگ مدل 2000 با پلاک ثبتي نيوجرزي – که آرم شرکت Urban Moving Systems در پشت آن ثبت شده – در زمان برخورد اولين هواپيما با برج هاي دوقلو در پارک Liberty state شهر جرزي واقع در ايالات نيوجرزي ديده شده است. 3 سرنشين اين ون پس از برخورد هواپيما با يکي از برج هاي دوقلو و انفجار متعاقب آن در حال پايکوبي مشاهده گرديده اند.
ون مذکور در ساعت 4 بعد از ظهر (11 سپتامبر) توسط پليس متوقف مي شود و سرنشينان آن، پنج مرد جوان اسرائيلي به نام هاي سيوان و پاول کورزبرگ، يارون شموئل، اودد اِلنِر، و اومِر مارماري بوده اند. پيش از اينکه پليس از اين افراد سوالي بپرسد، راننده خودرو يعني سيوان کورزبرگ به شکل عجيب و غريبي – و بدون اينکه از او سوالي پرسيده باشند – مي گويد:« ما اسرائيلي هستيم. ما عامل گرفتاري شما نيستيم. گرفتاري شما گرفتاري ما هم است. اين فلسطيني ها هستند که عامل مشکل شما هستند.» هويت برادران کورزبرگ رسما معلوم شد. هر دو از اعضاي موساد بودند. منابع پليس - که با پاولو ليما مصاحبه کرده بودند - نسبت به مداخله اسرائيل در حملات صبح (11 سپتامبر) متقاعد گرديدند. منابع مزبور گفتند که «در ون توقيف شده نقشه هاي شهر با علامتگذاري مکان هاي مشخص يافت شده اند. گويا سرنشينان خودرو – زماني که در پارک Liberty State بودند – مي دانستند که چه چيزي قرار است اتفاق بيفتد.» گذرنامه کشورهاي مختلف، 6000 دلار پول نقد و همچنين بليت کانفرم نشده پروازهاي خارجي از آنها کشف و ضبط شد. پنج اسرائيلي مذکور رسما براي يک شرکت حمل و نقل به نام Urban Moving Systems کار مي کردند (که اين پوششي معمول براي جاسوسي است). يکي از کارمندان شرکت مذکور به روزنامه Record گفت که اکثر همکارانش در اين شرکت، اسرائيلي بودند و با شنيدن خبر حملات 11 سپتامبر خوشحال شدند. وي مي گويد: «من (با شنيدن خبر حملات) اشک مي ريختم و آقايان مشغول لطيفه گويي بودند و اين موجب آزار و اذيت من مي شد.» مالک آمريکايي - اسرائيلي شرکت مذکور به نام دومينيک اوتو سيوتر پس از بازجويي پليس در 14 سپتامبر، به تل آويو گريخت.
يارون شموئل (از سرنشينان دستگير شده ون) در صفحه شخصي خود در لينکدين با افتخار از تخصص و تجربه اش در «دستگاه هاي مخفي اطلاعاتي» و حوزه «مواد منفجره» سخن مي گويد.xiii در صفحه فيسبوک وي نوشته شده که او در 11 سپتامبر 2002 ازدواج کرده است.xiv گويا برخي اوقات حادثه 11 سپتامبر در محافل اسرائيلي آمريکايي حکم پيوند خاص و وصلت با ايالات متحده را دارد.
اطلاعات افشا شده روزنامه Record توسط وبگاه هاي تحقيقي همچون The Wayne Madsen Report – در 14 سپتامبر 2005 – و Counterpunch – در 7 فوريه 2007 – منتشر شدند و مورد تاييد قرار گرفتند. برخي از رسانه هاي اصلي آمريکا نيز به اطلاعات افشا شده به گونه اي اشاره کردند که از اهميت قضيه مي کاست. نيويورک تايمز در 21 سپتامبر 2001، و همچنين فاکس نيوز و آسوشيتدپرس از مليت 5 مظنون مزبور ذکري به ميان نياوردند. واشنگتن پست در 23 نوامبر 2001 درباره قضيه اين 5 اسرائيلي سخن گفت اما به اينکه آنها از حملات 11 سپتامبر اطلاع داشتند اشاره اي نکرد و بهانه اين افراد براي اظهار خوشحالي کردن را پذيرفت. اين روزنامه نوشته بود شادي اين اسرائيلي ها براي اين بود که آمريکايي ها بعد از 11 سپتامبر درد اسرائيلي ها را مي فهميدند و با آنها همذات پنداري مي کردند. تنها مجله فوروارد متعلق به جامعه يهوديان نيويورک در 15 مارس 2002 بود که به ارتباط موساد با اين حوادث اشاره کرد و از قول يک منبع اطلاعاتي ناشناس در آمريکا نوشت که شرکت Urban Moving Systems از شرکت هايي بوده که موساد در پوشش آن فعاليت مي کرده (و بر اساس گزارش هاي مالياتي، تاکنون وام فدرال معادل498,750 دلار دريافت نموده است.)
(اومر مارماري، اودد النر، و يارون شموئل – يعني سه تن از 5 اسرائيلي مذکور- پس از بازگشت به اسرائيل در نوامبر 2001 در يک برنامه تلويزيوني شرکت کردند و يکي از آنها ساده لوحانه گفت :« هدف ما از فيلمبرداري، ثبت مستند حادثه بود.»)xv
گزارش 579 صفحه اي اف بي آي درباره تحقيق و تفحص 11 سپتامبر- که قسمتي از آن در سال 2005 از طبقه بندي خارج گرديد و در سال 2035 به طور کامل از طبقه بندي (محرنامه) خارج خواهد شد – چندين نکته مهم پيرامون 11 سپتامبر را فاش مي کند.xvi عکس هاي تهيه شده از فيلم – که توسط مظنونان گرفته شده است – سوختن برج شمالي مرکز تجارت جهاني و جشن گرفتن مظنونان اسرائيلي را نشان مي دهند. «آنها در تصاوير گرفته شده لبخند مي زنند، يکديگر را در آغوش مي کشند، و دست هاي خود را به نشانه پيروزي به شکل High 5 به هم مي زنند». اين افراد براي توجيه کردن شادي خود گفتند که از اين جهت خوشحال بودند که « ايالات متحده – به لطف حملات تروريستي 11 سپتامبر – براي توقف تروريسم در دنيا اقدام خواهد کرد.» اکثر آمريکايي ها در ابتدا فکر مي کردند که اصابت هواپيماها به برج ها يک حادثه (اتفاقي) بود. گذشته از اينها حداقل يکي از شاهدان، مظنونان را در ساعت 8 صبح - پيش از برخورد اولين هواپيما به مرکز تجارت جهاني - در حالي که مشغول ديدن برجها بودند مشاهده کرده بود، در حالي که ديگر شاهدان آنها را درست پس از اصابت، در چنين وضعيتي ديده بودند. يکي از کارمندان سابق شرکت حمل و نقل Urban Moving Systems درباره گسترش احساسات ضد آمريکايي در شرکت مزبور شهادت داد. وي از يکي از کارمندان اسرائيلي شرکت، نقل مي کند که به آمريکايي ها گفته بود: «به ما 20 سال فرصت دهيد تا رسانه هاي شما را تسخير کنيم و کشورتان را تخريب نماييم.» ضمنا بعدها معلوم شد که پنج اسرائيلي که در خودروي ون دستگير شدند با يک شرکت حمل و نقل ديگر به نام Classic International Movers در ارتباط بوده اند. 5 کارمند شرکت اخير نيز به خاطر تماس با 19 عامل انتحاري حملات 11 سپتامبر دستگير شدند. به علاوه، يکي از دستگير شدگان به فردي در آمريکاي جنوبي تلفن کرده بود که اين فرد روابط محکمي با (شبه) نظاميان اسلامگرا در خاورميانه داشت. سرانجام آنکه، اف بي آي اظهار کرد که «خودروي ون مزبور توسط سگ بمب ياب مورد بازرسي قرار گرفته و رد مواد منفجره در خودرو پيدا شده است.»
(ايهود باراک - رئيس سابق ضد اطلاعات ارتش اسرائيل - از ژوئيه 1999 تا مارس 2001 نخست وزير بود. زماني که آريل شارون به نخست وزيري رسيد، باراک به عنوان مشاور شرکت هاي Electronic Data Systems و SCP Partners- که شرکت اخير يک شرکت متخصص در امور امنيتي، و پوششي براي فعاليت هاي موساد بوده است – مشغول به کار شد. SCP Partners از طريق شرکايش يعني Metallurg Holdings و Advanced Metallurgical به وسايل انفجاري مدرن دسترسي دارد. يکي از دفاتر SCP Partners در اِنگلوود ايالت نيوجرزي در فاصله کمتر از 7 مايلي شرکت حمل و نقلUrban Moving Systems قرار دارد. 5 اسرائيلي که پس از حمله به برجهاي دوقلو مشغول فيلمبرداري از حادثه بودند و توسط اف بي آي دستگير شدند، نيز از کارمندان Urban Moving Systems بوده اند.
يک ساعت پس از انفجار برج شمالي مرکز تجارت جهاني، باراک در استوديوي بي بي سي حاضر شد تا بن لادن را به عنوان مظنون شماره يک معرفي نمايد و حمله انتقام جويانه به افغانستان را درخواست کند.)
بعد از اين همه شواهد مستند که نشان مي داد اسرائيلي هاي مزبور با حملات 11 سپتامبر در ارتباط بوده اند، عجيب ترين گزارش منتشر شد. در اين گزارش نوشته شده بود: «اف بي آي ديگر نيازي به تفحص بيشتر از بازداشت شدگان ندارد و آنها بايستي بر اساس روند مقتضي قانوني اداره مهاجرت اعمال قانون گردند. در حقيقت، نامه اي که از اف بي آي در تاريخ 25 سپتامبر 2001 – يعني کمتر از دو هفته پس از حملات تروريستي نيويورک - به اداره مهاجرت نوشته شده بود نشان مي داد که اف بي آي با درخواست از اداره مهاجرت مبني بر ادامه روند قانوني مقتضي درباره آن 5 اسرائيلي، تصميم گرفته است که تحقيق و تفحص بيشتر را خاتمه دهد. 5 اسرائيلي رقصان پس از 71 روز بازداشت در زندان بروکلين – در حالي که ابتدا از بازجويي با دستگاه دروغ سنج طفره رفته بودند و بعدا به آن تن دادند و دستگاه مذکور ثابت کرد که دروغ مي گويند – آزاد شدند و خيلي راحت به اسرائيل بازگشتند و فقط به خاطر « نقض قوانين رواديد» اتهام مختصري متوجه آنها گرديد.
(مايکل چِرتوف – فرزند يک خاخام ارتدوکس و عضو موساد – رياست دايره جنايي وزارت دادگستري آمريکا در سال 2001 را به عهده داشت. براين اساس، وي مسئوليت نگهداري و از بين بردن تمام مدارک موجود در رابطه با حملات 11 سپتامبر – از تيرهاي فلزي مرکز تجارت جهاني گرفته تا فيلم هاي (دوربين هاي مدار بسته) پنتاگون – را نيز به عهده داشت. او همچنين مسئول بازگرداندن سريع 5 اسرائيلي مذکور به اسرائيل بود. چرتوف در سال 2003 به رياست « اداره امنيت داخلي آمريکا (Homeland Security)» – که وظيفه مبارزه با تروريسم در خاک آمريکا را به عهده دارد – منصوب گرديد. در اين سمت بود که وي مي توانست به کنترل شهروندان ناراضي ايالات متحده بپردازد و دسترسي به مدارک و اسناد را به اسم ممانعت از دسترسي به اطلاعات امنيتي حساس محدود نمايد.)
آن چيزي که همچنان گيج گننده ترين بخش داستان حملات 11 سپتامبر مي باشد رفتار بي محابا و علني آن 5 جوان اسرائيلي و جشن و پايکوبي آنها به هنگام حملات مزبور است. يکي از توضيحات محتملي که مي توان براي توجيه اين رفتار ارائه نمود، بر اساس يکي از جزييات داستان حملات مي باشد که ندرتا هم ذکري از آن به ميان آمده است. چند تن از شاهدان پايکوبي آن 5 مظنون مي گويند که چهره اين افراد شبيه خاورميانه اي ها بود. ان بي سي نيوز در روز حادثه گزارش کرد که فرد ناشناسي به پليس تلفن کرده و از يک ون سفيد با 2 يا 3 سرنشين خبرداده است. همين فرد گفته است که اين افراد شبيه فلسطينيان بوده و دور يک ساختمان قدم مي زده اند... يکي از اين افراد را (قبلا) در نزديکي فرودگاه نيوآرک (واقع در نيوجرزي) در حال جمع آوري زباله ديده که لباس شيخ ها را به تن داشته است... مثل عرب ها لباس پوشيده بود.xvii همين تلفن بود که باعث شد پليس ون مزبور را متوقف و 5 سرنشين اسرائيلي آن را دستگير نمايد. در اينجا دو فرض به ذهن متبادر مي شود. يا سرنشينان ون، لباس فلسطيني، عربي و يا مسلمان ها را به تن داشتند، و يا شخص ناشناسي که به پليس تلفن کرده همدست آنها بوده است. فرض دوم (يعني همدستي تلفن کننده ناشناس با سرنشينان ون) به دوليل زير محتملتر به نظر مي رسد:
نه گزارش پليس و نه گزارش اف بي آي از لباس خاورميانه اي سرنشينان ون سخني نمي گويند.
تلفن کننده ناشناس به غلط گفته بود که ون مزبور در حال رفتن به سمت تونل هالِند است، در حاليکه پليس ون مذکور را در تونل لينکلن و زماني که تصميم به مسدود کردن تمام مسيرهاي مواصلاتي نيوجرزي و نيويورک را داشت متوقف کرد.
هر يک از اين دلايل که صحت داشته باشد نشان دهنده اين است که (تلفن کننده) قصد داشته تا پيرامون خوشحالي عرب ها از حمله به نيويورک و همچنين رفتار مشکوک آنها دست به شايعه سازي بزند. اگر پليس ون مزبور را شناسايي و متوقف نکرده بود، داستاني که آن تلفن کننده ناشناس به پليس گفته بود نقل تمام شبکه هاي خبري دنيا مي شد که بله «عرب ها پس از اصابت هواپيما به مرکز تجارت جهاني به رقص و پايکوبي پرداخته اند.»
ادامه دارد....
مترجم: حامد ضرغامي
منابع و پي نوشتها:
i http://www.voltairenet.org/article179295.html
ii http://mycatbirdseat.com/2013/08/was-911-an-inside-job-or-a-mossad-job/
iii براي اطلاعات بيشتر درباره حمايت هاي عربستان از فرقه هاي ديوبندي و اهل الحديث – از جمله جماعت الدعوة، جيش محمد، و .. – به پيوند زير مراجعه کنيد
http://www.wikileaks.org/plusd/cables/08LAHORE302_a.html
iv http://www.huffingtonpost.com/dr-yousaf-butt-/saudi-wahhabism-islam-terrorism_b_6501916.html?utm_hp_ref=media&ir=Media
البته بايد در نظر داشت که رقم 7 ميليارد دلار - که صرف تبليغ کمونيسم توسط شوروي سابق شده و مورد ادعاي يوسف بات است – را بايد با احتساب تورم سالهاي کنوني نسبت به دهه هاي پيشين در نظر گرفت.(م)
v www.corriere.it/politica/07_novembre_30/osama_berlusconi_cossiga_27f4ccee-9f55-11dc-8807-0003ba99c53b.shtml
vi “Demystifying 9/11: Israel and the Tactics of Mistake”, http://mycatbirdseat.com/2011/06/demystifying-911-israel-and-the-tactics-of-mistake/
vii Rowan Scarborough, “U.S. troops would enforce peace Under Army study”, The Washington Times, 10 septembre 2001, http://www.washingtontimes.com/news/2001/sep/10/20010910-025319-6906r/)
viii با تمام اينها، ريموندو مطمئنا به دلايل راهبردي از انکار نقش القاعده در حملات 11 سپتامبر اجتناب مي کند.
ix Christopher Ketcham, “What Did Israel Know in Advance of the 9/11 Attacks?” CounterPunch, 2007, vol. 14, p. 1-10, http://www.counterpunch.org/2007/03/07/what-did-israel-know-in-advance-of-the-9-11-attacks/)
x The full report is on http://antiwar.com/rep/DEA_Report_redactedxx.pdf. It is quoted here from Raimondo and Bollyn’s books. Bollyn’s book can also be read online on his site: http://www.bollyn.com/
xi Robert Worth, “Lebanese in Shock Over Arrest of an Accused Spy”, http://www.nytimes.com/2009/02/19/world/middleeast/19lebanon.html?_r=0
xii Sur la petite amie d’Atta, voir http://www.youtube.com/watch?v
xiii http://il.linkedin.com/in/yaronshmuel
xiv https://www.facebook.com/shmuel.yaron?fref=ts
xv www.youtube.com/watch?v=8OyUoGUV7b8&feature=youtu.be.
xvi اين گزارش به شکل کامل توسط گزارشگر محقق فرانسوي يعني هشام حمزه در کتاب Israël et le 11 Septembre : le Grand Tabou منتشر شده و در 6 پيوند زير به طور کامل بازنشر يافته است:
https://hichamhamza.files.wordpress.com/2013/01/doc-1-62392807-1138796-001-303a-nk-105536-section-1-944861.pdf
https://hichamhamza.files.wordpress.com/2013/01/doc-2-62393381-1138796-001-303a-nk-105536-section-2-944876.pdf
https://hichamhamza.files.wordpress.com/2013/01/doc-3-62394063-1138796-001-303a-nk-105536-section-3-944880.pdf
https://hichamhamza.files.wordpress.com/2013/01/doc-4-62394178-1138796-001-303a-nk-105536-section-4-944881.pdf
https://hichamhamza.files.wordpress.com/2013/01/doc-5-62829048-62394321-1138796-001-303a-nk-105536-section-5-944891.pdf
https://hichamhamza.files.wordpress.com/2013/01/doc-6-62394765-1138796-001-303a-nk-105536-section-6-944900.pdf
xvii Bollyn, Solving 9-11, op. cit., p. 278-80.