نماد آخرین خبر
  1. جذاب ترین ها
کتاب

مردی که به محل فاجعه برگشت

منبع
ايسنا
بروزرسانی
مردی که به محل فاجعه برگشت

ایسنا/اگر دنیای محمدعلی علومی عوض نمی‌شد، امروز ۶۳ ساله می‌شد.

محمدعلی علومی اگر ۱۶ اردیبهشت سال گذشته (۱۴۰۳) رخت از دنیا نمی‌بست، امروز ۶۳ ساله می‌شد. او که در کارنامه‌ خود رمان‌های «سوگ مغان»، «آذرستان»، «ظلمات»، «اندوهگرد»، «پریباد»، «داستان‌های غریب مردمان عادی»، «هزار و یک شب نو»، «خانه کوچک» و «عطای پهلوان » را دارد، متولد ۱۶ فروردین سال ۱۳۴۱ بود. در سال  ۱۳۵۸ و در ۱۸ سالگی وارد تهران شد و در فضای دانشگاه تهران و دانشکده علوم سیاسی حضور یافت.

رمان «آذرستان»‌ این نویسنده در سال ۷۷ کتاب برگزیده سال از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت و رمان طنز «شاهنشاه در کوچه دلگشا» برنده ۳۰ سال رمان طنز ایران شد.

علومی که تلخی زلزله بم را چشیده بود، سال‌ها ننوشت؛ «بعد از زلزله‌ بم، مدتی چیزی نمی‌نوشتم و این ننوشته‌ها روی هم جمع شد که همین امر سبب شد در یک سال چند رمان متفاوت‌ نوشته و جمع‌بندی شود که به نوعی همه‌ این کتاب‌ها را تحت تأثیر زلزله‌ بم نگارش کرده‌ام.» منظورش کتاب‌های «ظلمات»، «پریباد» و «در سوگ مغان» بود. البته در سال‌های اخیر هم کم می‌نوشت و می‌گفت: «دورخیز می‌کنم که بنویسم اما تا می‌خواهم شروع کنم دستم به قلم نمی‌رود.»

او در زمینه طنز کتاب‌های بسیاری نوشته بود؛ «شاهنشاه در کوچه دلگشا»،  «بررسی انواع طنز در خارستان اثر حکیم قاسمی کرمانی»، «طنز و شیوه‌های داستانی در بوستان»، «انواع طنز در گلستان سعدی» و «طنز در دوره پهلوی با نقد و بررسی آثار طنزنویسان آن زمان»، ««وقایع‌نگاری بن‌لادن یا تاریخ عالم آرای طالبان» و «جناب آقای دیو». اما در سال‌های اخیر می‌گفت: «سختی‌های زندگی آن‌قدر زیاد است که طنز هم دیگر جواب نمی‌دهد و به سختی کسی بتواند بخندد.» هرچند گفته بود:  «ما طنز را نمی‌شناسیم، بنابراین جک‌های اینترنتی و پیامک‌های جک غیراخلاقی را به حساب طنز می‌بینیم و آثار هستی‌شناسانه را که طنز هستند، طنز محسوب نمی‌کنیم. این نگاه عامه مردم ما به طنز است.» او معتقد بود: «طنز با ممیزی جور درنمی‌آید و یک طنزنویس نمی‌تواند در شرایط ممیزی کار کند؛ در دوره‌هایی که محدودیت و ممنوعیت نبود طنزنویسی و طنزنویسان دارای قدرت شدند. در شرایط فعلی و گرانی و تورم زیاد، شور و نشاطی برای طنزنویسان نمی‌ماند. درصد زیادی از مردم دچار افسردگی شده‌اند و نمی‌دانم آیا می‌خواهند فکری برای این موضوع داشته باشند یا نه؟ می‌دانم افسردگی به حد خطرناکی رسیده و حتی از حد خطرناک هم گذشته است.»

اسماعیل امینی، شاعر، طنزپرداز و استاد دانشگاه یکی از ویژگی‌های طنزهای علومی‌ را زبان پخته آن‌ها خوانده و گفته است: «کتاب‌های علومی خواندنی است، اگرچه علومی از جریان‌های رایج طنزنویسی امروز تبعیت نمی‌کرد و با روش خود می‌نوشت. از طرف دیگر علومی نسبت به ادبیات جهان هم اشراف و ‌آشنایی کامل داشت، ادبیات جهان را خیلی خوب مطالعه کرده و از آن غافل نبود و می‌دانست که در کشورهای دیگر در حوزه قصه‌نویسی و طنز چه می‌گذرد.»

علی‌اصغر شیرزادی، داستان‌نویس و منتقد ادبی در زمان حیات محمدعلی علومی، درباره او گفته بود: «محمدعلی علومی نه از دیدگاه من و نه با پسند ادبی من بلکه از دیدگاه وسیع‌تری و متکی بر شناخت نسبی که از کارهای او دارم، نویسنده‌ای یکه و یگانه است. او به هیچ‌وجه اهل روابط عمومی نبوده و نیست و وارد هیچ گروه ادبی مشخصی نشده است؛ کسانی که مدعی کارهای مدرن و احتمالا پسامدرن هستند، مدتی دور هم جمع شده و بعد پراکنده می‌شدند.»

او تأکید کرده بود: «محمدعلی علومی شبیه هیچ داستان‌نویسی نیست، خویشتن خویش است. می‌شود گفت عیاری و رندی نجیبانه‌ای دارد، ذهنیت و تخیل نیرومند و رهایی‌اش در کار که به نظرم  شگفت‌انگیز است و هیچ پیش‌زمینه و حرکت از پیش اندیشیده‌شده‌ای ندارد، این‌که به صورت مکانیستی کارها را پیش ببرد. علومی نویسنده‌ای است که در کار بسیار بسیار خنده‌های معصومانه و کودکانه و گریه‌های لرزآور مردانه‌ای دارد.»

اسماعیل امینی نیز درباره او گفته است: «علومی از لحاظ جهان‌نگری و نوع نگاه به موضوعات استقلال داشت. او جهان‌نگری خود را به همه چیزهایی که رایج است و طرفدار دارد، ترجیح می‌داد و شاید به همین دلیل بوده که هیجانات روزمره در کار آقای علومی بازتابی نداشت. در نوشتن هم آنچه را برای خودش تکیه‌گاه اندیشه حساب می‌شد، ترجیح می‌داد.»

علومی چندسالی بود به «بم» زادگاه خود بازگشته بود و به تنهایی زندگی می‌کرد و شانزدهم اردیبهشت در این شهر درگذشت. او در آخرین گفت‌وگویش با ایسنا گفته بود: «در جامعه ادبی‌مان سبک داستان‌نویسی نداریم و کسی که سبک دارد، دچار تفرد روان می‌شود که خیلی هم دردناک است زیرا از هیچ طرف حمایت نمی‌شود، این نویسنده نه حاضر می‌شود ادبیات دستوری را به کار برد و نه ادبیات تقلیدی برایش جالب توجه است، بنابراین دچار تفرد روانی می‌شود. بهتر است واضح بگویم خودم واقعاً نه ادبیات ژدانفی و دستوری را قبول می‌کنم و نه ادبیات تقلیدی را، اما خب فردیتی که آدم پیدا می‌کند تحملش سخت می‌شود، خیلی سخت. آدم خوشحال می‌شود در جامعه ادبی باشد اما وقتی می‌گویند نویسنده قرن نوزدهمی هستی، پست‌مدرن نیستی، نویسنده نیستی، آدم ترجیح می‌دهد تنها شود که این تنهایی، تنهایی خوشحال‌کننده‌ای نیست بلکه سخت و دردناک است.»

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar