logo
  1. برگزیده
تحلیل ها

آیا اتحاد منطقه ای ایران و ترکیه شکل خواهد گرفت؟

منبع
ديپلماسي ايراني
بروزرسانی
آیا اتحاد منطقه ای ایران و ترکیه شکل خواهد گرفت؟

ديپلماسي ايراني/متن پيش رو در ديپلماسي ايراني منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست

مصاحبه عبدالرحمن فتح اللهي با جعفر حق پناه/ يکي از کشورهايي که در قبال توافق امارات متحده عربي براي عادي سازي روابط با اسرائيل از خود مواضع بسيار تندي نشان داد به کشور ترکيه باز مي گردد؛ مواضعي که حتي در برخي از مواقع رنگ و بوي قطع روابط ديپلماتيک آنکارا – ابوظبي داد. اين در حالي است که ترکيه نيز خود روابط تجاري، سياسي و امنيتي قابل توجهي با اسرائيل دارد. کشور ترکيه نخستين کشوري در جهان اسلام بود که اسرائيل را در تاريخ ۲۸ مارس ۱۹۴۹ به رسميت شناخت و در طول شش دهه گذشته نيز روابط گسترده اي بين دو طرف برقرار بوده است. به گونه اي که در دهه ۱۹۹۰ ميلادي آنکارا و تل آويو «متحدان استراتژيک منطقه اي» قلمداد مي شدند. لذا بايد ديد که مواضع تند ترکيه در برابر امارات براي عادي سازي روابط با اسرائيل ناشي از چه عوامل و پارامترهايي است؟ مهمتر آن که آيا بعد از اين موضع گيري تند آنکارا مي‌توان گفت که زمينه و بستر شکل گيري همکاري هاي بيشتر با جمهوري اسلامي ايران در منطقه فراهم شده است؟ ديپلماسي ايراني با محوريت بررسي اين مسائل، گفت وگويي را با جعفر حق پناه، کارشناس مسائل ترکيه، تحليلگر ويژه حوزه خاورميانه و استاد مدعو مطالعات منطقه اي دانشگاه تهران ترتيب داده است که در ادامه مي خوانيد:

طي ۴۶ روزي که از بيانيه رسمي ۱۳ آگوست/ ۲۳ آبان دونالد ترامپ مبني بر توافق ميان امارات متحده عربي و اسرائيل براي عادي سازي روابط ديپلماتيک و سياسي مي گذرد يکي از مهمترين کشورهاي مخالف و منتقد اين جريان در منطقه به ترکيه باز مي گردد. به گونه‌اي که رجب طيب اردوغان، رئيس جموهري ترکيه تنها يک روز پس از اين بيناه همتاي آمريکايي خود در سخنراني پس از نماز جمعه ۲۴ مرداد/ ۱۵ آگوست صراحتا عنوان داشت که بستن سفارتخانه ترکيه در ابوظبي و معلق ساختن روابط ديپلماتيک با امارات متحده عربي را در پاسخ به عادي سازي روابط اين کشور با اسرائيل مد نظر قرار خواهد داد. اين در حالي است که ترکيه نيز خود روابط تجاري، سياسي و امنيتي قابل توجهي با اسرائيل دارد. به هر حال کسي نمي‌تواند فراموش کند که کشور ترکيه نخستين کشوري در جهان اسلام بود که اسرائيل را در تاريخ ۲۸ مارس ۱۹۴۹ به رسميت شناخت و در طول شش دهه گذشته نيز روابط گسترده اي بين دو طرف برقرار بوده است. به گونه اي که در دهه ۱۹۹۰ ميلادي آنکارا و تل آويو «متحدان استراتژيک منطقه اي» قلمداد مي شدند. البته که با روي کار آمدن رجب طيب اردوغان با گرايش و نگرش اخوان المسلميني و به موازاتش روي کار آمدن دولت راستگراي افراطي نتانياهو در اسرائيل روابط ديپلماتيک دو طرف وارد تنش ها و بحران هايي شد. از نگاه شما اساساً آنکارا در اين دوگانگي و وضعيت پارادوکسيکال چه نگاهي را دنبال مي کند؟ آيا رطب خورده مي تواند منع رطب کند؟

در پاسخ به سوال شما بايد به چند نکته توجه داشته باشيم. اول اين که چرا شاهد مواضع تند از سوي مقامات و مسئولين ترکيه در خصوص اقدام امارات متحده عربي در عادي سازي روابط با اسرائيل بوديم، مي تواند ناشي از اين واقعيت باشد که آقاي رجب طيب اردوغان، رئيس جمهور ترکيه اصولاً فردي است که تند مزاج است و به سخنراني و نطق هاي آتشين بنا به دلايل مختلفي از جمله حفظ پايگاه اجتماعي خود در جامعه ترکيه مشهور است. هر چند که در کنار آن فضاي رسانه‌اي هم به طور يکپارچه در اختيار آقاي اردوغان است. لذا اين مسئله لحن تهاجمي و مواضع تند مقامات ترکيه در برابر امارات را پررنگ تر مي کند. نکته دوم ناظر بر اين واقعيت است که قدرت نرم و معرفي سبک دولتمداري و دولتمندي در ترکيه براي مقامات اين کشور اولويت و اهميت بسيار جدي دارد. در واقع از اين جهت آنکارا سعي مي کند خود به عنوان نمونه اي از کشورهايي معرفي کند که با اتکا به توان داخلي خود قابليت نظم سازي و در عين حال مشارکت فعال در حل و فصل برخي از بحران ها، تنش‌ها و اختلافات منطقه اي را دارد و به نفع جريان‌هاي خاصي از جمله جريان هايي که احساس مي کنند که صدايشان حذف شده است عمل مي کند؛ خواه اين صداي حذف شده مربوط به جريان اخوان المسلمين باشد يا اين جريان و صداي حذف شده مربوط به فلسطين باشد يا آوارگان سوريه. مضاف بر اين مسائل نمي‌توان گزاره اتحاد استراتژيک ترکيه و قطر را هم ناديده گرفت. به هر حال قطر هم در اين شرايط نمي‌توانست صداي بلندي از خود ساطع کند. چرا که به دليل انزوا در ميان کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس اين امر براي دوحه ميسر نيست. يعني با وجود آن که دوحه از نشان دادن مواضع تند، صريح و راديکال به دليل برخي محدوديت ها و اقتضائات منطقه‌اي خودداري کرد اين ترکيه بود که به جاي قطر صداي بلند و رساي اين کشور در مخالفت با امارات و بحرين براي عادي سازي مناسبات با اسرائيل شد. نکته سوم و مهمتر به اين واقعيت باز مي گردد که در شرايط حاضر خاورميانه، نه تنها ما با نظم منطقه‌اي همراه نيستيم، بلکه حتي يک ترکيب امنيتي نيم بند و در حال تثبيت در اين منطقه شکل نگرفته است. به همين خاطر منطقه غرب آسيا اکنون با يک وضعيت بسيار سيال و در عين حال شتاباني از جهت سرعت تحولات و تغيير موقعيت بازيگران رو به رو است و به تبع آن يقينا ما شاهد تغييرات مداوم الگوهاي ائتلاف و تضاد کشورها در کل منطقه مواجهيم. لذا در چنين شرايطي هيچ بازيگري نمي تواند موقعيت تثبيت شده اي را براي خود و يا براي رقيبش قائل شود. پيرو اين نکته نمي‌توان به طور قاطع گفت که برخي کشورها و به خصوص ترکيه به دنبال تنش دائمي با برخي از بازيگران منطقه مانند اسرائيل و در مرحله بعدي امارات متحده عربي و يا بحرين روي آورده است. پس وضعيت ترکيه و اسرائيل در برابر هم تابع همين وضعيت سيال، شتابان و غير تثبيت شده است. 

اتفاقا ذيل همين وضعيت است که نه آنکارا و نه تل‌آويو تمايلي به اتخاذ رفتارهاي هيجاني، احساسي و اقدامات راديکال از جني اقدامت ايدئولوژيک ندارند. لذا در مجموع، نه ترکيه و نه اسرائيل به جهت اقتضائات خاص سياسي، ديپلماتيک و ژئوپليتيک، نه مي‌توانند به يک ائتلاف و اتحاد کامل استراتژيک امنيتي، سياسي و اقتصادي پايدار روي آورند و نه مي توانند مانند تهران و تل آويو در مسير يک دشمني تمام عيار گام بردارند. اگرچه ترکيه و مقامات اين کشور طي بيش از چهل روز گذشته واکنش ها و مواضع تندي نسبت به اقدام امارات متحده عربي در عادي سازي روابط با اسرائيل از خود نشان داده اند و به موازاتش در آن سو روابط جدي سياسي، ديپلماتيک و اقتصادي آنکارا با تل آويو برقرار است، نمي توان آن را يک موقعيت پارادوکسيکال گفت. چون به هر حال وضعيت کشورهاي منطقه تقريباً همين حالت را دارد؛ يک وضعيت کاملاً غيرتثبيت شده که در آن هيچ بلوک بندي پايدار امنيتي و سياسي وجود ندارد. لذا چناني که اشاره داشتم الگوهاي ائتلاف و تضاد مرتب در حال تغيير و تحول است. از اين رو ترکيه هم در اين وضعيت به اصطلاح پارادوکسيکال خود، آميزه‌اي از همکاري و بعضا رقابت را پي خواهد گرفت. هر چند که به نظر مي‌رسد در کوتاه مدت و ميان مدت اين وجوه رقابتي به خصوص در حوزه سياسي، ديپلماتيک و امنيتي باشد که بر بعد همکاري ها غلبه پيدا کند. اما در عين حال بعيد مي‌دانم آنکارا تمايلي به تحت الشعاع قرار گرفتن مناسبات اقتصادي و تجاري خود با تل آويو، ابوظبي و منامه داشته باشد. بنابراين من معتقدم در حوزه مديترانه، منطقه شامات و مسئله فلسطين وجوه رقابتي سياسي، ديپلماتيک و امنيتي که بيشتر در دست دولت ترکيه قرار دارند پررنگ تر از قبل دنبال خواهد شد. پيرو اين نکته و در آن طرف هم قطعا اسرائيل هم  به همان ميزان به سمت تنش‌زدايي با کشورهاي رقيب ترکيه، چه در منطقه خاور ميانه و چه در منطقه مديترانه پيش خواهد رفت رود. البته به نظر مي‌رسد که ترکيه هم به دنبال نرمش و انعطاف سياسي نخواهد بود. چرا که اين کشور هم با توجه به توان و پتانسيل بالاي سياسي، امنيتي، نظامي و ديپلماتيکش قادر به ائتلاف سازي خواهد بود. البته آنکارا مي‌تواند روي منابع داخلي قدرت خود نيز اتکا کند. حال بايد ديد که شکل گيري اين وضعيت و صورت بندي جديد منطقه‌اي بعد از امضاي توافق ميان امارات و بحرين با اسرائيل چه وضعيتي را براي خاورميانه رقم خواهد زد؟

 علاوه بر چالش ترکيه با امارات متحده عربي ذيل عادي سازي مناسبات اسرائيل و همچنين نکاتي که شما به آن اشاره کرديد به خصوص در قبال نقش ابوظبي در تداوم وضعيت انزوايي دوحه به نظر مي رسد که تنش ميان امارات و ترکيه در سال هاي اخير بالا گرفته و دو کشور در مسايلي مانند اخوان المسلمين، کودتاي نظامي ۱۵ ژوئيه ۲۰۱۶ ميلادي عليه اردوغان، حضور در آفريقا، کودتاي مصر،  اوضاع سوريه و آخرين مورد در بحران ليبي رو در روي هم قرار گرفته اند. مجموعه اين شرايط سبب شده است که طبق برخي از اخبار و گفته امارات متحده عربي براي فشار بيشتر به ترکيه و به منظور موازنه امنيتي به سمت حمايت مالي، اطلاعاتي، لجستيکي و تسليحاتي از از نيروهاي پ.ک.ک گرايش پيدا کند. کما اين که در همين راستا يکشنبه هفته جاري، «مختار الموسوي»، عضو کميسيون روابط خارجي پارلمان عراق، امارات را به حمايت ادامه‌دار از پ.ک.ک در شمال عراق متهم کرد؛ با توجه به آن که اگر نگوييم کردهاي ترکيه و سوريه و به خصوص نيروهاي پ.ک.ک، پ.ي.د و ي.پ.گ مهمترين اولويت امنيتي ترکيه، چه در در حوزه داخلي و چه در سطح منطقه‌اي است، قطعاً يکي از اولويت هاي امنيتي آنکارا و از خطوط قرمز غير قابل عبور تکريه به شمار ي رود که مي تواند تا پاي جنگ و قطع رابطه ترکيه با هر کشوري که به سمت حمايت از کردها اقدام کند، کشيده شود. لذا اين جهت اين سوال پيش مي‌آيد که آيا امارات متحده عربي ريسک پذيرش تمام تبعات حمايت از پ.ک.ک را قبول کرده است؟ ايا مفروض حمايت از کردها از سوي امارات مي تواند گزينه مناسبي در ايجاد توازن با ترکيه گزينه مناسبي است؟

اتفاقاً يکي ديگر از دلايلي که باعث شد تا مقامات ترکيه مواضع و لحن تندي در برابر امارات متحده عربي ذيل توافق با اسرائيل در جهت عادي سازي روابط از خود نشان دهد به احتمال بالاي حمايت مالي، اطلاعاتي، لجستيکي و نظامي امارات متحده عربي از پ.ک.ک باز مي گردد. ذيل گفته شما در سوال قبلي تان زماني که اردوغان صراحتا عنوان مي کند که بستن سفارتخانه ترکيه در ابوظبي و معلق ساختن روابط ديپلماتيک با امارات متحده عربي را در پاسخ به عادي سازي روابط اين کشور با اسرائيل مد نظر قرار خواهد داد، شايد بخشي از مواضع تند رئيس جمهوري ترکيه ناشي از روابط امارات متحده عربي و حمايت ابوظبي از پ.ک.ک باشد. چون همانگونه که به درستي اشاره کرديد براي ترکيه مسئله کردهاي سوريه و کردهاي ترکيه، نه تنها يکي از مهمترين اولويت هاي امنيتي، بلکه مهمترين اولويت امنيتي، هم در سطح داخل و هم در سطح فراسرزميني و منطقه اي به شمار مي رود و جزء خطوط قرمزي است که ترکيه روي آن به شدت حساسيت دارد به گونه‌اي که حتي در مواقعي به واسطه حمايت از کردهاي ترکيه و سوريه کار به تنش با ايالات متحده آمريکا و اروپا نيز کشيده شده است. چون قطعاً مسئله کردهاي سوريه و ترکيه به طور مستقيم به تجزيه و بقاي اين کشور (ترکيه) مربوط مي شود. خصوصا آن که بين نخبگان سياسي و حتي مردم عادي ترکيه و افکار عمومي اين کشور مسئله تجزيه کماکان يک دغدغه بسيار جدي است. به ويژه آنکه مردم اين کشور در دوران عثماني يک بار شاهد تجزيه و فروپاشي بودند. بنابراين نگراني و ترس از تجزيه ترکيه بسيار جدي است و در سطح افکار عمومي، سياستمداران و نخبگان اجتماعي ترکيه به شکل جدي مورد بحث است. اتفاقا به وااسطه همين نگراني‌ها حتي برخي نگاه‌هاي توطئه نگر و توهم توطئه نيز در ميان رسانه ها و تعدادي از احزاب و شخصيت هاي سياسي ترکيه نيز رواج پيدا کرده است. امارات متحده عربي نيز با وقوف و اشرافي که به اين نگراني ترکيه در قبال مسئله کردها دارد، سعي مي کند از اهرم حمايت از پ.ک.ک به منظور رسيدن به منافع خود استفاده کند. بنابراين اين اخبار و گفته ها در خصوص حمايت ابوظبي از کردها براي ضربه امنيتي به آنکارا پر بيراه نيست. چون قطعا حمايت امارات متحده عربي از پ.ک.ک در جهت ايجاد موازنه امنيتي و ضربه زدن به ترکيه مي تواند آنکارا را از توجه به برخي مسائل منطقه اي باز دارد. البته اين نکته را هم بايد مد نظر قرار دهيم که امارات متحده عربي سبکي از حکومت داري انگليسي را در دستور کار قرار داده است. لذا در مسئله حمايت امارات متحده عربي از پ.ک.ک کمتر مي توان رد و نشاني و يا اسناد و مدارک در خصوص حمايت مستقيم ابوظبي از کردهاي ترکيه پيدا کرد. اما به هر حال بايد گزار افزايش تحرکات امارات متحده عربي در شمال عراق را جدي گرفت. 

به رقابت ترکيه – اسرائيل در منطقه مديترانه به خصوص شرق اين منطقه اشاره داشتيد. اسرائيل از سال ۲۰۱۳ با آغاز بهره‌برداري از ميدان گازي تامار در درياي مديترانه از وارد گننده گاز به صادر کننده آن بدل شد .در اين راستا بعد از قراداد صدور گاز اسرائيل به مصر در سال ۲۰۱۸، دوم ژانويه سال جاري ميلادي/۱۲ دي ماه ۹۸ شاهد بوديم که اسرائيل، يونان و قبرس طرح خط لوله گازي مديترانه شرقي موسوم به «ايستمد EastMed» را با حضور نيکوس آناستاسيادس، رئيس جمهور قبرس، کيرياکوس ميتسوتاکيس و بنيامين نتانياهو، نخست‌وزيران يونان و اسرائيل در آتن امضاء کردند؛ توافقي که به دنبالش کابينه اسرائيل با خط لوله انتقال گاز به قبرس و يونان و سپس از راه دريا به اروپا موافقت کرد. اين خط به طول ۱۹۰۰ کيلومتر ميادين گاز طبيعي شرق درياي مديترانه را به اروپا وصل مي‌کند. يک معامله شش ميليارد دلاري که براي اسرائيل حياتي است. لذا پيرو اهميت ژئوانرژيک منطقه مديترانه براي تل آويو، اسرائيل چالش جدي با ترکيه پيدا خواهد کرد. خصوصا که به نظر مي رسد طي نشست دولتي که در ژوئن با حضور نخست وزير يونان در اسرائيل برگزار شد، آتن، تل آويو، نيکوزيا و حتي قاهره در يک صورت بندي جديد ائتلافي، اهميت استراتژيک خود را در شرق مديترانه روي تقابل با آنکارا گذاشته اند. اتفاقا بعد از نشست دولتي ژوئن بود که شدت چالش‌هاي اسرائيل و شرکايش (يونان، قبرس و مصر) در شرق درياي مديترانه در رويارويي با رفتارهاي ترکيه بيشتر شد. اين در حالي است که در منطقه خاورميانه هم تحولات به شکل معناداري در حال تغيير است. در اين رابطه برخي از تحليلگران معتقدند که مهاجم خارجي جديدي که جهان عرب را تهديد مي‌کند، نه ايران است نه روسيه؛ بلکه ترکيه است. لذا به نظر مي رسد که کل کشورهاي حوزه شرق مديترانه از لبنان گرفته تا مصر، يونان، قبرس و اسرئيل و نيز منطقه کشورهاي حوزه خليج فارس در در صدر آن امارات متحده عربي در برابر ترکيه معترضند. حال بايد پرسيد که آيا رقابت هاي منطقه اي در شرق مديترانه به خصوص بين اسرائيل و ترکيه بر سر تصاحب منابع گازي سبب شده است که شدت انتقادات آنکارا نسبت به عادي سازي مناسبات امارات متحده عربي و بحرين با اسرائيل پررنگ تر از ساير کشورها باشد؟ آيا ترکيه با توجه به نگاه مشترک اين بازيگر، هم در منطقه شرق مديترانه و هم در کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس به سمت تبديل شدن به يک دشمن مشترک براي اين کشورها در حال حرکت است؟

 قطعاً مسئله رقابت ترکيه و اسرائيل بر سر تصاحب منابع گازي در منطقه شرق درياي مديترانه مي تواند چالش هاي نظامي و امنيتي را ميان آنکارا و تل آويو عميق تر کند تا جايي که تنش نظماي هم هم مي تواند در دستور کار قرار گيرد. 

اما به نظر مي رسد که ترکيه تمايلي به تنش ندارد. مويد آن هم به اقدام آنکارا در بازگشت کشتي اکتشافي «عروج رئيس» به نزديکي بندر آنتاليا باز مي گردد؟

اگر چه اين اقدام در دستور کار ترکيه قرار گرفت و از آن سو نيز مقامات يونان از ان استقبال کردند. ولي پيرو گفته هاي وزير دفاع ترکيه در مصاحبه با خبرگزاري دولتي آناتولي که گفته بود بازگشت کشتي ترک از شرق درياي مديترانه به اين معني نيست که ترکيه از حق و حقوقش در اين منطقه مي‌گذرد، بلکه هر رفتي، برگشتي دارد، مي تواند گفت که ترکيه به دنبال تثبيت حاکميت خود بر شرق مديترانه است. به هر حال رقابت هاي کشورها بر سر تصاحب ميدان‌هاي گازي در اين منطقه بسيار جدي است. اگرچه که به نظر مي‌رسد ترکيه در اين رقابت تنهاست و در آن سو شاهد ائتلاف قبرس، اسرائيل، يونان و مصر با حمايت اروپا و ايالات متحده آمريکا هستيم. اينها علاوه بر آن است که در آن سو اسرائيل اکنون بعد از ۷۰ سال خود را در موقعيت بسط روابط با کشورها مي بيند. چون تل‌آويو احساس مي‌کند از آن تنگناها و انزواي ديپلماتيک منطقه‌اي خارج شده است. در همين راستا و مطابق برخي تحليل ها اکنون اسرائيل به خودبسندگي نظامي و امنيتي رسيده‌ و ديگر نيازي به حمايت نظامي و امنيتي آمريکا براي بقاي خود ندارند. اين مهم سبب شده است که گارد اسرائيل براي تحقق يک سياست تهاجمي باز شود. بنابراين اسرائيل، هم در منطقه خاورميانه عربي و هم در منطقه شرق مديترانه دست به ائتلاف سازي هاي گسترده اي زده است و اين دو مسئله سبب شده است که تحولات هر دو منطقه، هم بر هم ديگر اثر بگذارد و مضافا از هم ديگر اثر بپذيرند. چون رقابت‌هاي منطقه‌اي شرق مديترانه بر سر تصاحب منابع گازي بين ترکيه با اسرائيل، قبرس، يونان و مصر سبب شده است که ترکيه اکنون به شدت منتقد نفوذ اسرائيل در منطقه خليج فارس و عادي سازي روابط با امارات متحده عربي شود. البته مشابه همين وضعيت براي ترکيه نيز وجود دارد. چون بعد از يک ثبات سياسي داخلي و رشد اقتصادي اکنون دولت اردوغان نيز طي سال هاي گذشته دست به يک سياست تهاجمي در مناسبات منطقه و فرامنطقه اي خود زده است. حضور گسترده در جنگ سوريه، ليبي و شرق مديترانه مي‌تواند مويد مهم باشد. در کنار آن بايد به تحول گشتالتي در ذهنيت نخبگان ترکيه و هيات حاکمه اين کشور شکل گرفته است اشاره کرد که تا حدود زيادي سبب شده نگاه آنکارا از منطقه اروپا و نواحي دوردست به حوزه‌هاي پيراموني ترکيه سوق داده شود. چون نوعي از ناسيوناليسم مذهبي اخوان المسلميني شاکله هويت ترکيه را در قرن بيست و يکم شکل داده است. در چنين شرايطي، هم ترکيه و هم اسرائيل که به فکر بسط نفوذ خود در مناطق پيرامونيشان هستند و سعي دارند در حوزه هاي جديدي حاکميت خود را محقق کنند، شکل گيري منازعه و رقابت امري اجتناب ناپذير جلوه مي کند؛ اين يک اصل است و يارگيري هايي که اسرائيل، هم در منطقه شرق مديترانه با همراهي قبرس، يونان و مصر و البته با حمايت آمريکا و اروپايي ها و همچنين عادي سازي مناسبات با امارات متحده عربي و بحرين داشته تابعي و فرع اين رقابت و منازعه است. در اين راستا رقابت ترکيه علاوه بر منطقه شرق مديترانه از سال ۲۰۱۵ ميلادي با کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس و به خصوص عربستان سعودي و امارات متحده عربي بيشتر شده است. البته بعد از قطع روابط رياض، ابوظبي، منامه و قاهره با دوحه به عنوان متحد ديپلماتيک آنکارا شدت اين رقابت را بيشتر کرده است.

 اگرچه که اسرائيل توانسته است در کشورهاي مديترانه شرقي بازيگراني چون قبرس، يونان، مصر و تا اندازه اي اردن را با خود همراه کند، اما در آن صورت وزن عراق، لبنان، سوريه، فلسطين و مواضع آنها در خصوص مديترانه شرقي مي تواند تعيين کننده باشد. آيا با توجه به همين رقابت‌هاي ترکيه بر سر تصاحب منابع گازي در منطقه شرقي مديترانه است و تلاش براي جذب نگاه آنها و ائتلاف سازي با اين بازيگران باقي مانده اين حوزه است که تحولات به سمت تنش هاي آنکارا با کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس، ذيل توافق بر سر عادي سازي مناسبات با تل آويو کشيده شده است؟

يقينا در سطح ايدئولوژيک و سياسي، از زمان شکست حزب حاکم در انتخابات شهرداري استانبول، رجب طيب اردوغان، رئيس جمهوري ترکيه در راستاي ايجاد مکانيسم‌هاي قوميتي اسلامي در مرکز سياست خارجي خود از جمله هدف قرار دادن اسرائيل کار کرده است، همانطور که اين امر در مقايسه کردن وي ميان بازگشايي مسجد اياصوفيه و آزادسازي مسجد الاقصي و ممهتر از آن انتقادات گسترده و جدي به توافق بر سر عادي سازي روابط امارات با اسرائيل نمود پيدا مي‌کند. اين در حالي است که به موازات اين امر و در سطح ژئواستراتژيک و اقتصادي، اردوغان بر تعيين نقشه ترسيم مرزهاي اقتصادي آب‌ها در شرق درياي مديترانه متمرکز است و اين مهم از خطوط قرمز اسرائيل است و چون اسرائيل با پاره‌اي از چالش‌ها در سطح منطقه‌اي و مشخصاً در سوريه، لبنان، ليبي، عراق و يمن مواجه است و همزمان با آن ترکيه هم توانسته حوزه نفوذ خود را در اين کشورها تعيين کند، پس احتمال نوعي ائتلاف سازي وجود دارد. زيرا که ترکيه به جز لبنان، در ساير کشورها به صورت کارآمدي فعال است. در کنار آن آنکارا با بلندپروازي‌هاي استراتژيک خود بر آينده شرق درياي مديترانه سايه افکنده است، به ويژه توافقي که ترکيه با دولت وفاق ملي ليبي در نوامبر ۲۰۱۹ منعقد کرد. اين امر، تعيين نقشه تقسيم آب‌هاي اقتصادي در شرق درياي مديترانه را به دنبال داشت. اينجا مي تواند دست برتر ترکيه شکل گيرد. نگراني‌هاي اسرائيل نسبت به توافق ليبي و ترکيه به اين دليل است که اين توافق به طرابلس مرزهاي آبي مشترک با آب‌هاي اقتصادي آنکارا مي‌دهد و بدين ترتيب، مصر مرزهاي مشترک با يونان نخواهد داشت، اين توافق همچنين حقوق يونان در جزيره کرت را ناديده مي‌گيرد. 

با توجه به نکاتي که شما اشاره کرديد صورت بندي ائتلافي در منطقه در حال تغيير است چون به نظر مي رسد که ترکيه براي ايجاد توازن در شرايط به دنبال پررنگ کردن ائتلاف با ايران است. به خصوص جمهوري اسلامي يکي از سه قدرت منطقه غرب آسيا در کنار ترکيه و عربستان سعودي است و از آن سو تنش مبنايي و ايدئولوژيک تهران - تل آويو، ايران را به گزينه مناسبي براي ايجاد ائتلاف و اتحاد با ترکيه بدل کرده است. ضمن آن که خود تهران نيز به اندازه ترکيه به اين ائتلاف در ايجاد توازن منطقه اي در برابر کشوهاي عربي حاشيه خليج فارس با محوريت عربستان نيازمند است. لذا بستر براي تعامل طرفين از اين جهت به شدت مهيا است. تحليل شما در اين رابطه چيست؟

 واقعيت آن است که بايد در استفاده از اين کلمات مانند ائتلاف، اتحاد و نظاير کمي بايد دقت کرد. چرا که هر کدام از اين کلمات بار معنايي خاصي را در علوم سياسي و روابط بين الملل دارد. همان گونه که پيشتر اشاره کردم در منطقه غرب آسيا يک نظم امنيتي باثبات و پايداري وجود ندارد. لذا نمي‌توانيم ترکيبات امنيتي پايداري هم از جنس ائتلاف سازي را در منطقه متصور باشيم. حتي در ائتلاف سنتي مانند ائتلاف ايالات متحده آمريکا و عربستان اکنون خدشه هايي وارد شده است. لذا به نظر مي رسد که در مورد ترکيه، نگاه اين کشور همانند جمهوري اسلامي ايران به منطقه غرب آسيا اين است که به نوعي احساس جدابودگي و جداشدگي دارد. يعني آنکارا نيز مانند تهران احساس مي‌کند که به سختي مي تواند متحدان طبيعي براي خود در منطقه خاورميانه پيدا کند. اين در حالي است که کشورهاي عربي منطقه به واسطه اشتراکات فرهنگي عربي به هر حال ذيل الگوهاي مشترک خود مي‌توانند متحدين طبيعي براي همديگر باشند. اما اين مسئله در خصوص جمهوري اسلامي ايران و ترکيه چندان مصداق ندارد. لذا من معتقدم ايران و ترکيه حداکثر مي توانند به سمت همکاري هاي پايدار يا مشارکت در امور راهبردي گام بردارند. اين نکته اي است که بايد روي آن توجه کرد. اگر بخواهيم در خصوص روابط ايران و ترکيه جدي تر و کمي عميق تر بينديشيم، نکته قابل تامل اينجاست که اين دو کشور (ايران و ترکيه) تنها دولت هايي هستند که به جهت پيشينه امر دولتمندي در اين دو کشور از قديمي‌ترين مرزهاي تثبيت شده و پايدار را بين خود برخوردارند. پس اين دو بازيگر از يک بلوغ و پختگي سياسي، ديپلماتيک و امنيتي بهره مند هستند که مي‌توانند مسائل را به راحتي بين خود حل و فصل کند. از اين جهت ايران و ترکيه به راحتي از خيلي از چالش ها گذر مي کنند. لذا با وجود آنکه برخي رقابت هاي منطقه اي بين تهران و آنکارا وجود دارد، اما هيچگاه اين اختلافات و رقابت ها به تنش بين ايران و ترکيه نينجاميده است. چون ما به سرعت شاهد نوعي از خود تنظيمي در روابط دو کشور ايران وترکيه هستيم. لذا در مجموع من اعتقاد دارم بايد شاهد افزايش سطحي از همکاري ها بين ايران وترکيه، هم در مناسبات دوجانبه و هم در خصوص تحولات منطقه‌اي باشيم. اما اين مهم نافي آن نيست که اين دو کشور، هم از نظر سخت افزاري و هم از جهت تعيين حوزه نفوذ منطقه اي با هم رقابت دارند. 

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar