برژینسکی؛ استراتژیستی که همواره با کیسینجر مقایسه می شد

منبع
ديپلماسي ايراني
بروزرسانی
برژینسکی؛ استراتژیستی که همواره با کیسینجر مقایسه می شد
ديپلماسي ايراني/ متن پيش رو در ديپلماسي ايراني منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست برژينسکي در سال 2014 در مصاحبه اي در خصوص حرفه خود گفته بود: "من براي اصلاح سوءبرداشت ها و آشفتگي هاي نظريه هاي پيچيده وقت نداشتم. وقتي در کاح سفيد بودم، در هر ماجرايي، اين موضوع باعث مي شد تا مواضع خودمان را به مخالفان واقعي در دولت تحميل کنم. اين باعث انتقادات زيادي شد که به هر حال به رئيس جمهور وارد مي شد." زبيگنيو برژينسکي، روشنفکر اهل مجادله و آينده نگر در حوزه سياست خارجي در سال 1976 به روي کار آمدن جيمي کارتر در کاخ سفيد کمک کرد؛ کسي که در جريان يک رشته بحران هاي بين المللي کارتر را به گونه اي هدايت کرد که نقش چشمگيري در شکست وي در انتخابات 4 سال بعد ايفا کرد، 26 مه در بيمارستان فيرفکس کانتي در گذشت. وي 89 سال داشت. ميکا برژينسکي، دختر وي مرگش را از طريق توئيتر اعلام کرد. علت مرگ روشن نيست. درباره اين استراتژيست متولد لهستان انتقاداتي بر سر نقش او در جريان بحران گروگانگيري ايران، رويارويي هاي ديپلماتيک گسترده اما بدون عوض با اتحاد جماهير شوروي و سياست هاي نوآورانه اما کج دار و مريز حقوق بشري مطرح شده است. دکتر برژينسکي به خاطر دستاوردهايي تحسين مي شود: همچون عادي سازي کامل روابط با چين، گسترش نقش آمريکا در خاورميانه که منجر به توافق صلح ميان مصر و اسرائيل شد و حضور استادانه اش در پشت صحنه براي زنده و موثر نگه داشتن قيام "همبستگي" عليه حکومت لهستان. دکتر برژينسکي، نويسنده 30 کتاب که هر کدامشان بحث برانگيز است به تدريج از حمايت هاي پر سر و صدايش از قدرت نظامي و لزوم نشان دادن عزم و اراده که در دوران تصدي گري مشاور امنيت ملي کارتر به شهرت او منجر شده بود فاصله گرفت. زماني هوادار سرسخت شدت گيري حضور نظامي ايالات متحده در ويتنام بود، به تدريج تصميم گرفت بر روي الزام حمايت ديپلماتيک و سياسي از آرمان هاي ملي گرايانه در کشورهاي در حال توسعه تمرکز کند. به شدت مخالف اشغال نظامي عراق در سال 2003 بود. جنگ اعلان نشده ميان روسيه و اوکراين در سال 2014 باعث شد به غرب هشدار دهد که اوکراين را وارد اتحاد نظامي با خود نکند. حرف او اين بود که اين امر پيچيدگي هاي گسترده و خطرناکتري با روسيه به همراه خواهد داشت. اما دکتر برژينسکي نشان داد بيش از آنچه به نظر مي آيد تفکراتش را حفظ کرده است. در سال 2014 در مصاحبه اي در خصوص حرفه خود گفته بود:" من براي اصلاح سوءبرداشت ها و آشفتگي هاي نظريه هاي پيچيده وقت نداشتم. وقتي در کاح سفيد بودم، در هر ماجرايي، اين موضوع باعث مي شد تا مواضع خودمان را به مخالفان واقعي در دولت تحميل کنم. اين باعث انتقادات زيادي شد که به هر حال به رئيس جمهور وارد مي شد." دکتر برژينسکي شوخ طبعي بداهه و کلام دلنشيني داشت که حاضر نبود در هيچ بعدي از جنگ کلامي عقب بنشيند، به استادي فريبنده در دانشگاه هاروارد و بعد کلمبيا بدل شد. وي در سال 1983 در کتاب خاطرات خود با عنوان " قدرت و اصول" روشن کرد که در تمام زندگي اش با اين اراده پيش رفته است که رهبران و رويدادها را مقابل عزم آهنين خود تسليم کند. در آن زمان استروب تالبوت، که بعدها به معاون وزير خارجه و بعد هم رياست موسسه بروکينگز منصوب شد به عنوان روزنامه نگار مجله تايم در نقد و بررسي کتاب خاطرات برژينسکي نوشته بود:" به نطر نمي آيد درکي از ميزان رک گويي و صداقت خود داشته باشد، وقتي راجع به ديگران سخن مي گويد به نظر کينه توز است، وقتي درباره خوش سخن مي گويد ظاهرا درگير خودپسندي بي شرمانه اي است." دکتر برژينسکي همچنين بيهوده تلاش کرد از زير سايه سياستگذاران آکادميک زاده اروپا خارج شود. زماني که وي کانديداي رهبري کارکنان امنيت ملي دولت کارتر شد نيويورک تايمز براي پيشگويي مقاومتي نکرد و در گزارش خود تاکيد کرد دکتر برژينسکي " با تمام قوا به کاخ سفيد آمده است و تماما آماده است، درست به اندازه سلف خود هنري کيسينجر، کسي که همواره با او مقايسه خواهد شد." به جز لهجه خارجي شان، اين دو در ميل به شهرت و کنترل سياست خارجي که مشاوران قديم امنيت ملي به شدت از آن حذر مي کردند، به يکديگر شباهت داشتند. در وهله اول هر دو اين ها نيز شهرت خود در هاروارد را با بحث بر سر اين موضوع به دست آوردند که محدود کردن استفاده از سلاح هسته اي شايد ابزار سياسي قدرتمندتري نسبت به دکترين قالب آن زمان مبني بر در اختيار داشتن "قدرت عظيم تلافي" باشد. دکتر برژينسکي همواره آماده نبرد با مخالفان بوروکراتيک و ايدئولوژيک خود بود و از آن طرف علاقه بالايي براي گسترش روابط گرم شخصي با چهره هاي جهاني که برايشان احترام قائل بود داشت. در سال 2014 گفته بود:" دو تن از عالي ترين رهبراني که با آن ها مراوده داشتم دنگ شيائوپينگ (رئيس جمهور چين) و پاپ ژان پل دوم هستند." وي از سال 1976 زماني که ژان پل سمت کاردينال کارول وژتيلا را بر عهده داشت با وي در ارتباط بود و از ارتباط خود با پاپ لهستاني براي بسيج اروپايي ها عليه اشغال لهستان توسط قواي شوروي در سال 1980 استفاده مي کرد. اشغال افغانستان توسط قواي شوروي در سال 1979 باعث شد تا کارتر به رويکرد "ارتباط" سخت روي بياورد، از جمله اينکه حضور ايالات متحده در المپيک مسکو در سال 1980 را لغو کرد. با اينکه دو کشور در عمل به مفاد توافق سالت 2 پايبند بودند اما کارتر از تصويب رسمي آن سر باز زد. در مورد ايران، نظر مشاور امنيت ملي آمريکا اين بود که محمدرضا پهلوي، شاه به لرزه در آمده ايران از تمام نيروي لازم براي سرکوب انقلاب اسلامي استفاده کند. اما خيزش مردم به سرعت شاه مريض که دچار بيماري لاعلاج بود را از تخت به زير کشيد... (سايروس) ونس خواستار آزادي هاي سياسي براي آرام کردن شورش ها بود. اين مشتي نمونه اي خروار است از مواردي که برژينسکي از اصل اساسي" تقدم ابعاد اخلاقي در سياست خارجي" عدول مي کرد، خيلي سريع تر از کارتر يا ونس، که علي الظاهر در تمام دوران دولت سعي مي کردند آن را جدي بگيرند. آوريل 1980 ونس پس از پشتيباني کارتر از اقدام نظامي – مورد حمايت شديد دکتر برژينسکي – براي آزاد کردن 52 تن از کارکنان سفارت ايالات متحده در تهران که گروگان راديکال هاي اسلام گراي ايران بودند، استعفا داد. وقتي هواپيمايي که در اين عمليات حاضر بود سقوط کرد اين ماموريت شکست خورد، هشت سرباز ايالات متحده کشته شدند و شانس کارتر براي انتخاب دوباره کاهش يافت. ايراني ها درست در روزي گروگان ها را آزاد کردند که رونالد ريگان به جاي کارتر سوگند مي خورد. کارتر چند روز پيش از آنکه در سال 1981 کاخ سفيد را ترک کند، مدال آزادي رياست جمهوري، بالاترين افتخار ملي شهروندي را به دکتر برژينسکي تقديم کرد. حتي دستاوردهاي سياست خارجي که دکتر برژينسکي بيش از همه به آن افتخار مي کرد – برقراري روابط کامل ديپلماتيک با چين – جنجال آفرين شد، چرا که در وزارت خارجه اين سوءظن وجود داشت که برژينسکي مي خواهد از اين ابتکار عمل براي اقدامات ضد شوروي استفاده کند. هر چند نقش برژينسکي در مذاکرات کمپ ديويد در سال 1978 که منجر به توافق صلح ميان اسرائيل و مصر شد ثانويه بود، اما دکتر برژينسکي و افراد وي با ايجاد دکترين کارتر به عنوان پاسخي به بحران ايران و اشغال افغانستان توسط شوروي، نقش بزرگي در گسترش نقش ايالات متحده در خاورميانه ايفا کردند. کارتر اعلام کرد ايالات متحده به هيچ قدرت خارجي اجازه استيلا بر خليج فارس و منابع نفتي آن را نمي دهد و براي نخستين بار آمريکا را متعهد به نقشي فعال در خليج فارس کرد. انتقادات تند و تيزي که برژينسکي سال هاي متمادي عليه سياست هاي اسرائيل مطرح مي کرد به اتهاماتي در خصوص ضد يهودي بودن وي دامن زد، اتهاماتي که که او رد مي کرد، وي به اين نکته اشاره مي کرد که پدرش از سوي اسرائيل به عنوان فردي شناخته مي شود که در جريان جنگ جهاني دوم و اشغال اروپا توسط نازي ها به فرار يهوديان کمک کرده است. دکتر برژينسکي پس از ترک کاخ سفيد هم حضور سرزنده اي در عرصه عمومي سياست داشت و به عنوان مشاور و متولي به مرکز مطالعات استراتژيک و بين المللي ملحق شد. برژينسکي به طور ويژه منتقد تند و تيز پرزيدنت جورج دبليو بوش بود و به شدت در کمپين انتخاباتي سال 2008 از باراک اوباما حمايت کرد. اما به تدريج اوباما را به خاطر فقدان " اراده استراتژيک" مورد سرزنش قرار داد و وي را به اغماض در خصوص سياست هاي شهرک سازي بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل متهم کرد. دکتر برژينسکي مکررا در کنفرانس هاي بين المللي سخنراني مي کرد. در سال 2013 در مصاحبه با چارلز گاتي، متفکر سياسي خاطره اي نقل مي کند، در يک گردهمايي بر سر راه ميخاييل گورباچف رهبر سابق اتحاد جماهير شوروي قرار مي گيرد. رهبر سابق شوروي با برژينسکي، کسي که همه عمر ضد کمونيست بود، احوال پرسي مي کند و فرياد مي زند:" زبيگ، زبيگ "، يکديگر را در آغوش مي گيرند. روز بعد، گورباچف در سخنراني خود با لحني نامحترمانه مي گويد که برژينسکي "جنگجوي به روز نشده جنگ سرد" بود. دکتر برژينسکي مي گويد بعدها از او پرسيدم چرا اين حرف ها را زده است و گورباچف به او مي گويد:" زبيگ، زبيگ، (برگزارکنندگان کنفرانس) به ما پول مي دهند که بحث راه بيندازيم." چارلز گاتي از برژينسکي مي پرسد "واقعا پول خوبي دادند؟ " برژينسکي جواب مي دهد:" نه واقعا، اما به نظر او پول خوبي مي آمد." * واشينگتن پست *جيم هوگلند  ترجمه سامان صفرزائي با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد