بدون موضوع خراسان/ سید مهدی قوام و ماجراهایی از لاله زار

منبع
خراسان
بروزرسانی
بدون موضوع خراسان/ سید مهدی قوام و ماجراهایی از لاله زار
خراسان/ لاله زار اولين خياباني بود که تمام نشانه هاي غرب از برند و اسم گرفته تا نهاد ها را کنار هم جمع و از همان نقطه هم به ديگر محله ها توزيع کرد. از کاباره هاي به سبک آمريکايي تا انواع و اقسام کالاهاي با برند جنرال و جنرال مد و تا خياط خانه هاي اعياني و تجارت خانه ها و پياله خانه ها و تا سينماهايي چون کريستال و ونوس و سالن هاي تئاتر پارس و دهقان و کافه هاي معروفي چون مولن‌روژ و افق طلايي و بسياري از اماکن و دکان هايي که به سبک غرب رنگ و لعاب گرفته بودند. موج نوگرايي در لاله زار به اندازه اي بود که به "شانز ليزه تهران" شهرت يافته بود. در هر صورت لاله زار تهران محل شکل گيري سبک زندگي آن طرف آبي آن هم به شکل کاملا ظاهرگرايانه و پوسته اي بود. به همين دليل پاتوق متمول ها و متمکن ها و اعياني ها و وابستگان دربار بود و به تبع آن محل تجمع مطرب ها و خواننده هاي روحوضي معروف... اما اين خيابان پاتوق يک نفر ديگر هم بود. پاتوق سيد مهدي لاله زاري.در ميانه اين خيابان مسجدي بود به نام مسجد لاله زار و آخوندي داشت با شهرت سيد مهدي لاله زاري که اسم واقعي او سيد مهدي قوام بود. سيد مهدي هم پاتوق اش همين خيابان بود و اصرار داشت با همين مردم ارتباط داشته باشد. سعدي افشار تعريف مي کند تا سيد مهدي را در خيابان ديدم از خجالت سرم را انداختم پايين تا نبيندم. نزديک که شدم گفت برادر مسجد نمياي؟ فرصت نمي کني ايراد ندارد. اما من براي ديدن شما مي خوام بيام کافه. معروف است يک شب که از منبر مسجد پايين آمده است همان حوالي لاله زار، زني را که خوشنام نبود مي بيند که کنار خيابان منتظر است. او را صدا مي کند تا نزديک بيايد. همراه آقا سيد مضطرب مي شود که مردم حرف درنياورند. از زن مي پرسد چقدر مي گيري تن فروشي مي کني؟ زن با تعجب مي گويد: فلان قدر. سيد دست مي کند جيبش و پاکتي را که پاي منبر گرفته بود و البته عادت داشت هيچ وقت نشمارد به زن مي دهد و قسمش مي دهد تا اين پول تمام نشده از خانه بيرون نيايد. معروف است پاکت تا زماني که زن توبه کند، پول داشت. يک بار ديگر در راه به دسته لات هاي لاله زار بر مي خورد. گروه مصطفي ديوونه و همراهانش. سيد به مصطفي ديوونه مي گويد «بزرگ ترين مرام لاتي شما چيه؟ مي خوام مثل شما داش بشم". مصطفي ديوونه مي گويد "اين که اگر نمک بخوريم نمکدان نمي شکنيم.» سيد مهدي مي گويد: «اين که قانون ما هم هست. ولي شما فقط حرف مي زنيد يا عمل هم مي کنيد؟ اين همه نمک خدا را خورديد چرا نمکدان مي شکنيد.» مصطفي ديوونه با تلنگري عاقبت به خير و باني هيئت محبين پاچنار مي شود که بعدها 50 شهيد را تقديم انقلاب مي کند. سيد مهدي قوام وقتي از دنيا رفت به اندازه‌ دو صحن بزرگ حرم حضرت معصومه، کلاه شاپويي و لنگ به دست آمده و صحن را پر کرده بودند و زار زار گريه مي‌کردند...سبک زندگي سيدمهدي قوام براي اين روزهاي جامعه ما آموختني است. زندگي کردن به سبک سيدمهدي اجازه نمي دهد که متدين ها براي خودشان شهرک مسکوني جدا و سينماي جدا و موسيقي جدا و پارک و محله جدا و در نهايت طبقه اي اجتماعي و جدا از مردم داشته باشند. روحش شاد و يادش گرامي و راهش پر رهرو باد ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

آخرین خبر | بدون موضوع خراسان/ سید مهدی قوام و ماجراهایی از لاله زار