فردا/
متن پيش رو در فردا منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
«به رغم انتقادهاي شديد امام نسبت به آمريکا، ايشان نظرشان قطع رابطه با آمريکا نبود. ... اصل عدم ارتباط از نظر امام نميتواند امري دائمي تلقي شود».
لابد با خواندن اين جملات تصور مي کنيد که يک شيطنت رسانه اي است که توسط بي بي سي صورت گرفته است. ادامه اين يادداشت را بخوانيد:
رهبر معظم انقلاب در بيست و هشتمين مراسم ارتحال حضرت امام خميني (ره) خطر تحريف امام و راه او را هشدار دادند: ما بايد تکرار کنيم حقايقي را که در باب امام و در باب انقلاب گفتهايم، باز هم بگوييم و تکرار کنيم و مجال تحريف را از تحريف کنندگان بگيريم. [1]
طبيعي است که دشمنان بيروني به دنبال تحريف راه و تفکر امام در بين مردم هستند اما وقتي مهمترين مواضع امام يعني استکبار ستيزي و رابطه نداشتن با آمريکا در سايت موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) با مديريت آقاي سيدحسن خميني، تحريف مي شود موضوع پيچيده و نگران کننده مي شود. در سايت اين موسسه پرسشي با عنوان «ديدگاه امام خميني درباره مذاکره با آمريکا چه بود؟» مطرح شده و جملات ابتدايي اين يادداشت نه در سايت بي بي سي بلکه در سايت اين موسسه مطرح شده است. [2] اما پاسخ امام به اين شبهه:
«اگر ما ميتوانستيم که بکلي منقطع بشويم از اينها، اجازه ميداد اين مسائل که بکلي منقطع بشويم از اينها، به صلاحمان بود. خيال نکنيد که روابط ما با امريکا و روابط ما با نميدانم شوروي و روابط ما با اينها يک چيزي است که براي ما يک صلاحي دارد. اين مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندي براي بره نيست، اينها ميخواهند از ما بدوشند، اينها نميخواهند به ما چيزي بدهند». [3]
آيا امام نمي خواست رابطه اي را که رابطه گرگ و بره مي دانست، قطع شود؟ اصولاً قطع رابطه گرگ و بره دائمي است يا موقتي؟ آيا رابطه گرگ و بره اصالت دارد؟
مطلب بعدي که در اين نوشته سايت موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) به آن اشاره شده امکان برقراري رابطه معقول با آمريکاست:
«برقراري رابطه با آمريکا مشروط به اينکه از موضع پذيرش سلطه نباشد، نه تنها مذموم نيست که در جهت مبناي ديگر انديشه ايشان يعني اصالت دادن به برقراري رابطه ميباشد. ... اگر شواهدي نشان دهد که حتي مذاکرات رو درو باعث تعامل سازنده و چنين تعديلي خواهد شد، آنگاه شايد بتوان گفت از حيث آراي سياسي امام خميني(س) حتي مذاکره مستقيم براي تعريف رابطه اي معقول با آمريکا موضوعيت خواهد يافت».
وقتي امام راحل رابطه با آمريکا را رابطه گرگ و بره تعريف مي کند آيا مي توان انتظار رابطه اي معقول با گرگ را داشت؟ اما امام با تيزبيني خود پاسخ اين توهمات را در دوره حيات مبارک خود داده است و از ملت مي خواهد بابت قطع رابطه با آمريکا جشن بگيرند:
«ملت شريف ايران، خبر قطع رابطه بين ايران و امريکا را دريافت کردم. اگر کارتر در عمر خود يک کار کرده باشد که بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است، همين قطع رابطه است. رابطه بين يک ملت به پاخاسته براي رهايي از چنگال چپاولگران بين المللي با يک چپاولگر عالم خوار، هميشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما اين قطع رابطه را به فال نيک مي گيريم چون که اين قطع رابطه دليلي بر قطع اميد امريکا از ايران است. ملت رزمنده ايران اين طليعه پيروزي نهايي را که ابر قدرت سفاکي را وادار به قطع رابطه يعني خاتمه دادن به چپاولگري ها کرده است، اگر جشن بگيرد حق دارد. … من کرارا گوشزد نموده ام که رابطه ما با امثال امريکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است». [4]
يکي از استنادات سايت موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) براي امکان برقراري رابطه با آمريکا اين جمله حضرت امام است:
«با امريکا روابط ايجاد نخواهيم کرد، مگر اينکه آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنيا نيايد در لبنان، و نخواهد دستش را به طرف خليج فارس دراز کند». [5]
اين جمله امام يک اصل ثابت اسلامي است که با همه طرفهاي داراي خوي انساني رابطه داشته باشيم اما معناي ديگر فرمايش امام اين است که اگر ابليس دست از شيطنت بردارد ما با او رفيق مي شويم. آيا کوچکترين نشانه اي از آدميت در آمريکا ايجاد شده است؟ يا روز به روز بر خوي شيطاني او اضافه مي شود تا جايي که رهبر انقلاب، آمريکا را به دليل جنايات متعدد بدتر از ابليس مي دانند [6].
امام خوي شيطاني آمريکا را تغيير ناپذير مي داند تا جايي که حتي اگر شعار اسلامي هم بدهند باور نمي کنند: «بر فرض که امريکا يک طرح صد در صد اسلامي - انساني بدهد، ما باور نميکنيم که آنها به نفع صلح و منافع ما گامي بردارند. اگر امريکا و اسرائيل «لا اله الّا الله» بگويند، ما قبول نداريم؛ چرا که آنها ميخواهند سرِ ما کلاه بگذارند». [7]
اما شاه بيت يادداشت سايت موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) پاراگراف زير است که خواسته اصلي خود را در اين مطلب بيان مي کند: «اهليت داشتن دستگاه ديپلماسي براي برقراري رابطه معقول هم يکي از دغدغههاي امام بوده است. لذا تا زماني که دستگاه دپيلماسي کشور جوان بود و نياز به تجربهاندوزي داشت تا بتواند در موضوعات بسيار پيچيده به تعاملي از موضوع اقتدار با يک قدرت بزرگ که امکانات فراوان جاسوسي و تبليغي فراوان و کارامد هم در اختيار دارد، بپردازد و مواضعي اتخاذ کند که اثر معکوس از آن حاصل نشود، ترجيح امام خميني(ره) عدم ارتباط بود تا آمريکا نتواند در دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي نفوذ نمايد ولي وقتي دستگاه مجموعه دپيلماسي ايران هم از حيث دانش و بينش سياسي و هم از جهت داشتن نيروهاي توانمند تاثيرگذار در روابط بينالملل که زبان دپيلماسي را آموخته و تجربه و امکانات مناسب را کسب کرده باشد، ديگر ايجاد رابطه علاوه بر آنکه خلاف انديشه امام خميني(ره) نخواهد بود که حتي با آراي سياسي ايشان در اين مورد نيز غير هم جهت نخواهد بود. البته مشروط به آنکه جمع جبري چنين تعاملي هم با حفظ اصول مصرح در قانون اساسي سازگار باشد و هم اکثريت ملت با آن موافقت اصولي داشته باشند».
اولا اگر دستگاه ديپلماسي ما رشد داشته است، دستگاه ديپلماسي آمريکا هم ايستا نبوده و شايد رشد کمي و کيفي بيشتري نسبت به ما داشته اند. شاهد اين مثال جريان مذاکرات هسته اي و برجام است که وزير امور خارجه کشورمان اعتراف به فريب خوردن از جان کري مي کند. دوما بنابر اصول خدشه ناپذير امام که در سخنراني ها و وصيت نامه ايشان به صراحت مطرح شده، امام با اصل رابطه با آمريکا مخالف است چرا که هدف آنها از ايجاد رابطه، تأمين منافع خودشان است:
«با توسل به دامن آمريکا ضعف و ناتواني خود را بر ملا نسازيد و از گرگ ها و درنده ها براي شباني و حفظ منافع خود استمداد نطلبيد. ابرقدرت ها آن لحظه اي که منافعشان اقتضا کند شما و قديميترين وفاداران و دوستان خود را قرباني مي کنند و پيش آنان دوستي و دشمني و نوکري و صداقت ارزش و مفهومي ندارد آنان منافع خود را ملاک قرار داده اند و به صراحت و در همه جا از آن سخن مي گويند». ]8]
و اما سخن پاياني با کساني که نام امام را يدک مي کشند اين است که وصيت نامه امام خميني بزرگترين مانع تحريف ايشان است. توصيه مي کنيم در خلوت آن را دوباره بخوانند اگر تعمدي در تحريف ندارند:
«اگر ما با دست جنايتکار امريکا و شوروي از صفحه روزگار محو شويم و با خون سرخ شرافتمندانه با خداي خويش ملاقات کنيم بهتر از آن است که در زيرپرچم ارتش سرخ شرق و سياه غرب زندگي اشرافي مرفه داشته باشيم». [9]
[1]. 14/3/1396
[2]. ديدگاه امام خميني درباره مذاکره با آمريکا چه بود؟ (لينک يادداشت)
[3]. صحيفه امام، ج10، ص 360
[4]. صحيفه امام، ج 12، ص 40
[5]. صحيفه امام ج 19 ص 95
[6]. بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم، 18/6/1394
[7]. صحيفه امام خميني، ج ۱۵ ، صفحه ۳۳۹
[8]. صحيفه امام ج 2 ص 932
[9]. وصيت نامه الهي سياسي امام خميني (ره).
*اکبر ابدالي محمدي
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار