فرارو/ متن پيش رو در فرارو منتشر شده و انتشار آن در آخرين خبر به معناي تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
شهادت سپهد قاسم سليماني، ابومهدي مهندس از فرماندهان حشدالشعبي به همراه هشت تن از همراهانشان توسط آمريکا و در خاک عراق، در کنار واکنشهاي فراواني که داشته است. ابهاماتي هم دارد. سوالهاي مهمي پيرامون اين حمله و انگيزههاي آمريکا براي آن مطرح است.
ايالات متحده مدعي است که سردار سليماني به دنبال طرح ريزي يک حمله بوده و براي دفاع از شهروندانش اقدام به ترور فرمانده نيروي قدس سپاه پاسداران کرده است.
دونالد ترامپ، رئيسجمهوري آمريکا، در ادعايي مضحک اعلام کرد که دليل دستورش براي ترور سردار قاسم سليماني «جلوگيري از جنگ بوده است.»
اين در حالي است که اين ادعاها در واقعه بهانهاي بيش نيست. آمريکا با اين اظهارات به دنبال قانع کردن سياستمداران و افکار عمومي جهان است. در نقطه مقابل ايران با قاطعيت تاکيد دارد "انتقام" خواهد گرفت.
تحليلگران اشتباه کردند
دکتر مهدي مطهرنيا تحليلگر مسائل خاورميانه درباره اتفاق رخداده به فرارو گفت: «در منطق رفتاري و کنشي ايالات متحده آمريکا در پارادايم دهم امنيتي که در اين کشور با آمدن ترامپ کليد خورده است، اساسا اين موضوع غير مترقبه محسوب نميشود. ايالات متحده آمريکا در دوران ترامپ با پارادايم آشوب کار ميکند. در دهه گذشته آمريکا رويکرد خود را متوجه قدرت هوشمندتر آمريکا کرد تا بتواند دکترين پيش دستي بوش دوم در حمله به عراق را ترميم کرده و با ايجاد فضاي مناسب در شکل دهي مثبت افکار عمومي نسبت به آمريکا در زمان اوباما، قدرت اقتصادي خود را تجهيز نمايد و با گذر از بحران اقتصادي سال ۲۰۰۸ زمينههاي هيبت بيشتر اقتصادي خود را فراهم سازد.»
او افزود: «بعد از آنکه اوباما بر سر کار آمد قدرت هوشمندتر به عنوان پارادايم امنيتي ايالات متحده آمريکا حاکم بود که دکترين خاص خود و استراتژي برخاسته از آن را در خدمت باراک اوباما قرار داد تا او بتواند مسير گذار از بحران اقتصادي را هموار کند. محصول حرکت اوباما مانند حرکت کلينتون در دهه ۹۰ روي کار آمدن يک پست نئومحافظه کار بود. به اين ترتيب دونالد ترامپ دهمين پاراديم امنيتي آمريکا کليد زد.»
مطهرنيا اظهار کرد: «اين پارادايم همان "آشوب" بود که دکترين "بازيگر ديوانه" هنري کيسينجر در سال ۲۰۱۱ در خدمت آن قرار ميگيرد و سياست کلان ابهام و پيچيدگي از آن خارج ميشود؛ لذا ميبينيم که اين بازيگر ديوانه به گونهاي عمل ميکند که همواره همگي را در يک وضعيت بهت و حيرت قرار ميدهد.»
او افزود: "اگر به پهپاد ايالات متحده آمريکا حمله ميشود، به هيچ وجه به آن واکنش نشان نميدهد، مسئله نفت کشها را ناديده ميگيرد، حتي حمله به آرامکو را با وجود اينکه انگشت اتهام به طرف تهران است ناديده ميانگارد. در همان زمان که به پهپاد آمريکايي حمله ميشود ترامپ توئيت ميکند که اگر يک آمريکايي کشته شود برخورد سختي صورت ميگيرد. اين بازيگر ديوانه ردپا را در همان جا ميگذارد."
اين تحليلگر مسائل بين الملل با اشاره به کشته شدن يک پيمانکار آمريکايي در حمله نيروهاي حشد شعبي گفت: «ايالات متحده آمريکا وارد جنگ تازهاي شد و با حمله به يک پايگاه کتائب حزب الله از گروههاي وابسته به حشد شعبي ۲۵ تن از نيروهاي اين گروه جانباختند. در ادامه حشد شعبي و مردم عراق به سمت سفارت آمريکا در بغداد حرکت و بخشي از آن را به آتش کشيدند، ايالات متحده مدعي شد که اين موضوع از سوي ايران رهبري شده و شخص سردار سليماني فرماندهي آن را به عهده داشته است. با اين ادعا ايالات متحده در فرودگاه بغداد به خودرو حامل سرلشکر سليماني و ابومهدي مهندس حمله کرد.»
مطهرنيا معتقد است: «اين حمله به ظاهر شوک آور است، اما آنچه که قطعي است، ايالات متحده آمريکا استراتژي جوجيتسو را در پيش ميگيرد. در اين استراتژي سه تاکتيک وجود دارد "تهديد کردن"، "جاخالي دادن" و "پرتاب کردن". آمريکا در ماجرا پهپاد تهديد کرد و در ادامه ايران را به اشتباه در ارزيابي عملکرد ترامپ کشاند.»
او افزود: "بسياري از متخصصان، مشاوران و تحليلگران بين المللي معتقد بودند ترامپ يک معامله گر است، او به هيچ وجه حمله نظامي نميکند و اگر حمله نظامي صورت گيرد قبل از انتخابات ۲۰۲۰ نخواهد بود. اما با توجه به آنچه که بيان شد قطعي بود که آمريکا اين فعل و انفعال را انجام خواهد داد. اکنون هم اگر درگيري نظامي ديگري شکل بگيرد حملات به داخل خاک ايران کشيده خواهد شد و اين ميتواند ايجاد کننده يک جنگ بزرگ در خاورميانه باشد. جنگي که هم واشنگتن در آن ضربه ميبيند و هم کشورها منطقه."
مطهرنيا درباره موضع کشورهاي ديگر در اين رابطه گفت: «هيچ کدام از کشورهاي جهان موضع شفافي اتخاذ نکرده اند. روسها به ملت ايران تسليت گفتند، اما عملکرد آمريکا را محکوم نکردند. چين هم همينطور است. کشورهاي اروپا نيز کمابيش با آمريکا همراهي دارند، اما از سوي ديگر هر دو طرف را به خويشتنداري فرا ميخوانند. کشورهاي منطقه مانند ترکيه و پاکستان نيز که به ايران نزديک هستند به هيچ وجه مطابق توقع واکنش نشان نداده اند. حتي پمپئو ميگويد که درباره حمله با کرزي رييس جمهور افغانستان گفتگو کرده و سران کشورهاي ديگرغرب و شرق راتوجيه نموده است.»
او با بيان اينکه "آنچه که هم اکنون ديده ميشود يک فضاي برزخ گونه در ارتباط با عملکرد آمريکا در ايران است"، اظهار کرد: «تنها حزب دموکرات در آمريکا به واسطه رقابت تنگاتنگ با ترامپ و ماجراي استيضاح او نگران است و سعي ميکند عملکرد ترامپ در حمله به سردار سليماني را خارج از قدرت تعريف شده او به عنوان رييس جمهور آمريکا نشان دهد.»
هدف ترامپ چه بود؟
محسن جليلوند تحليلگر مسائل بين الملل در اين باره به فرارو گفت: «چند تحليل وجود دارد. اول در حوزه مسائل سياست خارجي آمريکاست و دوم در حوزه مسائل داخلي اين کشور است. از منظر سياست خارجي آمريکا تصور ميکند در خاورميانه بايد وضعيتش را تثبيت کند و اين کار را با زدن يک ضربه به ايران انجام داده است.»
او افزود: «آمريکا ميتوانست به پايگاهها و يا تاسيسات نظامي ايران حمله کند، اما تصميم گرفت يک وزنه سنگين نظامي ايران يعني سردار سليماني را هدف قرار دهد و به شهادت برساند.»
جليلوند اظهار کرد: «آمريکا پيش بيني عکس العمل ايران را کرده است. آمريکا تصور ميکند که اگر ايران بخواهد پاسخي به آمريکا دهدکه يقينا خواهد داد، در زميني که آنها بازي کرده اند اين پاسخ را نميدهد و در زميني ديگر تلافي ميکند.»
او افزود: "آمريکا ميخواست ايران را با يک هزينه بسيار زياد مواجه کند و در عين حال منافع خود را هم حفظ نمايد."
جليليوند درباره اهداف داخلي آمريکا از اين حمله گفت: «ترامپ تحت فشار استيضاح است. از سوي ديگر اين سوال از او مطرح است که چرا به حمله به پهپاد، ماجراي کشتيها و حمله به آرامکو پاسخ قاطعي نداده است. او تحت فشار است و با اين حمله سعي در فرافکني و به حاشيه بردن فشارهاست.»
اين تحليلگر مسائل سياسيت خارجي درباره موضع کشورهاي منطقه به ويژه حوزه خليج فارس گفت: «اينکه کشورهاي منطقه نسبت به اين واقعه عکس العمل روشني نشان نداده اند و ماجرا را تائيد نکرده اند ناشي از آن است که به شدت از واکنش ايران بيمناک اند. آنها از اين ميترسند که اگر ايران انتقام بگيرد، آنها نيز در دايره اين انتقام قرار گيرند و متضرر شوند به همين خاطر از موضع گيري صريح خودداري ميکنند.»
جليلوند درباره واکنشهاي محتاطانه شرکاي ايران همچون روسيه و ترکيه در اين باره گفت: «کشورها همه به دنبال منافع ملي خودشانند. آنها از منافع ملي ايران دفاع نميکنند؛ بنابراين اينکه ميبينيد آنها ابراز نگراني کرده اند و عمل آمريکا را محکوم نکرده اند، از اين ناشي ميشود که ميخواهند بالانس روابط خودشان با آمريکا را به هم نزنند.»
او درباره اين که واکنش احتمالي ايران چگونه خواهد بود گفت: «ايران با آمريکا در خيلي از عرصهها روي لبه برخورد قرار دارد. لزومي ندارد ايران حتما در همان زميني که آمريکا اقدام کرده پاسخ دهد، مثلا ژنرال آمريکايي را بزند يا در عراق اقدام نمايد. ايران در سراسر جهان موقعيتها و لبههاي برخورد با آمريکا دارد که ميتواند تلافي کند و هزينه بيشتري هم به اين کشور تحميل نمايد.»
بازار