اعتماد/
متن پيش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
نيلوفر رسولي | بازي جمعه شب تيم استقلال و تراکتورسازي تبريز در ورزشگاه يادگار امام اين شهر از حاشيه بينصيب نبود. با اينکه شعارهاي تفرقهافکن توفيق چنداني در ميان تماشاگران حاضر در ورزشگاه هم پيدا نکردند و غائله ختم به خير شد، اما همين رفتار در چند روز اخير موضوع گفتوگو درباره چيستي راهحل برخورد با اين شکل از رفتارها شده است. با توجه به وقوع اين رفتار در يک بستر اجتماعي يعني ورزشگاه «اعتماد» پاسخ اين پرسش را در گفتوگو با دکتر سعيد معيدفر، جامعهشناس و استاد بازنشسته دانشگاه تهران جستوجو کرد. معيدفر سالها به تحقيق و پژوهش در حوزه آسيبهاي اجتماعي و مسائل اجتماعي ايران پرداخته است و از ميان آثار او ميتوان به کتابهاي نظريههاي جامعهشناسي نظم، جامعهشناسي مسائل اجتماعي ايران و مسائل جامعهشناسي ايران (جامعهشناسي قشرها و گروههاي آسيبپذير) اشاره کرد. معيدفر در پاسخ به پرسشهاي «اعتماد» تاکيد ميکند که نبايد از کنار چنين رفتارهايي به سادگي عبور کرد و آنها را تنها رفتارهاي نابهنجاري در ورزشگاه به حساب آورد، بلکه آنها نشانه هستند؛ نشانههايي که ميتوانند در موقعيتهاي ديگري به شکلهاي مختلف خود را نشان دهند و باعث وقوع مشکلات ديگري شوند. از طرفي ديگر قدرت تخريب اين رفتارها به دليل شکلگرفتنشان در جمع بالاست. اما راه برخورد با اين نوع رفتارها از منظر يک جامعهشناس چيست. رييس اسبق انجمن جامعهشناسان ايران پاسخ را از منظر جامعهشناسي در دو نکته خلاصه ميکند: اول فراهمکردن زمينههاي تخليه انرژي و احساسات زايد جوانان از قبيل ورزشهاي سنگين و دوم جذب اين انرژيها و به کار گرفتنشان در جهت ارتقاي کشور.
رفتار تعدادي از تماشاگران در حاشيه بازي استقلال و تراکتورسازي و رفتارهايي از اين دست نهتنها در ايران، بلکه در ساير نقاط دنيا هم در استاديوم و در حاشيه يک رويداد ورزشي به تکرار ديده شدهاند. اين در حالي است که شايد همين افراد در حاشيه خيابان نتوانند دست به چنين اقدامي بزند. به نظر شما چرا ورزشگاه و استاديوم فوتبال در برخي شرايط محلي براي بروز رفتارهاي آسيبزا ميشوند و ريشه اين نوع خاص رفتار در ورزشگاه چيست؟
البته اتفاقي که به آن اشاره کرديد و اتفاقاتي از آن دست مسبوق به سابقه هستند و نخستينبار نيست که شاهد چنين نوع تمايلات و رفتارهايي در استاديوم ورزشي هستيم. انبوه جمعيت استاديوم يکي از پتانسيلهايي است که به بروز اين نوع خاص رفتار کمک ميکند. افراد در اين انبوه جمعيت خيلي آشکار نيستند و به اصطلاح جامعهشناسان جو جمعي استاديوم افراد را ميگيرد. در جامعهشناسي پديدهاي به نام رفتارهاي جمعي وجود دارد، رفتارهاي جمعي يعني رفتارهايي که تحتتاثير جمع رخ ميدهند. يعني فرد در جمع رفتاري را بروز ميدهد که در فضاي عادي آن را صورت نميدهد. يا اينکه در بخش ناخودآگاه افراد اين رفتارها وجود دارد و در انبوه جمعيت و حس باهم بودن و ازدحام و شور جمعي از طريق ناخودآگاه اين رفتارها بروز پيدا ميکنند. در استاديوم اين فرصت هست، خصوصا اينکه دو تيمي که مسابقه ميدهند معمولا نماينده دو گروه هستند. براي مثال يک تيم منتسب به قومي خاص است و طرفدارانش تمايلاتي قومگرايانه ابراز ميکنند و تيم مقابل را در برابر خود و نماينده بخش ديگر جامعه ميبينند. مسابقات فوتبال در دنيا محلي براي بروز تمايلات مليگرايانه هستند. تماشاگران تمايل دارند تيمشان برنده شود زيرا تيم مورد تشويقشان را نماينده خود ميدانند و برندهشدن تيم به معناي برندهشدن خودشان است. حال وقتي در رقابت تنگاتنگ مبارزه ورزشي هواداران دو تيم رويارويي پيدا ميکنند، جنبههاي ناخودآگاه بروز پيدا ميکند و شدت مييابد و منجر به واکنشها و رفتارهاي بهخصوصي ميشود، مخصوصا زماني که تماشاگران زير فشار جمع قرار بگيرند. اين اتفاق هم ناشي از شرايط داخل استاديوم و شور جمعي است و هم در عين حال ناشي از تمايلات ناخودآگاهانهاي است که گاهي فرصت بروز پيدا ميکند. با اين حال نميتوان ساده از کنار چنين رفتارهايي عبور کرد بلکه اين رفتارها و اتفاقات نياز به بررسي دارند. زيرا آنها نشانه هستند؛ نشانههايي که ميتوانند در موقعيتهاي ديگري به شکلهاي مختلف خود را نشان دهند و باعث وقوع مشکلات ديگري شوند.
اگر اين رفتارها مورد مطالعه و بررسي قرار نگيرند و به فرض بياهميت بودن ديده نشوند، در آينده ميتوانند مولد چه نوع آسيبهاي اجتماعي باشند؟
به نظرم معمولا اين رفتارها بيشتر يک نوع رفتار سياسي قومي است تا رفتاري که منشا بروز آسيبهاي اجتماعي شود. آسيبهاي اجتماعي به اين شکل بروز نميکنند. البته ميتوان از منظر خشونت به اين رفتارها نگاه کرد. يعني اين رفتارها به عنوان يک بعد از آسيبهاي اجتماعي ميتواند در آينده منجر به حوادث بسيار خشونتبار در استاديوم و حواشي آن شود. مثلا دو تيم خود را نماينده دو جريان نسبتا متقابل بدانند و باهم درگير شوند يا اينکه رفتارهاي ونداليستي داشته باشند؛ به اين معنا که بعد از برگزاري مسابقه وسايل حملونقل عمومي را تخريب کنند. چنين آثار و نتايجي از اين رفتارها ميتوان انتظار داشت، مثل اتفاقاتي که بعد از بازيهاي شهرآورد رخ ميدهد و از بعد آسيبشناختي ميتوان همين جنبه را مدنظر قرار داد. اما بيشتر از بعد سياسي اين موضوع يا بعد قومي ميتواند اهميت داشته باشد. اينکه سياستگذاران ما متوجه باشند که تا چه اندازه به مسائل قومي دامن ميزنند. چقدر در حوزههاي تصميمگيري اين تبعيضها يا نابرابريها بين اقوام مدنظر ما قرار ميگيرد. فقط محدود به آنها هم نيست. تقريبا در کل کشور شکافهاي بسيار عميق اجتماعي و اقتصادي داريم و موضوع اقوام يکي از آنهاست. تبعيضهايي در جامعه ما روا داشته ميشود. عملا سياستمداران ما در حوزههاي مختلف به هيچوجه تصريح نميکنند که به اين تبعيضها دامن زدهاند اما در عمل به خوبي عيان است که بعضي تبعيضها به شکاف اجتماعي و اقتصادي زيادي منجر شده است و اين رويدادي که به آن اشاره کرديد هم در اين زمينه قابل بحث است.
يعني به نظر شما آسيبهاي اجتماعي اين رفتارها منتج از تبعيضهاي اجتماعي است و خشونت بعد از بازي بخش کمتري را به عهده ميگيرد؟
ببينيد، شکافهاي اجتماعي و اقتصادي کثيري در سراسر جامعه وجود دارد. گاهي ناخودآگاه شکافها از بخشي به بخش ديگر سرايت ميکند. براي مثال ممکن است محروميتي که گروه سياسي پيدا ميکند تبلوري در تمايلات قومگرايانه پيدا کند يا بخشهايي از جامعه که درگير تبعيضهاي اجتماعي هستند فرصتي پيدا کنند و خود را در تمايلات قومي ابراز کنند. آنقدر اين شکافها زياد است که در بخشهايي متفاوت هر جا که فرصت پيدا کند بيرون ميزند. يک صورت نرم آن ميتواند همين رفتارها در استاديوم باشد. اما اين تبعيضها ميتواند در آينده به حوزههاي ديگري نيز سرايت و آسيبهاي ديگر و بيشتري را متوجه جامعه کند.
ونداليسم ورزشي که به آن اشاره کرديد چيست و آيا تخلف محسوب ميشود؟
ونداليسم رفتار هنجارشکنانهاي در جامعه است که ريشه اصلياش ناشي از نارضايتي يا بيمنفعتي گروههاي خاصي از جامعه است که نهايتا آثار خود را در هرج و مرج يا از بين بردن امکانات و وسايل عمومي به صورت فردي و جمعي ميبينند. احتمالا ديدهايد گاهي امکانات عمومي در پارک يا اتوبوس به نحوي توسط عدهاي تخريب ميشود. يا زماني بود که صندلي اتوبوسها را از فايبرگلاس ميساختند تا از تخريبشان توسط افراد خاصي جلوگيري شود. هر جايي که وسايل عمومي باشد عدهاي که خود را افراد ناراضي ميدانند دست به تخريب اموال عمومي ميزنند. بعد از مسابقات ورزشي و فوتبال هم مهم نيست کدام تيم برنده باشد و کدام بازنده، تماشاگراني از هر دو تيم در اين حرکت ونداليستي شرکت ميکنند. اگر زمينههاي نارضايتي در جوانان وجود داشته باشد، اگر جوانان از مسائل شغلي، آينده مبهم، عدم توجه به خواستها و نيازهايشان ناراضي باشند نتيجه نارضايتيشان را به صورت جمعي و در تخريب اموال عمومي ميبينند. اين ونداليسم بعد از مسابقات ورزشي در شرايط شور جمعي اتفاق ميافتد و قدرت تخريب آن بالا و زياد است، در خفا به صورت فردي و در فضاي عمومي به صورت جمعي.
راه برخورد با اين نوع رفتارها چيست؟
در برخي شرايط گفته ميشود اين رفتارها اجتنابناپذيرند و نميتوان آنها را کنترل کرد. شور جواني و حس و حال افراد مسبب اين رفتار ميشود. اگر در شرايطي اين مساله را بپذيريم آيا بايد منفعل باشيم؟ خير بلکه ميتوانيم از قبل کارهايي انجام دهيم که اين نوع رفتارها شکل نگيرد. در گذشته هم جوانها و نوجوانها از اين رفتارها بروز ميدادند مثلا زنگ در خانهاي را ميزدند و فرار ميکردند. يا به شکلي حس قدرتطلبي از خود بروز ميدادند يا براي ديگري مزاحمتي فراهم ميکردند. بايد توجه داشت که اين نوع رفتارها قابل مديريت است. امروز در دنيا سياستگذارها متوجه شدهاند بايد فرصتهايي را در اختيار جوانان قرار دهند تا به اين نوع احساسات و تمايلها تا حدي پاسخ داده شود. مديريت انرژيها، استعدادها و کنشها و فعاليتهاي جمعي ميتواند بسيار تعيينکننده باشد. بالاخره اين دو راهحل هست. ايجاد فرصت مناسب براي به کارگيري اين انرژي و دوم فرصت براي تخليه انرژيهاي تخريبي در جاي ديگر که کمتر هزينه داشته باشد.
بازار