تابناک/
متن پيش رو در تابناک منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
به تازگي در يکي از برنامه هاي تلويزيوني، يکي از مدعوين ادعايي درباره برجام مطرح کرده که لازم آمد، فارغ از جنجال هاي سياسي، ادعاي وي حقيقت سنجي و مشخص شود آيا در ادعاي وي مصاديقي از حقيقت ديده مي شود يا خير؟! اين مهمان صدا و سيما ادعا کرده که «متن کامل برجام ۱۴ ماه قبل از اجراي برجام توسط دولت آمريکا نوشته شده است.»
اين ادعا در واقع به گزارشي از گروه بينالمللي بحران استناد کرده که در اواسط ارديبهشت ماه 1393 منتشر شده و خبر آن نيز در همان زمان در تابناک و برخي رسانههاي ديگر با تيتر «گزينه پيشنهادي ۱۴ تا ۱۹ ساله براي چهارچوب توافق جامع هستهاي» مورد توجه قرار است.
پيشنهاد 66 صفحهاي ارائه شده از سوي گروه بينالمللي ـ که در نهم ماه مي 2014 (ارديبهشت 1393) ـ و با تيتر «ايران و 5+1: حل مکعب روبيک» منتشر شد، پس از به دست آمدن توافق ژنو ميان ايران و 5+1 در آذر 1392 تهيه شده است. در اين زمان، توافق ژنو به عنوان مبناي اصلي توافق نهايي ميان ايران و 5+1 که نهايتا برجام نام گرفت، وجود داشت و همگان ميدانستند که توافق نهايي در کليت خود حاوي چه عناصري خواهد بود.
مذاکرات طاقتفرساي پس از توافق ژنو، براي تعيين جزئيات برجام در مهلت تعيين شده به سرانجام نرسيد و طرفين ابتدا در فروردين 94 بر سر چهارچوب مفصلتري که تفاهم لوزان نام گرفت و سپس در مرداد 95 بر سر متن برجام به توافق رسيدند.
در همه اين دوره از آذر 92 تا مرداد 94، چهارچوب کلان توافق نهايي روشن و بحث اصلي، تلاش طرفين براي به دست آوردن حداکثر امتيازات در همين چهارچوب کلان توافق ژنو بود. پيشنهاد گروه بينالمللي بحران در همين چهارچوب نگاشته شده است؛ بنابراين، اصول کلي آن خارج از چهارچوب توافق ژنو نيست، ولي قالب، محتوا و جزئيات آن با برجام بسيار متفاوت است.
گروه بينالمللي بحران که طي سال هاي گذشته، گزارشهاي متعددي را در خصوص حل و فصل مناقشه هستهاي ايران منتشر کرده است، در اين گزارش 66 صفحهاي، جداي از کلياتي که در خصوص مسائل اصلي مورد مذاکره مطرح کرده، پيشنهادهايي را در خصوص چهارچوب يک توافق احتمالي طرح کرده است؛ آما آيا متن برجام، همين گزارش گروه بين المللي بحران است؟
براي حقيقت سنجي، مقايسه اي بين اين دو متن صورت داده ايم و مشخص شد که محتواي پيشنهاد گروه بينالمللي با برجام، تفاوتهاي چشمگيري دارد که از آن جمله ميتوان به موارد زير اشاره کرد:
ساختار پيشنهادي براي توافق هستهاي 5+1 و ايران، چهارچوبي سه مرحلهاي است که در آن سه گام اوليه (يک تا دو سال)، مياني (پنج تا هفت سال) و نهايي (هشت تا ده سال) در نظر گرفته شده و ورود به هر گام منوط به طي شدن گام قبلي است. در حالي که در برجام، گام اصلي و مهمترين گام، همان مرحلهاي است که با روز اجرا آغاز ميشود و هشت سال بعد به روز گذار خواهد رسيد.
در پيشنهاد گروه بينالمللي بحران آمده است که ذخاير اورانيوم غني شده ايران بايد به صفر برسد و همه اورانيوم غني شده در ايران بايد به سرعت به سوخت مورد استفاده در نيروگاه تبديل شود در حالي که در برجام ايران اجازه يافته است که سيصد کيلوگرم اورانيوم غنيشده را نگاه دارد.
در پيشنهاد گروه بينالمللي بحران آمده است که همه سانتريفيوژهاي نصب شده در فردو بايد جمعآوري شود، در حالي که مطابق برجام، ايران بخشي از سانتريفيوژهاي خود در فردو را حفظ کرد.
در پيشنهاد گروه بينالمللي بحران اين مسأله مطرح شده است که معدنکاري، آسيابها و تبديل اورانيوم در ايران به اندازه مورد نياز براي غنيسازي محدود شود، در حالي که در متن برجام چنين محدوديتي وجود ندارد.
در پيشنهاد گروه بينالمللي بحران، اين تعهد براي 5+1 در نظر گرفته شده که نيمي از منابع مالي مسدود شده ايران به صورت ماه به ماه و در طي دوره يک يا دو ساله گام اول پيشنهادي آزاد شود، در حالي که طبق برجام، با اجرايي شدن اين سند بايد همه منابع ايران يکباره آزاد ميشد.
در پيشنهاد گروه بينالمللي بحران، برداشتن تحريم نفت ايران از سوي اروپا تدريجي است، در حالي که در برجام اين گونه نبود.
گروه بينالمللي بحران در گام دوم از چهارچوب پيشنهادي خود سه تعهد قابل توجه را براي ايران در نظر گرفته است که عبارتند از الحاق رسمي ايران به پيمان جامع منع آزمايشهاي هستهاي موسوم به سيتيبيتي، امضاي کدهاي رفتاري 2002 لاهه در خصوص اشاعه موشکهاي بالستيک و پيروي از سرخطهاي گروه تامينکنندگان هستهاي. هيچ يک از اين سه موضوع در برجام وجود ندارد.
گروه بينالمللي بحران پيشبيني کرده که در گام سوم از چهارچوب پيشنهادي براي حل و فصل موضوع هستهاي، ايران بپذيرد در تحقيق و توسعه فقط بر روي ماشينهايي کار کند که حداکثر ده سو توان غنيسازي داشته باشد. مراجعهاي ساده به متن برجام نشان ميدهد که در برجام چنين محدوديتي براي ايران وجود ندارد.
در پيشنهاد گروه بينالمللي بحران، تنها در گام سوم است که تحريم سرمايهگذاري و يا تأمين کالا براي صنعت گاز ايران آن هم تدريجي برداشته شود. روشن است که وقتي توتال در اولين سال اجراي برجام درباره توسعه ميدان گازي پارس جنوبي قرارداد بسته است، چنين شرطي در برجام وجود ندارد.
پيشنهاد گروه بينالمللي بحران، ظرفيت غنيسازي ايران را با رويکردي افزايشي در گام سوم به 19200 سو محدود کرده است، در حالي که طبق برجام، ايران پس از طي دوره اجراي برجام و با رسيدن به دوره گذار برجام، امکان اين را خواهد داشت بر اساس ميزان نياز خود، ظرفيت غنيسازي را افزايش دهد.
طبق پيشنهاد گروه بينالمللي بحران، تحريمهاي شوراي امنيت در خصوص صادرات کالاهاي دو منظوره به ايران حتي در پايان گام سوم هم برداشته نميشود، در حالي که مطابق برجام از همان ابتدا کانال خريدي به منظور بررسي درخواستهاي خريد ايران ايجاد شده است. اين محدوديت نيز در سال هشتم اجراي برجام برداشته خواهد شد.
اين فهرست طولاني از تفاوتهاي قابل توجه برجام و چهارچوب پيشنهادي توسط گروه بينالمللي بحران که با مروري کوتاه بر خلاصه اين پيشنهاد طولاني 66 صفحهاي نگاشته شده است، نشان مي دهد که ادعاي مطرح در تلويزيون حقيقت ندارد، بلکه حقايق موجود هم انکار شده است.
نکته اي که تحليلگران جوان و ناآشنا به مسائل ديپلماتيک را در تحليل مسائل گمراه مي کند، علاوه بر غفلت از اهميت منافع ملي و تحليل جناحي و فرقه اي آن، فقدان شناخت از محيط بين المللي و اقتضائات مذاکرات بين المللي است. برخي جوانان جوياي نام، به تصور اينکه مطلبي يافته يا گفته اند که پيش از آنان، زعماي قوم و مسئولان و تحليلگران برجسته آن را نيافته اند، بي پروا، دستاوردهاي جمعي يک ملت را قرباني اشتهاي وافر براي مشهور شدن مي نمايند، دردي که درماني هم ندارد جز گذر زمان! گذر زمان جوانان جوياي نان و نام را خيلي زود به مسير عقلانيت و وطن پرستي برخواهد گرداند.
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرين خبر در ويسپي
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار