شرق/
متن پيش رو در شرق منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
کراوات ميزند اما غرب را جهان کفر ميداند؛ مانند سيد قطب جهان را به دو بخش حق و باطل تقسيم ميکند و معتقد است از عربستان سعودي تا دولتهاي غربي، فاسد و باطل هستند اما قويا رد ميکند که از حزبي که به آن تعلق دارد، تحت عنوان «سلفي» ياد شود. برنامه تشکيل خلافتش آنقدر بلندپروازانه است که ميگويد حتي سلفيها نيز اين برنامه را بيش از اندازه «ناممکن» و راديکال ميدانند. نوک پيکان حملاتش را به سوي «دموکراسي» و «سکولاريسم» گرفته است و از اين نظر نقطه اشتراک زيادي با داعش و القاعده دارد اما هرگونه ارتباط با گروههاي تروريستي را اتهامي از جانب مخالفان ميداند. «عثمان بخاش» رئيس دفتر مرکزي مطبوعاتي حزب «التحرير» بزرگترين گروه اسلامگرا به موازات اخوانالمسلمين که فعاليتش در بسياري از کشورهاي غربي و آسيايي به اتهام خشونت و برهمزدن نظم عمومي ممنوع شده است، در گفتوگو با «شرق» نظرات آن حزب درباره مسائل مختلف را مطرح کرد.
آيا شما به اين موضوع باور داريد که ظهور داعش نشانهاي از وجود بحران در جهان سني است؟
ايده خلافت نشئتگرفته از باور اسلامي (عقيده) است. اين موضوع به فلان فرد و فلان افراد بستگي ندارد و همچنين به طرز فکر آنان نيز ارتباطي ندارد. دولت در قالب خلافت، شکل تازه رژيم سياسي است که نشئتگرفته از اسلام است. اين شکل از حکومتداري نشئتگرفته از شريعت اسلام و درون چارچوب آن است. خلافت جايگزيني مناسب براي رژيمهاي سکولار حاکمشده بر جهان اسلام است که نتيجه استعمار قدرتهاي غربي بودهاند؛ رژيمهايي که فضا و جوي نفرتانگيز و خفقانآور ايجاد کردهاند. اين رژيمها از طريق ايجاد فضاي پليسي نظراتشان را بر جمعيت تحميل ميکنند. هيچيک از اين رژيمها بازتابدهنده شيوه زندگي اسلامي نيستند و تمام آنها از سياستهاي استعماري غرب پيروي ميکنند.
چه تفاوتي ميان ايدههاي حزب التحرير با ايدههاي داعش و القاعده وجود دارد؟
حزب التحرير براي ايجاد خلافت اسلامي از سال ١٩٥٣ ميلادي آغاز به کار کرد و در آن زمان القاعده يا داعشي وجود نداشت. حزب التحرير به طور آشکار نشان داده که درصدد تغييرات بنيادي است و مبارزه سياسي و فکري تعريفشدهاي را آغاز کرده است. حزب التحرير به طور آشکار هرگونه استفاده از اهرمهاي خشونتآميز را در مسير ايجاد خلافت رد کرده است. اين يک موضوع ديني است و به مصلحتانديشي سياسي نيز مربوط ميشود. روش اتخاذشده از سوي حزب التحرير، برگرفته از سيره و زندگي حضرت محمد(ص) است. اين يک انتخاب فردي نيست که بگوييم از آن پيروي ميکنيم يا نميکنيم. در يک سو مفهوم بنيادگرايي اسلامي قرار دارد که مفهومي کاملا استعماري است و ما آن را رد ميکنيم. جهانبيني مسلمانان به ما بهعنوان مسلمان ميگويد که بايد کاملا اعمال اسلامي و باورهاي ديني را رعايت کنيم.
حزب التحرير به ديدگاه حق و باطل باور دارد؛ شما فکر ميکنيد که در جبهه حق قرار داريد و سايرين در جبهه باطل. با اين حال، برخي از متفکران مسلمان از جمله «راشد الغنوشي» مخالف ديدگاه شما هستند. آنان به راه سومي باور دارند و معتقدند در عرصه سياسي همکاري بين اسلامگرايان و سکولارها از طريق ايجاد يک رژيم سکولار دموکراتيک امکانپذير است.
راشد غنوشي و ساير متفکران مشابه ممکن است بر اين باور باشند که مصالحه يا پيداکردن راه سومي امکانپذير است. با اين حال، ما بر اين باوريم که اسلام و کفر نميتوانند با يکديگر آميخته شوند. نسبت ميان آنها مانند نسبت ميان آب و آتش است که قابل انطباق و آميزش با يکديگر نيستند. ماهيت دين اسلام مبتني بر باور توحيدي به يگانگي خالق است و اين در تضاد کامل با نوع نگرش سرمايهداري، سکولاريسم، مارکسيسم يا هر ايسم ديگري است که اصالت را به انسان ميدهد و معتقد است انسان خالق همهچيز است. آنهايي که در جستوجوي راه سوم هستند، شکست خوردهاند و به طور کامل از درک ماهيت واقعي اسلام و ماهيت واقعي ساير ايدئولوژيهاي ساختهشده توسط انسانها عاجز ماندهاند.
برخي از گزارشها نشان ميدهند گروههاي سلفي مانند حزب التحرير در لبنان از اردوگاههاي پناهندگان در بخشهاي شمالي آن کشور نيرو جذب ميکنند. آيا فکر نميکنيد اين موضوع سوءاستفاده از پناهجويان براي منافع سياسي گروههاي سلفي باشد؟
قطعا اطلاعات و گزارشهايي که به آنها استناد ميکنيد غلط هستند. ما هرگز خود را به عنوان گروهي سلفي نميشناسيم. ما در هيچ شکل و عنوان و قالبي خود را سلفي نميدانيم. حزب التحرير يک حزب سياسي است که هدف آن تعامل با امت مسلمان در سطح کلان آن است. ما به مسلمانان جهان ميگوييم وظيفه دارند تا راه و روش اسلامي را در زندگي خود اعمال کنند و به کار گيرند. حزب التحرير هدفش ازبينبردن تمام عواملي است که منجر به تفرقه در ميان مسلمانان ميشود. به همين خاطر حزب التحرير نظم ژئوپليتيکي ساختگي از سوي قدرتهاي استعماري را نميپذيرد و معتقد است تمام مسلمانان، يک امت و کليت واحد هستند؛ بدونتوجه به عناوينشان بدون توجه به اينکه سني، شيعه، شافعي، حنفي، جعفري يا زيدي هستند.
برخي از گروههاي سلفي از جريان المستقبل در لبنان حمايت ميکنند. با وجود آنکه اين گروه موردحمايت عرب قرار دارد و سلفيها خود با آمريکا و غرب مخالف هستند. آيا فکر نميکنيد اين رويکردي متناقض است؟ رويکرد حزب التحرير در قبال المستقبل چگونه است؟
حزب التحرير مخالف هرگونه جنبش و حزبي سکولار است. المستقبل و جريانات مشابه نيز يا معتقد به سرمايهداري سکولار هستند يا سوسياليسم سکولار. جنبش المستقبل چيزي بيش از ابزاري ارزانقيمت براي خدمت به جاهطلبيهاي شخصي حريري و دوستان او نيست. اين واقعيت موجود است که آن حزب از سوي رژيم عربستانسعودي مورد حمايت قرار ميگيرد. حزب التحرير چندين بيانيه مطبوعاتي را منتشر کرده که بهوضوح در آنها اشاره شده است که نهتنها ائتلاف با چنين نيروهايي را رد بلکه آنها را محکوم ميکند.
شما به طور علني مخالفت خود را با دموکراسي سکولار بيان کردهايد درحاليکه رژيم سياسي لبنان يک دموکراسي سکولار است. آيا فکر نميکنيد که دولت لبنان حق دارد شما را بهعنوان يک تهديد امنيتي قلمداد کند چراکه شما مخالف کليت نظام سياسي لبنان هستيد؟ در ساير کشورها از جمله آلمان و روسيه نيز فعاليت حزب التحرير نيز ممنوع شده است. آيا فکر نميکنيد که مشکل از رويکرد حزب شماست؟
يک دموکراسي سکولار به طور دائم بر حقوقي چون آزادي بيان و عقيده تأکيد ميکند درحاليکه واقعيت تلخ آن است که در عمل سانسور تندوتيزي را بر ايدهها و باورها اعمال ميکند. حزب التحرير بهدنبال گفتماني سياسي است که با ايدههاي ماديگرايانه مخالف است. دولت لبنان عليه اعضا و هواداران ما شيوه خشني را در پيش گرفته است و رسانهها نيز تهمتهايي را عليه ما وارد ميکنند.
حزب «عدالت و توسعه» در ترکيه تلاش کرده تا خود را مدل موفقي از تلفيق اسلام، دموکراسي و سکولاريسم نشان دهد. نظر شما درباره آن مدل چيست؟
همانگونه که پيشتر گفتم، اسلام و کفر غيرقابلترکيب با يکديگر هستند. همه آنها تلاش ميکنند تا اسلامي ساختگي را درست کنند. همچنين حزب عدالت و توسعه به طور آشکار و علني اعلام کرده که به دموکراسي سکولار پايبند است. در نتيجه، هيچ نشانهاي از اعتقاد آن حزب به اسلام و احکام آن وجود ندارد.
اعضاي حزب شما مجاز به شرکت در انتخابات و فعاليتهاي سياسي در لبنان نيستند. رابطه شما با ساير سياستمداران و احزاب سياسي لبناني چگونه است؟
در لبنان، ارتباط ما با دولت از طريق وزارت کشور است که مسئول تنظيم روابط دولتي با احزاب سياسي است. بايد بگويم که برداشت شما از ما اشتباه است. ما انتخابات را غيرقانوني نميدانيم، از نظر ما انتخابات بيفايده و مسخره است چراکه هيچگونه تغييري در نتيجه آن ايجاد نميشود. در فرايند انتخابات در سرتاسر جهان تقلب ديده ميشود و نتايج آن نيز آلوده و همراه با جعل است. هيچ انتخاباتي در هيچ نقطهاي از جهان وجود ندارد که توانسته باشد تغيير رژيم کامل را به ارمغان آورد.
نظر حزب التحرير درباره حزبالله لبنان متناقض است. در يکي از مصاحبهها خود شما مقاومت حزبالله عليه اسرائيل را مورد تحسين قرار داده بوديد. از سوي ديگر معتقد هستيد حزبالله ديدگاه فرقهگرايانه دارد. نظر شما در اينباره چيست؟
حزبالله ممکن است دشمن جنبشهاي سکولار باشد؛ اين مشکل ما با آنان نيست و در اينجا نيز از جانب المستقبل صحبت نميکنيم. حزب التحرير از تمام جنبشهاي جهادي عليه اشغالگران خارجي در سرزمينهاي مسلمان دفاع ميکند.
نقش مردم در نظام خلافت مدنظر شما چيست؟ حزب التحرير اعلام کرده به نظام سياسي - استبدادي باور ندارد و بر انتخابيبودن خليفه تأکيد دارد و از سوي ديگر شما مخالف دموکراسي و حاکميت مردمبرمردم هستيد. گمان نميکنيد اين ايدهها با يکديگر تناقض دارند؟
زماني که شما جهانبيني سکولار اروپاييمحور را بهعنوان معيار و ارزيابي ايده و مفاهيم در نظر ميگيريد خب، به همين نتيجه نيز ميرسيد. بااينحال، زماني که درک خوبي از اسلام بهعنوان راه زندگي داشته باشيد ميتوانيد مبتنيبر عقيده اسلامي به پرسشهاي مختلف پاسخ دهيد. سکولاريسم انسان را در جايگاه خدا قرار ميدهد. اسلام به معناي تسليم همه مردان و زنان به خالق و شريعت است. شريعت و قوانين آن نيز برگرفته از قرآن کريم و وحي هستند. نتيجه آنکه در نظام سکولار پيگيري جاهطلبيهاي شخصي هر فرد يا جامعه با هزينه جمع صورت ميگيرد. بحرانهاي اخير بشريت بهخوبي به ما نشان ميدهند که نهتنها مارکسيسم و سوسياليسم به خاک سپرده شدهاند بلکه زمان دفن سرمايهداري سکولار ورشکسته و فاسد نيز فرارسيده است.
شما در مصاحبهاي گفته بوديد که ائتلاف هشتم مارس و ١٤ مارس و ايران داراي منافع مشترکي با يکديگر هستند. شما همچنين گفته بوديد که ايران و سوريه با آمريکا منافع مشترکي دارند. بااينحال، اگر آنان با يکديگر منافع مشترکي دارند چرا در سوريه مشغول جنگ و منازعه عليه يکديگر هستند؟ به نظر ميرسد حزب التحرير معتقد به تئوري توطئه است.
دو ائتلافي که خود را ١٤ مارس و هشتم مارس ميخوانند، منافع مشترکي در تطبيقدادن خود با سکولاريسم دارند و آن را مرجع اصلي خود قلمداد ميکنند. درعينحال، آنها اهداف سياسي متفاوتي را نيز دنبال ميکنند. اخيرا عربستانسعودي اعلام کرده است که کمکهاي نظامي به ارتش لبنان که در حدود سه ميليارد دلار بوده است و عمدتا سلاحها و تجهيزات نظامي فرانسوي بودهاند را متوقف کرده است. همزمان با آن بانک سعودي «اهلي» تمام شعب خود را در لبنان در اعتراض به کنترل ايران بر اوضاع سياسي در لبنان تعطيل کرده است. بر کسي پوشيده نيست که به ايران اجازه داده شده تا نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد. اين موضوع پس از توافق هستهاي به طور آشکار مشخص شده است.
حزب التحرير چگونه رابطهاي با جماعت اسلامي و جبهه امل اسلامي دارد؟ چرا شما با يکديگر ائتلاف تشکيل نميدهيد؟ علت اصلي واگرايي ميان اين احزاب چيست؟
همانطور که گفتم، درباره گروههاي سلفي لبناني بايد از آنان سؤال کنند. موقعيت حزب التحرير در قبال ساير جنبشهاي اسلامي مبتنيبر مشاوره صادقانه است. ما آنان را به تلاش براي دفن و نابودکردن نظم استعماري فراميخوانيم. آنان بر اين باورند که اين ايده ما بيش از اندازه افراطي و بلندپروازانه است.
آيا شما سازوکاري براي انتخاب خليفه مدنظر خود داريد؟ آيا هيچگونه نقشي براي عالمان مذهبي در مدل ايدهآل خود قائل هستيد؟ نيازهاي مالي حزب التحرير چگونه تأمين ميشوند؟
روند انتخاب خليفه با رأي مردم است. خلافت، قراردادي ميان مسلمانان و خليفه است. اين قراردادي است که با عنوان تعهد يا بيعت صورت ميگيرد. حاکم و مسلمانان هر دو بايد به مفاد اين قرارداد پايبند باشند: اجراي کامل شريعت. اگر زماني خليفه ناقض اين قرارداد باشد، او بايد از طريق ديوان «مظالم» (دادگاه قضائي مسئول بررسي نقض قوانين) مورد قضاوت قرار گيرد. اسلام هيچگونه مفهومي از «گروه ويژه» بهعنوان طبقهاي خاص را نميپذيرد و تمام مسلمانان خود مسئول اجراي احکام اسلامي هستند. علما مورد احترام هستند تا زماني که راهنمايي صادقانه خود را به جامعه و دول حفظ کنند و زماني که استفاده نادرست از احکام شريعت صورت گيرد، اين موضوع را خاطرنشان کنند. روحانيون نقش مشاوره را برعهده دارند.
درباره بخش دوم پرسش شما بايد بگويم که نيازهاي مالي حزب صرفا از طريق منابع داخلي تأمين ميشوند. اعضاي حزب التحرير نهتنها مايل به ارائه کمک مالي هستند بلکه حاضرند جان خود و در زمان نياز دين خود را نيز تقديم راه حزب کنند.
نظر شما درباره اخوانالمسلمين چيست؟
اخوانالمسلمين گروهي از مسلمانان هستند که درک خود را از اسلام دارند و براي گسترش آن ميکوشند. متأسفانه آنان رويکرد سکولار را براي پيادهسازي راهحلي اسلامي اتخاذ کردهاند، بنابراين جاي تعجب ندارد که آنان در مصر قدرت را به دليل سوءمديريت خود از دست دادند. ما صميمانه دعا ميکنيم و اميدواريم که آنان از اشتباهات خود درس بگيرند. حزب التحرير يک حزب مستقل با ايدئولوژي منحصربهفرد است که براساس روش نبوت عمل ميکند و ادعاي ارتباط آن با اخوانالمسلمين کاملا اشتباه است.
نظر شما درباره چشمانداز انتخابات رياستجمهوري در لبنان چيست؟
هر فردي که در چارچوب يک نظام کفر کار ميکند، نميتواند بهتر از فردي باشد که در نظام کفر ديگري مشغول به کار است. راهحل براي امت مسلمان آن است که خود را از سياستهاي استعماري آزاد کرده و تحت انقياد نباشند. اين سياستها تنها سبب بدبختي و مصيبت براي همگان ميشوند. ما از يک فرصت تاريخي براي بازسازي دولت و جامعه برخوردار هستيم تا بتوانيم انسانها را از ايدئولوژي سکولار به نور و عدالت اسلام دعوت کنيم. ما اطمينان داريم که آيندهاي روشن براي بشريت در پيش است.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد