


ایرنا/ استاد شهید مرتضی مطهری در دهه ۴۰ طی سخنرانیهایی به برخی از مسائل روز آنزمان همچون اتحاد اسلامی و جنبشهای دینی و غیردینی پرداخته که به تازگی در کتاب «علل انحطاط مسلمین بعد از دوره عظمت» به چاپ رسیده است.
کتاب «علل انحطاط مسلمین بعد از دوره عظمت بهضمیمه مساله تقیه، جنبشهای دینی و غیر دینی و اتحاد اسلامی» برگرفته از سخنرانیهای استاد شهید آیتالله مرتضی مطهری توسط انتشارات صدرا در ۱۲۷ صفحه قطع رقعی و در هزار نسخه به چاپ رسید.
در مقدمه آمده است: کتاب حاضر از چهار بخش تشکیل شده است. بخش اول تحت عنوان «علل انحطاط مسلمین بعد از دوره عظمت» تنظیم و تدوین شده دو سخنرانی و قسمت موجود از یک سخنرانی استاد شهید آیت الله مطهری تحت همین عنوان در سال ۱۳۴۲ و چند ماه پس از قیام ۱۵ خرداد و ظاهراً برای جمعیتهای مؤتلفه اسلامی است که به تازگی تشکیل شده بود و امام خمینی (ره) چند نماینده از طرف خود از جمله آیت الله مطهری را به این گروه معرفی کرده بودند و مطابق نقل برخی از اعضای این گروه، استاد مطهری بر کارهای فکری و ایدئولوژیک تاکید داشتند و این سخنرانیها محصول همین تاکید ایشان است.
بخش دوم کتاب در موضوع تقیه است که از طرف برخی افراد، اعتقاد و عمل به آن یکی از علل انحطاط مسلمین ذکر شده و استاد در این بخش موارد تغییر و برخی اشکالات وارد بر آن و پاسخ آنها را بیان کردهاند. این بخش نیست تنظیم و تدوین شده چهار سخنرانی آن اسلامشناس فرزانه در سال ۱۳۴۴ و ظاهرا برای همان جمع است.
جنبشهای دینی و غیر دینی، بخش سوم این کتاب را تشکیل میدهد و شامل دو سخنرانی در همان جمعیتهای مؤتلفه اسلامی است که تاریخ آن مشخص نیست ولی قاعدتاً باید در فاصله سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۴ باشد... این بخش توجه ویژه استاد مطهری به تحولات اجتماعی کشور و بلکه دنیای اسلام را آشکار میسازد. در این بخش، تاکید ایشان بر آن است که جنبشهای دینی باید دارای نقشه و از روی فکر باشد تا بتواند در مقابل جنبشهای غیر دینی موثر بوده و حرکت مذبوحانه محسوب نشود.
مطالب این سه بخش فضای فکری جامعه ما را در سالهای بعد از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا حد قابل توجهی نشان میدهد. بخش چهارم کتاب شامل یک سخنرانی استاد شهید با موضوع اتحاد اسلامی است که در حدود سال ۱۳۴۷ به احتمال قوی در حسینیه ارشاد ایراد شده است. نوار صوتی این سخنرانی نیز در دست نیست و تنظیم و تدوین آن بر روی متنی انجام شده که در همان زمان از نوار صوتی پیاده شده و در اختیار استاد قرار گرفته است. مطالب این بخش نیز بحث مفیدی برای همه زمانها خصوصاً امروز ما با توجه به گرفتاری کشورهای اسلامی در موضوع فلسطین است و میتواند در اتحاد بیشتر ملت ایران و نیز ملتهای مسلمان موثر باشد. (صفحه ۱۰ و ۱۱)
دو قسمت از این سخنرانیها را مرور میکنیم:
خودمان را با اسلام «متر» کنیم
جنگهای صلیبی از آن قسمتهایی از تاریخ است که در سرنوشت ممالک اسلامی و در این انحطاطی که ما امروز داریم، خیلی اثر کرده است. کتابی چند وقت پیش خواندم و تعجب کردم از نویسندهاش با آن سوابق لادینی و لامذهبی که دارد. روح این کتاب از اول تا به آخر این بود که از زمان پایان جنگهای صلیبی تا امروز، آنچه بدبختی بر سر اسلام و مسلمین آمده است، به دست فرنگیها بوده است. از آن روز که اینها آمدند با این حریف جنگیدند و مغلوب شدند، نقشه از بین بردنش را کشیدند.
آن کتاب معتقد است -و دلیل ذکر میکند- که حمله مغول معلول جنگهای صلیبی است. بعد از ۲۰۰ سال که فرنگیها مأیوس شدند از اینکه مسلمین را شکست بدهند، آمدند از طرف مشرق شروع کردند به تحریک کردن، از آنجا این سیل را روانه مسلمین کردند. همان کتاب میگوید بعد دیدند این هم نتوانست مسلمین را محو کند. چون مغول در عالم اسلام محو شد. تیمور را ایجاد کردند. دیدند با این هم نشد. در جنگهای عثمانی و صفوی نیز انگشت اینها خیلی نمایان بود و بالاخره در آنچه تا امروز میبینید، دست اینها در کار بوده است.
پس مطلب اساسی این است که ما باید خودمان را با اسلام «متر» کنیم، ببینیم آیا جامعه ما و مردم ما مردمی هستند منطبق بر برنامه اسلامی و بدبخت هستند یا منحرف از برنامه اسلامی و بدبخت هستند و اگر ثابت کردیم -که خیلی واضح هم هست- که اینها مردمی هستند منحرف از برنامه اسلامی، آن وقت باید علل انحراف را به دست بیاوریم و در این علل انحراف، خیلی قضایای تاریخی را باید به دست بیاوریم که یکی از آنها جنگهای صلیبی است. قبل از جنگهای صلیبی هم علل انحراف وجود داشته است. (۳۲ و ۳۳)
از مارکوپولو تا کریستف کلمب
جنگهای صلیبی، سرنوشت دنیا را عوض کرد. در جنگ اول، مسیحیها آمدند سراغ فلسطین، همین فلسطینی که الان در دنیا مساله است. جنگ بر سر همین فلسطین بود منتها حالا یهودیها مدعی هستند. آن وقت مسیحیها مدعی بودند به عنوان اینکه زیارتگاه قبر مسیح است، قریب ۹۰ سال آنجا را در اختیار داشتند. در طول این مدت به کلی فلسطین خراب شد. بعد مسلمین آنجا را گرفتند. مسیحیها بار اول بر مسلمین فاتح شدند و آنجا را گرفتند ولی بار دوم شکست خوردند، بار سوم هم شکست خوردند.
در طول ۲۰۰ سال هشت بار به جنگ مسلمین آمدند تا اینکه مایوس شدند و فهمیدند که دیگر نمیتوانند با مسلمین بجنگند و بیت المقدس هم به کلی از دستشان رفت و به دست مسلمین افتاد. بعد برگشتند و سر جای خودشان نشستند ولی در طول این ۲۰۰ سال به اقرار تمام مورخینِ محقق، مسیحیها در اثر ارتباطی که با مسلمین برقرار کردند، آدم شدند. خود جنگ ارتباطهای تجارتی زیادی برقرار کرد و مصالحی قهرا ایجاد میشد.
بعد از آن که اینها به این منطقه آمدند، صنایع مسلمین را یاد گرفتند، مسافرانشان آمدند و سفرنامهها نوشتند. این مارکوپولوی معروف بعد از همین قضایاست که به ایران آمده است و مدتها در دربار خانهای مغول بوده است. بیست و چند سال در کشورهای اسلامی گردش کرد، بعد رفت یک سیاحتنامه و یک سفرنامه نوشت که میگویند سفرنامه او بزرگترین اثری است که در اروپا منتشر شد و افکار اروپایی را منقلب و متحول و آنها را متوجه و بیدار کرد متن تاریخ را عرض میکنم.
مارکوپولو سیاحی بود که مدتها در بلاد اسلامی سیاحت و هندوستان را خیلی توصیف کرده بود. کریستف کلمب معروف که آمریکا را کشف کرد، در اثر خواندن سفرنامه مارکوپولو این حس در او پیدا شد که از راه مغرب یعنی از آن طرف دنیا بیاید به طرف هندوستان، بدون این که بداند آمریکایی هم در دنیا هست. به قصد آمدن به هندوستان با کشتی حرکت کرد، آمد و آمد. وقتی که به آن سرزمین رسید، خیال کرد که به هندوستان رسیده است. از آنجا طلا و وسایل و دو تا آدم آورد. سه سفر دیگر هم رفت و مُرد و نفهمید که آمریکا را کشف کرده است. نوشتهاند این حرکتش هم در اثر این بود که مسلمین به تازگی قطبنما را اختراع کرده بودند.(۵۰ و ۵۱)