اگرهای مهم تاریخ؛ اگر تروتسکی قدرت را در شوروی در دست می‌گرفت چه می‌شد؟

منبع
تاريخ ايراني
بروزرسانی
اگرهای مهم تاریخ؛ اگر تروتسکی قدرت را در شوروی در دست می‌گرفت چه می‌شد؟
تاريخ ايراني/ متن پيش رو در تاريخ ايراني منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست لئون تروتسکي در ۱۸۷۹ در اوکراين که بخشي از روسيه به حساب مي‌آمد متولد شد. پدرش کشاورزي يهودي بود و خانواده مشکل مالي نداشت. تروتسکي در نوجواني به فعاليت سياسي زيرزميني روي آورد، بازداشت و به سيبري تبعيد شد. آنجا به حزب سوسيال دموکرات پيوست. بالاخره توانست از سيبري فرار کند و بخش اعظم ۱۵ سال بعدي را در فقر در کشورهاي ديگر گذراند. در ۱۹۰۳ که سوسيال دموکرات‌ها دودسته شدند، لنين رهبري بخش بلشويک (اکثريت) را برعهده گرفت، تروتسکي عضو ارشد منشويک‌ها (اقليت) شد و تئوري «انقلاب دائمي» را بسط داد. (طبق اين تئوري انقلاب روسيه و انقلاب‌هاي آينده در اروپا و ديگر نقاط جهان فرايندي يگانه و پيوسته به حساب مي‌آمدند.) با آغاز انقلاب در پتروگراد (فوريه ۱۹۱۷) تروتسکي به روسيه برگشت، با وجود اختلاف‌نظرهاي سابق به لنين پيوست و در پيروزي کمونيست‌ها نقشي کليدي ايفا کرد. اولين سمتش در دولت جديد وزير خارجه بود و با آلمان‌ها بر سر شرايط صلح مذاکره کرد. تروتسکي بعد وزير جنگ شد. او ارتش سرخ را به وجود آورد که در جريان جنگ داخلي عليه ارتش سفيد ضدکمونيستي جنگيد و آن‌ها را شکست داد. تروتسکي در حفظ رژيم بلشويکي نقشي حياتي داشت و خود را جانشين لنين مي‌دانست، اما تکبر روشنفکرانه‌اش باعث شد دوستان اندکي داشته باشد و اصليت يهودي‌اش به ضررش تمام شد. به همين خاطر بعد از بيماري و مرگ لنين در ژانويه ۱۹۲۴، تروتسکي به راحتي توسط استالين کنار زده شد. در ۱۹۲۷ از حزب اخراج شد و بعد دوران تبعيد داخلي و خارجي رسيد، اما تروتسکي به نوشتن عليه استالين ادامه داد. تروتسکي در ۱۹۳۶ به مکزيک رفت. در ۲۰ آگوست ۱۹۴۰ رامون مرکادر، کمونيست اسپانيايي که از سوي استالين مأمور ترور تروتسکي شده بود با يخ‌شکن به شدت زخمي‌اش کرد. تروتسکي روز بعد مرد. در خلاء قدرتي که پس از مرگ لنين به وجود آمد اين ژوزف استالين بود که قوي‌تر از بقيه ظاهر شد. اما اگر تروتسکي به قدرت مي‌رسيد آيا اوضاع اتحاد جماهير شوروي و دنيا تغيير مي‌کرد؟ با اينکه تروتسکي نسبت به استالين چهره کاملاً متفاوتي به حساب مي‌آمد، اتحاد جماهير شوروي تحت حاکميت او باز هم به سمت استبداد حرکت مي‌کرد چون در آن سرزمين گسترده، کمونيست‌ها بدون اين رويکرد اصلاً نمي‌توانستند قدرت را حفظ کنند. تروتسکي بدون شک ديکتاتوري ميانه‌روتر مي‌شد اما براي کنار هم جمع‌ کردن اين کشور عظيم بايد کالت تروتسکي به وجود مي‌آمد تا وفاداري به سيستم تضمين شود. البته اين احتمال وجود داشت که در دوران حکمراني تروتسکي شاهد تصفيه بزرگ مخالفان نباشيم. به لحاظ شيوه رهبري، تروتسکي و استالين هر دو به رهبري نظامي کاملاً مرکزي اعتقاد داشتند، از نظام انضباطي سختگيرانه حمايت مي‌کردند و آماده بودند براي پيشبرد تصميم خود از تاکتيک ترس و ارعاب استفاده کنند. اينجا بايد گفت که تروتسکي احتمالاً رهبر بهتري از استالين نمي‌شد. استالين شخصيت خوشايندتري داشت و تروتسکي گوشه‌گير و کمي سرد بود. با چنين خصوصياتي نمي‌توانيد متحدان فراواني پيدا کنيد. تروتسکي در دهه‌هاي طوفاني ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ براي به وجود آوردن ثبات و يکپارچگي در کشور احتمالاً از همان شيوه‌هاي ارعاب‌آميز استالين استفاده مي‌کرد، اما ميزان خشونت حکومت او حتماً پايين‌تر مي‌بود. تروتسکي مي‌دانست که استالين به عنوان متحد به کارش مي‌آيد، اما همزمان از قدرت نفوذ او هراس داشت. در چنين حالتي تروتسکي، استالين را معاون خود مي‌کرد و به او در امور بين‌الملل قدرت بيشتري مي‌داد. احتمالاً استالين نقش وياچسلاو مولوتف را برعهده مي‌گرفت که در ۱۹۳۹ با يواخيم فون ريبنتروپ وزير خارجه آلمان مذاکره و با نازي‌ها پيمان عدم تجاوز امضا کرد. تروتسکي و هيتلر رابطه تروتسکي با آلمان نازي احتمالاً با رابطه استالين و رايش سوم شباهت زيادي داشت: هر دو از مدت‌ها پيش از جنگ متوجه تهديد هيتلر و نازي‌ها بودند و سعي مي‌کردند احتمال جنگ را پايين بياورند. درست است که تروتسکي در تبعيد، توافق اوليه استالين با هيتلر و بعداً مواضع ميانه‌روانه‌اش در ائتلاف ضدفاشيسم را به شدت مورد انتقاد قرار داد و او را سازشکار خواند، اما اگر خود تروتسکي قدرت را در اختيار داشت احتمالاً همين سياست‌ها را در پيش مي‌گرفت. نبايد فراموش کنيم که تروتسکي دولتمرد اوايل دهه ۱۹۲۰ از تروتسکي مخالف تبعيدي دهه ۱۹۳۰ ميانه‌روتر بوده است. شوروي در دوران تروتسکي هم در جنگ جهاني دوم پيروز مي‌شد، اما سختي سال‌هاي اول جنگ باعث کاهش محدوديت او مي‌شد و اين احتمال وجود داشت استالين بخواهد با استفاده از اين فرصت تروتسکي را کنار بزند. اما کنار زدن رهبر قدرتمند اتحاد جماهير شوروي اصولاً آسان نبود و احتمالاً تروتسکي با بو بردن از ماجرا دست به اقدام پيشگيرانه مي‌زد و استالين را تبعيد مي‌کرد. با اين حال رابطه ارتش و تروتسکي خوب نبود و ممکن بود نسل تازه‌اي از ژنرال‌هاي قدرت گرفته از جنگ جهاني، براي کنترل کرملين وارد بازي شوند. تروتسکي بدون متحدان واقعي، احتمالاً به اندازه استالين در پس گرفتن قدرت از ارتش و بازگرداندن آن به حزب موفق عمل نمي‌کرد. پس اين احتمال وجود داشت که تروتسکي جنگ جهاني را ببرد اما توسط يکي از ژنرال‌هايش سرنگون شود. تروتسکي سياستمداري نبود که بتواند زياد دوام بياورد. گاه‌شمار فرضي: اگر تروتسکي به جاي استالين رهبر شده بود ۲۱ ژانويه ۱۹۲۴ مرگ لنين رهبر انقلاب مي‌ميرد. تروتسکي با نقل قول از وصيت‌نامه لنين - که در آن ضمن انتقاد از بقيه رهبران انقلاب، به صراحت خواستار برکناري استالين از دبيرکلي حزب کمونيست شده - مي‌گويد که خودش بايد رهبر بعدي باشد. اکثريت نظر او را مي‌پذيرند. ۱۹۲۴ قدرت‌گيري تروتسکي تروتسکي دبيرکلي حزب کمونيست و رهبر بي‌قيد و شرط شوروي مي‌شود. او استالين، کامنف و زينوويف را که عليه‌اش متحد شده بودند در پست‌هاي سياسي که برايشان در نظر گرفته منصوب مي‌کند. ۱۹۲۷ شوروي تحت فرمان تروتسکي دو سال گذشته و حکومت بلشويکي تبديل به دولتي استبدادي شده که در آن همه چيز حول رهبري و شخصيت تروتسکي مي‌چرخد. تروتسکي برنامه پنج ساله اقتصادي‌اش را تدوين مي‌کند. ۱۹۳۱ آغاز مشکلات اقتصادي تروتسکي در حوزه اقتصاد بي‌تصميم به نظر مي‌رسد، اوضاع اقتصاد خوب نيست و انتقادات بالا گرفته. تروتسکي براي ساکت کردن استالين او را نفر دوم کشور مي‌کند. ۱۹۳۴ تعويق کمونيسم جهاني اتحاد جماهير شوروي به عضويت «جامعه ملل» در مي‌آيد و تروتسکي ايده کمونيسم جهاني‌اش را فعلاً مسکوت مي‌گذارد. برخلاف استالين، تروتسکي به «تصفيه بزرگ» مخالفان اعتقاد ندارد و ارتش سرخ بدون تهديد پاکسازي، روز به روز قوي‌تر مي‌شود. ۲۳ آگوست ۱۹۳۹ پيمان استالين - ريبنتروپ تروتسکي خطر هيتلر را احساس کرده و براي بهبود روابط با او تلاش مي‌کند. استالين براي مذاکرات حساس روانه آلمان مي‌شود و دو کشور پيمان عدم تجاوز امضا مي‌کنند. ژوئن ۱۹۴۱ تلفات در جبهه شرقي ارتش سرخ توسط ژنرال‌هاي محافظه‌کار اداره مي‌شود و ارتش آلمان نازي توانسته در حمله به شوروي به پيروزي‌هاي مهمي برسد. توخاچفسکي، فرمانده ارتش نمي‌تواند در برابر تاکتيک جنگ برق‌آساي آلمان‌ها مقاومت کند و تروتسکي به شدت تحت فشار است. ۱۹۴۳ ورق برمي‌گردد تنش ميان ارتش و تروتسکي ادامه دارد اما او که مدت‌ها در برابر ايده پاکسازي گسترده کشور از مخالفان مقاومت کرده، حالا نمي‌تواند سران قدرتمند ارتش را برکنار کند. ۱۹۴۵ پيروزي - باخت جنگ جهاني با باخت آلمان به پايان مي‌رسد اما پيروزي شوروي پيروزي شکست‌آميز است. ۱۹۴۶ استالين عليه تروتسکي تعداد بالاي تلفات نظاميان و غيرنظاميان در جنگ، محبوبيت تروتسکي را به پايين‌ترين حد خود رسانده. استالين دست به کودتا مي‌زند اما شکست مي‌خورد. به عنوان مجازات، او را مادام‌العمر از شوروي تبعيد مي‌کنند. ۱۹۴۷ پايان عصر تروتسکي با وجود تبعيد استالين، رهبري نظامي کشور آنقدر قدرت دارد که بتواند دست به کودتا بزند. تروتسکي که قدرتش را از دست رفته مي‌بيند، در دفترش خودکشي مي‌کند. فصل جديدي از تاريخ اتحاد جماهير شوروي آغاز مي‌شود. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد