فرارو/ متن پيش رو در فرارو منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست

طي مراسمي تفاهم نامه همکاري هاي علمي و بين المللي با دکتر موسويان استاد دانشگاه برينستون آمريکا به عنوان عضو هيأت علمي وابسته دانشگاه کاشان به امضاء رسيد. در اين مراسم که بسياري از اساتيد دانشگاه بصورت حضوري و مجازي حضور داشتند، موسويان آخرين تحولات جهاني به ويژه انتخابات آمريکا و مسايل ايران را تشريح کرد.

موسويان گفت: در مسير انتخابات پيش روي آمريکا ما سه مقطع حساس در کمتر از يک سال در پيش رو داريم.

اول اينکه در تاريخ سياسي انتخابات آمريکا يک عبارتي وجود دارد به نام آکتبر سوپرايز.برخي از روساي جمهوري که قبل از انتخابات نوامبر در وضعيت خيلي بد و شکننده اي بودند، دست به کارهاي خطرناکي ميزدند براي اينکه افکار عمومي را منقلب کنند تا شرايط حاد امنيت ملي براي آمريکا درست کنند تا هر دو حزب مجبور شوند به او راي دهند.اخيرامجله آمريکايي فارين افرز مقاله اي نوشته که ترامپ وضعيت شکننده اي در افکار عمومي و انتخابات دارد و احتمال باخت آن بالاست و آيا اکتبر سورپرايز او حمله به ايران خواهد. محافل رسانه اي و سياسي آمريکا اين احتمال را مطرح کرده اند که ترامپ وضعيت شکننده اي دارد و ممکن است در اين مقطع که تقريبا از دو هفته ديگر تا ۴ نوامبر روز انتخابات است، دست به هر اقدامي بزند تا پيروز شود.مثلا يک مورد اينکه اخيرا اعلام کرده که دوم نوامبر واکسن کرونا را عرضه خواهم کرد. يعني دو روز قبل از انتخابات.

مقطع دوم حساس ۴ نوامبر که رييس جمهور مشخص مي شود تا ژانويه که رئيس جمهور منتخب به کاخ سفيد مي رود و رسما کار خود را شروع مي‌کند.اين دو سه ماه در تاريخ تحولات سياسي آمريکا حساس است به طوري که اگر رييس جمهور باخته باشد فقط سه ماه فرصت دارد و ممکن است برخي کارهاي غيرقابل پيش بيني انجام دهد.

مقطع سوم از ژانويه( بهمن ماه) است که رييس جمهور جديد آمريکا کار خود را شروع مي‌کند تا خرداد سال آينده که انتخابات رياست جمهوري ايران را داريم و رييس جمهور جديد ايران تعيين مي‌شود.

معمولا رييس جمهور منتخب آمريکا مي‌خواهد تحولات مورد نظرش در روابط سياست خارجي را در ۵ -۶ ماه اول کارش اعلام کند، در افکار عمومي مياورد و اقداماتي انجام مي‌دهد. اينجاست اگر ترامپ يا بايدن انتخاب شود و بخواهد تحول جديدي در رابطه ايران و آمريکا بوجود آورد و اول کار برخي سياستهاي خود را بخواهد عملياتي کند. اين مقطع سوم خواهد بود.

مشکل مقطع سوم اين است که ما در شرايطي خواهيم بود که دولت در روزهاي آخر کارش است که معمولا در تصميم گيري هاي کلان فلج است. طبيعتا اين دوزمان متفاوت در صحنه تصميم گيري دو کشور است يعني در شش ماهي که رييس جمهور آمريکا اگر بخواهد اقدام مهمي را در مورد سياست خارجي کند، در مقابلش دولتي است که در حال رفتن است و قادر به تصميم گيري هاي مهم نيست.لذا اگر فرصتي براي تحول باشد، ممکن است که از دست برود.

اين در ۹ماه آينده سه مقطع را با آن روبرو خواهيم بود که اميدواريم به سلامت بتوانيم از آن عبور کنيم.

در تاريخ رابطه ايران و آمريکا در سه سال و نيم گذشته ترامپ بيشترين تحريم ها و فشارهايي که عليه يک کشور در تاريخ تصور ميشد، را اعمال کرد. فقط تحريم هاي هسته اي نبودبلکه ايشان تحريم هاي غير هسته اي و فرا هسته اي عليه ايران اعمال کرد که اصلا کسي نمي توانست آن را تصور کند، به عنوان مثال تعيين سپاه به عنوان سازمان تروريستي که اين غير قابل تصور بود که بخش نظامي ايران را سازمان تروريستي اعلام کند ياا تحريم مقام معظم رهبري ، تحريم وزير امور خارجه و مقامات ارشد کشور.

بنابراين ما در شرايطي هستيم در تاريخ روابط که مي توانيم بگوييم که در اوج خصومت روابط قرار گرفته ايم.مقام معظم رهبري در يکي از سخنراني هايشان فرمودند که ما جنگ اقتصادي، امنيتي، سايبري وفرهنگي را داريم. واقعيت اين است که منهاي يک جنگ گسترده نظامي، همه توطئه ها و تحريم ها در اين سه ساله بر عليه ايران اعمال شده است. از جمله اخيرا حمله به سايت هسته اي نطنز و ترور سردار سليماني که در اتفاق افتاد.

نکته دوم که بي سابقه است اتحاد مثلث ارتجاع عرب، صهيونيزم بين الملل وتندروهاي آمريکاست که هيچ وقت چنين اتحاد و تشکلي سازمان يافته و عملياتي عليه ايران را نداشتند.

شايد برخي فکر کنند تعابير و مفاهيم سياسي که ما داريم مثل استکبار جهاني و صهيونيزم وارتجاع عرب؛ تعابير زبان انقلابي ايران است .امااين طور نيست.تعبير استکبار جهاني را داريم که چين و روسيه را انرا قلدري و زورگويي امريکا مي گويند واروپايي ها هم آن را با تعبير يکجانبه گزارش معرفي مي‌کنند که معني هرسه تعبير به معني سلطه طلبي آمريکاست.

نکته سوم من اين است که هيچ وقت در ۴۰ سال گذشته نداشتيم که اينها اينگونه به طور سازمان يافته براي مقابله با ايران متشکل شده باشند. شک ندارم که برخي کشورهاي حاشيه خليج فارس دنبال تجزيه ايران و تغيير رژيم هستند. اين مثلث به شکل عملياتي سازمان يافته و فوق العاده جدي پيدا کرده و در سه سال گذشته تقريبا هر کاري خواستند ، کاخ سفيد انجام داده است. وقتي نتانياهو رسما اعلام مي کند که من بودم که به رئيس جمهور آمريکا گفتم از برجام خارج شود يا من بودم که به رئيس جمهور آمريکا گفتم که سپاه را سازمان تروريستي کند و فشار حداکثري را اجرا کند؛ هيچ وقت به اين گستاخي نبوده اند.


در اين سه سال گذشته وقتي خطوط سياسي امنيتي عليه ايران را مرور مي کنيم هدف اينها تجزيه، تغيير رژيم و ايجاد شورش و ناامني در کشور بوده و چند برنامه را به طور مشخص دنبال کردند.

اول: سعي کردند روابط ايران و آمريکا را به نقطه غير قابل بازگشت برسانند.يعني کاري کنند که حتي اگر رييس جمهور بعدي بخواهد به سياست تعامل به ايران بخواهد برگردد و مثل اوباما در قالب ديپلماسي مسايل را حل کند ،اصلا امکان اين را نداشته باشد هم مذاکره غير ممکن باشد هم تعامل و هم توافق.

تا زماني که مقام معظم رهبري و وزير خارجه و ساير مقامات ارشد مورد تحريم هاي امريکا باشند و يا سپاه را به عنوان سازمان تروريستي بدانند، مذاکره و يا تعامل غير ممکن است .اين مثلث شوم خيلي هدفمند جلو رفته اند و مي دانند که نقاط مهم چه نقاطي است و آنها را هدف قرار داده اند.

دوم: نابودي کامل برجام هست نه اينکه جنازه اي از برجام باقي بماند.اسراييلي ها فکر کردند اگربرجام باقي بماند کل معادلات منطقه رابرهم خواهد زد.

سوم: اسراييلي ها از فرصت آمريکا استفاده کردند تا فاتحه حق فلسطيني ها را بخوانند و بيت المقدس را به عنوان پايتخت اسراييل اعلام کنند و موضوع دو دولت را مختومه کنند که اين کار را تا حد زيادي جلو بردند.

چهارم: دنبال اين بودند که درگيري نظامي بين ايران و آمريکا بوجود آورند. برخي تحولات واقعي است مثلا اينکه سردار سليماني را ترور کردندو ايران هم پايگاه نظامي امريکا را زد. اما برخي تحولات که رخ مي دهد معلوم نيست پشت آن چيست مانند به زدن موشک به سفارت آمريکا که اين معلوم نيست از کجا سازمان دهي مي شود <آيا هدفش کشاندن آمريکا به جنگ عليه ايران است يا نه.

خط پنجم که اينها دنبال مي کردند وبا قراري رابطه امارات و اسراييل کليد فصل تازه اي را زدند؛ عادي سازي روابط کشورهاي عربي با اسراييل هست. امارات که در عمل شريک اول اقتصادي ايران است با کشور اسراييل ارتباط برقرار کرده اند. برخي کشورهاي عربي ديگر هم درصف برقراري روابط با صهيونيستها هستند.

ششم اينکه خصومت ايران با کشورهاي منطقه را به حداکثر برسانند نه تنها روابط ايران و آمريکا را بلکه رابطه بين کشورهاي عربي و خاورميانه با ايران را به خصومت حداکثري برسانند.

هفتم: اگر نتوانند ايران را تجزيه کنند و رژيم را تغيير دهند ، که نتوانسته اند؛ ايجاد يک بن بست کامل سياسي و اقتصادي و مالي بانکي ايجاد کنند که صد درصد راههاي همکاري و تکنولوژي بين ايران و کشورهاي پيشرفته بسته شود.

هشتم: جلوگيري از هر نوع اتحاد منطقه اي بين ايران و کشورهاي منطقه اي و مشکلاتي را در رابطه بين کشورهاي مهم همچون عراق و ترکيه و و ديگر کشورهاست .

اسراييل طرح سلطه بر خاورميانه را به پيش برده و اين واقعيتي است که تمام قدرتهاي عربي که قدرت ايستادگي در مقابل اسراييل را داشتند يا سقوط کردند يا فشل شدند؛ همچون ليبي عراق و سوريه و الان هم در ۱۰ سال گذشته همه فشارها روي ايران و ترکيه متمرکز کرده اند که اين دو قدرت را هم از پاي درآورند.

اينها سعي کردند نه تنها در سطح بين المللي بلکه در منطقه و همسايگان هم خصومت را با ايران به حداکثر برسانند.
 
 

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar