سرمقاله کیهان/ انقلاب «هیهات منا الذله‌...!»

منبع
کيهان
بروزرسانی
سرمقاله کیهان/ انقلاب «هیهات منا الذله‌...!»

کيهان/ « انقلاب «هيهات منا الذله‌...!» » عنوان يادداشت روز در روزنامه کيهان به قلم سيد محمدسعيد مدني است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:
 
۱- «...الا ان الدعي ابن الدعي، قدرکز بين اثنتين، بين السله والذله، هيهات منا الذله»... وقتي در روز عاشورا، عمر بن سعد ابي وقاص تيري بر چله کمان نهاد و به سوي اردوگاه حسين(ع)‌ پرتاب کرد و آنگاه که معلوم شد شروع جنگ قطعي است، امام(ع ) سوار بر شتر (و يا اسبي) شد و در وسط ميدان، ميان دو سپاه قرار گرفت و در بخشي از سخنراني ناصحانه و هشدار‌دهنده‌اي که به گوش جماعتي که شکمشان از حرام پر بود، نمي‌رفت فرمود، «... ‌اي مردم اين ناپاک‌زاده پسر ناپاک‌زاده مرا ميان دو چيز مخيّر کرده است. ميان ذلت و شمشير، هيهات که ما تن به ذلت دهيم !» (به نقل از مقاتل و منابع تاريخي.)
۲- خيلي ساده و در يک کلام درگيري ميان ايران اسلامي و قدرت‌هاي چپاولگر و نظام شيطاني سلطه بر سر همين معناست. آنها ما را (وهمه را) ميان «ذلت» يا «شمشير» مخيّر کرده‌اند و اين ملت تصميم خود را گرفته و انتخاب خود را کرده و با برپايي انقلابي منبعث از مکتب ذلت‌ناپذير و انسان‌ساز در مقابل جهانخواران متکبر، قرص و محکم ايستاده و در پاسخ به تطميع و تهديد آنها و صداهاي سازشکاري و هويت‌باختگي که از حلقوم دنباله‌هاي داخلي آنها به گوش مي‌رسد، به تاسي از سرور آزادگان جهان(ع) قاطعانه و مردانه پاسخ مي‌دهد: «هيهات منا الذله»... ! انقلاب اسلامي مردم ايران، انقلابي عاشورايي است که براي اصلاح و سرفرازي اين ملک و ملت برپاشده است‌ و... دشمنان حتي از بعضي صاحبان شناسنامه ايراني اين را خوب فهميده‌اند و... نبردي بي‌امان و صريح را عليه اين مردم و انقلاب آنها به راه انداخته‌اند.
۳-دشمن مغرور براي درهم شکستن مقاومت کم‌نظير مردم ايران و ناکام کردن تجربه عزتمداري و استقلال‌خواهي و استکبارستيزي او ۴۲ سال است که با همه توان و تجربه، بي‌امان و ديوانه‌وار عليه اين ملک و ملت هجوم آورده است. اما علي‌رغم وسعت و شدت تهاجمات او در عرصه‌هاي مختلف سياسي ، فرهنگي، اقتصادي و تنوع شيوه‌ها (از داخل و خارج) اولاً؛ راه به جايي نبرده و در رسيدن به هدف اصلي خود که براندازي و محو نظام جمهوري اسلامي و شکست انقلاب اسلامي و اثبات تئوري «پايان تاريخ» و برتري تمدني غرب، در برابر ايمان يک ملت، ناکام مانده است، ثانياً؛ هر چقدر هم که زمان مي‌گذرد، با رفتار عصبي و ضد‌بشري و زورگويانه و مرتجعانه خود که کاملا برخلاف ژست دمکرات‌منشانه و ظاهر متمدنانه‌اي که از خود ساخته و شعارهايي که آن را در ذات تمدن غربي معرفي مي‌کرد، ماهيت واقعي تجاوزکارانه و جنايتکارانه خود را بيشتر و بيشتر آشکار مي‌سازد و موجب نفرت و رويگرداني ملت‌هاي جهان (حتي جهان غرب) مي‌شود. تا آنجا که در نظرسنجي‌ که اخيرا از سوي «بنياد اتحاد دموکراسي‌ها» صورت گرفته و توسط روزنامه گاردين منتشر شده ۵۳ کشور جهان، آمريکا را بزرگ‌ترين تهديد عليه دموکراسي‌ها مي‌دانند...» ! و ثالثا؛ بهتر و بيشتر معناي سخن آن رهبر بزرگ و تاريخ‌ساز يعني خميني کبير را به اثبات مي‌رساند که ابرقدرت‌ها و در رأس همه آمريکا در مقابله با انقلاب اسلامي«هيچ غلطي» نمي‌توانند بکنند و بدون شک «اسلام، ابر‌قدرت‌ها را به خاک مذلت خواهد نشاند» !
۴-تاريخ و تجربه نشان مي‌دهد هر ملتي که براي دفاع از هويت اعتقادي و شخصيت فرهنگي و استقلال و شرف ملي در برابر دشمني‌ها و تجاوزات با ايمان و اتحاد و انگيزه مقاومت کند و تاب‌آوري و صبر بيشتري به خرج دهد، نه‌تنها ضعيف نمي‌شود بلکه آبديده‌تر و مقاومتر مي‌شود و اين دشمنان و متجاوزان هستند که با گذشت زمان فرسوده و خسته و در نهايت از ميدان بدر مي‌روند. اين قانون تاريخ و سنت الهي حاکم بر روزگاران بوده که استثناءپذير هم نيست و در تاريخ براي آن نمونه‌ها و مثال‌هاي فراوان مي‌توان يافت. تازه‌ترين و ملموس‌ترين نمونه مقاومت مومنانه ملت ايران است که ايمان و اتحاد در آن دو عنصر بي‌بديل هستند که در مقاومت شرافتمندانه يک ملت در برابر سختي‌ها و تنگناهاي ناشي از شرارت دشمن و ضربات مادي و معنوي عناصر نفوذي، کوتاهي‌ها و بدعملي‌هاي برخي مديران و مسئولان وا داده و مرعوب، نقش اصلي را بازي مي‌کنند، اين است که مي‌بينيم از ابتداي انقلاب تا امروز، تمام تلاش‌هاي تبليغاتي و مزورانه دشمن روي حمله به باورهاي ديني و اعتقادي مردم و تضعيف اتحاد در صفوف به هم فشرده آنها متمرکز است. همين تاريخ و تجربه به ما مي‌گويد که تا ملتي از «درون» ضعيف نباشد و نقطه ضعف نشان ندهد، دشمن خارجي و روياروي هرچقدر هم قوي باشد نمي‌تواند او را به تسليم و شکست وادار نمايد.

تاريخ صدر اسلام شايد يکي از بهترين نمونه‌ها براي اثبات و درستي اين اصل تاريخي باشد. آنجا که روزگار پيامبر(ص)، مظهر پيروزي اسلام در مصاف با کفر بي‌نقاب و مشرکان مستکبر است، اما دوران حضرت علي(ع) نماد رخنه و نفوذ نفاق و ايجاد تشتت و چند دستگي ميان مردم و تحريک جريانات بي‌بصيرت و فريب خورده، در مصاف با کفر نقاب زده و... بالاخره سوار شدن بني‌اميه پليد برگرده مردم و پوشيدن رداي جانشيني پيامبر(ص) توسط عناصر فريبکاري چون معاويه و افراد فاسد و فاسقي چون يزيد و...
۵- تکليف روشن است. اگر قرار بر مقاومت است و دفاع جانانه از شرف و عزت و استقلال منجر به آبادي اين سرزمين و رفاه و سرفرازي اين مردم(که هست)، تکيه بر درس‌ها و عبرت‌هاي تاريخ، توصيه‌هاي مکتب و سنت و سيره بزرگان و امامان(ع) و بالاخره تجربيات گرانبها و ارزشمند ۴۲ سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي،ضرورتي غيرقابل انکار است. و اين‌ها همه به صراحت مي‌گويند و تاکيد مي‌کنند که ما براي تحقق اهداف ملي و انقلابي راهي جز تکيه بر خويشتن و چنگ‌زدن به ريسمان وحدت و حفظ وحضور مردم در صحنه نداريم. 
لحظه به لحظه۴۲ سالي که گذشته بيانگر اين واقعيت است که در هرجا و هر وقت و هرچقدر بيشتر در مصاف با توطئه‌ها و شرارت‌هاي دشمنان، به اصول و ارزش‌هاي اعتقادي و اصول تاريخي و مهم‌تر از همه به تعبير ظريف و دقيق رهبرانقلاب «حضور بي‌بديل و بي‌جايگزين» مردم تکيه کرده و چشم اميد به دشمن بي‌رحم و مروت نداشته‌ايم. بر موانع و مشکلات فائق آمده‌ايم و هرجا خلاف اين رفتار شده خاصه کساني که در مقاطعي صاحب پست و مسئوليت‌هاي حساس شده و مطالبات و انتظارات ملت را نه از زبان ملت و واقعيت‌هاي غير‌قابل انکار تاريخي و اجتماعي که از زبان دشمن فريبکار و اغواگر شنيده، و لاجرم منزل و مقصد را غلط تشخيص داده و خواسته و ناخواسته در زمين بدخواهان بازي کرده؛ دشمن شاد شده و لاجرم اعتراض و انتقاد ملت را عليه خود برانگيخته است.
۶- شعار و ادعاي مردمي بودن خوب است اما اثبات مردمي بودن با استدلال و بحث‌هاي طلبگي و آکادميک و تئوريک ممکن نمي‌شود. دولتي که خود را «مردمي» مي‌داند، بدون اينکه با حرف بخواهد اين معنا را ثابت کند بايد حتما نشانه‌ها و مشخصاتي را در ذات و عملکرد خود داشته باشد. براي مثال رعايت اصل «شايسته‌سالاري» يکي از بارزترين اين نشانه‌هاست. دولت علي بن ابي طالب(ع) دولتي مردمي است چون ايشان براي مردم حرمت و شان قائل بود و اجازه نمي‌داد در زمان خلافت خود حتي براي لحظه‌اي افراد ناباب و فاسد و فرصت‌طلب بر مصدر امور مردم و جامعه قرار بگيرند. امير مومنان(ع)در پاسخ به کساني(مثل مغيره بن شعبه) که در آغاز خلافت، به ايشان يا از سر دلسوزي يا اغراض باندي و سياسي توصيه مي‌کردند بعضي از واليان فاسد و جاه‌طلب را فعلا عزل نکند تا بعد از اينکه قدرت سياسي ايشان تثبيت شد، آن وقت به حسابشان برسد، صريحا مي‌فرمود: «والله لا ادهن في ديني،ولا اعطي الدني في امري» (به خدا سوگند من در دينم مداهنه نمي‌کنم و امور مملکت را به دست افراد پست نمي‌سپارم).
در دولت مردمي هرگز نالايقان فرصت‌طلب، طماعان خائن به بيت‌المال و سست عنصران دل در گروي دشمن داده، اجازه ندارند که امري از امور مردم را به عهده داشته باشند... مهم‌تر از همه دولت مردمي دولتي است که «مردم» را دقيقا بشناسد. مردم را در عالم خيال و توهم، تصور و تعريف نکند، بدتر و مهلک‌تر از همه مردم را از زبان دشمن و القائات و سمپاشي‌هاي او نشناسد و آن وقت بر اساس اين شناخت غلط، باور کند که اين ملت از فرهنگ و اعتقادات و دين و انقلاب و کشور و همه چيز خود خسته و پشيمان است و براي عذر‌خواهي و عقب‌نشيني و کنار آمدن با «کدخدا» با هر قيد و شرطي بي‌تابي مي‌کند! و... 
و عمر زودگذر و با ارزش مسئوليتي خود (و در واقع مردم و مملکت)را به راضي‌کردن کدخدا و غفلت از درون، هدر دهد. 
۷- خوشبختانه دولت سيزدهم که سخت بر «مردمي بودن» خود تاکيد مي‌کند و رئيس‌جمهور ‌محترم (ازجمله در مراسم تحليف)خود را «خادم همه جمهور و خدمتگزار بيش از ۸۰ ميليون نفر جمعيت» ايران مي‌داند، هنوز به کار آغاز نکرده با نشانه‌ها و رفتارها و شعارهايي که مي‌دهد اين اميدواري را در نزد ملت بزرگ ايران ايجاد کرده که «مردمي» هم عمل کند. براي مثال اين دولت و رئيس ‌محترم آن به جاي رويا بافي و وعده مذاکره و کنار آمدن با کدخدا، با واقع نگري، براي فائق‌آمدن بر مشکلات، از همين آغاز ضمن تاکيد بر حل مشکل تحريم و روابط محترمانه با دنيا، تکيه بر ظرفيت‌هاي مادي و معنوي دروني و احياي ارزش‌هاي اعتقادي و فرهنگي را سياست اصلي خود براي رسيدن به اهدافي چون عدالت‌گستري و فسادستيزي و حل و رفع مشکلات مردم و جامعه اعلام کرده است. همان ارزش‌هايي که عزت‌آور است و ذلت مومنان را در برابر يزيديان هميشه تاريخ برنمي‌تابد، همان ارزش‌هايي که اصولا اين ملت به عشق حاکميت آنها برکاروبار حيات فردي و جمعي خود انقلاب کرد، بساط دخالت و چپاولگري سلطه‌گران را پايان داد و بستر رشد و تحول و آباداني را فراهم آورد. و بالاخره همان ارزش‌هايي که ريشه در اعتقادات عميق اين ملت به اسلام و به مکتب علي(ع) و عاشورا و... دارد و با جان و خون او آميخته و قرن‌ها و سال‌ها در گذرگاه‌هاي تاريخ آنها را فرياد زده و با فداکاري‌ها و جانبازي‌ها و شهادت‌ها، بسط و حاکميت آنها را مطالبه کرده است. دولت مردمي سيزدهم که خود را « از اصحاب ما مي‌توانيم»، مي‌داند، وعده داده است با تکيه بر همين ارزش‌هاي اعتقادي و ملي، به جنگ مشکلات و موانع ساختگي و ساختاري؛ داخلي و خارجي اين ملک و ملت برود... و تجربه و تاريخ نويد مي‌دهد در اين صورت با همه سختي‌ها و موانع موجود، موفقيت قطعي و پيروزي حتمي است. و از اين هم بالاتر، خداوند بارها در کتاب خود در اين باره به مومنان و عاملان، وعده داده، که: «... و من يتق الله يجعل له مخرجا» (طلاق/۲)

 

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar