1. برگزیده
تحلیل ها

موج دوم داعش در عراق و جای خالی سردار سلیمانی

منبع
ديپلماسي ايراني
بروزرسانی
موج دوم داعش در عراق و جای خالی سردار سلیمانی
ديپلماسي ايراني/ متن پيش رو در ديپلماسي ايراني منتشر شده و انتشار آن در آخرين خبر به معناي تاييد تمام يا بخشي از آن نيست عبدالرحمن فتح الهي/ از ابتداي هفته جاري شاهد سلسله عمليات و اقداماتي از جانب داعش بوديم که اين ظن و گمان را تقويت مي کند تلاش هاي جدي به منظور احياي تروريسم در عراق در حال پيگيري است. اين در حالي است که عراق اکنون با چالش‌ها و مشکلات متعدد سياسي، اقتصادي، بهداشتي و امنيتي دست و پنجه نرم مي کند. اگر چه ساعات ابتدايي بامداد امروز پنجشنبه شاهد دادن راي اعتماد مجلس عراق به دولت مصطفي کاظمي بوديم، اما نگراني ها به قوت خود باقي است و معلوم نيست دولت چگونه مي خواهد از پس مشکلات کشور برآيد. ديپلماسي ايراني براي بررسي اوضاع عراق در سايه احياي مجدد داعش در عراق، گفت وگويي را با محمد صالح صدقيان، رئيس مرکز عربي مطالعات ايران، پژوهشگر تحولات عراق و کارشناس مسائل خاورميانه پي گرفته است که در ادامه مي‌خوانيد: پيرو نکات شما در مصاحبه هاي پيشين با ديپلماسي ايراني در خصوص احتمال احياي مجدد هسته‌اي خفته داعش در عراق به نظر مي رسد که تلاش هاي جدي در همين راستا در دستور کار است؛ تلاشي که با مجموعه عملياتي از شنبه هفته جاري در منطقه مکيشيفه، بلد و نيز سامراء واقع در استان صلاح‌الدين شروع شد و تا اينجاي کار به کشته شدن بيش از 20 تن از نيروهاي امنيتي عراقي و نيز شماري از گروه هاي الحشد الشعبي انجاميد و کماکان اين درگيري ها ادامه دارد. اين در حالي است که ما پيشتر و در اول ارديبهشت/20 آرويل هم شاهد حمله داعش به منطقه «الرشاد» در جنوب کرکوک و نيز حمله 19 فرودين/ 7 آوريل در سليمانيه بوديم که دو نيروي پيشمرگ در اين حملات کشته شدند. البته در کنار آن اخباري هم در رابطه با احتمال افزايش تحرکات داعش در ديالي، موصل و ذي قار نيز به گوش مي رسد. از نگاه شما اين تلاش ها براي احياي مجدد داعش در عراق با چه هدف يا اهدافي در حال پيگيري است؟ همان گونه که من در مصاحبه هاي پيشين با ديپلماسي ايراني اين هشدار را داده بودم اکنون به طور واضح و آشکار شاهد تلاش‌هاي جدي به منظور احياي داعش در عراق و حتي در منطقه خاورميانه هستيم. پيرو اين نکته ديگر براي تمامي ناظران و کارشناسان تحولات خاورميانه اين يک واقعيت و اصل انکار ناپذير است که داعش و تروريسم يکي از برگه هاي بازي ايالات متحده آمريکا در منطقه غرب آسيا براي رسيدن به اهداف و منافع واشنگتن به شمار مي رود. لذا هر زمان که کاخ سفيد احساس کند از طريق تقويت تروريسم مي‌تواند اهداف خود را در خاورميانه محقق کند تلاش هاي جدي براي احياي داعش و گروه هاي مشابه را در دستور کار قرار مي دهد. اکنون هم به واسطه همين احساس نياز ايالات متحده به تروريسم ما به وضوح مي بينيم که طي روزهاي اخير تلاش جدي از جانب آمريکا البته با همراهي و پشتيباني برخي از کشورهاي منطقه براي احياي داعش در عراق در دستور کار اين کشورها قرار گرفته است. اما در پاسخ دقيق به سوال شما من معتقدم احياي مجدد داعش در عراق يک سناريوي جديد از طرف کاخ سفيد متناسب با شرايط سياسي دونالد ترامپ در داخل خاک ايالات متحده آمريکا، آن هم در ماه هاي منتهي به انتخابات رياست جمهوري است. به هر حال با تداوم و تشديد شيوع کرونا در آمريکا موج انتقادات و هجمه هاي سياسي و رسانه‌اي عليه دونالد ترامپ به شدت افزايش پيدا کرده است. بنابراين سناريوي احياي مجدد داعش تلاشي است براي ايجاد انحراف در افکار عمومي داخلي و بين المللي و نيز کوششي از جانب دونالد ترامپ براي دست يافتن به برخي اهداف و منافعي است که تاکنون در منطقه خاورميانه براي وي محقق نشده تا حداقل بتواند در انتخابات رياست جمهوري آمريکا برگه هاي برنده اي به منظور تقابل با جو‌بايدن داشته باشد. البته در اين ميان تحرکات پررنگ داعش در خاک عراق طي روزهاي اخير و به واسطه آن احتمال احياي هسته هاي خفته داعش، زنگ بحران امنيتي را در اين کشور به صدا در آورده است. اينها علاوه بر آن است که اين کشور از اول اکتبر سال 2019 با بحران عدم کارايي دولت در مبارزه با فساد گسترده و سيستماتيک، عدم تشکيل دولت سهامي، بهبود وضعيت اشتغال، ارتقاي سطح معيشت و برخورداري جامعه از خدمات حداقلي شهري مواجه بوده است. مضافا اين که وضعيت بحراني عراق، هم از نظر بهداشتي و درماني به واسطه احتمال تدوام و تشديد شيوع کرونا و هم از جهت اقتصادي به دليل کاهش شديد بهاي نفت خام در بازارهاي جهاني و به تبع آن کسري بودجه جدي که مي تواند به بحران اقتصادي در اين کشور بينجامد، سبب شده تا عراق با يکي از پيچيده ترين و بغرنج ترين شرايط مواجه باشد. در سايه اين نکات و به نظر شما آيا در بستر سينرژي اين چالش ها و بحران ها بغداد خواهد توانست بستر را براي بهبود وضعيت مهيا کند؟ اساسا خود اين وضعيت تا چه اندازه در پيگيري تلاش‌ها براي احياي داعش در عراق موثر بوده است؟ ببينيد نکته بسيار مهمي که در اين ميان وجود دارد اين است که به نظر من اگرچه مجموعه چالش ها و معضلاتي که شما به آن اشاره کرديد قطعاً در پيگيري تلاش براي تحقق سناريوي احياي داعش در عراق موثر بوده است، اما در عين حال من معتقدم ايالات متحده آمريکا به عنوان برنامه ريز اين سناريو، شرايطي را پيش نخواهد آورد که ما با احياي کامل داعش، مشابه با وضعيت سال ۲۰۱۴ در عراق مواجه باشيم که نزديک به يک سوم خاک اين کشور را در موصل تصرف کرد. چون اين امکان هم وجود دارد که امنيت نيروهاي آمريکايي و برخي اهداف واشنگتن نيز، ذيل احياي کامل داعش در عراق تحت الشعاع قرار گيرد. پس ايالات متحده ريسک احياي کامل داعش در عراق را نخواهد پذيرفت. همان گونه که پيشتر اشاره کردم داعش يک برگه بازي سياسي و امنيتي براي کاخ سفيد به منظور تحقق اهداف و منافعش است و چون اکنون ترامپ با وضعيت نامناسب سياسي در آمريکا، آن هم در ماه هاي منتهي به انتخابات رياست‌جمهوري مواجه هست، تلاشي براي «احياي نسبي و موقت داعش در عراق» در دستور کار است تا رئيس جمهور آمريکا بتواند فشاري به برخي جريان هاي سياسي در عراق وارد آورد که منافع و اهداف وي در خاورميانه را محقق کنند. در اين رابطه من معتقدم تلاش هاي آمريکا در خصوص تحقق سناريوي احياي مجدد داعش بيشتر براي تشکيل هر چه سريع تر دولت مصطفي کاظمي و فشار به جريان هاي سياسي عمدتا شيعي عراقي به منظور دادن راي اعتماد به کابينه او در مجلس بود که ما ساعات اوليه بامداد امروز پنج شنبه شاهد تحقق اين مهم بوديم. چون به هر حال واقعيت اين است که آقاي کاظمي يک گزينه نزديک به آمريکايي‌هاست. لذا تنها ساعاتي بعد از تشکيل کابينه آقاي کاظمي شاهد بوديم که کاخ سفيد صبح امروز پنج شنبه، هم معافيت هاي تحريم واردات برق از ايران را به مدت ۱۲۰ روز تمديد کرد و هم حمايت رسمي خود از دولت و نخست وزير جديد عراق را اعلام کرد. لذا اگر شما به سلسله حوات و اتفاقات عراق از همان چهار هفته پيش و از زماني که آقاي مصطفي کاظمي به عنوان جانشين نخست وزير عراق معرفي شد، دقت کنيد ما مي‌بينيم که در طول اين مدت اتفاقات معناداري در عراق روي داد. در اين راستا ما با مجموعه عملياتي از جانب داعش در مناطق مختلف و استان هاي متعدد در عراق مواجه بوديم. بنابراين احتمال وجود دارد که ارتباط جدي ميان تلاش براي تقويت داعش و انجام اين سلسله عمليات در هفته هاي اخير پس از معرفي شدن آقاي کاظمي به عنوان جانشين نخست وزير و فشار به جريان هاي سياسي براي تاييد کابينه وي و راي اعتماد به دولت مصطفي کاظمي وجود داشته باشد. اما اين تحليل شما در تعارض با برخي واقعيت هاست. چون به نظر مي رسد که انتخاب مصطفي کاظمي به عنوان نخست وزير عراق بيشتر تلاشي از جانب جريان هاي سياسي همسو با ايران به منظور کنار گذاشتن عدنان الزرفي که گزينه مدنظر و حتي ايده آل آمريکايي‌ها بود، صورت گرفته است. پس آيا اين نکته تحليل شما را زير سوال نمي برد؟ به هيچ وجه؛ بينيد واقعيت اين است که اگر چه آقاي مصطفي کاظمي روابط خوبي با جمهوري اسلامي ايران دارد و نيز فارغ از اينکه تا چه اندازه جريان ها و احزاب سياسي همسو با جمهوري اسلامي ايران در عراق تلاش جدي براي روي کار آوردن وي به عنوان جانشين نخست وزير داشته‌اند بايد اين واقعيت را هم بايد در نظر گرفت که آقاي کاظمي همزمان روابط بسيار خوب و حسنه‌اي با ايالات متحده آمريکا دارد. شايد در نگاه اول آمريکايي‌ها بين عدنان الزرفي و مصطفي کاظمي بدون ترديد الزرفي را انتخاب مي کردند، اما قطعاً مصطفي کاظمي نيز گزينه مناسبي براي پيگيري منافع آمريکايي ها در عراق به شمار مي رود. در کنار اين نکته، مسئله ديگر اين است که اکنون جريان هاي سياسي عراقي به خصوص جريان هاي عمدتا شيعي همسو با ايران در تقابل با پروسه خروج آمريکا از عراق بر سر يک دو راهي قرار گرفته اند که آيا به يکباره آمريکا را وادار به خروج کامل از عراق کنند که قطعاً چالش‌ها و تبعات سياسي و به خصوص اقتصادي، ديپلماتيک و امنيتي براي عراقي ها در پي خواهد داشت و يا اينکه در يک برنامه ريزي ميان مدت اين خروج به صورت گام به گام و مرحله اي صورت گيرد. در اين راستا به نظر مي‌رسد بهترين سناريو براي عراقي‌ها گزينه دوم و خروج مرحله‌اي و تدريجي آمريکا از عراق است. خصوصاً که اکنون اين کشور با چالش هاي متعدد اقتصادي، امنيتي، سياسي، اجتماعي و حتي بهداشتي مواجه است. بنابراين مصطفي کاظمي مي تواند به عراق در تحقق پروسه خروج تدريجي و گام به گام آمريکايي ها از عراق کمک کند. پس اگر جريان هاي سياسي همسو با ايران تلاش براي روي کار آوردن آقاي کاظمي در سمت جانشين نخست وزير عراق داشته اند بيشتر به اين منظور بوده است که از نفوذ آقاي کاظمي در آمريکايي‌ها براي کنترل نيروهاي نظامي ايالات متحده آمريکا و نيز خروج تدريجي اين نيروها از خاک عراق استفاده کنند. البته اين نکته نيز لازم به ذکر است که اگر چه ما ساعات اوليه بامداد امروز پنج شنبه شاهد تحقق سناريوي آمريکايي مبني بر دادن راي اعتماد به کابينه مدنظر آقاي مصطفي کاظمي در مجلس عراق بوديم و دولت وي تشکيل شد، اما من معتقدم که آقاي کاظمي از پتانسيل و ويژگي هاي يک نخست وزير موفق، مدبر، داراي قاطعيت و هوش بالا در حل مشکلات و بحران هاي کنوني عراق بي بهره است. اگر شما به کارنامه نخست وزير جديد عراق نگاه کنيد، مي بينيد که او در ابتدا يک چهره رسانه‌اي در شبکه هاي عراقي بود که در آن مدت هم چندان موفق ظاهر نشد و بعد از آن مصطفي کاظمي به عنوان يک کارمند معمولي در نخست وزيري عراق مشغول به کار شد، اما به ناگاه سر از سمت رياست دستگاه اطلاعات و امنيت عراق درآورد. البته که در همين مدت نيز خروجي و کارنامه موفقي از وي در سمت رئيس دستگاه اطلاعات و امنيت عراق شاهد نبوديم. بنابراين دولت آقاي کاظمي که قطعاً در سايه شرايط کنوني بايد آن را «دولت بحران ها» ناميد، نمي‌تواند دولتي باشد که از پس مديريت چالش‌ها و حل معضلات اقتصادي، امنيتي، اجتماعي و بهداشتي و درماني عراق برآيد. يعني در بهترين حالت دولت مصطفي الکاظمي چندان بهتر از کابينه عادل عبدالمهدي عمل نخواهد کرد! شما در دو مصاحبه اخير با ديپلماسي ايراني همواره بر خلاء سردار سليماني در تحولات عراق اشاره کرديد. اکنون در سايه تلاش براي احياي مجدد داعش در خاک اين کشور از نگاه شما فقدان فردي مانند سردار سليماني تا چه اندازه بستر را براي پيگيري تلاش ها به منظور احياي داعش در عراق فراهم کرده است؟ آيا در سايه نبود سردار سليماني امکان تحقق کامل اين سناريو وجود دارد؟ همانگونه که شما هم به درستي اشاره کرديد من در دو مصاحبه اخير با ديپلماسي ايراني بر اين نکته بسيار مهم اشاره کردم که قطعاً نبود سردار سليماني در عراق و منطقه خاورميانه چالش هاي امنيتي، سياسي و ديپلماتيک جدي را شکل خواهد داد به گونه‌اي که حتي اهداف و منافع آمريکا در خاورميانه را به خطر خواهد انداخت. چون اگرچه در نگاه اول داعش به عنوان برگ بازي سياسي و امنيتي آمريکا عمل مي‌کند، اما قطعاً داعش همواره در مسير ريل گذاري شده کاخ سفيد عمل نخواهد کرد و در مواقعي مي تواند منافع و برنامه هاي واشنگتن را نيز به خطر بيندازد. بنابراين من اکنون معتقدم که خود آمريکايي‌ها نيز در رابطه با ترور سردار سليماني بيش از گذشته پشيمان شده اند. چون قطعاً سردار سليماني يک مهره بسيار تاثيرگذار در مديريت امنيت، سياست و ديپلماسي منطقه خاورميانه و بالانس تحولات ميداني در غرب آسيا بود. پس در راستاي دو مصاحبه قبلي با ديپلماسي ايراني باز هم تکرار مي کنم که به نظر من اکنون در ميان مقام هاي سياسي، نظامي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران هيچ فردي وجود ندارد که معدل هايي نزديک به معدل حاج قاسم سليماني در حوزه سياسي، ديپلماتيک و نظامي را به صورت همزمان داشته باشد. چرا که بنا به اظهارنظر خود آقاي دکتر ظريف، وزير امور خارجه سردار سليماني علاوه بر يک فرمانده قدرتمند نظامي و امنيتي يک ديپلمات تمام عيار بود که توانست در برهه هاي حساس، پيچيده و بحراني سياسي و ديپلماتيک منطقه خاورميانه از لبنان تا سوريه و عراق شرايط را به گونه‌اي مديريت کند که از کمتر ديپلماتي اين کار برمي‌آيد. لذا قطعاً نبود چنين فردي مي تواند باعث شود که ايالات متحده آمريکا برنامه هاي خود را با خيال آسوده تري براي افزايش فشار بر جريانات سياسي به منظور قبولاندن آقاي کاظمي مانند عدان الزرفي به عنوان جانشين نخست وزيري و تشکيل کابينه و راي اعتماد دادن مجلس عراق به دولت وي در دستور کار خود قرار دهد که نهايتا هم اين سناريو ديشب محقق شد. به هر حال سردار سليماني شخصيتي بود که روابط بسيار نزديکي با اکثر جريان هاي کردي اهل سنت و شيعيان عراق داشت و با استفاده از هوش سياسي خود توانسته بود اين جريانات را به يک اشتراک نظر در خصوص مسائل مهم برساند. همين مسئله سبب شده بود تا تمام تلاش‌هاي ايالات متحده آمريکا براي پيشبرد اهدافش در عراق با شکست و ناکامي همراه شود. اما متاسفانه بعد از شهادت سردار سليماني اکنون ورق کاملاً برگشته است و آمريکا مي‌تواند بدون موانع پيشين برنامه‌هاي خود را در عراق پيگيري کند. کما اينکه در يک دوره شاهد برخي تهديدات سياسي، امنيتي و ديپلماتيک از جانب آمريکايي ها براي حمايت از عدنان الزرفي بوديم که در مصاحبه با ديپلماسي ايراني آن را کالبدشکافي و تحليل کرديم و بعد از آن نيز طي چهار هفته اخير سناريوي احياي مجدد داعش در عراق براي ايجاد فشار بر جريان سياسي عمدتا شيعي به منظور دادن راي اعتماد به کابينه مصطفي کاظمي نيز در دستور کار قرار گرفت. در اين خصوص ما شاهديم که اتفاقاً انتخاب سه فرد پشت سر هم از محمد توفيق علاوي تا عدنان الزرفي و در نهايت مصطفي الکاظمي به عنوان نخست وزير عراق، گواه اين واقعيت است که نبود سردار سليماني چه آثار و تبعات سوء و مخربي بر عراق داشته است. در حالي که در کليه مقاطع از سال ۲۰۰۳ تا زمان شهادت سردار سليماني تمام نخست وزيرهاي عراق توانسته بودند از پارلمان اين کشور راي اعتماد بگيرند. يعني اياد علاوي در سال ۲۰۰۴، ابراهيم جعفري در سال ۲۰۰۵، نوري مالکي ۲۰۰۶ و سال ۲۰۱۰ ، حيدر عبادي سال ۲۰۱۴ و در نهايت عادل عبدالمهدي در سال ۲۰۱۸ توانستند راي اعتماد را از مجلس عراق کسب کنند. چراکه سردار سليماني توانسته بود علاوه بر توان نظامي و امنيتي به يک درک درست و عميق از جريانات سياسي و اجتماعي عراق برسد و در طول اين سال‌ها سردار سليماني سعي کرده بود با هماهنگ کردن و پررنگ کردن فصل اشتراکات جريانات شيعه عراق، سهم جدي در تعيين نخست وزير داشته باشد. لذا نقش حاج قاسم سليماني در آينده سياسي عراق غير قابل انکار بود و اين نشان از خلاء دوران بعد از او دارد. لذا چون اکنون کسي در حد و اندازه هاي او براي مديريت شرايط در عراق وجود ندارد که بتواند به نفع روند سياسي و آينده عراق نقش‌آفرين باشد، ما شاهد بوديم که بعد از شکست محمد توفيق علاوي در تشکيل کابينه و بعد از آن استعفا و کناره گيري عدنان الزرفي از سمت نخست وزيري و تشکيل دولت و همچنين چالش‌هاي سياسي براي تکميل کابينه مصطفي کاظمي به عنوان گزينه سوم جانشين نخست وزيري در عراق، کار را به جايي رساند که اين کشور تا مرز شکل‌گيري يک بن بست و بحران سياسي تمام‌عيار پيش رود.
#باهم_شکستش_مي‌دهيم ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره