نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
تحلیل ها

بلومبرگ: آیا آمریکا به اجرای طرحی مانند «کودتا علیه مصدق» در چین فکر می کند؟

منبع
انتخاب
بروزرسانی
بلومبرگ: آیا آمریکا به اجرای طرحی مانند «کودتا علیه مصدق» در چین فکر می کند؟
انتخاب/ متن پيش رو در انتخاب منتشر شده و انتشار آن در آخرين خبر به معناي تاييد تمام يا بخشي از آن نيست هال برندز- بلومبرگ/ هر طور که حساب کنيم، دولت آمريکا در طرح ناکام سرنگوني نيکلاس مادورو، رئيس جمهور ونزوئلا نقشي نداشته چرا که در صورت مشارکت آژانس اطلاعات مرکزي اين طرح خنده‌دار اجرا شده توسط مخالفان دولت مادورو خيلي بهتر و دقيق‌تر اجرا مي‌شد. طرح کودتاي اخير توسط نيروهاي امنيتي رژيم مادورو به محض آغاز کشف و سرکوب شد. در ادامه اين مطلب آمده است: به هر حال، اين مقدمه بي اهميت ما را به اين سمت و سو مي‌برد تا به طور جدي درباره نقش مداخلات پنهان براي تغيير رژيم در سياست آمريکا بيانديشيم. همانطور که واشنگتن در طول جنگ سرد سعي در تضعيف يا سرنگوني رژيم‌هاي مخالف خود داشت، ممکن است بار ديگر در جريان رقابت فزاينده خود با چين به چنين روش‌هايي روي بياورد. احتياط در اين زمينه ضروري است چرا که تاريخ به ما مي‌گويد اگرچه مداخلات پنهان در کشورهاي ديگر گاهي مي‌تواند يک وسيله مفيد و مقرون به صرفه براي ما باشد، اما اين روش مملو از خطرات و پيامدهاي عميق اخلاقي است. روش اقدام پنهاني در دوران جنگ سرد پديد آمد. در اواخر دهه 1940، وقتي سيا و شوراي امنيت ملي به وجود آمدند، واشنگتن شروع به افزايش مداخلات جهاني خود تحت پوششي محرمانه کرد. در طول دهه‌هاي بعد، آمريکا به دنبال بي ثبات کردن يا جايگزيني دولت‌هاي متعددي بود که در حوزه نفوذ شوروي قرار داشتند يا امکان نفوذ کمونيسم در آنها بالا بود. واشنگتن به اقدامات پنهاني متوسل شد زيرا رهبران آن معتقد بودند توازن ژئوپليتيکي به نفع شوروي شکننده است و واشنگتن به روشهاي مقرون به صرفه‌اي براي رقابت جهاني احتياج دارد. از آنجا که پيروزي در اين مبارزه عليه دشمن بي رحمي به نام شوروي در جهان سوم ممکن است نياز به مبارزه با روشهاي کثيفي داشته باشد، پس واشنگتن بايد بتواند اين کار را به شيوه‌اي آرام انجام دهد. سيا در دهه 50 با موفقيت دولت‌هاي گواتمالا و ايران را سرنگون يا حداقل به سرنگوني آن‌ها کمک کرد. اين مبارزه در سايه از آمريکاي مرکزي و جنوب آفريقا تا افغانستان براي سراسر دهه 1980 ادامه داشت. در اکثر موارد، آمريکا کمونيست‌ها يا رژيم‌هاي استبدادي رقيب خود را سرنگون مي‌کرد، اما گاهي رهبران منتخب دموکراتيک مانند سالوادور آلنده در شيلي را نيز هدف مي‌گرفت چرا که اينگونه تصور مي‌شد او در جريان جنگ سرد در سمت شوروي قرار گرفته است. در يک گزارش طبقه بندي شده درباره عمليات سيا که در سال 1954 صورت گرفته، اشاره شده که ما با يک دشمن سنگ‌دل روبرو هستيم که هدف آن تسلط بر جهان است. شوروي تاکنون بر اساس هنجار‌ها عمل نکرده است. همين گفته نشان مي‌دهد که چرا اقدامات پنهاني براي بسياري از آمريکايي‌ها حتي از نظر اخلاقي نيز قابل اغماض است. با فاش شدن نقش‌هاي سيا در دهه 1970 در شيلي و تلاش‌هاي آن براي ترور رهبران خارجي، اين سازمان ضربه‌هاي شديدي را متحمل شد. پس از جنگ سرد، مداخلات پنهان از اهميت بيشتري برخوردار شد. براساس گزارش‌هاي منتشر شده، واشنگتن به دنبال گزينه‌هاي پنهان براي سرنگوني صدام حسين، رهبر عراق و ديگر دشمنان قسم خورده خود بوده است. با وجود اين، از بين رفتن تهديد اتحاد جماهير شوروي، ضرورت‌هاي ژئوپليتيک رقابت براي نفوذ در سراسر دنيا را کاهش داد. در همين حال، گسترش دموکراسي و استفاده از ابزار آشکاري براي ترويج آن به آمريکا امکانات بيشتر و در عين حال اخلاقي‌تري داد. وقتي واشنگتن مي‌تواند براي تأثيرگذاري در انتخابات گرجستان يا اوکراين از گروه‌هاي غيردولتي و نظارتي استفاده کند، چرا بخواهد به دنبال استفاده از نيروهاي مخفي باشد؟ همانطور که آلن وينشتين، بنيانگذار بنياد وقف ملي براي دموکراسي، گفت: بسياري از کارهايي که ما امروز انجام مي‌دهيم 25 سال به طور پنهاني توسط سيا انجام گرفته است. رقابت آمريکا با چين و به ميزان کمتري با روسيه هر روز از نظر جغرافيايي شدت و گسترش مي‌يابد. طي چند سال آينده واشنگتن ممکن است به دنبال گزينه‌هاي پنهاني براي جلوگيري از هم صدايي برخي کشورهاي مهم در جنوب صحراي آفريقا، خاورميانه يا آسياي جنوب شرقي با پکن باشد. اگرچه به نظر دور از ذهن مي‌رسد، اما فقط کافي است نگاهي به سطح رقابت‌ واشنگتن و پکن طي 3 سال گذشته بياندازيد تا متوجه ميزان افزايش آن شويد. هنوز مشخص نيست اين رقابت طي يک دهه آينده دقيقا به چه سمت و سويي مي‌رود، اما به ياد داشته باشيد که سياست گذاران آمريکا احتمالا در اواخر دهه 1940 هرگز تصور نمي‌کردند که ربع قرن بعد، يک مبارزه پيچيده پنهاني براي نفوذ بر آنگولا داشته باشند! اين يک اصل در سياست بين‌الملل است که گاهي رقابت‌ کشورها را به جاهايي مي‌برد که تا پيش از اين حتي تصورش را هم نمي‌کردند آن جا حضور داشته باشند. اما آيا مداخله پنهاني ايده خوبي است؟ برخي از تحليلگران معتقدند که اين رويکرد به ندرت مفيد واقع مي‌شود و بايد از آن اجتناب کرد. کشورها معمولاً هنگامي که گزينه‌هاي ديگرشان شکست خورده يا نامطلوب تلقي مي‌شود، دست به اقدامات پنهاني مي‌زنند، بنابراين احتمال موفقيت در اين رويکرد هم کم است. در اواخر دهه 1940، حمايت پنهان از سياستمداران دموکرات در ايتاليا نقشي کم اما احتمالاً مهمي در مقابله اين کشور در برابر چالش‌هاي کمونيستي ايفا کرد. در خاورميانه نيز آمريکا به سرنگوني محمد مصدق، نخست وزير ايران در سال 1953 کمک کرد و از اين طريق، 25 سال پيمان استراتژيک مهمي در خليج فارس با تهران برقرار نمود. در شرق آسيا حمايت سيا به ارتش اندونزي کمک کرد پس از سرنگوني يک رهبر ضد آمريکايي به نام سوکارنو در سال 1965، به تحکيم قدرت بپردازد. در دهه 1970، هنگامي که بنيادگرايي ايدئولوژيک در حال فتح جهان سوم بود و آمريکا سرگرم بحران ويتنام اقدامات پنهاني اين چنيني اهميت بيشتري يافت. در همين راستا دولت ريگان در دهه 1980، از روش‌هاي پنهاني گسترده براي فشار آوردن به اهداف شوروي در افغانستان، نيکاراگوئه و آنگولا و افزايش هزينه‌هاي حضور جهاني مسکو استفاده کرد. بدون اين اقدامات پنهاني احتمالا آمريکا نمي‌توانست پيروز جنگ سرد باشد. البته متاسفانه اين دخالت‌ها ابعاد تاريکي هم داشت. آمريکا با کمک به ارتش اندونزي در سال 1965 باعث خشونت‌هايي هولناک و کشته شدن نزديک به نيم ميليون نفر شد. در ايران نيز آمريکا بهاي گزافي بابت کودتا پرداخت، يکي از دلايل خصومت حکومت فعلي ايران با آمريکا همين دخالت واشنگتن در ماجراي کودتا براي برکناري مصدق بوده است. آمريکا از برخي افراد شايسته که در دهه 1980 با رژيم‌هاي کمونيستي مبارزه مي‌کردند، حمايت کرد، اما همزمان در بي ثبات کردن رژيم دموکراتيک آلنده در اوايل دهه 1970، نقش مهمي داشت. ماهيت مداخلات پنهان به گونه‌اي است که هم مي‌تواند منجر به استقرار دموکراسي گردد و هم بر عکس ابعاد غير اخلاقي داشته باشد. اين احساس در آمريکا که تقريباً هر سيستمي حتي غيردموکراتيک بهتر از کمونيسم است باعث شد که واشنگتن از بسياري رژيم‌هاي اقتدارگرا اما ضد شوروي حمايت کند، اين خود عاملي شد که منجر به نفرت کشورهاي جهان سوم از آمريکا گرديد. يکي از تراژدي‌هاي رقابت ژئوپليتيکي اين است که غالبا قدرت‌هاي بزرگ انتخاب‌هاي زشتي مي‌کنند. گاهي براي حاصل نشدن نتايج منفي کشورها دست به اقداماتي مي‌زنند که از نظر اخلاقي و حتي ژئوپلتيک درست نيست، آمريکا نيز گاهي با هدف کسب نتايج مثبت در آينده دست به چنين اقداماتي زده است. با اين حال تاريخ نشان مي‌دهد که اقدامات پنهاني راه حلي براي چالش‌هاي ژئوپليتيکي يک کشور نيست و برعکس مي‌تواند تراژدي‌هاي خاص خود را ايجاد کند.
#باهم_شکستش_مي‌دهيم ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره